یکی از پادشاهان بنی اسرائیل ، خانه ای ساخت و در وسعت و تزیین آن ، سعی بسیار کرد. پس دستور داد، تا از عیب آن جویا شوند و هیچکس بر آن عیبی نگرفت جز سه زاهد که گفتند: در آن ، دو عیب هست . یکی این که ویران می شود و دیگری آن که صاحبش می میرد. پادشاه گفت : خانه ای هست که از این دو عیب در امان باشد؟ و آنان گفتند: اری . خانه آخرت ! پس ، پادشاه سلطنت را رها کرد و با آنان به عبادت پرداخت . پس از چندی ، آنان را وداع گفت . گفتند از ما چه دیدی که ترا ناخوش آمد؟ گفت : هیچ ! جز این که مرا می شناسید و اکرام می کنید. پس ، با کسی می نشینم که مرا نشناسد.
کشکول شیخ یهایی
شمعون: بمن خبر ده از نشانه صادق، و نشانه مؤمن، و نشانه صابر، و نشانه تائب، و نشانه شاکر، و نشانه خاشع، و نشانه صالح، و نشانه ناصح، و نشانه موقن، و نشانه مخلص، و نشانه زاهد، و نشانه نیکوکار، و نشانه تقوی شعار، و نشانه متکلف، و نشانه ظالم، و نشانه خود نما، و نشانه منافق، و نشانه حسود، و نشانه اسراف کن، و نشانه غافل، و نشانه خائن، و نشانه تنبل، و نشانه کذاب، و نشانه فاسق.
رسول خدا (ص): نشانه صادق چهار است: ۱- راستگوئی ۲- باور داشتن نوید و بیم خدا ۳- وفاء بعهد ۴- کنارگیری از غدر، و اما نشانه مؤمن اینست که مهر ورزد و بفهمد و آزرم دارد.
و اما نشانه صابر چهار است ۱- صبر بر بدیها ۲- حزم بکارهای خوب ۳- تواضع ۴- بردباری .
ادامه نوشتار »
حکمت ۱۶۱
ارزش مشورت و پرهیز از خودمحوری
(اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس خود رأی شد به هلاکت رسید، و هر کس با دیگران مشورت کرد، در عقلهای آنان شریک شد.
حکمت ۱۶۲
ضرورت راز داری
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختیار آن در دست اوست.
حکمت ۱۶۳
فقر و نابودی
(اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: فقر مرگ بزرگ است
حکمت ۱۶۴
روش بر خورد با متجاوزان
(اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: رعایت حق کسی که او حقش را محترم نمی شمارد نوعی بردگی است.
حکمت ۱۶۵
پرهیز از نا فرمانی خدا
(اخلاقی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: هیچ اطاعتی از مخلوق، در نافرمانی پروردگار روا نیست.
شمعون: نشانه اسلام را بمن بفرما؟
رسول خدا (ص): ایمانست و دانش و کردار.
شمعون: نشانه ایمان چیست؟ نشانه دانش چیست؟ نشانه کردار چیست؟
رسول خدا (ص): نشانه ایمان چهار است: اقرار به یگانگی خدا اعتقاد بدو، و اعتقاد به کتب او، اعتقاد به رسولان او. و أما نشانه دانش چهار است: شناسائی خدا، معرفت دوستانش، دانستن فرائض او، و نگهداری آنها تا به انجام همه. و اما کردار، نماز است و روزه و زکات و اخلاص.
تحف العقول
مطالب مشابه
نشانه های نادان در گفتگوی پیامبر (ص) با شمعون
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی۲
شمعون: نشانه های نادان را بمن بگو؟
رسول خدا (ص): اگر با او بیامیزی رنجت دهد، و اگر از او کناره کنی
دشنامت دهد، اگرت بخشد منت بر تو نهد، و اگرش بخشی ناسپاسی کند، اگرش
رازی بسپاری خیانت کند، و اگرت رازی سپارد بتو بدبین گردد، و اگر توانگر
شد بدمستی کند، و سخت دل و سخترو باشد، و اگر بینوا شد نعمت خدا را بی
پروا انکار کند اگر شاد شود از حد بگذراند و سرکشی کند و اگر غمنده گردد
نومید شود و اگر بخندد قهقهه کند، و اگر بگرید چون حیوان نعره کشد، به نیکان در
افتد، خدا را دوست ندارد و از او حساب نبرد، و از خدا آزرم نکند و او را فرایاد
ندارد، اگر خشنودش کنی بدروغت بستاید، و اگر بر تو خشم کند ستایش تو را
از میان ببرد و تو را تا بدروغ بباد بدگوئی گیرد، اینست روش نادان.
تحف العقول
مطالب مشابه
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی۲
و اما آنچه از رشد منشعب شود: ۱- متانت ۲- هدایت ۳- نیکوکاری
۴- پرهیزکاری ۵- کامیابی ۶- میانه روی ۷- اقتصاد ۸- مزد و
ثواب ۹- کرم ۱۰- فهمیدن دین خدا. اینها را خردمند از رشد خود یابد،
خوشا بر آنکه بر اساس برنامه درست برپا است.
و اما آنچه از پارسائی برخیزد: ۱- خشنودی ۲- آرامش بدرگاه خدا
۳- بهرهمندی ۴- آسایش ۵- بازرسی ۶- خشوع و خداپرستی ۷-
تذکر ۸- تفکر ۹- جود ۱۰- سخاوت. اینها است که برای خردمند از
پارسائی او برخیزد و بخدا و قسمت او خشنود است.
ادامه نوشتار »
در ضمن یک خبر طولانی و پرسشهای بسیاری که راهبی بنام شمعون بن لاوی بن یهودا یکی از حواریون عیسی از آن حضرت فرمود و او را در همه مسائل بسیارش پاسخ داد تا باو ایمان آورد و او را تصدیق کرد و ما همان اندازه نیاز از این خبر را نقل کردیم.
از آن جمله شمعون گفت بمن بگو: عقل چیست و چگونه است و چه از آن منشعب می شود و چه منشعب نمیشود و همه طوائف آنها را شرح بده؟ رسول خدا (ص) فرمود: راستی عقل پابندیست از نادانی و نفس اماره چون پلیدترین جانورانست و اگر پای بند نداشته باشد هار می شود پس عقل پابند نادانی است، خداوند عقل را آفرید و به او فرمود روی آور، او روی آورد و به او فرمود رو برگردان او هم رو برگردانید خدا تبارک و تعالی فرمود بعزت و جلالم سوگند خلقی نیافریدم از تو بزرگتر و فرمانبرتر باشد بتو آغاز کنم و تو را بدرگاه خود برگردانم مزد و ثواب از آن تو است و کیفر هم بر دوش تو است، از عقل بردباری پدید شد و از بردباری دانش و از دانش رهیابی پارسائی و از پارسائی خودداری و از خودداری آزرم و از آزرم سنگینی و از سنگینی و پایداری پی گیری کار خوب و از پی گیری کار خوب بدداشتن شر و از بدداشتن شر پیروی اندرزگو، این ده صنف از انواع خیر و اخلاق خوبست و هر کدام ده دیگر را در بر دارند
ادامه نوشتار »
از حـضـرت صـادق عـلیـه السـّلام روایـت شـده است که ابلیس به هفت آسمان بالا می رفت وگوش می داد و اخبارآسمانی را می شنید پس چون حضرت عیسی ـ علی نبینا وآله و علیه السـلام ـ مـتـولد شـد او را از سـه آسـمـان مـنع کردند وتا چهارآسمان بالا می رفت و چون حـضـرت رسـول صـلی اللّه عـلیـه و آله و سـلّم مـتولد شد او را از همه آسمان هامنع کردند وشیاطین را به تیرهای شهاب از ابواب سماوات راندند،
ادامه نوشتار »
حکمت ۱۵۶
ضرورت خدا شناسی و اطاعت
(اخلاقی ، عبادی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: خدای را اطاعت کنید که در نشناختن پروردگار عذری ندارید.
حکمت ۱۵۷
فراهم بودن راه های هدایت
(اخلاقی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: اگر چشم بینا داشته باشید، حقیقت را نشانتان داده اند، اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کردند، اگر گوش شنوا دارید، حق را به گوشتان خواندند.
حکمت ۱۵۸
روش برخورد با دوستان بد
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: برادرت را با احسانی که در حق او می کنی سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان.
حکمت ۱۵۹
پرهیز از مواضع اتّهام
(اخلاق اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داد، نباید جز خود را نکوهش کند
حکمت ۱۶۰
قدرت و زورگویی
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس قدرت به دست آورد، زورگویی دارد.
حکیمی گفته است : از دنیا سه چیز طلب می شود: عزت و بی نیازی و راحتی . اما آن که زهد ورزد، عزیز می شود و آن که قناعت پیشه کند، بی نیاز می شود و آن که دست از طلب باز کشد، به راحتی می رسد.
***************************
صاحب حقیقی گفته است : با یزید، به راهی می رفت و بر سگی گذشت ، که به یاران خیس شده بود. دامن جامه خویش باز کشید. سگ به سخن آمد و گفت : پلید شدن دامن جامه تو از ناپاکی مرا آب تطهیر می کند. اما گناه دامن باز گرفتن تو از من را آب نیز تطهیر نمی کند.
کشکول شیخ بهایی