حکایتی از سلیمان پیامبر (ع)

بدون نظر »

روایت کرده اند که سلیمان ، گنجشکی را دید، که ماده خود را می گفت : چرا خویش را از من باز می داری ؟ که اگر بخواهم ، توانم که بارگاه سلیمان را به منقار گیرم و به دریا اندازم .
سلیمان از سخن او لبخندی زد و آن دو را خواند و به نر گفت : آیا می توانی که چنین کنی ؟ گفت : ای پیامبر خدا! نه .
اما، مرد، گاه شخصیت خویش را در چشم زن آراید و آن را نزد همسر خویش بزرگ جلوه دهد و عاشق را نکوهش نشاید. پس ، سلیمان ، ماده را گفت : چرا خویش را از او دریغ می داری ؟ و حال آن که او تو را دوست دارد. و او گفت : ای پیامبر خدا! به زبان می گوید، اما عاشق نیست . او، دعوی عشق دارد و حال آن که ، با من ، دیگری را نیز دوست دارد. سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و به سختی گریست و چهل روز خویش را از مردم پنهان داشت و خدا را می خواند که دل او را برای محبت خویش ‍ خالی کند. و از آمیختن با دوستی دیگری باز دارد.

سخن دانشمندان وحکیمان

بدون نظر »

حذیفه بن الیمان که – خداوند از او خشنود باد! – کسی را گفت : آیا دوست داری که بر مردمان بد پیروز شوی ؟ گفت : آری ! گفت : پیروز نخواهی شد، مگر آن که از آنها بدتر شوی .
*********************************
فیثاغورث را گفتند: چه کسی از دشمنی مردم به سلامت است ؟ گفت : آن که نه از او خوبی سر زند و نه بدی . پرسیدند. چگونه ؟ گفت : اگر از او خوبی سرزند، بدان با او دشمنی کنند و چون بدی نشان دهد، خوبان به دشمنی با او برخیزند.
**************************
انوشیروان به هنگامی که سیر نشده بود، دست از طعام می کشید و می گفت : آن چه را خوش داریم رها می کنیم ، تا گرفتار ناخوشایند نشویم .
*********************************
یکی از بزرگان صوفیه را گفتند: روز خود را چگونه آغاز کردی ، گفت : در حالی که بر دیروزم افسوس دارم و ناخوشنود از امروزم و بدگمان بر فردا.

آموختن علم

بدون نظر »

امام صادق علیه‏السلام فرماید: در کتاب علی علیه‏ السلام خواندم که: خدا از نادانها پیمانی برای طلب علم نمی ‏گیرد تا آنکه از علماء پیمان گیرد که به نادانان علم آموزند زیرا که علم بر جهل مقدم است (یعنی خلقت موجودات عالم مانند لوح و قلم و ملائکه و آدم بر خلقت مردم جاهل مقدم است و ابتدا خدا از آنها پیمان گرفته است سپس از نادانان).
اصول کافی جلد ۱ باب بذل علم روایت ۱
**********************
امام صادق در باره این آیه (۱۸ سوره ۳۱) (((از مردم روی بر مگردان))) فرماید: باید همه مردم از نظر علم پیشت مساوی باشند (و از نظر آموختن بین دانش آموزانت فرق نگذاری ).
اصول کافی جلد ۱ باب بذل علم روایت ۲
ادامه نوشتار »

گفتگوی علمی

بدون نظر »

رسول خدا (ص) فرمود: خدای عزوجل فرماید: گفتگوی علمی میان بنده گانم زنده شدن دلهای مرده می ‏گردد در صورتیکه پایان گفتگویشان به امری که مربوط به من است برسد (اصول دین باشد یا فروع دین).
اصول کافی جلد ۱ باب پرسش از عالم و مذاکره با او روایت: ۶
****************************
ابوجارود گوید شنیدم امام باقر علیه السلام می ‏فرمود: خدا رحمت کند بنده‏ ای را که علم را زنده کند. گفتم زنده کردن علم چیست؟ فرمود: این است که با اهل دین و اهل پرهیزکاری مذاکره شود.
اصول کافی جلد ۱ باب پرسش از عالم و مذاکره با او روایت: ۷
****************************
ادامه نوشتار »

در ولادت با سعادت پیامبر اسلام (ص) ۱

بدون نظر »

بـدان که مشهور بین علمای امامیّه آن است که ولادت با سعادت آن حضرت در هفدهم ماه ربیع الا وّل بـوده و عـلامـه مـجـلسـی رحـمـه اللّه نـقل اجماع بر آن فرموده و اکثر علماء سنّت در دوازدهـم مـاه مـذکـور ذکـر نموده اند. و شیخ کلینی و بعض افـاضـل عـلمـای شیعه نیز اختیار این قول فرموده اند. و شیخ ما علامه نوری ـ طابَ ثراه ـ رسـاله ای در ایـن بـاب نوشته موسوم به (میزان السّماء در تعیین مولد خاتم الانبیاء)، طالبین به آنجا رجوع نمایند.
ادامه نوشتار »

سخن حکما ودانشمندان

بدون نظر »

عیسی (ع ) یاران خویش را می گفت ای بندگان خدا! بحق به شما می گویم که : به دریافت آخرت نایل نخواهید شد، مگر با ترک شهوات دنیا. به عریانی به دنیا آمدید و به عریانی خواهید رفت . بهوش باشید! که در این میان چه کنید؟
****************************
وزیری گفته است : از آن کس در شگفتم ، که برده ای را به مالش می خرد، و آزاده ای را به عملش نمی خرد. آن که همتش همانست که به شکم رساند، بهایش همانست که از آن خارج می شود.
*************************
از سخنان معروف کرخی : سخن بنده در آن چه که به او مربوط نیست ، سبب خواری او در درگاه خداوندیست .
*****************
حکیمی به دوستش چنین نوشت : اما بعد، مردم را به رفتار خویش پند ده ! نه به گفتار خویش . از پروردگار به قدر نزدیکی خود به او شرم دار! و به اندازه توانائیش از او بیم دار!
**********************************
از سخنان عیسی که – بر پیامبر ما و او درود باد! – آن که گناهی کوچک ورزد، با آن که گناهی بزرگ ورزد، برابرند، پرسیدند، چگونه چنین است ؟ گفت : جراءت ، یکی ست و آن که از دزدی ذرت نگذرد، از دزدی مروارید نیز نگذرد.

پند امام به یکی از اصحاب

بدون نظر »

حکمت ۱۵۰
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها
(اخلاقی ، اجتماعی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: (مردی از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانی مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهای دراز به تأخیر می ‏اندازد، در دنیا چونان زاهدان، سخن می ‏گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است، اگر«» نعمت‏ها به او برسد سیر نمی ‏شود، و در محرومیّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسید شکر گزار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است. دیگران را پرهیز می ‏دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبرداری امر می ‏کند اما خود فرمان نمی ‏برد، نیکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکی از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمی ‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشاری دارد، اگر بیمار شود پشیمان می ‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانی ‏هاست در سلامت مغرور و در گرفتاری نا امید است اگر مصیبتی به او رسد به زاری خدا را می ‏خواند. اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روی بر می ‏گرداند، نفس به نیروی گمان ناروا، بر او چیرگی دارد، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمی ‏گردد. برای دیگران که گناهی کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است. اگر بی نیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مأیوس و سست شود. چون کار کند در آن کوتاهی ورزد، و چون چیزی خواهد زیاده روی نماید، چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را بر گزیده، توبه را به تأخیر انداز، و چون رنجی به او رسد از راه ملت اسلام دوری گزیند، عبرت آموزی را طرح می ‏کند امّا خود عبرت نمی ‏گیرد در پند دادن مبالغه می ‏کند امّا خود پند پذیر نمی ‏باشد. سخن بسیار می ‏گوید، امّا کردار خوب او اندک است برای دنیای زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا برای آخرت جاویدان آسان می ‏گذرد سود را زیان، و زیان را سود می ‏پندار از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست می ‏دهد گناه دیگری را بزرگ می ‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک می ‏پندارد، طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ می ‏داند مردم را سرزنش می ‏کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه بر خورد می ‏کند خوشگذرانی با سرمایه‏ داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زیان دیگران حکم می ‏کند امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد، دیگران را هدایت امّا خود را گمراه می ‏کند، دیگران از او اطاعت می ‏کنند، و او مخالفت می ‏ورزد، حق خود را به تمام می ‏گیرد امّا حق دیگران را به کمال نمی ‏دهد، از غیر خدا می ‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمی ‏ترسد
می ‏گویم: (اگر در نهج البلاغه جز این حکمت وجود نداشت، همین یک حکمت برای اندرز دادن کافی بود این سخن، حکمتی رسا، و عامل بینایی انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب اندیشه است
قصار الحکم نهج البلاغه حکمت۱۵۰

قصار الحکم نهج البلاغه ۱۴۷ الی ۱۴۹

بدون نظر »

حکمت ۱۴۷
(علمی ، اخلاقی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: (کمیل بن زیاد می ‏گوید: امام دست مرا گرفت، و به سوی قبرستان کوفه برد، آنگاه آه پردردی کشید و فرمود) ای کمیل بن زیاد این قلب‏ها بسان ظرفهایی هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آنهاست، پس آنچه را می ‏گویم نگاه‏دار:
۱- اقسام مردم (مردم شناسی
«» مردم سه دسته‏اند، دانشمند الهی ، و آموزنده‏ای بر راه رستگاری ، و پشّه‏ های دست خوش باد و طوفان و همیشه سرگردان، که به دنبال هر سر و صدایی می ‏روند، و با وزش هر بادی حرکت می ‏کنند، نه از روشنایی دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استواری پناه گرفتند.
۲- ارزش‏های والای دانش
ای کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشی مال با بخشش کاستی پذیرد امّا علم با بخشش فزونی گیرد، و مقام و شخصیّتی که با مال به دست آمده با نابودی مال، نابود می ‏گردد. ای کمیل بن زیاد شناخت علم راستین (علم الهی ) آیینی است که با آن پاداش داده می ‏شود، و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت می ‏کند، و پس از مرگ، نام نیکو به یادگار گذارد. دانش فرمانروا، و مال فرمانبر است.
ادامه نوشتار »

مناجات یکی از حکما

بدون نظر »

حکیمی به دعا چنین می گفت :
پروردگارا! ما را شایستگی باز گشت به خویش ده ! و اهلیت اعتماد بر تو و اطمینان به آن چه نزد توست . و ما را به نزدیکی و تقرب خویش نایل کن ! (خدایا!) رفتن از این دنیای تنگی و سختی ، و جایگاه بی ارزش آگنده از غصه و خالی از راحتی و سود و غنیمت را با تقرب به خویش ، بر ما آسان فرمای ! چنان که خود گفته ای : ((فی معقد صدق عند ملیک مقتدر)) همان جایی که ساکنانش چنان در آرامشند، که گویند: ((الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن )) (پرورگارا!) ما را از بندگانت بی نیاز دار! و دل های ما را از گرایش به غیر خود، بازدار. چشمان ما را از نگرش به زیبایی عالم فرودین به رحمت و فضل و بخشش خود برگردان ! ای کریم !

حکمت های نهج البلاغه ۱۴۵ و۱۴۶

بدون نظر »

حکمت ۱۴۵
عبادتهای بی ‏حاصل
(اخلاقی ، معنوی ، عبادی ) و درود خدا بر او، فرمود: بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه‏ داری خود ندارد، و بسا شب زنده‏ داری که از شب زنده ‏داری چیزی جز رنج و بی ‏خوابی به دست نیاورد خوشا خواب زیرکان، و افطارشان
حکمت ۱۴۶
ارزش دعا، صدقه و زکات دادن
(اخلاقی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: ایمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاه‏دارید، و امواج بلا را با دعا از خود برانید.