حکمتی از مصیبت نامه عطاراصمعی و رفتگر

بدون نظر »

اصمعی می رفت در راهی سوار
دید کناسی شده مشغول کار
نفس را می گفت : ای نفس نفیس !
کردمت آزاد از کاری خسیس
هم ترا دایم گرامی داشتم
هم برای نیکنامی داشتم
اصمعی گفتش که : باری ، این مگو!
این سخن با وی ای مسکین مگو!
چون تو هستی در نجاست کارگر
هین ! چه باشد در جهان زین خوارتر؟
گفت : آن کاو خلق را خدمت کند
کار من صد ره ازو بهتر بود.
کشکول شیخ بهایی
………………………….
اصمعی = اسم خاص نام و نسب : عبدالملک بن قریب بن علی بن اصمع باهلی . منسوب به جد خود که اصمع نام داشت ، و بکسر اول غلط است و سمعانی نیز اصمعی را انتساب به جد دانسته است
کناس = رفتگر زباله کش خاکروبه

چند نکته کوتاه امثال وحکم

بدون نظر »

از سخنان عارف ربانی – خواجه عبدالله انصاری -: فریاد از معرفت رسمی ، و حکمت تجربتی و محبت عاریتی و عبادت عادتی !
صدف وار، باید زبان در کشیدن
که وقتی که حاجت بود، در چکانی .

*********************
زنان دام های شیطان اند.
نظربازی زنای چشم است .
صدقه بر خویشان هم صدقه است و هم بخشش .
ایمان دو بخش دارد: نیمی شکر است و نیمی بردبارى .

شعری از مثنوی معنوی اوست دیوانه ، که دیوانه نشد

بدون نظر »

اوست دیوانه ، که دیوانه نشد
این عسس را دید و در خانه نشد
عقل من گنجست و من ویرانه ام
گنج اگر ظاهر کنم ، دیوانه ام
کان قند و نیستان شکرم
بر زمین می رویم و خود می خورم
علم گفتاری ، که آن بی جان بود
عاشق روی خریداران بود.
علم گفتاری و تقلیدیست آن
کز برای مشتری دارد فغان
مشتری من خدایست و مرا
می کشد بالا، که الله اشتری
رو! خریداران مفلس را بهل !
چه خریداری کند یک مشت گل ؟
یارب ! این بخشش ، نه حد کار ماست
لطف تو باید، که گردد کار، راست
باز خر ما را ازین نفس پلید!
کاردش تا استخوان ما رسید

حرمت ربا

۲ نظر »

امام صادق (ع) فرمود:
یکدرهم از ربا پیش خدا بزرگتر است از سی بار زنا با محرمانی چون خاله و عمه .
**************
– علی بن سری گوید:
از امام صادق (ع) شنیدم میفرمود خدای عز و جل روزی مؤمنان را از جایی که گمان ندارند مقرر کرده برای آنکه چون بنده ای وسیله روزی خود را نداند بسیار دعا می کند.

حکایت عیسی بن مریم وخشت طلا

بدون نظر »

امام صادق (ص) فرمود:
عیسى بن مریم دنبال حاجتى میرفت و سه تن اصحابش همراهش بودند بسه خشت طلا گذشت که بر سر راه بودند عیسى بهمراهانش فرمود اینها مردم را میکشند و گذشت یکى از آنها به بهانه کارى برگشت و دیگرى و دیگرى هم باین بهانه برگشتند و هر سه بر سر خشتهاى طلا بهم رسیدند دو تن آنها بسومى گفتند برو خوراکى براى ما بخر رفت خوراکى خرید و در آن زهر ریخت تا آن دو را بکشد و شریک او نباشند در طلاها آن دو هم با هم سازش کرده بودند که چون بر گردد او را بکشند و طلاها را بخود اختصاص ‍ دهند چون در رسید این دو برخاستند او را کشتند و آن خوراک زهر آلود را خوردند و مردند چون عیسى (ع) برگشت هر سه را گرد طلاها مرده یافت و به اجازه خدا آنها را زنده کرد و فرمود نگفتم اینها مردم را میکشند.

خوش رفتاری نسبت به پدر ومادر

بدون نظر »

امام صادق (ص) فرمود:
در حالی که موسی بن عمران با پروردگار خود عز و جل راز می گفت مردی را در سایه عرش خدا نگریست عرض کرد پروردگارا این کیست که در سایه عرش تو است ؟ فرمود اینست که به پدر و مادر خوشکردار بوده و سخن چینی نکرده است .

نظافت مسجد

بدون نظر »

رسول خدا (ص) فرمود:
هر که مسجد را جاروب کند خدا ثواب آزاد کردن بنده ای در نامه عملش ‍ نویسد و هر که از آن به اندازه خاشاک چشمی بیرون برد خدای عز و جل دو بهره از رحمتش به او دهد.

وصی رسول خدا (ص) در قران آیه انما ولیکم ….

بدون نظر »

امام پنجم در تفسیر قول خدای عز و جل (مائده ۵۵):
همانا ولی شما خدا و رسول او است آنان که ایمان دارند تا آخر آیه فرمود جمعی از یهودیان مسلمان شدند مانند عبد الله بن سلام و اسد و ثعلبه و ابن یامین و ابن صوریا و نزد پیغمبر (ص) آمدند و گفتند یا نبی الله موسی یوشع بن نون را وصی خود کرد وصی شما کیست ؟ کی پس از تو سرپرست ما است این آیه نازل شد که ولی شما خدا و رسول او است و آن کسانی که گرویدند و نماز برپا کردند و زکاه پرداختند و در رکوعند سپس رسول خدا فرمود برخیزید برخاستند و بمسجد آمدند ناگاه سائلی بیرون میشد فرمود ای سائل کسی چیزی بتو نداد؟
ادامه نوشتار »

دوستان اهلبیت

بدون نظر »

عبدالله ولید کندی گوید: در زمان مروان بر امام صادق (علیه السلام ) در آمدیم حضرت فرمود:
شما کیستید؟ عرض کردیم ؟ از اهل کوفه ایم ، فرمود: در هیچ شهری بیشتر از شهر کوفه ما طرفدار و دوست نداریم و به خصوص این گروه (یعنی گروه شیعه یا مقصود قبیله کنده است که راوی نیز جزء آنها بوده ) همانا خدای عزوجل شما را راهنمائی کرد برای چیزی که مردم آن را نمی دانند، شما ما را دوست و مردم ما را دشمن دارند، شما از ما پیروی کنید و مردم مخالفت ما را می کنند، شما ما را تصدیق کردید و مردم ما را تکذیب نمودند، پس ‍ خدا شما را به زندگی ما زنده دارد و به مرگ ما بمیراند، و من گواهم که پدرم می فرمود: فاصله ای نیست میان یکی از شما و میان آنچه با دیدنش خداوند چشم او را روشن کند و مورد غبطه دیگران واقع گردد جز اینکه جان به اینجا رسد – و اشاره به گلویش فرمود – و خدای عزوجل در قرآنش فرمود: (و ما پیش از تو پیمبرانی فرستادیم و برای آنها همسران و فرزندانی مقرر داشتیم ) (سوره رعد آیه ۳۸) و مائیم فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله ). ))

منتظران ظهور از دید امام باقر (ع)

بدون نظر »

عبدالحمید واسطی گوید: به امام باقر (علیه السلام ) عرض کردم : خدا کار شما را به اصلاح گراید به راستی مابه انتظار ظهور دولت حقه دست از کسب کشیده ایم تا بدانجا که چیزی نمانده برخی از ما گدائی کند؟ حضرت فرمود: ای عبدالحمید آیا پنداری کسیکه در راه خدا خود را باز داشته خداوند گشایش بکارش ندهد؟ چرا! به خدا قسم که حتما برای او گشایشی فراهم خواهد کرد، خدا رحمت کند بنده ای را که امر امامت ما را زنده کند، عرض کردم ، خدا کار شما را به اصلاح گراید همانا این مرجئه می گویند: بما زیانی نرساند که بر همین حال و عقیده ای که هستیم باشیم تا هنگامیکه بیاید آنچه شما می گوئید ( و دولت حقه ظاهر گردد) در آن هنگام ما و شما هم عقیده شویم و یکسان گردیم ؟
فرمود: ای عبدالحمید راست گویند هر که توبه کند (یعنی در آنزمان ) خدا توبه اش را بپذیرد و هر کس نفاقی در دل داشته باشد و آن را پنهان کند خداوند جز بینیش را به خاک نمالد و هر که (اکنون ) امر امامت ما را آشکار سازد خدا خونش را بریزد و خداوند در راه اسلام سرش را ببرد چنانچه قصاب سر گوسفندش را ببرد.
ادامه نوشتار »