رعایت حقوق ۵ همنشینان

بدون نظر »

مطالب مشابه
رعایت حقوق اعضاى بدن
حق عبادت
رعایت حقوق معلم و شاگرد
رعایت حقوق خانواده
حق کسی که به تو نیکی کرده ، این است که :
او را سپاس گویی ، و احسان او را به یاد داشته باشی ، و میان خود و خدا برایش خالصانه دعا کنی . هنگامی که چنین کردی ، در نهان و آشکارا، او را شکر گزارده ای . سپس اگر قدرت یافتی ، به او عوض هم بدهی .
حق همنشین تو، این است که :
با او به نرمی رفتار کنی ، و با او نیکو سخن گویی ، از مجلس خود، جز به اجازه او بر نخیزی ، و کسی که پیش تو بنشیند، بی اجازه تو می تواند برخیزد.
باید لغزشهای همنشین خود را فراموش کنی . نیکی های او را در یاد خود نگاه داری . و جز سخن خیر با او نگویی .
حق همسایه ات ، این است که :
او را در غیابش حفظ کنی ، و در حضورش بزرگ داری ، و اگر به او ستم شد یاریش کنی . در پی عیب او نباشی .
و اگر زشتی در او سراغ داشتی ، بر او بپوشانی .
اگر می دانی که نصیحت تو را می پذیرد، در خلوت به خیر خواهی او بنشینی .
او را در سختی رها نکنی .
از لغزش او درگذری .
گناهش را ببخشی ، با او کریمانه معاشرت کنی ، و قوتی جز به یاری خدا نیست .
حق رفیق ، این است که :
با تفضل و انصاف با او مصاحبت کنی .
او را بزرگ بداری ، چنان که تو را بزرگ می دارد. نگذاری در نیکی های به یکدیگر، بر تو سبقت بجوید. اما اگر از تو سبقت گرفت ، در ازای کار نیک بهتر از او پاسخ دهی .
دوستش بداری ، آنگونه که تو را دوست می دارد.
اگر اراده گناهی کرد، او را از ارتکاب به آن باز داری . بر او رحمت باش و عذاب مباش . ولا قوه الا بالله .
اما حق شریک ، آن است که :
اگر غایب شد، او را کفایت کنی . و اگر حاضر بود، حرمتش را پاس ‍ داری .
بدون مشورت و همفکری با او، به تنهایی حکم نکنی و رای ندهی .
مال او را حفظ کنی . در کار سخت یا آسان به او خیانت نکنی . چرا که دست خداوند تبارک و تعالی بر دو شریک است .
تا زمانی که به یکدیگر خیانت نکنند. ولا قوه الا بالله .

رعایت حقوق خانواده

بدون نظر »

حق مادرت این است که :
بدانی ، او تو را در شکم خود حمل کرد، به گونه ای که هیچ کس بار دیگری را نکشید.
از ثمره قلب خود، به تو غذایی داد که هیچ کس به کسی ندهد.
با تمام اعضای خود، در نگهداری تو کوشید.
در این اندیشه نیست که گرسنه و تشنه بماند، تا تو سیر و سیراب شوی .
بی لباس بماند تا تو را بپوشاند؛ در آفتاب بماند تا تو در سایه باشی ، از خواب خود چشم بپوشد تا تو راحت بخوابی .
از گرما و سرما تو را نگاه داشت ، تا فرزند او باشی .
پس نمی توانی او را شکر گزاری ، مگر به توفیق و یاری و کمک خداوند.
حق پدرت ، آن است که :
بدانی او اصل وجود تو است ، که اگر نمی بود، تو هم نبودی .
پس هر نیکی در خودت دیدی که از آن شگفت زده شدی ، بدان که پدرت ، اصل نعمت بر تو در آن خیر بوده است . پس خدا را به اندازه آن حمد و شکر کن . و نیرویی جز به سبب خدا نیست .
حق فرزندت ، این است که :
بدانی از تو است ، و در دنیای گذرا، به خیر و شر خود، وابسته تو است . و تو در برابر سرپرستی او مسئولی که او را نیکو ادب نمایی ، به سوی خدای عزوجل راهنمایی کن ، و در طاعت خدا به او کمک رسانی .
پس در کارهای او بکوش ، مانند کوشیدن کسی که می داند در نیکی به او پاداش می گیرد. و اگر با او بدرفتاری کند، عقاب می شود.
حق برادرت ، این است که :
بدانی دست تو مایه عزت و قدرت تو است . پس او را سلاحی بر معصیت خدا مگیر، و برای ظلم کردن بر آفریدگان خدا، او را وسیله ای مساز.
و در برابر دشمنش ، یاری او را رها مکن .
و از خیر خواهی نسبت به او دریغ مدار. اگر اوامر خدای تعالی را پیروی کرد، چه بهتر. و اگر چنین نکرد، خدا را گرامی تر از او نزد خودت بدان . و نیرویی جز به سبب خدا نیست .
مطالب مشابه
رعایت حقوق اعضاى بدن
حق عبادت
رعایت حقوق معلم و شاگرد
رعایت حقوق همنشینان

رعایت حقوق معلم و شاگرد

بدون نظر »

مطالب مشابه
رعایت حقوق اعضاى بدن
حق عبادت
رعایت حقوق خانواده
رعایت حقوق همنشینان
حق کسی که با علم ، تو را تربیت می کند. این است که ، او را بزرگ بداری ، وقار محضر او را نگاه داری .
به کلامش خوب گوش بسپاری .به سوی او رو کنی ، صدایت را بر او بلند نگردانی .
اگر کسی از معلم تو سوالی پرسید، تو پاسخ ندهی ، تا معلم خود جواب گوید.
در مجلس او، با دیگری سخن نگویی .
نزد او از دیگران ، غیبت نکنی .
اگر کسی از او، نزد تو بدگویی کرد، حریم او را پاس داری . زشتی های او را بپوشانی . و نیکی های او را آشکار کنی .
با دشمن او همنشینی ننمایی ، و دوست او را دشمن نداری .
چون چنین عمل کنی ، فرشتگان خدای عزوجل به نفع تو گواهی می دهند، که تو او را برای خدای عزوجل خواستی . و برای خدا از محضر او کسب علم کردی . نه برای مردم .
و اما حق کسی که در علم ، زیر دست تو است .این است که :
بدانی خدای عزوجل ، در علمی که به تو بخشیده ، تو را قیم بر آنان قرار داده است . و از خزائن خود بر تو گشوده است .
پس اگر در تعلیم مردم بکوشی ، و با ایشان بدرفتاری ننمایی . و بر آنان دلتنگ نشوی ؛ خدای از فضل خود، بر تو زیاده می کند.
و اما اگر علم خود را از مردم ، دریغ داری ، یا با مردم هنگامی که از تو کسب دانش می کنند، مهربان نباشی ، بر خدای عزوجل حق است که علم و نور علم را از تو سلب کند، و جایگاه تو را از دلها پایین بیاورد.

حق عبادت

بدون نظر »

در همین رابطه بخوانید
رعایت حقوق اعضاى بدن
رعایت حقوق معلم و شاگرد
رعایت حقوق خانواده
رعایت حقوق همنشینان
حق نماز، این است که :
بدانی راه یافتن به درگاه خداوند عزوجل است ، و تو در حال نماز در پیشگاه خدای عزوجل ایستاده ای ، چون این را دانستی ، چنان بایستی که یک بنده ذلیل ، کوچک ، مشتاق ، ترسان ، امیدوار، خائف ، بیچاره ، ملتمس ، می ایستد. در پیشگاه بزرگی ، با آرامش و وقار که او را بزرگ می دارد.
آنگاه ، با قلب خود به نماز رو کنی ، و آن را با حدود و حقوق آن ، به پای داری .
حق حج ، این است که :
بدانی در آن مهمان خدای خودت هستی ، و به سبب آن از گناهانت ، خود به سوی خدای عزوجل می گریزی . به آن توبه ات پذیرفته است ، و آنچه خدای تعالی بر تو واجب ساخته ، انجام می دهی .
حق روزه ، این است که :
بدانی آن قفلی است که خدای عزوجل بر زبانت ، گوشت چشمت ، شکمت و شهوتت زده ، تا بدان حجاب تو را از آتش بپوشاند.
اگر روزه را رها کردی ، پرده ای را که خدا بر تو کشیده دریده ای .
ادامه نوشتار »

حکمتی از آیه ۹ سوره یس” وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا”

بدون نظر »

عارفی در تفسیر آیه ((وجعلنا من بین ایدیهم سدا)) گفت : آن سد، درازی آرزوها و آزمندی ، در بیش زیستن است و در شرح ((من خلفهم سدا)) گفت : بی خبری از گناهان پیشین و پشیمانی نخوردن بر آن ها و آمرزش نخواستن است .
……………………………………..
وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ
و [ما] فراروى آنها سدى و پشت‏سرشان سدى نهاده و پرده‏اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‏ایم در نتیجه نمى‏توانند ببینند
آیه ۹ سوره یاسین

پندی از عارفان در طلب دنیا

بدون نظر »

عارفی به دولتمندی گفت : در طلب دنیا چگونه ای ؟ گفت : به سختی می کوشم . پرسید: آیا به خواسته خویش رسیده ای ؟ گفت : نه ! گفت : این ، دنیایی ست که عمر خویش در طلب خواسته هایش صرف کرده و بدان نرسیده ای . پس ، چگونه خواهی بود در باره ناخواسته هایش ؟
عارفی از منعمی کرد این سؤال
کای ترا دل ، در پی مال و منال !
سعی تو از بهر دنیای دنی
تا چه مقدارست ؟ ای مرد غنی !
گفت : افزونست از عدو شمار
کار من آنست در لیل و نهار
عارفش گفت : این که بهرش در تکی
حاصلت زان چیست ؟ گفتا: اندکی
ادامه نوشتار »

حکمت های نهج البلاغه۲۱۱ تا ۲۱۵

بدون نظر »

حکمت ۲۱۱
ارزش‏ های اخلاقی
(اخلاقی ، اجتماعی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: بخشندگی ، نگاه‏دارنده آبروست، و شکیبایی دهان بند بی ‏خردان، و عفو زکات پیروزی ، و دوری کردن، کیفر خیانتکار، و مشورت چشم هدایت است. و آن کس که با رأی خود احساس بی ‏نیازی کند به کام خطرها افتد، شکیبایی با مصیبت‏های شب و روز پیکار کند، و بی ‏تابی ، زمان را در نابودی انسان یاری دهد، و برترین بی ‏نیازی ترک آرزوهاست، و چه بسا عقل که اسیر فرمانروایی هوس است، حفظ و به کار گیری تجربه رمز پیروزی است، و دوستی نوعی خویشاوندی به دست آمده است، و به آن کس که به ستوه آمده و توان تحمّل ندارد اعتماد نکن.
حکمت ۲۱۲
خودپسندی آفت عقل
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: خودپسندی یکی از حسودان عقل است.
حکمت ۲۱۳
تحمّل مشکلات و خشنودی
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: چشم از سختی خوار و خاشاک و رنج‏ها فرو بند تا همواره خشنود باشی .
حکمت ۲۱۴
نرم خویی و کامیابی
(اخلاقی ، علمی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی که درخت شخصیّت او نرم و بی ‏عیب باشد، شاخ و برگش فراوان است.
حکمت ۲۱۵
اختلاف آفت اندیشه
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: اختلاف نابود کننده اندیشه است
قصار الحکم نهج البلاغه

قیاس

بدون نظر »

محمدبن حکیم گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض کردم: قربانت ما در دین دانشمند شدیم و از برکت شما خدا ما را از مردم بی‏نیاز کرد تا آنجا که جمعی از ما در مجلسی باشیم: کسی از رفیقش چیزی نپرسد چون آن مسأله و جوابش را در خاطر دارد بواسطه منتی که خدا از برکت شما بر ما نهاده، اما گاهی مطلبی برای ما پیش می‏ آید که از شما و پدرانت درباره آن سخنی به ما نرسیده است پس ما به بهترین وجهی که در نظر داریم توجه می‏کنیم و راهی را که با اخبار از شما رسیده موافق‏تر است انتخاب می‏کنیم. فرمود: چه دور است، چه دور است این راه از حقیقت، به خدا هر که هلاک شد از همین راه هلاک شد ای پسر حکیم سپس فرمود: خدا لعنت کند ابوحنیفه را که می‏گفت: علی چنان گفت و من چنین گویم. ابن حکیم به هشام گفت به خدا من از این سخن مقصودی نداشتم جز اینکه مرا به قیاس اجازه دهد.
اصول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاس ها روایت ۹
ادامه نوشتار »

مبغوض ترین افراد نزد خدا بدعت گذار ودنباله رو بدعت

بدون نظر »

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: مبغوض‏ترین مردم نزد خدا دو نفرند:
۱ : مردیکه خدا او را بخودش وا گذاشته از راه راست منحرف گشته، دلباخته سخن بدعت شده، از نماز و روزه هم دم میزند، مردمی بوسیله او بفتنه افتاده‏اند، راه هدایت پیشینیانش را گم کرده و در زندگی و پس از مرگش گمراه کننده پیروانش گشته، باربر خطاهای دیگری شده و در گرو خطای خویش است.
۲ : مردی که نادانی را در میان مردم نادان قماش خود قرار داده، اسیر تاریکیهای قتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند در صورتیکه یکروز تمام را صرف علم نکرده، صبح زود بر خاسته و آنچه را که کمش از زیادش بهتر است (مال دنیا یا علوم بیفائده) فراوان خواسته چون از آب گندیده سیر شد و مطالب بیفائده را انباشته کرد، بین مردم بر کرسی قضاوت نشست و متعهد شد که آنچه بر دیگران مشکل بوده حل کند، اگر با نظر قاضی پیشینش مخالفت می‏کند اطمینان ندارد که قاضی پس از او حکم او را نقض نکند چنانکه او با قاضی پیشین کرد، اگر با مطالب پیچیده و مشکلی مواجه شود ترهاتی از نظر خویش برای آن بافته و آماده می‏کند و حکم قطعی می‏دهد شبهه بافی او مثل تار بافتن عنکبوت است، خودش نمی‏داند درست رفته یا خطا کرده، گمان نکند در آنچه او منکر است
ادامه نوشتار »

بدعت نهادن

بدون نظر »

امیرالمؤمنین علیه السلام برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم همانا آغاز پیدایش آشوبها فرمانبری هوسها و بدعت نهادن احکامی است بر خلاف قرآن که مردمی بدنبال مردمی آنرا بدست گیرند، اگر باطل برهنه می‏بود بر خردمندی نهادن نمی‏گشت و اگر حق ناآمیخته می‏شود اختلافی پیدا نمی‏شد ولی مشتی از حق و از باطل گرفته و آمیخته شود و با هم پیش آیند، اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره شود و آنها که از جانب خدا سبقت نیکی داشتند نجات یابند.
اصول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاسها روایت ۱
*******************************
رسول خدا (ص) فرمود: زمانیکه در امتم بدعتها هویدا گشت بر عالم است که علم خویش را آشکار کند، هر که نکند لعنت خدا بر او باد.
صول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاسها روایت ۲
*******************************
در حدیث است: کسی که نزد بدعتگزاری آید و تعظیمش کند در خرابی اسلام کوشیده است.
صول کافی جلد ۱ باب بدعت ها وقیاسها روایت۳
*********************************
ادامه نوشتار »