سقراط حکیم ، کم می خورد و جامه خشن می پوشید. یکی از فیلسوفان روزگارش به او نوشت : اعتقاد تو اینست که رحم آوردن بر هر ذی روحی واجب است و تو خود، ذی روح هستی و به رها کردن غذای کم و جامه خشن بر خویش ترحم نمی ورزی . و سقراط در پاسخ وی نوشت : مرا به پوشیدن جامه خشن سرزنش کرده ای و گاه ، انسان به زشت علاقه می ورزد و زیبا را رها می سازد و نیز به کمی غذا نکوهیده ای . اما، من ، چندان می خورم ، که زنده بمانم و تو زندگی می کنی ، تا بخوری .
پس فیلسوف به او نوشت : انگیزه کم خوری تو را دانستم . انگیزه کم گوئیت چیست ؟ و اگر در خوردن بر خود سخت می گیری ، چرا در گفتن امساک می کنی ؟ و سقراط به پاسخ نوشت : آن چه را که ناگزیر از ترک آنی ، پرداختن به آن ، بیهوده است . و پروردگار، ترا دو گوش و یک زبان آفریده است ، تا دو برابر آن چه می گویی ، بشنوی . و نه آن که بیش از آن چه می شنوی ، بگویی .
از ((شیخ الطایفه )) در کتاب ((تهذیب )) در اوایل کتاب ((مکاسب )) به روایت حسن یا صحیح از ((حسن بن محبوب )) از ((جریر)) نقل کرده است که از امام صادق (ع ) شنیدم که می فرمود: از خدا بترسید و نفس خود را به پرهیزگاری بمیرانید و آن را با اطمینان به خدا تقویت کنید و با تکیه به بی نیازی حق ، از بردن نیاز خود به صاحبان قدرت ، بپرهیزید!
و بدان ! که آن کس که نزد صاحبان قدرت ، یا کسی که مخالف دین اوست ، به چشم داشت مال دنیا فروتنی کند، پروردگار، او را به ورطه در اندازد و بر او خشم گیرد، کار او به وی بازگذارد و اگر به چیزی از دنیا دست یابد، برکت از وی ببرد. و از دنیا وی ، آن چه در حج و آزادی بردگان و نیکوکاری صرف کند، بی پاداش ماند.
ادامه نوشتار »
چون جالینوس در گذشت ، در جیب او نامه ای یافتند که در آن نوشته ای بود: نادان ترین نادانان ، آن است که شکمش را به آن چه که یابد، پر کند. آن چه می خوری ، به جسمت می پیوندد و آن چه به صدقه می دهی به روحت . و آن چه از پس می گذاری ، از آن دیگریست . نیکوکار زنده است هر چند که به جهان دیگر برود و بدکار مرده ایست ، هر چند که به دنیا بماند قناعت حجاب بینوایی است . و شکیبایی کارها را سامان می دهد# اندیشه درست ، کارهای کوچک را بزرگ می کند و برای فرزندان آدم چیزی را بهتر از توکل بر خدا ندیدم .
حسن بصری ، به ملاقات امام علی بن حسین – زین العابدین – رفت و امام (ع ) او را گفت : ای حسن ! پروردگاری را که به تو نیکی کرد، اطاعت کن ! و اگر او را اطاعت نکردی ، سرکش مباش ! و اگر عصیان کردی ، از روزی او مخور! و اگر عصیان ورزیدی ، و روزی او خوردی ، و در خانه اش نشستی ، پاسخی نیکو برای او آماده دار!
کشکول شیخ بهایی
حکمت ۱۷۱
ره آورد شوم حرام خواری
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: بسا لقمه ای گلوگیر که از لقمه های فراوانی محروم می کند.
حکمت ۱۷۲
نادانی و دشمنی ها
(اخلاقی ، علمی ) و درود خدا بر او، فرمود: مردم دشمن چیزهایی هستند که نمی دانند.
حکمت ۱۷۳
ارزش مشورتها
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحیح را از خطا خوب شناسد.
حکمت ۱۷۴
ارزش خشم در راه خدا
(اخلاق سیاسی ، عقیدتی ) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که دندان خشم در راه خدا بر هم فشارد، بر کشتن باطل گرایان، توانمند گردد.
حکمت ۱۷۵
راه درمان ترس
(اخلاقی ، علمی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: هنگامی که از چیزی می ترسی ، خود را در آن بیفکن، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی ، از خود آن سختتر است
امیرالمؤمنین (ع ) فرمود: خوداری مردم از آموختن دانش از آن رو است که ببینند، آن که علم آموخته است ، از آن ، کمترین سودی نمی برد.
********************
حکیمی گفت : اگر بیاموزی و بدان عمل نکنی ، از دانش خود بهره ای نبرده ای . و اگر بر آن بیفزایی ، مثل تو، مثل آن مرد است ، که پشه ای هیزم فراهم آورد و خواست آن را بردارد. نتوانست . به زمین نهاد و بر آن افزود.
*********************
یکی از مفسران ، در بیان آیه شریفه : ((و اما السائل فلا تنهر)) گفته است منظور، خواهنده طعام نیست . که خواهنده دانش است .
امیرالمؤمنین علیه السلام گوید رسول خدا (ص) فرمود: دو پر خورند که سیر نشوند: دنیا طلب و دانشجو، کسی که از دنیا به آنچه خدا برایش حلال کرده قناعت کند سالم ماند و کسی که دنیا را از راه غیر حلالش بدست آورد هلاک گردد مگر اینکه توبه کند و بازگشت نماید، (مال حرام را بصاحبش بر گرداند) و کسی علم را از اهلش گرفته و به آن عمل کند نجات یابد و کسی منظورش از طلب علم مال دنیا باشد بهره اش همان است (و در آخرت بهره ندارد)
اصول کافی جلد ۱ باب کسیکه از علمش روزی خورد و به آن بنازد ۱
**************************
امام صادق علیه السلام فرمود کسی که حدیث ما را برای سود دنیا خواهد در آخرت بهره ای ندارد و هر که آن را برای خیر آخرت جوید خداوند خیر دنیا و آخرت به اوعطا فرماید.
اصول کافی جلد ۱ باب کسیکه از علمش روزی خورد و به آن بنازد ۲
**************************
ادامه نوشتار »
سلیم گوید شنیدم امیرالمؤمنین را که از رسول خدا (ص) خبر می داد که آن حضرت در سخنش می فرمود مردم دانشمند دو قسمند: دانشمندی که علم خود را به کار بسته و این رستگار است و دانشمندی که علمش را کنار گذاشته و این هلاک شده است. همانا دوزخیان از بوی گند عالم بی عمل در اذیتند و میان دوزخیان ندامت و حسرت آنکس سختتر است که در دنیا بندهای را به سوی خدا خوانده و او پذیرفته و اطاعت خدا کرده و خدا به بهشتش در آورده است و خود دعوت کننده را به سبب عمل نکردن و پیروی هوس و در ازای آرزویش به دوزخ درآورده است، پیروی هوس از حق جلو گیرد و درازی آرزو آخرت را از یاد برد.
اصول کافی جلد ۱ باب بکار بستن علم روایت ۱
**************************
امام صادق علیه السلام فرمود: علم با عمل همدوش است (نجات و رستگاری انسان به هر دو مربوط است) هر که بداند باید عمل کند و هر که عمل کند باید بداند، علم عمل را صدا زند اگر پاسخش گوید بماند و گرنه کوچ کند (مثلا کسی که می داند اطاعت خدا خوب است و لازم گویا همان دانستن او را به زبان حال صدا می زند و می گوید تو که می دانی اطاعت خدا خوب است اطاعت کن، اگر فرمان برد علمش ثابت و بر جا ماند و گرنه با شک و شبهه و فراموشی از میان برود).
اصول کافی جلد ۱ باب به کار بستن علم روایت ۲
**************************
امام صادق علیه السلام فرمود: چون عالم بعلم خویش عمل نکند اندرزش از دلهای شنوندگان بلغزد چنانچه باران از سنگ صاف بلغزد.
اصول کافی جلد ۱ باب به کار بستن علم روایت ۳
**************************
مردی خدمت امام چهارم علیه السلام آمد و از او مسائلی پرسید و آنحضرت جواب داد سپس بازگشت تا همچنان بپرسد حضرت فرمود: در انجیل نوشته است که: تا بدانچه دانستهاید عمل نکردهاید از آنچه نمیدانید نپرسید، همانا علمی که به آن عمل نشود جز کفر (ناسپاسی ) داننده و دوری او را از خدا نیفزاید.
اصول کافی جلد ۱ باب به کار بستن علم روایت ۴
**************************
مفضل گوید: بامام صادق علیه السلام عرض کردم! اهل نجات به چه علامت شناخته شود؟ فرمود آنکه کردارش موافق گفتارش باشد، گواهی به نجاتش حتمی است یا گواهی به نجاتش را منتشر کن و کسیکه کردارش موافق گفتارش نباشد دینش متزلزل است.
اصول کافی جلد ۱ باب به کار بستن علم روایت ۵
**************************
امیرالمؤمنین علیه السلام در سخنرانی منبر خویش فرمود: ای مردم چون دانا شدید به آن عمل کنید شاید هدایت شوید. عالمی که برخلاف عملش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی به هوش نیاید بلکه حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت و هر دو سرگردان و خوابند. تردید و دو دلی به خود راه ندهید تا به شک افتید و شک نکنید تا کافر شوید و به خود اجازه ندهید (از خود سلب مسؤلیت نکنید) تا سست شوید و در راه حق سست نشوید تا زیان یابید. از جمله حق اینست که دین را بفهمید و از فهمیدن است که فریب نخورید. همانا خیر خواهترین شما نسبت به خود مطیعترین شماست خدا را و خائنترین شما با خود نافرمانترین شماست خدا را، کسیکه اطاعت خدا کند ایمن گردد و مژده یابد و آنکه نافرمانی خدا کند نومید گردد و پشیمان شود.
اصول کافی جلد ۱ باب به کار بستن علم روایت ۶
**************************
امام باقر علیه السلام می فرمود: چون علم را شنیدید به کارش بندید و باید دلهای شما گنجایش داشته باشد (زیادتر از استعداد و حوصله خود علم را فرا نگیرید) زیرا چون علم در دل مرد بقدری زیاد شود که نتواند تحمل کند شیطان بر او مسلط شود، پس چون شیطان با شما بدشمنی بر خاست بر آنچه میدانید باو روی آورید زیرا نیرنگ شیطان ضعیف است (راوی گوید) گفتم میدانیم چیست؟ فرمود: با او مبارزه کنید به آنچه از قدرت خدای عزوجل برای شما هویدا گشته است.
اصول کافی جلد ۱ باب به کار بستن علم روایت ۱
شرح :
دشمنی شیطان اینستکه در اصول دین انسان وسوسه و تشکیک کند در آنجا باید انسان او را بهمان ادله مختصریکه میداند جواب گوید مثلا در اثبات صانع گوید: این جهان منظم بی صانع نمی شود و راجع بنبوت و امامت بعلم و حلم و معجزه آنها استدلال کند.
امام صادق علیه السلام می فرمود: هر که بدون بصیرت عمل کند مانند کسی است که بی راهه میرود هر چند شتاب کند از هدف دورتر گردد.
اصول کافی جلد ۱ باب کسی که ندانسته عمل کند روایت ۱
**************************
امام صادق علیه السلام می فرمود: خدا عملی را جز با معرفت نپذیرد و معرفتی نباشد مگر با عمل پس کسی که معرفت دارد، همان معرفت او را بر عمل دلالت کند، و کسی که عمل نکند معرفت ندارد همانا برخی از ایمان از برخ دیگرش بوجود آید.
اصول کافی جلد ۱ باب کسی که ندانسته عمل کند روایت ۲
**************************
رسولخدا (ص) فرمود: کسیکه ندانسته عملی انجام دهد خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است.
اصول کافی جلد ۱ باب کسی که ندانسته عمل کند روایت ۳
**************************
ضراربن ضمره گفت : پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع ) به نزد معاویه رفتم . و او گفت : علی را برایم توصیف کن ! گفتم : از من درگذر! و او گفت : ناچار باید بگویی . پس ، گفتم : چون ناچارم . بخدا که او نامتناهی بود و پر قدرت . حق و باطل را از هم جدا می کرد، به عدل حکم می کرد، چشمه های دانش از او می جوشید، سخنانش حکمت آمیز بود، از دنیا و ظواهر فریبنده آن ، بیزار بود. به شب و دهشت آن ماءنوس بود. در اشتیاق خدا اشک می ریخت ، اندیشه ای عمیق داشت . جامه خشن را خوش می داشت . طعام ناگوار را می پسندید، در میان ما، همانند یکی از ما بود، چون می پرسیدیم پاسخمان می داد و چون دعوتش می کردیم به نزدمان می آمد و ما با همه نزدیکی که با او داشتیم ، از شکوهش ، با او توان سخن گفتن نداشتیم