حق مومن بر مومن

بدون نظر »

رسول خدا فرمود:
مؤمن را بر مؤمن هفت حق واجب است از طرف خداى عز و جل .
۱- در چشم خود والایش شما در ۲- در سینه دوستش دارد. ۳- در مال مساعدتش کند. ۴- بدگوئى او را حرام داند. ۵- در بیمارى عیادتش کند. ۶- تشییع جنازه اش نماید. ۷- پس از مرگ جز خیر او نگوید.

سخنانی از سرور اوصیاء على بن ابى طالب

بدون نظر »

گزیده هایى از باب پایانى کتاب ((نهج البلاغه )) از سخنان سرور اوصیاء على بن ابى طالب :
خوشرویى ریسمان دوستى ست .
به هنگام قدرت ، بر دشمنت ببخشاى ! به سپاس نیرومندى خویش .
بهترین پارسایى ها، پارسایى پنهان است .
مستحباتى که به واجبات زیان رسانند، وسیله تقرب بنده به خدا نمى شوند.
ثروت ، ماده شهوت هاست .
نفس ، گاهى ، گامى است که انسان به سوى نیستى بر مى دارد
ادامه نوشتار »

سخنی از سقراط

بدون نظر »

سقراط را گفتند: آیا از پادشاه روزگار خویش ترسانى ؟ گفت : من بر خشم و شهوت خویس فرمانروایم و این دو بر او فرمانروایى دارند و او بنده این دو است .

پندی از علامه حلی

بدون نظر »

علامه جمال الدنیا والدین ((حلى )) – که خاک او پاک باد! – به خط خویش ‍ نوشته است : اى آن که از سبب مرگ زندگان مى پرسى ! مرگ ، آنست که حرارت طبیعى بدن را فرو مى نشاند، و حرکات را ساکن مى کند. شیخ الرئیس (ابن سینا) نه از دانش طب بهره اى برد و نه از حکمتى که برگرمى ها داشت . نه ((شفا)) او را از مرگ شفا داد و نه کتاب ((نجات )) سبب نجات او شد.
کشکول شی بهایی

فرازهایى از کتب آسمانى

بدون نظر »

از کتاب ((ورام )): عیسى که – بر پیامبر ما و او درود باد! گفت : اى یاران ! از چیزى کوچک از مال دنیا – با سلامت دین – راضى باشید. چنان که دنیاداران به اندکى از دین – با سلامت دنیا- خوشنودند و شاعرى این معنى را چنین سروده است :
مردانى را مى بینم که به اندکى از دین قناعت مى ورزند؛ گرچه در دنیا به چیزهاى کوچک راضى اند تو نیز از دنیا جهاندران به دین بى نیاز شو! همچنان که جهانداران ، به دنیادارى ، خود را از دین بى نیاز مى بینند.
کشکول شیخ بهایی

بدون نظر »

مال از بهر آسایش عمرست نه عمر از بهر گرد کردن مال عاقلی را پرسیدند نیک بخت کیست و بدبختی چست گفت نیک بخت آن که خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت.
************************
موسی علیه السلام قارون را نصیحت کرد که اَحْسَن کما اَحسنَ اللهُ الیکنشنید و عاقبتش شنیدی

خواهی که ممتع شوی از دنیی و عقبی
با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد

درخت کرم هر کجا بیخ کرد
گذشت از فلک شاخ و بالای او

شکر خدای کن که موفق شدی به خیر
ز انعام و فضل او نه معطل گذاشتت
***********************
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد

علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپیی برو کتابی چند
گلستان سعدی در اداب صحبت حکایات ۱ تا ۳

آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر

نامه تهدید امیز پادشاه روم وپاسخ محمد حنفیه

بدون نظر »

پادشاه روم به عبدالملک بن مروان نامه نوشت و او را تهدید کرد و سوگند بسیار خورد که صد هزار تن از دریا و صد هزار کس از خشکى به سویش ‍ بفرستد و عبدالملک قصد کرد تا او را پاسخى قاطع بنویسد. از این رو، به حجاج نوشت ، تا نامه اى به ((محمدبن حنفیه )) بنویسد و در آن ، او را تهدید کند و از کشتن بترساند، و پاسخ او را براى بفرستد. پس حجاج نامه اى به محمدبن حنفیه نوشت و او پاسخ داد که : پروردگار را در هر روز سیصد و شصت نظر بر بندگان است و من امید دارم تا به من نگاهى بنگرد که تو را از من باز دارد. آنگاه ، حجاج آن رابه عبدالملک فرستاد و عبدالملک به پادشاه روم نوشت و پادشاه روم گفت : این (کلام ) از او نیست و جز از خاندان نبوت صادر نشده است .

سخنان مشاهیر وبزرگان

بدون نظر »

از سخنان افلاطون : گشاده روى تو، یکى از ناموس هاى تست . آن را جز به کسى که امین توست نبخش !
نیز از سخنان اوست : مردم را نگه دار! تا خدا تو را نگه دارد..
**************************
از سخنان سقراط: همه محبت خویش را یکباره بر دوستت ظاهر مساز! زیرا اگر دگرگونى در آن بیند، به تو دشمنى کند.
*******************
از سخنان فیثاغورث : اگر مى خواهى که آسوده زندگى کنى ، راضى باش که تو را به نادانى متهم دارند، به جاى آن که به خردمندى بستایند.

امثال وحکم

بدون نظر »

این کلمات ، شایستگى آن را دارند که با نور، بر سیماى حور نوشته شوند:
آن که وجود خویش را گرامى مى دارد. مال خویش را خوار مى سازد.
آن که در سرزمین هموار مى خرامد، از لغزش بر کنار است .
آن که بنده خداست ، آزاد است .
آن که اندک احسانى به تو کند، همواره سپاسگذار باش
کسى که اندیشه کند، به آرزویش مى رسد.
خشم گرفتن ، به خوارى عذر خواهى نمى ارزد.
هیچ چیز دانش را همانند سپردن آن به کسانى که شایسته آنند، نگه نمى دارد
. چه بسیار بخشش ها که خطاست ! و چه عنایت ها که جنایت است !
اگر شمشیر نباشد، ستم فزونى گیرد.
((راستى )) اگر آن به تصویر در آید، به صورت شیرى است و دروغ اگر تصویر شود، همانند روباه است
کشکول شیخ بهایی

امثال وحکم

بدون نظر »

توبه : گناه را نابود مى کند.
بینوایى : زیرک را از دلیل باز مى دارد.
کامل : انسان با کمال ، انسانى است که به لغزش هاى خود آگاه باشد.
مرض : زندان تن .
غم : زندان روح .
آنچه بدان شاد شوند: در نبودنش ‍ غمگین شوند.
گریز بهنگام : پیروزى .
صائب ترین راى انسان : آن که از امیال او به دور است