اسفند 16
سعیدبن یسار گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام ) که می فرمود: ستایش خاص خدا است دسته ای مرجئه شدند، و دسته ای حروریه (و خوارج ) گشتند، و دسته ای قدریه شدند، و شما را نیز ترابیه (منسوب به ابوتراب کنیه علی (علیه السلام ) و شیعه علی نامیدند، به خدا سوگند که آن (یعنی حق و حقیقت نیست جز خدای یگانه که شریک ندارد، و رسول او (صلی الله علیه و آله ) و خاندان رسول خدا (علیهم السلام ) و شیعیان رسول خدا (صلی الله علیه و آله )، و نیستند سایر مردم جز همان (که هستند علی (علیه السلام ) برترین مردم بود پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) و سزاوارترین مردم بود نسبت به آنها و سه بار این جمله را تکرار فرمود:
شرح :
(مرجئه ) بکسانی گویند که علی (علیه السلام ) را چهارمین خلیفه دانند و برخی گفته اند: کسانی هستند که معتقدند با وجود ایمان در شخص هیچ گناهی زیان نرساند و با وجود کفر هیچ طاعتی سود ندهد، و (حروریه ) به یک دسته از خوارج اطلاق شود، و قدریه به کسانی گویند که قائل بتفویض گشته اند و گاهی بجبریه نیز قدریه گفته شده . ))
اسفند 16
بریدبن معاویه گوید: در منی خدمت امام باقر (علیه السلام ) بودم در چادری که برای آن حضرت بر پا کرده بودند پس آنحضرت به زیادبن اسود (که یکی از اصحاب او بود) نگریست و دید پایش بریده و مجروح شده امام (علیه السلام ) از وضع رقت بار او متاثر شده و به او فرمود: چرا پاهایت اینطور شده ؟ عرض کرد: شتر جوان و لاغری داشتم و به خاطر آن بیشتر راه را پیاده آمدم ، حضرت متاثر شد، زیاد عرض کرد: من گاهی آلوده به گناهان شوم تا بدانجا که گمان کنم به هلاکت و نابودی افتاده ام در آنحال بیاد دوستی شما افتم و همان امید نجاتی برای من آورد و اندوهم را برطرف کند! امام باقر (علیه السلام ) فرمود: مگر دین چیزی جز محبت و دوستی است ؟ خدایتعالی فرموده : (…ولی خدا ایمان را محبوب شما کرد و آنرا در دلهای شما بیاراست ) (سوره حجرات آیه ۷) و نیز فرموده : (بگو اگر خدا را دوست می دارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد) (سوره آل عمران آیه ۳۱) و نیز (درباره انصار مدینه ) فرموده : (… دوست دارند آنانکه به سوی ایشان هجرت کرده اند) (سوره حشر آیه ۹).
همانا مردی خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله ) آمده عرض کرد: ای رسول خدا من نماز گذارانرا دوست دارم و خود نماز نمی خوانم و روزه داران را دوست دارم و خودم روزه نمی گیرم (بعید نیست مقصودش نمازهای نافله و روزه های مستحبی بوده ) رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) به او فرمود: تو با آن کسانی هستی که دوستشان داری و برای تو است آنچه بدست آورده ای .
(پس از آن فرمود): چه می جوئید و چه می خواهید آگاه باشید که به راستی اگر یک هراس آسمانی بیاید (همگی مشرف به هلاکت شوند) هر گروهی به پناهگاه خود روند و ما نیز به پیغمبران پناه می بریم و شما نیز به ما پناه آرید. ))
اسفند 15
ابوالحسن علی بن عیساوی وزیر، دوست می داشت که فضل خویش را به رخ این و آن بکشد. وقتی ، به روزگار وزارتش ، قاضی ((ابو عمرو)) به نزدش آمد و پیراهن ابریشمین نوی گرانبهایی به تن داشت . و وزیر خواست ، تا او را شرمساری دهد. پس ، گفت : ای ابو عمرو! این جامه را به چند خریده ای ؟ گفت : به یکصد دینار. وزیر گفت : من پیراهنم را به بیست دینار خریده ام . ابو عمر گفت : – خدا وزیر را عزت دهاد! – او جامه را می آراید، از این رو نیازی به تجمل در آن ندارد. و ما، زیبایی خود را از جامه می جوییم . از این رو، به زیاده روی در آن نیازمندیم . زیرا، ما با عوام مردم نشست و برخاست می کنیم ، آن که هیبت خواهد، جامه اش از این گونه است . و وزیر را خواص قوم بیشتر خدمت می کنند، تا عوام . می دانند که رها کردن آرایش ظاهری ، نشانه توانمندی اوست
اسفند 15
صمت عادت شو! که از یک گفتنک
می شود زنار، این تحت الحنک
گوش بگشا! لب فرو بند از مقال !
هفته هفته ، ماه ماه و سال سال
خامشی را آن قدر کن ورد جان !
که فراموشت شود لفظ زبان
رنج راحت دان ! چو شد مطلب بزرگ
گرد گله توتیای چشم گرگ
کشکول شیخ بهایی
اسفند 15
در اواخر کتاب ((من لا یحضره الفقه )) حسن بن محبوب ، از ((هیثم بن واقد)) نقل کرده است که از امام صادق (ع ) شنیدم که فرمود: آن کس را که خدا از خواری گناه ، به شرف پرهیزگاری رساند، بی مال او را بی نیاز کرده و بی دودمان ، او را عزت بخشیده و بی همدم ، انسش داده است و آن که از خدای عزوجل بترسد، پروردگار هر چیز را از او می ترساند و آن که از خدا نترسد خداوند، او را از هر چیز می ترساند و آنکه به کمترین روزی از خدا خشنود باشد، پروردگار به کمترین عمل از او خشنود شود. و آن که در طلب روزی حلال شرمساری نبرد، سبکبار شود و خانواده اش نعمت یابند و آن که بدنیا پرهیزگاری کند، خدا حکمت در دلش پایدار کند و زبانش را بدان گشاید و چشم او را بر دنیا و دردها و درمان های آن بگشاید. و او را به سلامت ، از دنیا به بهشت برد
***********************************
از کتاب ((من لا یحضره الفقه )): امام صادق (ع ) فرمود. یاری خدا بر مؤمن همین بس ، که دشمن خود را به معصیت پروردگار مشغول می بیند.
کشکول شیخ بهایی
اسفند 15
یکی از بزرگان بصره خانه ای ساخت و در کنار آن کوخی از آن پیر زنی بود که به بیست دینار می ارزید. آن کس ، خانه پیر زن به دویست دینار می خرید تا خانه خویش مربع سازد و پیر زن نداد. پیر زن را گفتند. بدین سبب که دویست دینار تباه کردی ، قاضی به صفاهت تو حکم خواهد کرد. و او گفت : قاضی چرا به سفاهت آن که ملکی که بیست دینار ارزد و به دویست دینار خرد، حکم نکند؟ قاضی و پیرامونیانش در جواب فرو ماندند و خانه از آن پیر زن ماند، تا در گذشت .
اسفند 14
ابوبصیر گوید از امام صادق(ع) در باره آیه (۳۱ سوره۹) (((علما و راهبان خویش را پروردگار خود گرفتند نه خدا را))) پرسیدم فرمود: بخدا سوگند که علما و راهبان مردم را به عبادت خویش نخواندند و اگر هم می خواندند آنها نمی پذیرفتند ولی حرام خدا را برای آنها حلال و حلالش را حرام کردند بنابراین آنها ندانسته و نفهمیده عبادت ایشان کردند.
اصول کافی جلد۱ باب تقلید روایت ۱
******************************
محمدبن عبیده گوید: حضرت ابوالحسن علیه السلام به من فرمود: ای محمد تقلید شما محکمتر است یا مرجئه؟ (آنها که پس از پیغمبر(ص) ابوبکر را مقدم علی علیه السلام را مؤخر داشتند) عرض کردم ما هم تقلید کردیم آنها هم تقلید کردند. فرمود: این را از تو نپرسیدم، محمد گوید: من جوابی بیشتر از این جواب نداشتم، امام فرمود: مرجئه مردی را که اطاعتش واجب نبود بخلافت نصب کردند و تقلیدش کردند و شما مردی را نصب کردید و اطاعتش را لازم دانستید و تقلیدش نکردید پس تقلید آنها از شما محکمتر است (چنانچه علی علیه السلام هم از اصحابش همین گله را داشت که چرا باید پیروان معاویه پیشوای باطل خود را اطاعت کنند و شما رهبر حق خود را نافرمانی کنید آنها در باطل مجتمع اند شما در حق متفرق).
اسفند 14
ابن طیار بر حضرت صادق بعضى از سخنرانی هاى پدرش علیهماالسلام را عرضه کرد تا به جمله اى از آن رسید فرمود: بایست و ساکت باش. سپس فرمود: در اموریکه با آن مواجه می شوید و حکمش را نمی دانید وظیفه اى جز باز ایستادن و درنگ کردن و ارجاع دادن آنرا به ائمه هدى (ع) ندارید، تا ایشان شما را بر اعتدال (راه راست ) وادارند و گمراهى را از شما بردارند و حق را بشما بفهمانند خدایتعالى فرموده (۴۲ سوره ۱۶) اگر نمی دانید از اهل قرآن بپرسید.
اصول کافی جلد ۱باب متفرقات روایت ۱۰
اسفند 14
امام صادق علیه السلام می فرمود: همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول اینکه پروردگار خود را بشناسى. دوم اینکه بدانی با تو چه کرده (به خلقت موزون و حکیمانه ات و نعمت عقل و حواس و ارسال رسل و انزال کتب پی ببرى) سوم اینکه بدانی او از تو چه خواسته است، چهارم اینکه بدانی چه چیز ترا از دینت خارج کند (گناهان و موجبات شرک و ارتداد را بشناسى).
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت ۱۱
اسفند 14
عبدالله بن سلیمان گوید مردی از اهل بصره که نامش عثمان اعمی بود به امام باقر علیه السلام عرض کرد: حسن بصری عقیده دارد کسانیکه علم را کتمان کنند گند شکمشان اهل دوزخ را اذیت کند. امام فرمود: بنابراین مؤمن آل فرعون هلاک شده است! (در صورتیکه قرآن او را به کتمان ایمان ستاید) از زمان بعثت نوح علم پنهان بوده است. حسن بصری به هر راهی که خواهد برود. بخدا علم جز در این خاندان یافت نشود.
اصول کافی جلد ۱باب متفرقات