حکایتی از بزرگان

بدون نظر »

سرىّ سقطى گفت : از ((رمله )) به سوى ((بیت المقدس ) مى رفتم . گذرم به سرزمینى سر سبز افتاد که در آن آبگیرى بود. نشستم و از گناه خوردم و آب نوشیدم و به خود گفتم اگر در دنیا حلالى خوردم یا نوشیدم . همین بود. ناگاه شنیدم که هاتفى مى گوید: یا سرىّ! مخارجى که تو را به اینجا رسانده است ، از کجاست ؟

حکمت ۱۰۳ نهج البلاغه

بدون نظر »

مردم ، هیچیک ، از امور دینى را براى بهبود امور دنیوى ترک نکنند جز آنکه ، خداوند برایشان وضعى پیش آورد که زیانش بیش از سودش ‍ باشد.

حکمت ۱۰۲ نهج البلاغه

بدون نظر »

خداوند بر شما اعمالى واجب داشته ، آنها را ضایع مگذارید و برایتان حدودى معین کرده ، از آن حدود تجاوز مکنید. شما را از چیزهایى نهى کرده ، حرمت آن مشکنید و چیزهایى است که درباره آنها سکوت کرده ، نه آنکه فراموش کرده باشد، در آنها خود را به رنج میفکنید.

حکمت ۱۰۱ نهج البلاغه

بدون نظر »

نوف بکالى گوید: شبى امیرالمؤ منین را دیدم که از بستر برخاست و به ستارگاننگریست و مرا فرمود:
اى نوف ، خواب هستى یا بیدار؟
گفتم :
یا امیرالمؤ منین ، بیدارم .
فرمود :
اى نوف ، خوشا به حال کسانى که از دنیا بریده اند و به آخرت روى آورده اند. اینان مردمانى هستند که زمین را فرش خود کرده اند و خاکش ‍ را بستر و آبش را عطر خوشبوى خود. درون خود را به قرآن آراسته اند و برون را به دعا. چون مسیح ، دنیا را از خود دور ساخته اند. اى نوف ، داود (ع ) در چنین ساعتى از شب ، برخاست و فرمود این ساعتى است که هیچ بنده اى به درگاه خداوند دست به دعا برندارد، مگر آنکه ، دعایش ‍ مستجاب شود، مگر عشریّه بگیر (باجگیر) یا کسى که کارهاى مردم را به حکومت گزارش کند یا شرطه ، یا صاحب عرطبه ((طنبور)) باشد و یا صاحب کوبه ((طبل )).

جملاتی گهر بار از رسول خدا (ص)

بدون نظر »

آنکه با تو در دوستى مى زند با وى ره دوستى گیر که این گونه دوستى پایدارتر است.
صدقه را از خویشتن آغاز کن اگر چیزى فزون آمد بکسان خود ده اگر از کسان تو چیزى فزون آمد بخویشان ده و اگر از خویشان نیز چیزى فزون آمد به دیگران ده و همچنین صدقه را از عیال خویش آغاز کن.
خدا روزى بنده مؤمن خویش را از جایى که انتظار ندارد میرساند.
صدقه را از آنچه خداوند آغاز کرده است آغاز کنید.
شما را مژده میدهم و شما بدیگران مژده دهید که هر کس شهادت دهد که خدائى جز خداى یگانه نیست و بدان معتقد باشد وارد بهشت مى شود.
منفورترین چیزهاى حلال در پیش خدا طلاق است.
منفورترین مردم پیش خدا آن کس است که ایمان آورد و سپس کافر شود.
منفورترین مردان در پیش خدا مرد لجوج و ستیزه جوست.
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران.
ناتوان را پیش من آرید زیرا شما به برکت ناتوانان خود روزى مى خورید و یارى مى شوید.

دلایل غلبه فراموشی

بدون نظر »

درحدیث معتبر از حضرت موسى بن جعفر منقول است که نه چیز است که کردن آنها موجب غلبه فراموشى است : خوردن سیب ترش و گشنیز و پنیر و نیم خورده موش و بول کردن در آب ایستاده و خواندن نوشته قبرها و راه رفتن در میان دوزن و شپش را انداختن و حجامت کردن در پشت گردن
حلیه المتقین دربیان بعضى از آداب متفرقه و فواید نافعه

گفتن ان شاءالله

بدون نظر »

ازحضرت امام محمد باقر ((علیه السلام )) منقول است که چون حق تعالى حضرت آدم را نهى فرمود از خوردن میوه آن درخت بهشت گفت بلى پروردگارا نگفت انشاءالله پس از آن درخت خورد و از بهشت بیرون آمد پس حقتعالى فرمود پیغمبرش را که وَلا تَقُولَنَّ اِنىّ فاعِلٌ ذلِکَ غَدًا اِلاّ اَنْ یَشاءَ اللهُ وَاذْکُرْ رَبَّکَ اِذا نَسیْتَ پس فرمود که یعنى مگو هر چیزى را که این را میکنم فردا مگر آنکه مقید بمشیت الهى گردانى که بگوئى مگر آنکه خدا خواهد که نکنم و یاد کن پروردگار خود را هرگاه که فراموش کنى اورا یعنى هرگاه که گفتن انشاء الله را فرموش کنى در هر وقت که بخاطرت بیاید بگواگر چه بعد از یکسال باشد.
حلیه المتقین دربیان بعضى از آداب متفرقه و فواید نافعه

فراموش کردن بسم الله

بدون نظر »

ازحضرت صادق ((علیه السلام )) منقول است که بسیار است که بعضى از شیعیان ما در افتتاح بعضى ازکارها فراموش میکنند گفتن ((بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ را پس حق تعالى ایشان را امتحان مینماید ببلائى تا متنبه شوند و بیاد آورند شکر الهى و ثناى بر اورا و حق تعالى بسبب آن بلا محو مینماید از ایشان منقبت آن تقصیر را که ایشان صادر شده است پس باید که آدمى در ابتداى هر کارى افتتاح نماید بگفتن بسم الله
حلیه المتقین دربیان بعضى از آداب متفرقه و فواید نافعه

آماده شدن برای آخرت موعظه ای از امیر مومنان

بدون نظر »

اما بعد. دنیا روی در رفتن دارد و بانگ وداع برداشته و آخرت روی درآمدن دارد و بناگاه ، رخ می نماید. بدانید، که امروز، روز به تن و توش ‍ آوردن اسبان است و فردا روز مسابقه . هر که پیش افتد، بهشت جایزه اوست و هر که واپس ماند، آتش جایگاه او. آیا کسی نیست ، که پیش از آنکه مرگش در رسد، از خطای خود توبه کند؟ آیا کسی نیست ، که پیش از بدحالی و شوربختی ، برای خویش کاری کند بدانید که شما در این روزهای عمر غرق امیدها و آرزوهایید و، حال آنکه ، مرگ پشت سر شما کمین کرده است . هر کس در این روزها، پیش از رسیدن مرگش برای خود کاری کند، کارش بدو سود رساند و مرگش زیان نرساند و هر که ، در این روزها، قصور ورزد و برای خود کاری نکند، کارش سود ندهد و مرگش زیان رساند.
ادامه نوشتار »

موعظه ای دیگر از امیر المومنین

بدون نظر »

آخرین منزل ، رویاروى شماست و مرگ پشت سرتان . و با آواز خود شما را به پیش مى راند. سبکبار شوید تا برسید. زیرا آنان که از پیش ‍ رفته اند چشم به راه شما واپس ماندگان اند.
نهج البلاغه خطبه ۲۱