محبوبترین افراد نزد خدا

بدون نظر »

ابو حمزه ثمالی گوید: حضرت علی بن الحسین علیه السّلام میفرمود: به راستی محبوبترین شما در نزد خدای عز و جل آن کسی است که کردارش بهتر باشد ، و همانا بزرگترین شما در پیشگاه خدا از نظر کردار آن کسی است که رغبت و اشتیاقش بدان چه نزد خدا است بزرگتر باشد (مجلسی (ره) گوید: یعنی نشانۀ زیادی شوق به حق زیادی عمل و کردار است) و آن کسی بهتر از عذاب خدا نجات یابد که ترسش از خدا بیشتر و بهتر باشد ، و همانا نزدیکترین شما به خدا کسی است که خلقش نیکوتر باشد ، و پسندیده ترین افراد شما در نزد خدا کسی است که بر عیال (و نانخوران) خود فراختر گیرد ، (و بهتر به زندگی آنها توسعه دهد) و گرامی ترین شما در پیشگاه خدا پرهیزگارترین شما از خدا است.

روضه کافی

فضیلت ذکر خدا در مجالس

بدون نظر »

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: مبادرت کنید به سوی باغ های بهشت. پرسیدند که، کدام است باغ های بهشت؟ فرمود: حلقه ها و مجمع ها که یاد خدا در آن کنند.


امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: در همه جا خدا را یاد کنید که او با شما است.


در حدیث معتبر منقول است: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم از هیچ مجلسی بر نمی خاستند هر چند اندکی نشسته باشند، تا آن که بیست و پنج مرتبه استغفار می کردند.


در احادیث معتبره منقول است از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم که، یاد کننده خدا در میان غافلان، مانند کسی است که جهاد کند در راه خدا در هنگام گریختن دیگران و چنین کسی ثواب او بهشت است.


ادامه نوشتار »

مهمانداری کردن

بدون نظر »

در حدیث معتبر منقول است: اسیری چند را به نزد حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم آوردند از کافران، پس یکی از ایشان را پیش آوردند که گردن بزنند، در آن حال حضرت جبرئیل نازل شدو گفت: یا محمّد! این اسیر که می خواهی گردنش را بزنی به مردم طعام می خورانید و مهمان داری می کرد و خرج هایی که در میان قبیله واقع می شد می داد و بارهای گران اهل خود را بر دوش خود برمی داشت. پس حضرت به آن اسیر فرمودند که حق تعالی چنین وحی فرستاده است و من تو را آزاد کردم از کشتن به این خصلت ها. آن اسیر گفت: پروردگار تو این خصلت ها را دوست می دارد؟ فرمود: بلی. اسیر گفت: شهادت می دهم به وحدانیت خدا و به پیغمبری تو. به حق آن خداوندی که تو را به راستی فرستاده است، که هرگز از مال خود کسی را برنگردانیده ام.

یاری دادن اقوام

بدون نظر »

امیر المؤمنین علیه السلام در بیماری به دیدن صعصعه بن صوحان که از بزرگان اصحاب آن حضرت بود تشریف آوردند، پس فرمود: به این که من به عیادت تو آمدم فخر مکن بر قوم خود و اگر ایشان را در امری بینی خود را از آن امر به کنار بگیر که آدمی بی نیاز نیست از قوم و قبیله خود و به ایشان محتاج است، اگر یاری ایشان نکنی یاری از ایشان منع کرده ای و یاری های بسیار ایشان را از خود رد گردانیده ای پس اگر ایشان را در حال خوبی ببینی یاری ایشان بکن، برای آن امر، و اگر در بلایی باشند، ایشان را وامگذار و باید که یاری کردن شما یکدیگر را در طاعت خدا باشد، به درستی که همیشه با رفاهیت و نعمت خواهید بود اگر یاری یکدیگر بکنید در طاعت خدا، و باز ایستید از معصیت خدا.

حلیه المتقین

صله رحم ارتباط با خویشاوندان

بدون نظر »

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هرگاه خویشان با یکدیگر بدی کنند، مالشان به دست بدکاران می افتد.

—————-

حدیث صحیح از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: سه چیز است هرکه مرتکب آن ها شود پیش از مردن، عقوبت آن ها را می یابد؛ ظلم و قطع رحم و قسم دروغ. و بسیار است که جماعتی بدکردارند،به سبب صله رحم، مال و فرزندان ایشان بسیار می شود. قسم دروغ و قطع صله رحم خانه ها را از اهلش خالی می کند، نسل را منقطع می کند.-

——————–

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه به پای خود برود به خانه خویشان، به دیدن ایشان یا برای آن که مالی به ایشان برساند، حق تعالی ثواب صد شهید او را کرامت فرماید، به عدد هر گامی که بردارد، چهل هزار حسنه در نامه اعمالش نوشته شود و چهل هزار گناه محو شود و چهل هزار درجه برای او در بهشت بلند شود و چنان باشد که صد سال عبادت خدا به اخلاص کرده باشد.

———————————

در حدیث دیگر فرمود: سه کسند که داخل بهشت نمی شوند؛ کسی که همیشه شراب بخورد یا همیشه سحر کند، یا قطع صله رحم کند. فرمود: هرکه رعایت حق خویشان کند حق تعالی در بهشت به او هزار درجه کرامت کند، که از هر درجه ای تا درجه دیگر صد ساله راه باشد، یک درجه از نقره و دیگری از طلا و دیگری از مروارید و دیگری از زُمرّد و دیگری از زبرجد و دیگری از مشک و دیگری از عنبر و دیگری از کافور و همچنین از سایر چیزهایی که خدای تعالی در بهشت خلق کرده است.

———————————–

در حدیث صحیح از آن حضرت منقول است که، در شب معراج دیدم رحمی به عرش آویخته و از رحم دیگر شکایت می کند به پروردگار خود. پرسیدم که در چند پشت نسبت تو و او به هم می رسد؟ گفت که در چهل پشت.

حلیه المتقین

سخنانی کوتاه از امام کاظم علیه السّلام

بدون نظر »

۱- سزاوار فرد خداشناس این است که: نه خدا را در رساندن روزی کند شمارد، و نه در حکم و تقدیرش او را متّهم نماید.

۲- و مردی گفت: از آن حضرت در باره یقین پرسیدم (یعنی: چگونه می شود به یقین رسید)، فرمود: بر خدا توکّل کند، و مطیع او باشد، و به تقدیرش راضی و خشنود گردد و تمام امورش را به خدا واگذار نماید.

۳- عبد اللَّه بن یحیی «۱» گوید: در دعائی که برای آن حضرت نوشتم این فراز بود:

«الحمد للَّه منتهی علمه»: «سپاس خدای را باندازه نهایت علم او»، [در جواب] نوشت: نباید بگوئی: «نهایت علم او»، زیرا علم خدای را نهایتی نیست، بلکه بگو:

«نهایت رضا و خشنودیش».

تحف العقول

______________________________

(۱) او عبد اللَّه بن یحیی الکاهلی است که از چهره های درخشان اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السّلام بشمار می رود.

انفاق

بدون نظر »

راغب در محاضرات می گوید: وقتی امام رضا علیه السلام در خراسان بود، در روز عرفه همه ی ثروتش را به فقرا داد. فضل بن سهل گفت: این چه زیانی بود که به خود وارد کردید؟ امام فرمود: غنیمت بود

کشکول شیخ بهایی

بیم از آن کن که ضعیف است و خدائی دارد

بدون نظر »

دل هر ذره دعایی و ثنایی دارد

تا بینیم که گوش شنوایی دارد

هرگز از ظلم ستمکار قوی پنجه مترس

بیم از آن کن که ضعیف است و خدائی دارد

سال ها در طلب کوچه دل گردیدی

کوی دلدار ندیدی چه صفایی دارد

بیم از لشگر فرعون نشاید هرگز

تا که موسی به کف خویش عصایی دارد

حیف اگر روز زبان را به گناه آلاید

آنکه در خلوت شب ذکر و دعایی دارد

ادامه نوشتار »

‏امام صادق علیه السلام‏

بدون نظر »

ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا یُجَرِّئُکَ عَلَى مَعَاصِیهِ وَ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَا یُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ.

به خدا آن گونه امید داشته باش که جرئت معصیت پیدا نکنی، و از خدا چنان بترس که از رحمت او نومید نشوی.

بحار الانوار، ج ۶۷، ص: ۳۸۴

فسردگان که طلسم وجود نشکستند

بدون نظر »

فسردگان که طلسم وجود نشکستند

ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند

ز جوش بیخبری کرده ایم خود را گم

و گرنه توشه ما بر میان ما بستند

چه باده شوق تو در ساغر شهیدان ریخت

که در زمین چو خم می زجوش ننشستند

هنوز دایره چرخ بود بی پرگار

که طوق عشق ترا بر گلوی ما بستند

خوش آن گروه که برداشتند بار جهان

وزاین محیط دل یک حباب نشکستند

سبکروان که فشاندند دامن از عالم

ز دار وگیر خس وخار آرزو رستند

ز آب بحر جدایی حبابها را نیست

چه شد دوروزی اگر باددر گره بستند

مساز برگ اقامت که مردم آزاد

درین ریاض زپا همچو سرو ننشستند

جماعتی که مجرد شدند همچو الف

چو تیرآه ز نه جوشن فلک جستند

گمان بری که ز جنگ پلنگ می آیند

ز بس که مردم عالم به روی هم جستند

جماعتی که در اینجا نفس شمرده زدند

در آن جهان ز حساب وکتاب وارستند

ز انفعال سر از خانه برنمی آرند

درین بهار گروهی که توبه نشکستند

جماعتی که به افتادگان نپردازند

اگر به عرش برآیند همچنان پستند

مکن ملامت عشاق بیخبرکاین قوم

ز خود نیند اگر نیستند اگر هستند

ز آشنایی مردم کناره کن صائب

که از سیاهی دل بیشتر سیه مستند

صائب تبریزی