در یکى از تفسیرها، ذیل آیه ((ان تقول نفس یا حسرتى على ما فرت فى جنب الله )) (یعنى آنگاه ، هر نفسى به خود آید و فریاد و احسرتا! برآرد و گوید: واى بر من ! که امر خدا را فرو گذاشتم و در حق خود ظلم و تفریط کردم – سوره – ۳۹ – آیه ۵۶) آمده است که : ابوالفتح بن برهانى ، در فقه سر آمد بود و بر عامه مردم پیشوایى داشت . و مال فروانى گرد آورد و به بغداد رفت و تدریس نظامیه به او واگذار شد، و در همدان مرد. هنگامى که وفات او نزدیک شد، به یارانش گفت بیرون رفتند، و تنها شد، به صورت خود مى زد، و مى گفت ((یا حسرتنا على ما فرطت فى جنب الله )) و خطاب به خود مى گفت : یا ابا الفتح ! در طلب دنیا و کسب جاه ، و آمد و رفت به درگاه پادشاهان ، زندگى خویش تباه کردى . آنگاه خواند:
از صاحبان دانش ، در شگفتم که : چگونه غافل ماندند؟ و جامه حرص ، به مهلک ها کشاندند. چنان پیرامون ستمگران مى گردند، که گویى به هنگام مناسک ، پیرامون خانه خدا در گردشند و پیوسته این آیه تکرار مى کرد، تا جان داد
کشکول شیخ بهایی