دی 10
ساقیا!مى بده ! که ابرى خاست از خاور سفید
سرو را سرسبز شد، صد برگ را چادر سفید
ابر، چون چشم زلیخا بهر یوسف ژاله بار
ژاله ها چون دیده یعقوب پیغمبر سفید
عنکبوت غار را گفتم که : این پرده چه بود؟
گفت : مهمان عزیزى بود، کردم در سفید
محضر آزادگان مى جستم از مبناى دهر
کاغذى در دست من دادند سرتاسر سفید
اى حسن ! اغیار را هرگز نباشد طبع راست
راستست این ، زاغ را هرگز نباشد پر سفید
دی 10
طرب اى عاشقان خوشرفتار!
طلب اى نیکوان شیرینکار!
در جهان شاهدى و ما فارغ
در قدح باده اى و ما هوشیار
بر سردست ، عشقبازانند
ملک الموت گشته در منقار
اى هواهاى تو خدا انگیز!
وى خدایان تو خدا آزار!
ره ، رها کرده اى ، از آنى گم
عز ندانسته اى ، از آنى خوار
علم کز تو ترانه بستاند
جهل از آن علم به بود صد بار
ده بود آن ، نه دل ، که اندروى
گاو و خر باشد و ضایع و عقار
کى درآید فرشته ؟ تا نکنى
سگ ز در دور و صورت از دیوار
خود، کلاه و سرت حجاب رهند
خود میفزا بر آن کله ، دستار
افسرى کان نه دین نهد بر سر
خواهش افسر شمار! و خواه افسار
اى سنایى ! از آن سگان بگریز!
گوشه اى گیر ازین جهان ، هموار
هان و هان ! تا تو را چو خود نکند
مشتى ابلیس دیده طرار
تر مزاجى ، مگرد در سقلاب !
خشک مغزى ، مپوى در تاتار!
گر سنایى زیار ناهمدم
گله اى کرد از و شگفت مدار
آب رابین ! که چون همى نالد
هر دم از همنشین ناهموار
دی 10
لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم همنشین را از روى بصیرت انتخاب کن. اگر دیدى گروهى خداى عزوجل را یاد می کنند با ایشان بنشین که اگر تو عالم باشى علمت سودت بخشد و اگر جاهل باشى ترا بیاموزند و شاید خدا بر آنها سایه رحمت اندازد و ترا هم فرا گیرد. و چون دیدى گروهى به یاد خدا نیستند با آنها منشین زیرا اگر تو عالم باشى علمت سودت ندهد و اگر جاهل باشى نادان ترت کنند و شاید خدا بر سرشان کیفرى آرد و ترا هم فرا گیرد
اصول کافی جلد ۱ باب همنشینی باعلما
دی 10
امام صادق علیه السلام فرمود: مرگ هیچ کس نزد شیطان محبوبتر از مرگ عالم نیست
اصول کافی جلد ۱ باب مردن علما روایت ۱
*********************************
مام صادق علیه السلام فرمود چون مؤمن عالمی بمیرد، رخنه ای در اسلام افتد که چیزی آن را نبندند
ادامه نوشتار »
دی 10
ولادت
ابو الحسن ، على بن ابراهیم بن هاشم قمى ، از روات بزرگ شیعه در قرن سوم هجرى است .
او از یاران امام حسن عسکرى علیه السلام و از مشایخ معتبر ثقه الاسلام کلینى به شمار مى آید.
دوران کودکى
على در آغوش گرم خانواده اى مؤمن و علاقه مند به خاندان عصمت و طهارت به دنیا آمد. پدر او از راویان بزرگ شیعه است .
وى از همان دوران کودکى در محضر پدر شروع به فراگیرى معارف محمد و آل محمد صلوات الله علیهم کرد و از بسیارى از روات و مشایخ شیعه روایت شنید و خود نیز یکى از روات معتبر و سرشناس شهر قم شد.
پدر
شیخ عباس قمى در کتاب الکنى و الالقاب درباره مقام و منزلت ابراهیم بن هاشم پدر على بن ابراهیم مى فرماید: ((وى از برجسته ترین و بزرگ ترین شخصیت هاى روایى شهر قم مى باشد. او اولین کسى بود که روایات اهل کوفه را در شهر قم رواج داد و در حقیقت او شیخ قم و چهره سرشناس آنان مى باشد)).
ادامه نوشتار »
دی 10
ای علی مبادا بی لنگ به حمام بروی زیرا هر که برهنه به حمام در آید ملعونست هم آنکه بر او بنگرد و هم آنکه بر او بنگرند.
ای علی انگشتر بانگشت سبابه و میانه مکن زیرا قوم لوط باین دو انگشتر میکردند انگشت خرد را برهنه مگذار.
ای علی به راستی خدا را خوش آید از بنده اش گاهی که بگوید: پروردگارا مرا بیامرز زیرا گناهان را جز تو نیامرزد خدا میفرماید، فرشته هایم این بنده من دانسته که جز من گناهان را نیامرزد، گواه باشید که من او را آمرزیدم.
ای علی از دروغ بپرهیز زیرا دروغ رو سیاهی آرد و سپس نزد خدا کذاب نوشته شود و به راستی که راستی رو سفیدی آورد و نزد خدا راستگو نوشته شود و بدان که راستی مبارک است و دروغ شوم است.
ای علی از غیبت و سخن چینی بر حذر باش زیرا غیبت روزه را بشکند و سخن چینی مایه شکنجه در گور است.
ای علی بخدا سوگند دروغ مخور و بدون لزوم سوگند راست هم یاد مکن و خدا را در معرض سوگند خویش میاور زیرا خدا بکسی که به نامش سوگند دروغ بخورد رحم نکند و رعایت او را ننماید
. ای علی غم روزی فردا مخور زیرا روزی هر فردائی میرسد.
ای علی از لجبازی بپرهیز که آغازش نادانی و انجامش پشیمانی است.
ادامه نوشتار »
دی 09
مفضل بن عمر گوید: که حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون روز قیامت شود یک منادى نـدا کـنـد: کـجایند روگردانان از دوستان من ؟ پس دسته اى که صورت آنها گوشت ندارد بـرخـیـزنـد، پـس گـفـتـه شـود: اینهایند آنکسانى که مؤ منین را آزردند، و با آنان دشمنى کردند، و عناد ورزیدند، و آنها را در دینشان با درشتى سرزنش کردند، سپس فرمان شود که آنان را بدوزخ برند.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۲
دی 09
رسول خدا (ص ) فرمود: همانا پروردگار من مرا بآسمان بـالا بـرد، و از پـس پرده حجاب به من وحى کرد آنچه کرد، و بى واسطه با من سخن گفت تا آنکه به من فرمود: اى محمد هر که دوستى از من خوار کند به جنگ با من کمین کرده ، و آنکه با من جنگ کند با او بجنگم ، گفتم : پروردگارا این دوست تو کیست ؟ من دانستم که هر که با تو بجنگد تو با او بجنگى ؟ بمن فرمود: او آن کسى است که من براى تو و وصیت و فرزندانت بولایت و دوستى از او پیمان گرفته ام .
توضیح :
مجلسى (ره ) گوید: مقصود از حجاب و پرده همان حجاب معنوى است که امکان بنده خداو ممکن بـودن اوسـت کـه مـانـع از درک حـقـیـقت ربوبیت است ، و بعضى گفته اند: مقصود از حجاب فرشته است ، مقصود از (((مشافهه )))بدون وساطت فرشته است .
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۱۰
دی 09
حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فرمود: چون پیغمبر (ص ) را بآسمان بردند عرض کرد: پـروردگـارا حـال مؤ من نزد تو چگونه است ؟ فرمود: اى محمد هر که بدوستى از من اهانت کند آشکارا به جنگ من آمده و من بیارى دوستانم از هر چیزى شتابانترم ، و من در هر کارى که انـجـام دهـم آن انـدازه تـردید ندارم که در باره وفات مؤ من تردید دارم ، او از مرگ بدش آیـد، و مـن ناراحت کردن او را خوش ندارم ، و براستى برخى از بندگان مؤ من من هستند که جـز تـوانـگـرى آنـان را اصـلاح نـکـنـد (و حـالشـان را نـیـکـو نـسـازد) و اگـر بحال دیگرى او را در آورم نابود و هلاک گردد، و برخى از بندگان مؤ من من هستند که جز نـدارى و فـقـر آنـان را اصـلاح نـکـنـد، و اگـر او را بـحـال دیـگـرى بگردانم هر آینه هلاک گردد، و هیچیک از بندگانم بمن تقرب نجوید با عـمـلیـکـه نـزد مـن محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب کرده ام ، و بدرستیکه بوسیله نماز نـافـله بـمـن تـقـرب جـوید تا آنجا که من دوستش دارم ، و چون دوستش دارم آنگاه گوش او شـوم که بدان بشنود، و چشمش شوم که بدان ببیند، و زبانش گردم که بدان بگوید، و دسـتش شوم که بدان برگیرد، اگر بخواندم اجابتش کنم ، و اگر خواهشى از من کند باو بدهم .
اصول کافی جلد ۴ اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۸
ادامه نوشتار »
دی 09
حـمـاد بـن بـشـیـر گـویـد: شـنـیـدم از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام کـه فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـوده خـداى عـزوجـل فـرماید: هر که بدوستى از من اهانت کند به تحقیق بـراى جـنگ با من کمین کرده است ، و هیچ بنده به چیزى بمن تقرب نجوید که نزد من محبوب تر از آنچه بر او واجب کرده ام باشد، و همانا او بوسیله نماز نافله به من نزدیک شود تا آنجا که من او را دوست بدارم ، و هنگامى که او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى کـه بـا آن میشنود و چشم او گردم همان چشمى که با آن ببیند، و زبانش شوم همان زبانى کـه بـا آن سـخن گوید، و دست او گردم ، همان دستى که با آن بگیرد، اگر مرا بخواند اجابتش کنم ، و اگر از من خواهشى کند به او بدهم ، و من در کاری که انجام دهم هیچگاه تردید نداشته ام مانند تردیدی که در مرگ مؤ من دارم ، (زیرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش کردن او را.
اصول کافی جلد ۴ اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۷