ثواب دانشمند و دانشجو

بدون نظر »

رسول خدا(ص) فرمود: کسیکه در راهی رود که در آن دانشی جوید خدا او را به راهی سوی بهشت برد، همانا، فرشتگان با خرسندی بالهای خویش به راه دانشجو فرو نهند و اهل زمین و آسمان تا برسد به ماهیان دریا برای دانشجو آمرزش طلبند و برتری عالم بر عابد مانند برتری ماه شب چهارده است بر ستارگان دیگر و علما وارث پیامبرانند زیرا پیامبران پول طلا و نقره به جای نگذارند بلکه دانش بجای گذارند، هر که از دانش ایشان برگیرد بهره فراوانی گرفته است.
*********************
امام باقر علیه السلام فرمود: آنکه از شما شیعیان به دیگری علم آموزد مزد او به مقدار مزد دانشجو است با قدری بیشتر پس از دانشمندان دانش آموزید و آنرا به برادران دینی خود بیاموزید چنانچه دانشمندان به شما آموخته ‏اند.
*********************
ابو بصیر گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام می ‏فرمود: کسی که به دیگری چیزی آموزد برای اوست مثل پاداش کسی که به آن عمل کند. عرض کردم: اگر باز به دیگری آموزد همین پاداش برای او هست؟ فرمود: اگر به همه مردم بیاموزد همان ثواب درباره او جاری است، گفتم: اگر چه معلم بمیرد فرمود: اگر چه بمیرد.
*********************
حضرت باقر علیه السلام فرمود: هرکه به مردم دری از هدایت آموزد مثل پاداش ایشان دارد بدون اینکه از پاداش آنها چیزی کم شود و کسی که به مردم دری از گمراهی آموزد مثل گناه ایشان دارد بدون اینکه از گناه آنها چیزی کم شود.
*********************
امام چهارم علیه الس لام فرمود: اگر مردم بدانند در طلب علم چه فایده ‏ایست آن را می ‏طلبند اگر چه با ریختن خون دل و فرو رفتن در گردابها باشد. خداوند تبارک و تعالی به دانیال وحی فرمود که: منفورترین بندگان من نزد من نادانی است که حق علما را سبک شمرد و پیروی ایشان نکند و محبوبترین بندگانم پرهیزکاری است که طالب ثواب بزرگ و ملازم علماء و پیرو خویشتن‏ داران و پذیرنده حکما باشد.
*********************
حفص گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: هر که برای خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و بدیگران بیاموزد در مقامهای بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت برای خدا، عمل کرد برای خدا، تعلیم داد برای خدا.
اصول کافی جلد ۱ باب ثواب دانشمند و دانشجو روایات ۱تا ۶

انواع مردم

بدون نظر »

امیر مؤمنان علیه السلام می ‏فرمود: پس از رسول خدا (ص) مردم به سه جانب روی آورند: ۱- به عالمی که رهبری خدایی داشت و خدا او را به آنچه می ‏دانست از علم دیگران بی ‏نیاز ساخته بود (قطعا این عالم خود آن حضرت بود و آن مردم سلمان و مقداد و ابوذر و امثال آنها) ۲- به نادانی که مدعی علم بود و علم نداشت، به آنچه در دست داشت مغرور بود، دنیا او را فریفته بود و او دیگران را. ۳- به دانش آموزی که دانش خود را از عالمی که در راه هدایت خدا و نجات گام برداشته پس آنکه ادعا کرد هلاکت شد و آنکه دروغ بست نا امید گشت.
**********************
امام صادق علیه السلام فرمود: مردم سه دسته ‏اند دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب (که هر لحظه آبش به جانبی برد مانند مردمی که چون تعمق دینی ندارند هر روز به کیشی گروند و دنبال صدایی برآیند).

********************
و آن حضرت به أبی حمزه فرمود: یا دانشمند باش و دانشجو و یا دوستدار دانشمندان و چهارمی (یعنی دشمن اهل علم) مباش که بسبب دشمنی آنها هلاک شوی .
********************
و فرمود: مردم به سه دسته شوند: دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب، ما دانشمندانیم و شیعیان ما دانشجویان و مردم دیگر خاشاک روی آب.
*****************
اصول کافی جلد ۱ باب انواع مردم روایات ۱تا ۴

سخنانی از پیامبر اکرم (ص)

بدون نظر »

براى هر چیزى شرافتى است و راستى شرافت مجالس اینست که رو بقبله باشد، هر که خواهد از همه مردم عزیزتر باشد باید از خدا بپرهیزد، هر که خواهد نیرومندترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند و هر که خواهد از همه توانگرتر باشد باید بدان چه نزد خداست اعتمادش بیشتر باشد از آنچه خود دارد.

سپس فرمود آیا شما را ببدترین مردم آگاه نکنم؟ گفتند چرا یا رسول الله فرمود: آنکه تنها جاى کند، و از واردان خود دریغ کند، و بنده خود را تازیانه زند، آیا ببدتر از این شما را آگاه نکنم؟ گفتند چرا یارسول الله، فرمود کسى که از لغزش نگذرد و عذر نپذیرد، باز هم فرمود آیا شما را ببدتر از این هم آگاه نکنم؟ گفتند چرا یا رسول الله فرمود: آنکه امید بخیرش نیست و از شرش ایمنى نیست، سپس فرمود شما را ببدتر از این هم خبر ندهم؟ گفتند: چرا یا رسوللله؟ فرمود آنکه مردم را دشمن دارد و مردمش دشمن دارند.

عیسى (ع) در میان بنى اسرائیل به سخنرانى ایستاد و فرمود: اى بنى اسرائیل نزد نادان سخن حکیمانه نگوئید تا بدان ستم کرده باشید، و آن را از اهلش دریغ ندارید تا ب‏ه آنان ستم کرده باشید و با ظالم همانند نشوید تا فضل شما بیهوده گردد، اى بنى اسرائیل کارها بر سه گونه باشند: کارى که روشن است درستى آن دنبالش بروید. و کارى که روشن است که ناحق و گمراهى است از آن کناره کنید. و کارى که مورد اختلاف است، آن را بخدا برگردانید. آیا مردم شما را نشانه‏ هائیست به نشانه‏ هاى خود رجوع کنید، راستى شما را پایانیست به پایان خود برسید.

راستى مؤمن میان دو هراس است عمرى که گذشته و نمیداند خدا با او چه میکند؟ و عمرى که مانده و نمیداند خدا برایش چه مقدر کرده است، باید بنده خدا از خود براى خودش توشه برگیرد و از دنیایش براى آخرت ذخیره کند، از جوانى پیش از پیر شدن و از زندگى پیش از مردن استفاده کند. سوگند بدان که جانم بدست او است پس از مرگ جاى گله‏ گزارى نیست و پس از دنیا خانه‏ اى نیست جز بهشت یا دوزخ.

حکایتی از امیرالمؤ منین علی (ع)

بدون نظر »

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: یکى از موالى (بندگان آزاد شده ) امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) از او مالى درخواست کرد، حضرت به او فرمود: (صبر کن تا) بهره من که از بیت المال به من مى رسد آن را با تو تقسیم کنم ! آن شخص گفت : من بدان مقدار اکتفا نمى کنم (و کفایت کار مرا نمى کند) و (براى بدست آوردن مال بیشترى ) بنزد معاویه رفت ، معاویه نیز او را بهره مند ساخت (و آنچه مى خواست به وى داد) او نامه اى به امیرالمؤ منین نوشت و از مالى که (در نزد معاویه ) بدست آورده بود حضرت را به خبر ساخت امیر مؤ منان در پاسخ او نوشت :
اما بعد بدانکه این مالى که اکنون در دست تو است پیش از تو در دست دیگران بوده و پس از تو نیز به دست دیگرى مى رسد، و تنها آن مقدار از این مال بهره تو است که بوسیله آن براى خویش کارى آماده کنى ، پس خود را بر فرزندانت در آنچه بکار آنها مى خورد مقدم دار، زیرا (اگر فرزندانت را در نظر داشته باشى و بوسیله آن براى خود کارى صورت ندهى در این صورت ) براى یکى از دو نفر مال جمع کرده اى : مردى که (پس از تو) آن مال را در راه اطاعت خدا مصرف کند و او سعادتمند شده ولى تو بدبخت گشته اى ، و مردى که آنرا به مصرف گناه و نافرمانى خدا برساند و بوسیله مالى که تو براى او جمع آورى کرده اى بدبخت شود، و هیچیک از این دو دسته شایسته آن نیستند که تو آنها را بر خویشتن مقدم دارى ، و به خاطر این مال بار خودت را سنگین مکن ، پس نسبت به آنکه گذشته (مجلسى (رحمه الله علیه ) گوید: یعنى از فرزندانت ) به رحمت خدا امیدوار باش ، و براى آنکه بجاى ماند به روزى خدا اعتماد کن

سخنانی حکیمانه از امام رضا (ع)

بدون نظر »

از آن حضرت (ع) روایت شده که فرمود:
نماز نافله تقرب بدرگاه خدا است براى هر مؤمن.

حج جهاد هر ناتوانست،
براى هر چیزى زکاتیست و زکاه تن روزهاى مستحبى است،
بهترین عبادت پس از معرفه انتظار فرج است،
هر که پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (ص) دعا کند چون کسیست که بى‏زه کمان کشد،
هر که یقین بعوض گرفتن دارد عطا بخشى کند،
راستى مرد کسیست که میانه روى کند،
تدبیر نیمى از زندگى است، و مهرورزى با مردم نیمى از عقل است،
هم بسیار مایه پیریست، و شتابزدگى کج‏خوئیست،
کمى عیال یکنوع توانگریست،
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسى کرده،
هر که هنگام مصیبت دست بر زانو زند یا بدست دیگر کوبد اجر خود را برده، مصیبتى که با صبر اجر دارد مصیبت نیست،
استرجاع (گفتن إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) هنگام آسیب رسیدنست،
احسان بجا نیست مگر بدین دار یا بخانواده دار.
خدا کمک را باندازه مصرف نازل میکند، و صبر را باندازه مصیبت،
هر که اقتصاد کند و قناعت نماید نعمتش بپاید، و هر که بى‏جا خرج کند یا بى‏اندازه نعمتش از دست برود.
پرداخت امانت و راستى روزى آورند، و خیانت و دروغ ندارى و دوروئى،
چون خدا بد مورچه را خواهد بدو دو بال دهد تا بپرد و پرنده‏هایش بخورند، احسان در نظر مؤمن احسان نیست مگر با سه شرط، کوچک شمردن، و نهان داشتن، و فورى بودن،
هر که احسان خود را بمؤمن کم شمرد برادر خود را بزرگ شمرده، و هر که احسانش بوى بزرگ شمرد برادر را کم گرفته،
هر که احسانى که کرده نهان دارد ستوده کردار است، و هر که در انجام وعده خود شتاب کند عطاى خود را گوارا کرده.
تحف العقول

سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۵

بدون نظر »

خوشا بر احوالت اى موسى که پناهگاه خطاکاران ، و هم نشین درماندگان ، و آمرزش خواه گنهکارانى ، به راستى جایگاه تو در پیش من جایگاه پسندیده و رضایت بخشى است ، پس مرا بخوان با دل پاک و زبان راستگو، و چنان باش که به تو دستور دادم ، فرمانم را ببر، و بر آنها گردن فرازى مکن بخاطر داشتن چیزیکه از تو نیست ، و به من نزدیک شو که من به تو نزدیکم ، زیرا من از تو چیزى که سنگینى و تحملش تو را بیازارد نخواستم ، فقط از تو خواسته ام که مرا بخوانى تا اجابتت کنم ، و از من بخواهى تا به تو عطا کنم ، و به من نزدیک جوئى بدانچه تو از من تاویل آن را دریافت کردى و بر من است که تنزیل آنرا کامل کنم .
******************************
اى موسى به زمین نظر کن که به زودى گور تو خواهد شد، و دیدگانت را به سوى آسمان بلند کن که در آن سلطنت (یا فرمانرواى ) بزرگى است ، و تا هنگامى که در این دنیا هستى بر خویشتن گریه کن ، و از مهلکه هاى دنیا و نابودى بترس ، و نقش و نگار دنیا و خرمیش تو را فریب ندهد، و بستم راضى مشو، و ستمکار مباش که من مراقب ستمکارم تا ستمدیده اش را بر او چیره سازم (و انتقامش را از او بستانم ).
******************************
اى موسى همانا کار نیک (پاداش آن ) ده برابر است و از یک گناه هلاکت ببار آید، به من شرک مورز، روا نیست براى تو که به من شرک آورى ، در کارها میانه رو و محکم باش ، و دعا کن به سوى من دعاى طمع کار شوقمند بدانچه در پیش من است ، و دعاى شخصى که از کرده اش پشیمان است ، که روشنى روز، سیاهى شب را براندازد، هم چنین کار نیک کار بد را از بین مى برد و تاریکى شب بر روشنى روز چیره گردد و همچنین کار بد بر کار نیک پر ارج چیره گردد و آنرا تیره و تار سازد
روضه کافی
پیوند های مشابه
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۱
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۲
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۳
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۴
سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۵

در مذمت عیب جویی

بدون نظر »

زراره از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام روایت کرده که فرمود:
نزدیکترین اوقات بنده به کفر آن وقت است که با کسى برادرى و دوستى کند ولى پیوسته لغزشها و خطاهاى او را نزد خود بشمار آورد تا روزى برخ او بکشد و بدان سبب از وى عیبجوئى بعمل آورد.

حقیقت ایمان

بدون نظر »

محمد بن یزید بانى گوید:
خدمت امام صادق (ع) بودم که عمر بن قیس ماصر و ابو حنیفه و عمر بن ذرّ در میان گروهى از طرفداران خود داخل شدند، و در باره ایمان از آن حضرت پرسش نمودند. حضرت فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است : شخص مؤمن در آن حال که ایمان داشته باشد دست به زنا و دزدى و میگسارى نمى زند. آنان بیکدیگر نگاهى کردند و سپس عمر بن ذرّ گفت : پس آنان را چه بنامیم ؟ فرمود: بهمان نامى که خداوند نامبرده و به همان اعمالى که از آنان سر زده است نامشان نهید (زناکار، دزد، شرابخوار)، خدا- عزّ و جلّ- فرموده : ((دست مرد و زن دزد را ببرید)) و فرموده : ((به هر کدام از مرد و زن زناکار صد تازیانه بزنید)). آنان با تعجّب و شگفتى بیکدیگر نگاه کردند.
محمد بن یزید (رواى خبر) گوید: بشر بن عمر بن ذرّ که با آنان بود بمن گفت : چون بیرون آمدیم عمر بن ذرّ به ابى حنیفه گفت : چرا نگفتى : چه کسى این حدیث را از رسول خدا نقل کرده است ؟ پاسخ داد: من به مردى که (بدون واسطه از پیامبر روایت مى کند و) مى گوید: قال رسول اللّه ((پیامبر فرمود)) چه مى توانم بگویم ؟!

سخنان حضرت حق به موسی (ع) ۳

بدون نظر »

اى موسى در هر حالى (که هستى مرا فراموش مکن ، و بثروت بسیار خورسند مباش ، زیرا که فراموش کردن من دلها را سخت کند، و ثروت بسیار گناه بسیار همراه دارد، زمین فرمانبردار (من ) است و آسمان فرمانبردار، و دریا فرمانبردار است ، و نافرمانى من بدبختى مخصوص جن و انس است و منم بخشاینده مهربان بخشاینده هر زمان ، منم که دشوارى آرم پس از فراوانى ، و فراوانى آرم پس از دشوارى ، و پادشاهانى آرم پس از پادشاهانى ، و پادشاهى من همیشگى و پابرجاست که نیستى ندارد، و چیزى نه در زمین و نه در آسمان بر من پوشیده نیست ، و چگونه پوشیده ماند بر من چیزى که آغازش از من بوده ، و چگونه است در آنچه نزد من است نباشد در صورتیکه به ناچار به سوى من باز خواهى گشت .
**************************
اى موسى رحم کن بر کسى که در خلقت از تو پائین تر است ، و رشک مبر بر آنکس که بالاتر از تو است که به راستى صفت حسد و رشک کارهاى نیک و حسنات را مى خورد چونانکه آتش هیزم را مى خورد.
**************************
ادامه نوشتار »

نصایحی از امام صادق (ع)

بدون نظر »

امام صادق علیه السلام فرمود
ای مفضل کسی که تعقل نکند رستگار نگردد و تعقل نکند کسی که نداند،
کسی که بفهمد نجیب می ‏شود
کسی که صبر کند پیروز شود
دانش سپر بدبختی است و راستی عزت است و نادانی زلت
فهمیدن بزرگواری و سخاوت کامیابی و خوش خلقی دوستی آورنده است
کسی که به اوضاع زمانش آگاه باشد اشتباهات بر او هجوم نیارد
دوراندیشی همان بدبینی است
واسطه بین انسان و رسیدن به حقیقت نعمت وجود عالم است و نادان در این میان بدبخت است
خدا دوست کسی است که او را شناخت و دشمن آن که خودسرانه خویش را در زحمت شناسائیش انداخت
خردمند عیب پوش است و نادان فریبنده ا
گر خواهی بزرگوار شوی ملایم باش و اگر خوار شوی درشتی کن
شریف طینت نرم دل است بداصل سخت دل
کس که کوتاهی کند به پرتگاه افتد
کسی که از عاقبت بیم کند از نسنجیده کاری سالم ماند
کسی که ندانسته و ناگاه بکاری در آید بینی خود را بریده است (خود را بنهایت خواری و مذلت انداخته است)
هر که نداند نفهمد و هرکه نفهمد سالم نماند و آنکه سالم نماند عزیز نگردد و هر که عزیز نگردد خرد شود. و آنکه خرد شود سرزنش شود و هر کس چنین باشد سزاوار است که پشیمان شود.
اصول کافی جلد ۱ روایت۲۹