در همین رابطه بخوانید
رعایت حقوق اعضاى بدن
رعایت حقوق معلم و شاگرد
رعایت حقوق خانواده
رعایت حقوق همنشینان
حق نماز، این است که :
بدانی راه یافتن به درگاه خداوند عزوجل است ، و تو در حال نماز در پیشگاه خدای عزوجل ایستاده ای ، چون این را دانستی ، چنان بایستی که یک بنده ذلیل ، کوچک ، مشتاق ، ترسان ، امیدوار، خائف ، بیچاره ، ملتمس ، می ایستد. در پیشگاه بزرگی ، با آرامش و وقار که او را بزرگ می دارد.
آنگاه ، با قلب خود به نماز رو کنی ، و آن را با حدود و حقوق آن ، به پای داری .
حق حج ، این است که :
بدانی در آن مهمان خدای خودت هستی ، و به سبب آن از گناهانت ، خود به سوی خدای عزوجل می گریزی . به آن توبه ات پذیرفته است ، و آنچه خدای تعالی بر تو واجب ساخته ، انجام می دهی .
حق روزه ، این است که :
بدانی آن قفلی است که خدای عزوجل بر زبانت ، گوشت چشمت ، شکمت و شهوتت زده ، تا بدان حجاب تو را از آتش بپوشاند.
اگر روزه را رها کردی ، پرده ای را که خدا بر تو کشیده دریده ای .
ادامه نوشتار »
عارفی در تفسیر آیه ((وجعلنا من بین ایدیهم سدا)) گفت : آن سد، درازی آرزوها و آزمندی ، در بیش زیستن است و در شرح ((من خلفهم سدا)) گفت : بی خبری از گناهان پیشین و پشیمانی نخوردن بر آن ها و آمرزش نخواستن است .
……………………………………..
وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ
و [ما] فراروى آنها سدى و پشتسرشان سدى نهاده و پردهاى بر [چشمان] آنان فرو گستردهایم در نتیجه نمىتوانند ببینند
آیه ۹ سوره یاسین
عارفی به دولتمندی گفت : در طلب دنیا چگونه ای ؟ گفت : به سختی می کوشم . پرسید: آیا به خواسته خویش رسیده ای ؟ گفت : نه ! گفت : این ، دنیایی ست که عمر خویش در طلب خواسته هایش صرف کرده و بدان نرسیده ای . پس ، چگونه خواهی بود در باره ناخواسته هایش ؟
عارفی از منعمی کرد این سؤال
کای ترا دل ، در پی مال و منال !
سعی تو از بهر دنیای دنی
تا چه مقدارست ؟ ای مرد غنی !
گفت : افزونست از عدو شمار
کار من آنست در لیل و نهار
عارفش گفت : این که بهرش در تکی
حاصلت زان چیست ؟ گفتا: اندکی
ادامه نوشتار »
ولادت
وی از یاران امام حسن عسکری علیه السلام می باشد و از چهره های سرشناس یاران ائمه علیهم السلام و راویان حدیث به شمار می آید.
او را می توان از بزرگان قرن سوم هجری برشمرد.
سخنان علما
نجاشی درباره او می فرماید:
((محمد بن حسن بن فروخ صفار یکی از چهره های درخشان شیعه در شهر قم بوده ، وی شخصیتی مورد اطمینان و دارای ارزشی والا است . روایات او بر بسیاری از روایات ترجیح داده می شود. او تألیفات فراوانی نیز دارد.))
شیخ طوسی در کتاب فهرست می فرماید:
((محمد بن حسن صفار اهل قم می باشد. وی تألیفات فراوانی دارد و نامه هایی نیز به امام حسن عسکری علیه السلام فرستاده است که آن نامه ها و جواب آنها موجودند و در اختیار می باشند.))
ادامه نوشتار »
حکمت ۲۱۱
ارزش های اخلاقی
(اخلاقی ، اجتماعی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: بخشندگی ، نگاهدارنده آبروست، و شکیبایی دهان بند بی خردان، و عفو زکات پیروزی ، و دوری کردن، کیفر خیانتکار، و مشورت چشم هدایت است. و آن کس که با رأی خود احساس بی نیازی کند به کام خطرها افتد، شکیبایی با مصیبتهای شب و روز پیکار کند، و بی تابی ، زمان را در نابودی انسان یاری دهد، و برترین بی نیازی ترک آرزوهاست، و چه بسا عقل که اسیر فرمانروایی هوس است، حفظ و به کار گیری تجربه رمز پیروزی است، و دوستی نوعی خویشاوندی به دست آمده است، و به آن کس که به ستوه آمده و توان تحمّل ندارد اعتماد نکن.
حکمت ۲۱۲
خودپسندی آفت عقل
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: خودپسندی یکی از حسودان عقل است.
حکمت ۲۱۳
تحمّل مشکلات و خشنودی
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: چشم از سختی خوار و خاشاک و رنجها فرو بند تا همواره خشنود باشی .
حکمت ۲۱۴
نرم خویی و کامیابی
(اخلاقی ، علمی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی که درخت شخصیّت او نرم و بی عیب باشد، شاخ و برگش فراوان است.
حکمت ۲۱۵
اختلاف آفت اندیشه
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: اختلاف نابود کننده اندیشه است
قصار الحکم نهج البلاغه
محمدبن حکیم گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض کردم: قربانت ما در دین دانشمند شدیم و از برکت شما خدا ما را از مردم بینیاز کرد تا آنجا که جمعی از ما در مجلسی باشیم: کسی از رفیقش چیزی نپرسد چون آن مسأله و جوابش را در خاطر دارد بواسطه منتی که خدا از برکت شما بر ما نهاده، اما گاهی مطلبی برای ما پیش می آید که از شما و پدرانت درباره آن سخنی به ما نرسیده است پس ما به بهترین وجهی که در نظر داریم توجه میکنیم و راهی را که با اخبار از شما رسیده موافقتر است انتخاب میکنیم. فرمود: چه دور است، چه دور است این راه از حقیقت، به خدا هر که هلاک شد از همین راه هلاک شد ای پسر حکیم سپس فرمود: خدا لعنت کند ابوحنیفه را که میگفت: علی چنان گفت و من چنین گویم. ابن حکیم به هشام گفت به خدا من از این سخن مقصودی نداشتم جز اینکه مرا به قیاس اجازه دهد.
اصول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاس ها روایت ۹
ادامه نوشتار »
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: مبغوضترین مردم نزد خدا دو نفرند:
۱ : مردیکه خدا او را بخودش وا گذاشته از راه راست منحرف گشته، دلباخته سخن بدعت شده، از نماز و روزه هم دم میزند، مردمی بوسیله او بفتنه افتادهاند، راه هدایت پیشینیانش را گم کرده و در زندگی و پس از مرگش گمراه کننده پیروانش گشته، باربر خطاهای دیگری شده و در گرو خطای خویش است.
۲ : مردی که نادانی را در میان مردم نادان قماش خود قرار داده، اسیر تاریکیهای قتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند در صورتیکه یکروز تمام را صرف علم نکرده، صبح زود بر خاسته و آنچه را که کمش از زیادش بهتر است (مال دنیا یا علوم بیفائده) فراوان خواسته چون از آب گندیده سیر شد و مطالب بیفائده را انباشته کرد، بین مردم بر کرسی قضاوت نشست و متعهد شد که آنچه بر دیگران مشکل بوده حل کند، اگر با نظر قاضی پیشینش مخالفت میکند اطمینان ندارد که قاضی پس از او حکم او را نقض نکند چنانکه او با قاضی پیشین کرد، اگر با مطالب پیچیده و مشکلی مواجه شود ترهاتی از نظر خویش برای آن بافته و آماده میکند و حکم قطعی میدهد شبهه بافی او مثل تار بافتن عنکبوت است، خودش نمیداند درست رفته یا خطا کرده، گمان نکند در آنچه او منکر است
ادامه نوشتار »
امیرالمؤمنین علیه السلام برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم همانا آغاز پیدایش آشوبها فرمانبری هوسها و بدعت نهادن احکامی است بر خلاف قرآن که مردمی بدنبال مردمی آنرا بدست گیرند، اگر باطل برهنه میبود بر خردمندی نهادن نمیگشت و اگر حق ناآمیخته میشود اختلافی پیدا نمیشد ولی مشتی از حق و از باطل گرفته و آمیخته شود و با هم پیش آیند، اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره شود و آنها که از جانب خدا سبقت نیکی داشتند نجات یابند.
اصول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاسها روایت ۱
*******************************
رسول خدا (ص) فرمود: زمانیکه در امتم بدعتها هویدا گشت بر عالم است که علم خویش را آشکار کند، هر که نکند لعنت خدا بر او باد.
صول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاسها روایت ۲
*******************************
در حدیث است: کسی که نزد بدعتگزاری آید و تعظیمش کند در خرابی اسلام کوشیده است.
صول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاسها روایت۳
*********************************
ادامه نوشتار »
پیامبر (ص ) فرمود: برادرت را چه ستمگر باشد، و چه ستمدیده ، یاری کن ! پرسیدند: ستمگر را چگونه یاری کنند؟ فرمود: او را از ستم بازدار!
نیز فرمود: از مرگ ، زیاد یاد کنید.
و نیز: سستی در کار، نشانه کمی شناخت در آن کار است .
کشکول شیخ بهایی
گر ترا از غیب چشمی باز شد
با تو ذرات جهان همراز شد
نطق خاک و نطق آب و نطق گل
هست محسوس حواس اهل دل
هر جمادی با تو می گوید سخن
کو ترا آن گوش و چشم ؟ ای بوالحسن !
گر نبودی واقف از حق ، جان باد
فرق کی کردی میان قوم عاد؟
جمله ذرات در عالم نهان
با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیر و باهشیم
با شما نامحرمان ، ما خاموشیم
از جمادی ، سوی جان جان شوید
غلغل اجزای عالم بشنوید!
فاش ، تسبیح جمادات آیدت
وسوسه تاءویلها بفزایدت
چون ندارد جان تو قندیلها
بهر بینش کرده ای تاءویلها