جمالت آفتاب هر نظر باد
ز خوبی روی خوبت خوبتر باد
همای زلف شاهین شهپرت را
دل شاهان عالم زیر پر باد
کسی کو بسته زلفت نباشد
چو زلفت درهم و زیر و زبر باد
دلی کو عاشق رویت نباشد
همیشه غرقه در خون جگر باد
بتا چون غمزه ات ناوک فشاند
دل مجروح من پیشش سپر باد
چو لعل شکرینت بوسه بخشد
مذاق جان من ز او پرشکر باد
مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد
به جان مشتاق روی توست حافظ
تو را در حال مشتاقان نظر باد
حافظ
گفته اند روزی ((کثیر)) – شاعر به نزد ((فرزدق )) آمد و فرزدق او را گفت : ابوصخر! تو، قوی ترین شاعر عرب هستی ، آنجا که گفته ای : خواهم که او را از یاد برم . اما گویی لیلی در هرگذر بر من پدیدارست . و کثیر گفت تو سزاوارترین شاعر عرب به نازشی . که گفته ای : چون به راه افتیم ، بینی که مردمان نیز به دنبال ما به راه افتند و چون اشارت کنیم ، بازایستند. و این هر دو بیت از ((جمیل )) است که یکی را کثیر دزدیده است و دیگری را فرزدق
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ امری نیست که دو نفر در آن اختلاف نظر داشته باشند جز آنکه برای آن در کتاب ریشه و بنیادی است ولی عقل های مردم به آن نمیرسد.
اصول کافی جلد ۱ باب رجوع به قرآن و سنت و اینکه همه حلال و حرام و احتیاجات مردم در قرآن یا سنت موجود است روایت ۶
*********************
عبدالاعلی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: من زاده رسول خدایم و به قرآن دانایم، در قرآنست آغاز خلقت و آنچه تا روز قیامت رخ دهد و خبر آسمان و زمین و خبر بهشت و دوزخ و خبر گذشته و خبر آینده تمام اینها را میدانم چنانچه بکف دست خود مینگرم، همانا خدا می فرماید: در قرآنست بیان آشکار هر چیز
اصول کافی جلد ۱ باب رجوع به قرآن و سنت و اینکه همه حلال و حرام و احتیاجات مردم در قرآن یا سنت موجود است روایت ۸
**********************
و فرمود: قرآنست که هر خبری که پیش از شما برده و هر خبری که بعد از شما باشد در آنست و داور میان شما است و ما آن را میدانیم.
اصول کافی جلد ۱ باب رجوع به قرآن و سنت و اینکه همه حلال و حرام و احتیاجات مردم در قرآن یا سنت موجود است روایت ۹
*******************
سماعه به امام کاظم(ع) عرض کرد: همه چیز در کتاب خدا و سنت پیغمبرش موجود است یا شما هم در آن گفتاری دارید؟ فرمود: همه چیز در کتاب خدا و سنت پیغمبرش می باشد.
اصول کافی جلد ۱ باب رجوع به قرآن و سنت و اینکه همه حلال و حرام و احتیاجات مردم در قرآن یا سنت موجود است روایت ۱۰
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: ای مردم خدای تبارک و تعالی پیغمبر را به سوی شما فرستاد و قرآن حق را بر او نازل فرمود در حالی که شما از قرآن و فرستنده قرآن بی خبر بودید و هم از پیغمبر و فرستنده او، در زمان تعطیلی پیغمبران و خواب دراز ملتها و گسترش نادانی و سرکشی فتنه و گسیختن اساس محکم و کوری از حقیقت و سرپیچی ستم و کاهش دین و شعله وری آتش جنگ، همزمان با زردی گلستان باغ جهان و خشکیدن شاخه ها و پراکندگی برگها و نومیدی از میوه و فرو رفتن آب های آن، پرچم های هدایت فرسوده و پرچم های هلاکت افراشته بود، دنیا برخسار مردم عبوس و روی درهم کشیده بود، به آنها پشت گردانیده روی خوش نشان نمی داد: میوه دنیا آشوب و خوراکیش مردار بود نهانش ترس و آشکارش شمشیر بود: بند از بند شما جدا گشته و پراکنده بودید، دیدگان مردم جهان نابینا و روزگارشان تاریک بود پیوند خویشی خود را بریده و خون یکدیگر را می ریختند، دختران خود را در جوار خود زنده به گور کردند، زندگی خوش و رفاه و آسایش از ایشان دور گشته بود، نه از خدا امید پاداشی و نه از او بیم کیفری داشتند، زنده ایشان کوری بود پلید و مرده آنها در آتش و نومید. در آن هنگام پیغمبر اکرم نسخه ای از کتب آسمانی نخستین بر ایشان آورد که کتب جلوترش را تصدیق داشت و حلال را از حرام مشکوک جدا ساخت، این نسخه همان قرآنست، از او بخواهید تا با شما سخن گوید، او هرگز سخن نگوید، ولى. من از او بشما خبر می دهم، در قرآن است علم گذشته و علم آینده تا روز قیامت میان شما حکم می دهد و اختلافات شما را بیان می کند، اگر از من قرآن را بپرسید به شما می آموزم.
اصول کافی جلد ۱ باب رجوع به قرآن و سنت و اینکه همه حلال و حرام و احتیاجات مردم در قرآن یا سنت موجود است روایت ۷
حکمت ۲۶۱
مظلومیّت امام علی علیه السّلام
(سیاسی، تاریخی) و درود خدا بر او، فرمود: (آن هنگام که تهاجم یاران معاویه به شهر انبار، و غارت کردن آن را شنید، تنها و پیاده به طرف پادگان نظامی کوفه «نخیله»«» حرکت کرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند ای امیر مؤمنان ما آنان را کفایت میکنیم، فرمود) شما از انجام کار خود درمانده اید چگونه کار دیگری را برایم کفایت میکنید اگر رعایای پیش از من از ستم حاکمان مینالیدند، امروز من از رعیّت خود مینالم، گویی من پیرو، و آنان حکمرانند، یا من محکوم و آنان فرمانروایانند. وقتی سخن امام در یک سخنرانی طولانی که برخی از آن را در ضمن خطبه های گذشته آوردیم، به اینجا رسید. (دو نفر از یاران جلو آمدند و یکی گفت: من جز خود و برادرم را در اختیار ندارم، ای امیر المؤمنان فرمان ده تا هر چه خواهی انجام دهم، امام فرمود) شما کجا و آنچه من میخواهم کجا
******************
حکومت ۲۶۲
مشکل حقّ ناشناسی
(اعتقادی) و درود خدا بر او، فرمود: (حارث بن حوت«» نزد امام آمد و گفت: آیا چنین پنداری که من اصحاب جمل را گمراه میدانم چنین نیست، امام فرمود) ای حارث تو زیر پای خود را دیدی، امّا به پیرامونت نگاه نکردی، پس سرگردان شدی، تو حق را نشناختی تا بدانی که اهل حق چه کسانی میباشند و باطل را نیز نشناختی تا باطل گرایان را بدانی. (حارث گفت: من و سعد بن مالک،«» و عبد اللّه بن عمر، از جنگ کنار میرویم، امام فرمود) همانا سعد و عبد اللّه بن عمر، نه حق را یاری کردند، و نه باطل را خوار ساختند.
***************
حکمت ۲۶۳
مشکل هم نشینی با قدرتمندان
(سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: همنشین پادشاه، شیر سواری را ماند که دیگران حسرت منزلت او را دارند، ولی خود میداند که در جای خطرناکی قرار گرفته است.
***************
حکمت ۲۶۴
نیکی به بازمانده گان دیگران
(اخلاق اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: به بازمانده گان دیگران نیکی کنید، تا حرمت بازمانده گان شما را نگاه دارند.
***************
حکمت ۲۶۵
گفتار حکیمان و درمان
(علمی، درمانی) و درود خدا بر او، فرمود: گفتار حکیمان اگر درست باشد درمان«»، و اگر نادرست، درد جان است
عبد اللّه بن عبّاس گوید:
چون زمان رحلت رسول خدا (ص) فرا رسید گروهی که عمر بن خطّاب نیز در میان آنان بود در خانه حضور داشتند، رسول خدا (ص) فرمود: بیائید نامه ای برای شما بنویسم تا هرگز پس از آن گمراه نشوید. عمر گفت : چیزی نیاورید که درد بر او غلبه کرده ، و قرآن نزد شما هست ، و کتاب خدا ما را کافی است . میان اهل خانه اختلاف افتاد و به مخاصمه پرداختند، عدّه ای می گفتند برخیزید (کاغذ بیاورید) تا رسول خدا برایتان بنویسد، و عدّه ای دیگر سخن عمر را می گفتند. چون سر و صدا بلند شد و اختلاف بالا گرفت رسول خدا (ص) فرمود: از نزد من برخیزید (و مرا تنها بگذارید).
عبید اللّه بن عبد اللّه بن عتبه گوید: ابن عبّاس همیشه می گفت : تمام مصیبت ها از همان وقتی آغاز شد که با اختلاف و شلوغ کاری خود مانع از آن شدند که رسول خدا (ص) آن نوشته را بر ایمان بنویسد.
عبد اللّه بن مسعود گوید:
در شبی که گروههائی از طایفه جن حضور رسول خدا (ص) مشرّف شدند ما با آن حضرت از مدینه بیرون شدیم . حضرت در محلّی از ناحیه وادی القری فرود آمد و سپس از آنجا حرکت فرمود. در بازگشت (بسوی مدینه ) آهی برآورد و فرمود: ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده ، عرض کردم : یا رسول اللّه جانشین معیّن کنید. فرمود: که را؟ گفتم : ابو بکر را. حضرت لختی راه رفت و باز آهی کشید و فرمود: ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده ، عرض کردم : جانشین معیّن کنید. فرمود: که را؟ عرض کردم : عمر را. حضرت لحظه ای سکوت کرد و لختی براه خود ادامه داد، باز آهی کشید و فرمود: ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده . عرض کردم : جانشین معیّن کنید. فرمود: که را؟ عرض کردم : عثمان را. باز لحظه ای سکوت نمود و لختی راه رفت و فرمود:
ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده . عرض کردم : جانشین معیّن کنید. فرمود، چه کسی را؟ عرض کردم : علیّ بن ابی طالب را، حضرت آهی کشید سپس فرمود: سوگند ب آن کس که جانم بدست قدرت اوست اگر از وی اطاعت کنند همگی دسته جمعی داخل بهشت گردند.
۶-
ضرورت پرداخت زکات
هر گاه انسان طلبی دارد که نمیداند وصول میشود یا نه، پس از دریافت آن واجب است زکات آن را برای سالی که گذشته، بپردازد.
میگویم: (بنا بر این «دین ظنون» آن است که طلب کار نمیداند آیا میتواند از بدهکار وصول کند یا نه گویا طلب کار در حال ظنّ و گمان است، گاهی امید دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهی امید دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهی نه، این از فصیحترین سخنان است، همچنین هر کاری که طالب آن هستی و نمیدانی در چه موضعی نسبت به آن خواهی بود، آن را «ظنون» گویند. و گفته اعشی شاعر عرب از همین باب است، آنجا که میگوید: «چاهی که معلوم نیست آب دارد یا نه، و از محلی که باران گیر باشد دور است، نمیشود آن را همچون فرات، که پر از آب است، و کشتی و شناگر ماهر را از پا در میآورد، قرار داد» «جدّ» چاه قدیمی بیابانی را گویند، و ظنون آن است که معلوم نیست آب دارد یا نه).
***************
۷- روایتی دیگر از امام
(وقتی لشکری را در راه جنگ مشایعت میکرد فرمود)
اخلاق نظامی
تا میتوانید از زنان دوری کنید
می گویم: (معنی این سخن آن که از یاد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ، اعراض کنید، و از نزدیکی با آنان امتناع ورزید، چه اینکه این کار بازوان حمیّت را سست، و در تصمیم شما خلل ایجاد مینماید، و از حرکت سریع، و کوشش در جنگ باز میدارد، هر کس که از چیزی امتناع ورزد گفته میشود «عذب عنه» و «عازب» و «عذوب» به معنی کسی است که از خوردن و آشامیدن امتناع میورزد).
********************
۸- روایتی دیگر از امام
امید به پیروزی
مسلمان چونان تیراندازی ماهری است که انتظار دارد، در همان نخستین تیراندازی پیروز گردد.
میگویم: (یاسرون، کسانی هستند که با تیرها بر سر شتری مسابقه میدهند، و فالج، یعنی چیره دست پیروز، میگویند. قد فلج علیهم و فلجهم. یعنی بر آنان پیروز شدند، و آنان را مغلوب کردند، و راجز«» میگوید: چیره دستی را دیدم که پیروز شد.)
*****************
۹- روایتی دیگر از امام
جهاد پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم
هر گاه آتش جنگ شعله میکشید، ما به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم پناه میبردیم، که در آن لحظه کسی از ما همانند پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به دشمن نزدیکتر نبود.
(وقتی ترس از دشمن بزرگ مینمود، و جنگ به گونهای میشد که گویا جنگجویان را میخواهد در کام خود فرو برد، مسلمانان به پیامبر پناهنده میشدند، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد، و خداوند به وسیله او نصرت و پیروزی را بر آنان نازل فرماید، و در سایه آن حضرت ایمن گردند، اما جمله
«اذا احمرّ البأس»
کنایه از شدّت کارزار است. در این باره سخنان متعدّدی گفته شده که بهترین آنها اینکه امام داغی جنگ را به شعلههای سوزان آتش تشبیه کرده است، و از چیزهایی که این نظر را تقویت میکند، سخن پیامبر در جنگ حنین است، هنگامی که نبرد سخت شد و شمشیر زدن مردم را در جنگ «هوازن» مشاهده کرد فرمود:
«الآن حمی الوطیس»
اکنون تنور جنگ داغ شد، «وطیس» تنور آتش است، بنا بر این رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم داغی و گرمی جنگ را به افروختگی و شدّت شعلهوری آتش تشبیه فرموده است).
به سند صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که چون کسی جامه نو بپوشد این دعا بخواند: اَللّهُمِّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ یُمْنِ وَتُقی وَبَرَکَهَ اللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ حُسْنَ عِبادَتِکَ وَ عَمَلاً بِطاعَتَکِ وَاَداءَ شُکْرَ نِعْمَتِکَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی کَسانی ما اُواری بِهِ عَوْرَتی وَاَتَجَّمَلُ بِهِ فی النّاسِ
*************************
به سند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم این دعا را تعلیم می نمود که در وقت پوشیدن جامه نو بخوانم :اَلْحَمْدُلِلّهِ الِّذی کَسانی مِنَ الْلّباسِ ما اَتَّجِمَّلُ بِهِ فی النّاسِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها ثِیابَ بَرَکَهٍ اَسْعی فیها لِمَرْضاتِکَ وَ اَعْمُر فَیه مَساجِدَکَ پس فرمود یا علی هر که ایندعا بخواند چون جامه را بپوشد آمرزیده شود.
*************************
درحدیث دیگر از حضرت موسی بن جعفر منقول است که سزاوار است کسی که جامه نو بپوشد دست بر آن بمالد و بگوید:اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی کَسانی ما اُواری بِهِ عَوْرَتی وَاْتَجَمَّلُ بِهِ فی النّاسِ وَ اَتَزَیَّنُ بِهِ بَیْنَهُمْ.
*************************
ادامه نوشتار »
از جامع بزنطی روایت شده است که هر که زیرجامه را ایستاده بپوشد تا سه روز حاجتش برآورده نشود.
در فقه رضوی مذکور است که زیر جامه را نشسته بپوش و ایستاده مپوش که مورث هلاک وز رداب و عم والم میشود و در وقت پوشیدن این دعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتی وَلاتَهْتِکْنی فی عَرَصاتِ الْقیامَهِ وَاعْفُ فَرْجی وَلا تَخْلَعْ عَنّی زَینَهَ الاَْیِمانِ.
و در مکارم الاخلاق از کتاب نجات نقل کرده است که این دعا بخوان اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتی وَ امنْ رَوْعَتی وَ اعْفُ فَرْجی وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیطانِ فی ذلِکَ نَصیبا وَلا لَهُ اِلی ذلِکَ وُصُولاً فَیَضَعُ لِیَ المَکایِدَ وَیُهَّیِجُنی لاِْرتِکابِ الْمَحارِم .
از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که پیغمبران علیهم السلام پیراهن را پیش از زیر جامه میپوشیدند.
در روایت دیگر وارد شده است که ایستاده و روبقبله و روبآدم مپوش .
از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که زیر جامه را ایستاده پوشیدن مورث اندوه است .
مطالب مشابه
رنگ برخی از لباس های اهلبیت علیهم السلام
بهترین رنگها ی لباس
دربیان جامه هائیکه حرام است پوشیدن آنها
درفضیلت تجمل و زینت کردن
درپوشیدن پنبه و کتان و پشم
لباس فاخر پوشیدن