بادیه نشینی را گفتند: فرداى قیامت پروردگار، به حسابت رسیدگی مى کند. گفت : ای فلان ! مرا شاد کردی . زیرا چون کریم به حساب رسیدگی کند، بخشندگی کند
حکایت شده است که : عارفی ، پارچه ای بافت و در بافت آن دقت به کار داشت . چون آن را فروخت ، به علت عیب هایی که داشت ، به او باز گرداندند و او گریست . اما مشتری گفت : ای فلان ، مگری ! که بدان راضیم . و او گفت : گریه من از این نیست . بلکه از آن می گریم که در بافت آن ، کوشش بسیار کردم و به سبب عیب های پنهانی ، به من باز گردانده شد. و از آن می ترسم تا عملی که چهل سال در آن کوشیده ام نپذیرند.
از کتاب ((عده الداعی و نجاح الساعی )) : ابوعبدالله جعفر بن محمدالصادق (ع ) به مفضل بن صالح گفت : ای مفضل ! خدا را بندگانی ست که پنهانی ، خالصانه به وی پردازند و او نیز با نیکویی خالصانه ، به آنان پردازد. و آنان ، کسانی هستند که در روز رستاخیز، نامه عملشان از کردار زشت خالیست . و آنگاه ، که در پیشگاه خداوندی درآیند، آنان را از رازهای پنهانی که با او داشته اند، سرشار کند. گفتم : سرور من ! چرا چنین است ؟ فرمود. آنان فراتر از آنند که فرشتگان نگهدارنده از آن چه میان او و آنانست ، آگاه شوند.
مضمونی نظیر این گفته اند و گمان کنم از بابا فغانی ست :
بیا! که در دل تنگ من از خزینه عشقت
امانتی ست ، که روح الامین نبوده امینش
از دیگری ست :
عاصی اندر خواب ، نام توبه نتواند شنید
گر بداند عشقبازی عفوش با گناه
کشکول شیخ بهایی
در ((تلویحات )) از افلاطون الهی نقل شده است که گفت : چه بسیار که به هنگام ریاضات ، با خویش خلوت می کردم و در احوال موجودات مجرد از مادیات می نگریستم . و بدنم ، در گوشه ای می افتاد، گویی که من نیز مجرد بوده ام . و از پوشش های طبیعی ، عریان هستم . و در ذاتی فرو رفته ام و جز همان ، به هیچ چیز دیگری نمی اندیشم و جز آن ، به چیز دیگری نمی نگرم . و خویش را بیرون از چیزهای دیگر می دیدم . بدین هنگام ، خویش را در زیبایی و نور و روشنی و درخشش و خوبی های شگفت آور می دیدم . که هر کسی را مبهوت می دارد پس ، بدان ! که من ، جزئی از اجزای عالم علوی روحانی کریم شریف ام و زندگی پرتکاپویی دارم .
ادامه نوشتار »
حکمت ۳۶۶
هماهنگى علم و عمل
(عملى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: علم و عمل پیوندى نزدیک دارند.
و کسى که دانست باید به آن عمل کند، چرا که علم، عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد می ماند و گر نه کوچ می کند.
حکمت ۳۶۷
روش برخورد با دنیا
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: اى مردم، کالاى دنیای حرام چون برگهاى خشکیده وبا خیز است، پس از چراگاه آن دورى کنید، که دل کندن از آن لذّت بخشتر از اطمینان داشتن به آن است، و به قدر ضرورت از دنیا برداشتن بهتر از جمع آورى سرمایه فراوان است. آن کس که از دنیا زیاد برداشت به فقر محکوم است، و آن کس که خود را از آن بی نیاز انگاشت در آسایش است، و آن کس که زیور دنیا دیدگانش را خیره سازد دچار کور دلى گردد، و آن کس که به دنیاى حرام عشق ورزید، درونش پر از اندوه شد، و غم و اندوهها در خانه دلش رقصان گشت، که از سویی سرگرمش سازند، و از سویی دیگر رهایش نمایند، تا آنجا که گلویش را گرفته در گوشه ای بمیرد، رگهاى حیات او قطع شده، و نابود ساختن او بر خدا آسان، و به گور انداختن او به دست دوستان است. امّا مؤمن با چشم عبرت به دنیا می نگرد، و از دنیا به اندازه ضرورت برمی دارد، و سخن دنیا را از روى دشمنى می شنود، چرا که تا گویند سرمایه دار شد، گویند تهیدست گردید، و تا در زندگى شاد می شوند، با فرا رسیدن مرگ غمگین می گردند، و این اندوه چیزى نیست که روز پریشانی و نومیدی هنوز نیامده است.
حکمت ۳۶۸
فلسفه کیفر و پاداش
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: همانا خداوند پاداش را بر اطاعت، و کیفر را بر نافرمانی قرار داد، تا بندگان را از عذابش برهاند، و به سوى بهشت کشاند.
حکمت ۳۶۹
خبر از مسخ ارزشها
(اجتماعى، تاریخى سیاسى) و درود خدا بر او، فرمود: روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، امّا از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می باشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکاری اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم که از لغزش غفلتها در گذرد.
حکمت ۳۷۰
هدفدارى انسان و ضرورت تقوا
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: (نقل کردند که امام علیه السّلام کمتر بر منبرى می نشست که پیش از سخن این عبارت را نگوید:) اى مردم از خدا بترسید، هیچ کس بیهوده آفریده نشد تا به بازی پردازد، و او را به حال خود وانگذاشته اند تا خود را سرگرم کارهای بی ارزش نماید، و دنیایى که در دیده ها زیباست، جایگزین آخرتى نشود که آن را زشت می انگارند، و مغرورى که در دنیا به بالاترین مقام رسیده،
چون کسى نیست که در آخرت به کمترین نصیبى رسیده است.
حکمت ۳۶۱
روش خواستن از خدا
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: هر گاه از خداى سبحان درخواستى دارى، ابتدا بر پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زیرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکى را برآورد و دیگرى را باز دارد.
حکمت ۳۶۲
ضرورت پرهیز از جدال و درگیرى
(اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس که از آبروی خود بیمناک است از جدال بپرهیزد.
حکمت ۳۶۳
نشانه بی خردى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: شتاب پیش از توانایی بر کار، و سستى پس از به دست آوردن فرصت از بی خردى است.
حکمت ۳۶۴
جایگاه پرسیدن
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: از آنچه پدید نیامده نپرس، که آنچه پدید آمده برای سرگرمى تو کافى است.
حکمت ۳۶۵
ارزشهاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: اندیشه، آیینه اى شفّاف و عبرت از حوادث، بیم دهنده اى خیر اندیش است، و تو را در ادب کردن نفس همان بس که از آنچه انجام دادنش را براى دیگران نمی پسندى بپرهیزی .
پادشاهی دُر ثمینی داشت
بهر انگشترین نگینی داشت
خواست نقشی که باشدش دو ثمر
هر زبان کافکند به نقش نظر
وقت شادی نگیردش غفلت
گاه انده نباشدش محنت
هرچه فرزانه بود آن ایام
کرد اندیشهٔ ولی همه خام
ژنده پوشی پدید شد آندم
گفت بنویس بگذرد این هم
شاه را این سخن فتاد پسند
چون شکرخنده از لب چون قند
ز آنکه گر پیش آید او را غم
بیند او بگذرد شود خرم
ور بود هم به عیش خوش اندر
بیند او بگذرد شود ابتر
ای کریم بحق علی الاطلاق
به حق آن که داد این سه طلاق
که به اسرار ده تو آن کردار
که بود آن مطابق گفتار
ملا هادی سبزواری
امام صادق علیه السلام فرمود: کسیکه با قرآن و سنت محمد (ص) مخالفت کند کافر است.
توضیح: کلمه (((سنت))) در معانی بسیاری بکار میرود مانند ۱- طریقه موافق دین در مقابل بدعت ۲- مستحب مقابل واجب ۳- حدیث و خبریکه از پیغمبر (ص) رسیده است ۴- روش عملی پیغمبر (ص). و اینجا دو معنی اخیر مناسب است .
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۶
*******************************************************
امام چهارم علیه السلام فرمود: شریفترین اعمال نزد خدا عمل به سنت است اگر چه کم باشد.
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۷
*******************************************************
ابان بن تغلب گوید: از امام باقر علیه السلام مسأله ای پرسیده شد و حضرت پاسخ فرمود، مرد سائل گفت: فقها چنین نگویند: فرمود: وای بر تو! تو هرگز فقیهی دیده ای؟! فقیه حقیقی، زاهد در دنیا، مشتاق آخرت، چنگ زننده به سنت پیغمبر (ص) است.
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۸
*******************************************************
ادامه نوشتار »
رسول خدا (ص) فرمود: برای هر امر حقی و حقیقی موجود است (که به سوی آن حق رهبری میکند) و بر سر هر امر درستی نوری موجود است، پس آنچه موافق قرآن است اخذ کنید و آنچه مخالف قرآن است ترک نمائید (زیرا قرآن نور است و حقیقت که مردم را به حق و صواب دلالت کند)
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۱
******************************************
ابن ابی یعفور گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم درباره اختلاف حدیث که آنرا روایت کند کسی که به او اعتماد داریم و کسی که به او اعتماد نداریم (و در مضمون مختلف باشند) فرمود: چون حدیثی به شما رسید و از قرآن یا قول پیغمبر (ص) گواهی بر آن یافتید اخذش کنید و گرنه برای آورنده اش سزاوارتر است. (شما نپذیرید و به کسی که نقل میکند برگردانید).
)
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۲
******************************************
امام صادق علیه السلام فرمود: هر موضوعی باید به قرآن و سنت ارجاع شود و هر حدیثی که موافق قرآن نباشد دروغیست خوش نما.
)
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۳
******************************************
پیغمبر (ص) در منی سخنرانی کرده فرمود: ای مردم آنچه از جانب من به شما رسید و موافق قرآن بود آنرا من گفته ام و آنچه به شما رسید و مخالف قرآن بود من آنرا نگفته ام.
)
اصول کافی جلد ۱ باب اخذ به قول پیغمبرص و شواهد قرآن روایت ۵
******************************************
کسی گفت : ابامیسره عابد را دیدم که از فرط عبادت ، دنده هایش بیرون زده بود. او را گفتم : – خدا رحمت همه گیر خود را شامل تو گرداناد! – خشمناک شده و گفت : مگر نشانه ای نومیدی دیده ای ؟ که ان رحمه الله قریب من المحسنین ** و به خدا! که سخن او مرا گریاند. عاقل را سزوار است که به احوال پیامبران و ابدال و اولیاء و جهد آنان در طاعات و صرف عمرشان در عبادات که شبانروز سستی نمی پذیرد، بنگرد. آیا آنان را به خدا گمان نیکو نیست ؟ چرا! به خدا! که آنان به گسترش رحمت خداوندی آگاهند و نسبت به بخشش او گمان نیکو دارند. اما، بدان ! که آن بی جهد و کوشش ، آرزوی محض و غرور است . پس ، در عبادت و طاعت بکوشید تا امید به رحمت او شما را حاصل شود که نیکوترین بضاعت است .
کشکول شیخ بهایی
_______________________
** سوره اعراف آیه ۵۶
إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ
که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است