رعایت حقوق معلم و شاگرد

بدون نظر »

حقوق معلم و شاگرد از نظر امام سجاد (ع)
حق کسى که با علم ، تو را تربیت مى کند. این است که ، او را بزرگ بدارى ، وقار محضر او را نگاه دارى .
به کلامش خوب گوش بسپارى .به سوى او رو کنى ، صدایت را بر او بلند نگردانى .
اگر کسى از معلم تو سوالى پرسید، تو پاسخ ندهى ، تا معلم خود جواب گوید.
در مجلس او، با دیگرى سخن نگویى .
نزد او از دیگران ، غیبت نکنى .
اگر کسى از او، نزد تو بدگویى کرد، حریم او را پاس دارى . زشتى هاى او را بپوشانى . و نیکى هاى او را آشکار کنى .
با دشمن او همنشینى ننمایى ، و دوست او را دشمن ندارى .
چون چنین عمل کنى ، فرشتگان خداى عزوجل به نفع تو گواهى مى دهند، که تو او را براى خداى عزوجل خواستى . و براى خدا از محضر او کسب علم کردى . نه براى مردم .
و اما حق کسى که در علم ، زیر دست تو است .این است که :
بدانى خداى عزوجل ، در علمى که به تو بخشیده ، تو را قیم بر آنان قرار داده است . و از خزائن خود بر تو گشوده است .
پس اگر در تعلیم مردم بکوشى ، و با ایشان بدرفتارى ننمایى . و بر آنان دلتنگ نشوى ؛ خداى از فضل خود، بر تو زیاده مى کند.
و اما اگر علم خود را از مردم ، دریغ دارى ، یا با مردم هنگامى که از تو کسب دانش مى کنند، مهربان نباشى ، بر خداى عزوجل حق است که علم و نور علم را از تو سلب کند، و جایگاه تو را از دلها پایین بیاورد

رعایت حقوق عبادات

بدون نظر »

حقوق عبادت از نظر امام سجاد (ع)
حق نماز، این است که :
بدانى راه یافتن به درگاه خداوند عزوجل است ، و تو در حال نماز در پیشگاه خداى عزوجل ایستاده اى ، چون این را دانستى ، چنان بایستى که یک بنده ذلیل ، کوچک ، مشتاق ، ترسان ، امیدوار، خائف ، بیچاره ، ملتمس ، مى ایستد. در پیشگاه بزرگى ، با آرامش و وقار که او را بزرگ مى دارد.
آنگاه ، با قلب خود به نماز رو کنى ، و آن را با حدود و حقوق آن ، به پاى دارى .
حق حج ، این است که :
بدانى در آن مهمان خداى خودت هستى ، و به سبب آن از گناهانت ، خود به سوى خداى عزوجل مى گریزى . به آن توبه ات پذیرفته است ، و آنچه خداى تعالى بر تو واجب ساخته ، انجام مى دهى .
حق روزه ، این است که :
بدانى آن قفلى است که خداى عزوجل بر زبانت ، گوشت چشمت ، شکمت و شهوتت زده ، تا بدان حجاب تو را از آتش بپوشاند.
اگر روزه را رها کردى ، پرده اى را که خدا بر تو کشیده دریده اى .
حق صدقه ، این است که :
بدانى صدقه ، ذخیره تو نزد پروردگار توست . و امانت توست که براى آن به گواه گرفتن نیاز ندارى .
و سپرده اى را که در پنهانى به امانت گزارده اى به آن مطمئن ترى ، تا آنچه که به آشکار امانت مى گزارى .
و بدانى که این صدقه در دنیا، بلاها و بیماریها را از تو دفع مى کند. و در آخرت ، آتش دوزخ را از تو دور مى دارد.

رعایت حقوق اعضاى بدن

بدون نظر »

ثابت بن دینار ابوحمزه ثمالى گوید:
امام سجاد علیه السلام فرمود:
حق خداى اکبر، بر تو این است که :
او را عبادت کنى و چیزى را شریک او قرار ندهى ، پس اگر تو با اخلاص ، این عمل را به جاى آورى ، خداوند بر خود چنین قرار داده که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.
حق جان تو، بر خودت این است که :
آن را در طاعت خداوند به کارگیرى .
حق زبان ، گرامى داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خیر و ترک یاوه گویى که فایده اى در آن نباشد. و نیکى با مردم و خوش گفتارى با آنان است .
حق گوش ، منزه داشتن آن از غیبت ، و آنچه که نباید بشنوى ،
حق چشم ، این است که آن را از محرمات فروبندى . و نگاه کردن با آن را وسیله عبرت قرارى دهى .
حق دستت ، این است که آن را به سوى چیزى که بر تو حلال نیست ، نگشایى .
حق پایت ، این است که به سوى محرمات راه نسپارى ، چرا که با این پاها بر صراط مى ایستى .
پس بنگر، تا تو را نلغزاند تا در دوزخ افتى .
و حق شکم ، آن است که آن را ظرفى براى حرام نسازى ، و بیشتر از حد سیرى نخورى

سخنانی حکیمانه از امام رضا (ع)

بدون نظر »

از آن حضرت (ع) روایت شده که فرمود:
نماز نافله تقرب بدرگاه خدا است براى هر مؤمن.

حج جهاد هر ناتوانست،
براى هر چیزى زکاتیست و زکاه تن روزهاى مستحبى است،
بهترین عبادت پس از معرفه انتظار فرج است،
هر که پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (ص) دعا کند چون کسیست که بى‏زه کمان کشد،
هر که یقین بعوض گرفتن دارد عطا بخشى کند،
راستى مرد کسیست که میانه روى کند،
تدبیر نیمى از زندگى است، و مهرورزى با مردم نیمى از عقل است،
هم بسیار مایه پیریست، و شتابزدگى کج‏خوئیست،
کمى عیال یکنوع توانگریست،
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسى کرده،
هر که هنگام مصیبت دست بر زانو زند یا بدست دیگر کوبد اجر خود را برده، مصیبتى که با صبر اجر دارد مصیبت نیست،
استرجاع (گفتن إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) هنگام آسیب رسیدنست،
احسان بجا نیست مگر بدین دار یا بخانواده دار.
خدا کمک را باندازه مصرف نازل میکند، و صبر را باندازه مصیبت،
هر که اقتصاد کند و قناعت نماید نعمتش بپاید، و هر که بى‏جا خرج کند یا بى‏اندازه نعمتش از دست برود.
پرداخت امانت و راستى روزى آورند، و خیانت و دروغ ندارى و دوروئى،
چون خدا بد مورچه را خواهد بدو دو بال دهد تا بپرد و پرنده‏هایش بخورند، احسان در نظر مؤمن احسان نیست مگر با سه شرط، کوچک شمردن، و نهان داشتن، و فورى بودن،
هر که احسان خود را بمؤمن کم شمرد برادر خود را بزرگ شمرده، و هر که احسانش بوى بزرگ شمرد برادر را کم گرفته،
هر که احسانى که کرده نهان دارد ستوده کردار است، و هر که در انجام وعده خود شتاب کند عطاى خود را گوارا کرده.
تحف العقول

حکایتی از گلستان

بدون نظر »

ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوب روی باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر می‌کرد پسر به فراست استبصار به جای آورد و گفت ای پدر کوتاه خردمند به که نادان بلند نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر

الشاهُ نظیفهٌ و الفیلُ جیفهٌ.

اقلُّ جبالِ الارضِ طورٌ و اِنّهُ

لاَعظَمُ عندَ اللهِ قدراً وَ منزلا

آن شنیدی که لاغری دانا

گفت باری به ابلهی فربه

اسب تازی و گر ضعیف بود

همچنان از طویله خر به

پدر بخندید و ارکان دولت پسندیدند وبرادران به جان برنجیدند.
ادامه نوشتار »

دروغ مصلحتی

بدون نظر »

پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد بیچاره درآن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید.

وقت ضرورت چو نماند گریز

دست بگیرد سر شمشیر تیز

اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ

کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِ

ملک پرسید چه می‌گوید یکی از وزرای نیک محضر گفت ای خداوند همی‌گوید وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته‌اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه‌انگیز

هر که شاه آن کند که او گوید

حیف باشد که جز نکو گوید

بر طاق ایوان فریدون نبشته بود

جهان ای برادر نماند به کس

دل اندر جهان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت

که بسیار کس چون تو پرورد و کشت

چو آهنگ رفتن کند جان پاک

چه بر تخت مردن چه بر روی خاک
گلستان سعدی در سیرت پادشاهان حکایت ۱

علم وثروت

بدون نظر »

دو امیر زاده در مصر بودند یکی علم آموخت و دیگر مال اندوخت عاقبه الاَمر آن یکی علاّمه عصر گشت و این یکی عزیز مصر شد پس این توانگر به چشم حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مسکنت بمانده است. گفت ای برادر شکر نعمت باری عزّ اسمه همچنان افزونتر است بر من که میراث پیغمبران یافتم یعنی علم و ترا میراث فرعون و هامان رسید یعنی ملک مصر.

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم آزاری ندارم
گلستان سعدی در فضیلت قناعت حکایت۲

سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۵

بدون نظر »

خوشا بر احوالت اى موسى که پناهگاه خطاکاران ، و هم نشین درماندگان ، و آمرزش خواه گنهکارانى ، به راستى جایگاه تو در پیش من جایگاه پسندیده و رضایت بخشى است ، پس مرا بخوان با دل پاک و زبان راستگو، و چنان باش که به تو دستور دادم ، فرمانم را ببر، و بر آنها گردن فرازى مکن بخاطر داشتن چیزیکه از تو نیست ، و به من نزدیک شو که من به تو نزدیکم ، زیرا من از تو چیزى که سنگینى و تحملش تو را بیازارد نخواستم ، فقط از تو خواسته ام که مرا بخوانى تا اجابتت کنم ، و از من بخواهى تا به تو عطا کنم ، و به من نزدیک جوئى بدانچه تو از من تاویل آن را دریافت کردى و بر من است که تنزیل آنرا کامل کنم .
******************************
اى موسى به زمین نظر کن که به زودى گور تو خواهد شد، و دیدگانت را به سوى آسمان بلند کن که در آن سلطنت (یا فرمانرواى ) بزرگى است ، و تا هنگامى که در این دنیا هستى بر خویشتن گریه کن ، و از مهلکه هاى دنیا و نابودى بترس ، و نقش و نگار دنیا و خرمیش تو را فریب ندهد، و بستم راضى مشو، و ستمکار مباش که من مراقب ستمکارم تا ستمدیده اش را بر او چیره سازم (و انتقامش را از او بستانم ).
******************************
اى موسى همانا کار نیک (پاداش آن ) ده برابر است و از یک گناه هلاکت ببار آید، به من شرک مورز، روا نیست براى تو که به من شرک آورى ، در کارها میانه رو و محکم باش ، و دعا کن به سوى من دعاى طمع کار شوقمند بدانچه در پیش من است ، و دعاى شخصى که از کرده اش پشیمان است ، که روشنى روز، سیاهى شب را براندازد، هم چنین کار نیک کار بد را از بین مى برد و تاریکى شب بر روشنى روز چیره گردد و همچنین کار بد بر کار نیک پر ارج چیره گردد و آنرا تیره و تار سازد
روضه کافی
پیوند های مشابه
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۱
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۲
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۳
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۴
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۵

سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۴

بدون نظر »

اى موسى دلت را از دنیا پاک کن و از آن بر کنار باش که از آن تو نیست و تو از آن او نیستى . تو را بخانه ستمکاران چه کار؟ مگر براى کسى که کار خیرى در آن انجام دهد که براى او خوب خانه ایست .
*************************
اى موسى هر چه را بتو فرمان دهم بشنو و هر زمان مصلحت تو دیدم (و گوشزدت کردم ) انجام ده (یا هر زمان تو را دیدم انجام ده یعنى چنان عمل کن که بدانى در دیدگاه من هستى و ممکن است مقصود دستور به ادامه کار و همیشگى انجام داد آن باشد زیرا همیشه بنده خدا در دیدگاه خدا است ، و این دو احتمالى است که فیض (رحمه الله علیه ) فرمود) حقائق تورات را در سینه گیر، و در ساعتهاى شب و روز بدان حقائق بیدار باش ، و فرزندان دنیا (و اهل دنیا) را بر سینه (و دل ) خود مسلط مکن که آنرا آشیانه خود گیرند چون آشیانه پرندگان .
*************************
ادامه نوشتار »

در مذمت عیب جویی

بدون نظر »

زراره از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام روایت کرده که فرمود:
نزدیکترین اوقات بنده به کفر آن وقت است که با کسى برادرى و دوستى کند ولى پیوسته لغزشها و خطاهاى او را نزد خود بشمار آورد تا روزى برخ او بکشد و بدان سبب از وى عیبجوئى بعمل آورد.