حکمت ۱۶۶
پرهیز از تجاوز به حقوق دیگران
(اخلاق اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: مرد را سرزنش نکنند که چرا حقّش را با تأخیر می گیرد، بلکه سرزنش در آنجاست که آنچه حقّش نیست بگیرد.«»
حکمت ۱۶۷
خود پسندی و محرومیّتها
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: خود پسندی مانع فزونی است.
حکمت ۱۶۸
توجّه به فنا پذیری دنیا
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: آخرت نزدیک، و زمان ماندن در دنیا اندک است.
حکمت ۱۶۹
آینده نگری
(اخلاقی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: صبحگاهان برای آن که دو چشم بینا دارد روشن است.
حکمت ۱۷۰
ضرورت ترک گناه
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: ترک گناه آسانتر از در خواست توبه است.
.
در آن وقـت شیطان در میان اولاد خود فریاد کرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تـرا از جـا بـرآورده اسـت ای سـیـّد مـا؟ گـفـت : وای بـر شـمـا! از اوّل شب تا حال احوال آسمان و زمین را متغیّر می یابم و می باید که حادثه عظیمی در زمین واقـع شـده بـاشـد کـه تـا عـیـسـی بـه آسـمـان رفـتـه اسـت مـثـل آن واقـع نشده است ، پس بروید و بگردید و تفحّص کنید که چه امر غریب حادث شده اسـت ؛ پـس مـتـفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم . آن ملعون گفت کـه اِسْتعلام این امر کار من است . پس فرو رفت در دنیا و جولان کرد در تمام دنیا تا به حـرم رسـیـد، دیـد کـه مـلائکـه اطـراف حـرم را فـرو گـرفـتـه انـد، چـون خـواسـت کـه داخـل شـود مـلائکـه بانگ بر او زدند برگشت پس کوچک شد مانند گنجشکی و از جانب کوه حـِری داخـل شـد، جـبـرئیـل گـفـت : بـرگـرد ای مـلعـون ! گـفـت : ای جـبـرئیـل ، یـک حـرف از تـو سـؤ ال مـی کـنـم ، بـگـو امـشـب چـه واقـع شـده اسـت در زمین ؟ جبرئیل گفت : محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلّم که بهترین پیغمبران است امشب متولّد شده اسـت ، پـرسید که آیا مرا در او بهره ای هست ؟ گفت : نه ، پرسید که آیا در امّت او بهره دارم ؟ گفت : بلی ، ابلیس گفت : راضی شدم
ادامه نوشتار »
از زاهدی درباره آمیزش با پادشاهان و وزیران پرسیدند. گفت : آن که با آنان نیامیزد و به نامه عمل خویش نیفزاید، در نزد ما برتر از کسی ست که شب به نماز ایستد و روز، روزه دارد و به زیارت خانه خدا برود و جهاد و با آنان همنشینی کند.
یکی از پادشاهان بنی اسرائیل ، خانه ای ساخت و در وسعت و تزیین آن ، سعی بسیار کرد. پس دستور داد، تا از عیب آن جویا شوند و هیچکس بر آن عیبی نگرفت جز سه زاهد که گفتند: در آن ، دو عیب هست . یکی این که ویران می شود و دیگری آن که صاحبش می میرد. پادشاه گفت : خانه ای هست که از این دو عیب در امان باشد؟ و آنان گفتند: اری . خانه آخرت ! پس ، پادشاه سلطنت را رها کرد و با آنان به عبادت پرداخت . پس از چندی ، آنان را وداع گفت . گفتند از ما چه دیدی که ترا ناخوش آمد؟ گفت : هیچ ! جز این که مرا می شناسید و اکرام می کنید. پس ، با کسی می نشینم که مرا نشناسد.
کشکول شیخ یهایی
شمعون: بمن خبر ده از نشانه صادق، و نشانه مؤمن، و نشانه صابر، و نشانه تائب، و نشانه شاکر، و نشانه خاشع، و نشانه صالح، و نشانه ناصح، و نشانه موقن، و نشانه مخلص، و نشانه زاهد، و نشانه نیکوکار، و نشانه تقوی شعار، و نشانه متکلف، و نشانه ظالم، و نشانه خود نما، و نشانه منافق، و نشانه حسود، و نشانه اسراف کن، و نشانه غافل، و نشانه خائن، و نشانه تنبل، و نشانه کذاب، و نشانه فاسق.
رسول خدا (ص): نشانه صادق چهار است: ۱- راستگوئی ۲- باور داشتن نوید و بیم خدا ۳- وفاء بعهد ۴- کنارگیری از غدر، و اما نشانه مؤمن اینست که مهر ورزد و بفهمد و آزرم دارد.
و اما نشانه صابر چهار است ۱- صبر بر بدیها ۲- حزم بکارهای خوب ۳- تواضع ۴- بردباری .
ادامه نوشتار »
حکمت ۱۶۱
ارزش مشورت و پرهیز از خودمحوری
(اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس خود رأی شد به هلاکت رسید، و هر کس با دیگران مشورت کرد، در عقلهای آنان شریک شد.
حکمت ۱۶۲
ضرورت راز داری
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختیار آن در دست اوست.
حکمت ۱۶۳
فقر و نابودی
(اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: فقر مرگ بزرگ است
حکمت ۱۶۴
روش بر خورد با متجاوزان
(اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: رعایت حق کسی که او حقش را محترم نمی شمارد نوعی بردگی است.
حکمت ۱۶۵
پرهیز از نا فرمانی خدا
(اخلاقی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: هیچ اطاعتی از مخلوق، در نافرمانی پروردگار روا نیست.
شمعون: نشانه اسلام را بمن بفرما؟
رسول خدا (ص): ایمانست و دانش و کردار.
شمعون: نشانه ایمان چیست؟ نشانه دانش چیست؟ نشانه کردار چیست؟
رسول خدا (ص): نشانه ایمان چهار است: اقرار به یگانگی خدا اعتقاد بدو، و اعتقاد به کتب او، اعتقاد به رسولان او. و أما نشانه دانش چهار است: شناسائی خدا، معرفت دوستانش، دانستن فرائض او، و نگهداری آنها تا به انجام همه. و اما کردار، نماز است و روزه و زکات و اخلاص.
تحف العقول
مطالب مشابه
نشانه های نادان در گفتگوی پیامبر (ص) با شمعون
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی۲
شمعون: نشانه های نادان را بمن بگو؟
رسول خدا (ص): اگر با او بیامیزی رنجت دهد، و اگر از او کناره کنی
دشنامت دهد، اگرت بخشد منت بر تو نهد، و اگرش بخشی ناسپاسی کند، اگرش
رازی بسپاری خیانت کند، و اگرت رازی سپارد بتو بدبین گردد، و اگر توانگر
شد بدمستی کند، و سخت دل و سخترو باشد، و اگر بینوا شد نعمت خدا را بی
پروا انکار کند اگر شاد شود از حد بگذراند و سرکشی کند و اگر غمنده گردد
نومید شود و اگر بخندد قهقهه کند، و اگر بگرید چون حیوان نعره کشد، به نیکان در
افتد، خدا را دوست ندارد و از او حساب نبرد، و از خدا آزرم نکند و او را فرایاد
ندارد، اگر خشنودش کنی بدروغت بستاید، و اگر بر تو خشم کند ستایش تو را
از میان ببرد و تو را تا بدروغ بباد بدگوئی گیرد، اینست روش نادان.
تحف العقول
مطالب مشابه
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی
پرسش وپاسخ پیامبر (ص) با شمعون ابن لاوی۲
و اما آنچه از رشد منشعب شود: ۱- متانت ۲- هدایت ۳- نیکوکاری
۴- پرهیزکاری ۵- کامیابی ۶- میانه روی ۷- اقتصاد ۸- مزد و
ثواب ۹- کرم ۱۰- فهمیدن دین خدا. اینها را خردمند از رشد خود یابد،
خوشا بر آنکه بر اساس برنامه درست برپا است.
و اما آنچه از پارسائی برخیزد: ۱- خشنودی ۲- آرامش بدرگاه خدا
۳- بهرهمندی ۴- آسایش ۵- بازرسی ۶- خشوع و خداپرستی ۷-
تذکر ۸- تفکر ۹- جود ۱۰- سخاوت. اینها است که برای خردمند از
پارسائی او برخیزد و بخدا و قسمت او خشنود است.
ادامه نوشتار »
در ضمن یک خبر طولانی و پرسشهای بسیاری که راهبی بنام شمعون بن لاوی بن یهودا یکی از حواریون عیسی از آن حضرت فرمود و او را در همه مسائل بسیارش پاسخ داد تا باو ایمان آورد و او را تصدیق کرد و ما همان اندازه نیاز از این خبر را نقل کردیم.
از آن جمله شمعون گفت بمن بگو: عقل چیست و چگونه است و چه از آن منشعب می شود و چه منشعب نمیشود و همه طوائف آنها را شرح بده؟ رسول خدا (ص) فرمود: راستی عقل پابندیست از نادانی و نفس اماره چون پلیدترین جانورانست و اگر پای بند نداشته باشد هار می شود پس عقل پابند نادانی است، خداوند عقل را آفرید و به او فرمود روی آور، او روی آورد و به او فرمود رو برگردان او هم رو برگردانید خدا تبارک و تعالی فرمود بعزت و جلالم سوگند خلقی نیافریدم از تو بزرگتر و فرمانبرتر باشد بتو آغاز کنم و تو را بدرگاه خود برگردانم مزد و ثواب از آن تو است و کیفر هم بر دوش تو است، از عقل بردباری پدید شد و از بردباری دانش و از دانش رهیابی پارسائی و از پارسائی خودداری و از خودداری آزرم و از آزرم سنگینی و از سنگینی و پایداری پی گیری کار خوب و از پی گیری کار خوب بدداشتن شر و از بدداشتن شر پیروی اندرزگو، این ده صنف از انواع خیر و اخلاق خوبست و هر کدام ده دیگر را در بر دارند
ادامه نوشتار »