سخن حکیمان و دانشمندان ،

بدون نظر »

اومیروس گفته است : خوى بد خود را متهم بدار! که اگر به خواست هاى دنیایى خود برسد، همچون هیزم است براى آتش و آبست براى ماهى و اگر آن را از خواست هایش بازبدارى و میان آن و خواست هایش فاصله بیفتد، خاموش مى شود. همچنان که آتش در اثر نبودن هیزم خاموش ‍ مى شود و همچنان که بى آبى ، ماهى را هلاک مى کند.
همچنان که مردمک چشم ، به هنگام درد، یا ناراحتى دیگر، از نور خورشید بى نصیب مى ماند، چشم بصیرت نیز با آسیب پذیرى از هوس و پیروى از شهوات و آمیزش با مردم دنیا از ادراک نورهاى قدسى محروم مى ماند و از ذوق لذتهاى انسى محجوب !
کشکول شیخ بهایی

شعری از شیخ بهایی

بدون نظر »

از کتاب موسوم به ((سوانح سفر حجاز، از مرحله مجاز تا حقیقت )) سروده بهاءالدین محمد عاملى که – خدا از او در گذارد!-: عابدى در کوه لبنان بد مقیم
در بن غارى چو اصحاب رقیم
روى ، دل از غیر حق بر تافته
گنج عزت را ز عزلت یافته
روزها مى بود مشغول صیام
یک ته نان مى رسیدش وقت شام
نصف آن شامش بد ونصفى سحور
وز قناعت داشت در دل صد سرور
ادامه نوشتار »

مفضل بن عمر جعفى

بدون نظر »

ولادت
ابو محمد، مفضل بن عمر جعفى کوفى ، در اواخر قرن اول هجرى در شهر کوفه به دنیا آمد.
مقام علمى
او از چهره هاى سرشناس و از شاگردان ممتاز امام جعفر صادق و امام موسى کاظم و امام رضا علیهم السلام به شمار مى آید.
بنابر بعضى روایات وى امام محمد باقر علیه السلام را نیز درک کرده است .
وى روایات فراوانى را از امام جعفر صادق و امام موسى کاظم علیهماالسلام نقل کرده و از راویان بزرگ حدیث به شمار مى رود.
مفضل از مقام و منزلت بزرگى نزد آن دو امام برخوردار بوده و از طرف آن دو امام متولى در گرفتن اموال و مصرف آنها بوده است و این خود دلیل بر اعتماد و اطمینان ائمه بزرگوار به وى است .
ادامه نوشتار »

حسین بن سعید اهوازى

بدون نظر »

ولادت
ابو محمد، حسین بن سعید بن حماد بن مهران اهوازى ، یکى از شخصیت هاى بزرگ شیعه در قرن سوم هجرى ، در کوفه ، شهر روات بزرگ شیعه ، به دنیا آمد.
او اصالتاً ایرانى بود. رشد او در خاندانى صورت گرفت که ارادتمند و علاقه مند به اهل بیت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم و از موالى امام زین العابدین علیه السلام به شمار مى آمدند.
او یکى از یاران امام رضا و امام جواد و امام هادى علیهم السلام مى باشد.
وى از راویان بزرگ حدیث و از مشایخ جلیل القدر روایتى به شمار مى آید.
روایات وى از اعتبار و شهرت خاصى در میان فقهاى شیعه برخوردار است و در بسیارى از مجموعه هاى بزرگ روایى مانند: اصول کافى ، من لا یحضره الفقیه ، تهذیب ، استبصار، محاسن ، وسائل الشیعه و بحار الانوار از وى روایت نقل شده و به احادیث او استناد مى گردد.
ادامه نوشتار »

درفضیلت تجمل و زینت کردن

دیدگاه‌ها برای درفضیلت تجمل و زینت کردن بسته هستند

بدانکه موافق احادیث معتبره بسیار زینت کردن و جامه هاى پاکیزه و فاخر پوشیدن هرگاه از حلال بهم رسد و مناسب حال او باشد سنت است و موجب خوشنودى پروردگار است و اگر ازحلال بهم نرسد بهر چه میسرشود باید قناعت نماید. وتحصیل زیادتیهاى لباس رامانع عبادت الهى نگرداند واگر حقتعالى روزى را براو فراخ گرداند، درخور آن بخورد و بپوشد وصرف نماید وبه برادران مؤ من بدهد.
و اگر روزى بر او تنگ شود قناعت نماید و بحرام و شبهه خود را آلوده نکند، چنانچه در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول استکه هرگاه خدا نعمتى به بنده خود کرامت فرماید و اثر آن نعمت بر او ظاهر شود او را دوست خدامینامند ویاد کننده نعمت پروردگار خواهد بود. و اگر براو ظاهر نشود او را دشمن خدا مینامند و تکذیب کننده نعمت پرودگار خواهد بود.
و در حدیث دیگر از آنحضرت منقول است که هرگاه حق تعالى نعمتى ببنده کرامت فرماید دوست میدارد که اثرآن نعمت را براو ببیند.
از حضرت امیرالمؤ منین صلوات الله علیه منقول است که از براى برادر مؤ من خود زینت کنید چنانچه براى بیگانه زینت کنید که خواهید شما را به خوش ترین هیئتى بیند.
وبسند معتبر منقول است که حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام در تابستان بر روى حصیر مى نشستند و در زمستان بر روى پلاس و در خانه جامه هاى گنده میپوشیدند و چون بیرون میآمدند براى مردم زینت میکردند.
واز حضرت صادق علیه السلام منقول است که حقتعالى زینت و اظهار نعمت را دوست میدارد و ترک زینت و اظهار بدحالى را دشمن میدارد و دوست میدارد که اثر نعمت را در بنده خود ببیند باینکه جامه خود را پاکیزه کند و خودرا خوشبو دارد، وخانه را نیکو دارد و ساحتهاى خانه را بِروبَد حتى آنکه چراع پیش از فرو رفتن آفتاب روشن کردن فقر را زایل میکند و روزى را زیاد میکند.
واز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که حقتعالى جمعى را خلق کرده است که براى شفقت برایشان دنیا را تنگ کرده است و برایشان محبت دنیا را از ایشان برداشته است پس بسوى آخرت که حقتعالى ایشان رابسوى آن خوانده راغب گردیده اند و بر تنگى معاش و مکروهات دنیا صبر میکنند و مشتاقند بآنچه نزد خدا است از کرامت ابدى و جان خود را در رضاى خدا درباخته اند و آخر کار ایشان شهادت است پس چون بنشاءه آخرت روند حق تعالى از ایشان خوشنود باشد و میدانند که مرگ راهیست که همه را در پیش است پس توشه براى آخرت خود اندوخته اند و طلا و نقره جمع نکرده اند وجامه هاى گنده مى پوشند و بقوت ضرورى قناعت مینمایند وزیادتیها را در راه خدا میدهند که توشه آخرت ایشان باشد و از براى رضاى خدا با نیکان دوستى میکنند و از براى خدا با بدان دشمنى مى نمایند، ایشانند چراغهاى راه هدایت وایشانند متنعم بنعیم آخرت .
ادامه نوشتار »