حکمت ۱۵۶
ضرورت خدا شناسی و اطاعت
(اخلاقی ، عبادی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: خدای را اطاعت کنید که در نشناختن پروردگار عذری ندارید.
حکمت ۱۵۷
فراهم بودن راه های هدایت
(اخلاقی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: اگر چشم بینا داشته باشید، حقیقت را نشانتان داده اند، اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کردند، اگر گوش شنوا دارید، حق را به گوشتان خواندند.
حکمت ۱۵۸
روش برخورد با دوستان بد
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: برادرت را با احسانی که در حق او می کنی سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان.
حکمت ۱۵۹
پرهیز از مواضع اتّهام
(اخلاق اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داد، نباید جز خود را نکوهش کند
حکمت ۱۶۰
قدرت و زورگویی
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس قدرت به دست آورد، زورگویی دارد.
حکیمی گفته است : از دنیا سه چیز طلب می شود: عزت و بی نیازی و راحتی . اما آن که زهد ورزد، عزیز می شود و آن که قناعت پیشه کند، بی نیاز می شود و آن که دست از طلب باز کشد، به راحتی می رسد.
***************************
صاحب حقیقی گفته است : با یزید، به راهی می رفت و بر سگی گذشت ، که به یاران خیس شده بود. دامن جامه خویش باز کشید. سگ به سخن آمد و گفت : پلید شدن دامن جامه تو از ناپاکی مرا آب تطهیر می کند. اما گناه دامن باز گرفتن تو از من را آب نیز تطهیر نمی کند.
کشکول شیخ بهایی
مفضل گوید امام صادق علیهالسلام به من فرمود: تو را باز می دارم از دو صفت که هلاک مردان در آن است، باز می دارمت از اینکه با روش باطلی دینداری کنی و ندانسته به مردم فتوی دهی .
اصول کافی جلد ۱ باب نهی از ندانسته گویی روایت ۱
************************
ابن حجاج گوید حضرت صادق به من فرمود: از دو صفت بپرهیز که هر کس هلاک شد از آن جهت بود: بپرهیز از اینکه طبق رأی و نظر خویش به مردم فتوی دهی یا به آن چه نمی دانی عقیده دینی پیدا کنی .
اصول کافی جلد ۱ باب نهی از ندانسته گویی روایت ۲
***********************
ادامه نوشتار »
حکمت ۱۵۱
ضرورت آینده نگری
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس را پایانی است، تلخ یا شیرین.
حکمت ۱۵۲
توجه به فنا پذیری
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: آنچه روی می آورد، باز می گردد، و چیزی که باز گردد گویی هرگز نبوده است
حکمت ۱۵۳
صبر و پیروزی
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: انسان شکیبا، پیروزی را از دست نمی دهد، هر چند زمان آن طولانی شود.
حکمت ۱۵۴
اهمیّت نیّتها
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که از کار مردمی خشنود باشد، چونان کسی است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلی روی آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه کردار باطل، و گناه خشنودی به کار باطل.
حکمت ۱۵۵
ضرورت پایبندی به عهد و پیمان
(اخلاق اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: عهد و پیمانها را پاس دارید به خصوص با وفاداران.
برای هر چیزی شرافتی است و به درستی شرافت مجالس این است که رو به قبله باشد،
هر که خواهد از همه مردم عزیزتر باشد باید از خدا بپرهیزد،
هر که خواهد نیرومندترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند
هر که خواهد از همه توانگرتر باشد باید بدان چه نزد خداست اعتمادش بیشتر باشد از آنچه خود دارد.
سپس فرمود آیا شما را به بدترین مردم آگاه نکنم؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه فرمود: آنکه تنها جای کند، و از واردان خود دریغ کند، و بنده خود را تازیانه زند، آیا به بدتر از این شما را آگاه نکنم؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه، فرمود کسی که از لغزش نگذرد و عذر نپذیرد، باز هم فرمود آیا شما را به بدتر از این هم آگاه نکنم؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه فرمود: آنکه امید به خیرش نیست و از شرش ایمنی نیست، سپس فرمود شما را به بدتر از این هم خبر ندهم؟ گفتند: چرا یا رسول اللَّه؟ فرمود آنکه مردم را دشمن دارد و مردمش دشمن دارند.
ادامه نوشتار »
ای معاذ قرآن خدا را بدانها بیاموز، آنان را با اخلاق خوب پرورش بده، مردم را در مقام خودشان وادار چه نیک باشند و چه بد و امر خدا را در آنها اجرا کن، در فرمان خدا و مال خدا از هیچ کس در هراس مباش زیرا اختیار با تو نیست و مال از آن تو نیست، امانت آنها را کم یا بیش بدانها بپرداز، بر تو باد نرمش و گذشت در غیر مورد ترک حق که نادان بگوید حق خدا را ترک نمودی ، از کارمندان خود در هر چه میترسی دچار عیبی شوی پوزش طلب تا تو را معذور دارند، شعارهای دوران جاهلیت را از میان ببر مگر آنچه را اسلام زنده داشته است.
ادامه نوشتار »
حکیمی گفت : هیچکس را ندیدم ، جز آن که گمان بردم که از من بهتر است . از آن رو، که از خود به یقین بودم و از او به تردید.
**********************
شبلی را پرسیدند، چرا ((صوفی )) را ((ابن الوقت )) گویند. گفت : زیرا بر گذشته دریغ نمی خورد و اندیشه فردا ندارد.
از خطبه هاى پیامبر (ص ):
اى مردم ! بیش یاد مرگ کنید! چون به هنگام تنگدستى از آن یاد کنید، بر شما وسعت گیرد و چون به وقت بى نیازى یاد کنید، بى نیازى را بر شما ناخوش کند مرگ . رشته آرزوها را مى برد و گذران شب ها مرگ را فرا مى رساند. بنده ، همواره میان دو روز زیست مى کند، روزى که گذشته است ، که در آن ، کارهاى او را بر شمرده اند و روزى که نیامده است و شاید که او بدان نرسد. بنده ، به هنگام جدایى جانش از تن و فرو شدن به گور، سزاى کردار گذشته خویش و بیقدرى مالى که از پس نهاده است ، مى بیند. اى مردم ! گشایش ، در قناعت است و کفاف در میانه روى و آسایش در پرهیزگاریست . هر کارى پاداشى دارد، و هر آینده اى نزدیک است .
کشکول شیخ بهایی
حذیفه بن الیمان که – خداوند از او خشنود باد! – کسی را گفت : آیا دوست داری که بر مردمان بد پیروز شوی ؟ گفت : آری ! گفت : پیروز نخواهی شد، مگر آن که از آنها بدتر شوی .
*********************************
فیثاغورث را گفتند: چه کسی از دشمنی مردم به سلامت است ؟ گفت : آن که نه از او خوبی سر زند و نه بدی . پرسیدند. چگونه ؟ گفت : اگر از او خوبی سرزند، بدان با او دشمنی کنند و چون بدی نشان دهد، خوبان به دشمنی با او برخیزند.
**************************
انوشیروان به هنگامی که سیر نشده بود، دست از طعام می کشید و می گفت : آن چه را خوش داریم رها می کنیم ، تا گرفتار ناخوشایند نشویم .
*********************************
یکی از بزرگان صوفیه را گفتند: روز خود را چگونه آغاز کردی ، گفت : در حالی که بر دیروزم افسوس دارم و ناخوشنود از امروزم و بدگمان بر فردا.
عیسی (ع ) یاران خویش را می گفت ای بندگان خدا! بحق به شما می گویم که : به دریافت آخرت نایل نخواهید شد، مگر با ترک شهوات دنیا. به عریانی به دنیا آمدید و به عریانی خواهید رفت . بهوش باشید! که در این میان چه کنید؟
****************************
وزیری گفته است : از آن کس در شگفتم ، که برده ای را به مالش می خرد، و آزاده ای را به عملش نمی خرد. آن که همتش همانست که به شکم رساند، بهایش همانست که از آن خارج می شود.
*************************
از سخنان معروف کرخی : سخن بنده در آن چه که به او مربوط نیست ، سبب خواری او در درگاه خداوندیست .
*****************
حکیمی به دوستش چنین نوشت : اما بعد، مردم را به رفتار خویش پند ده ! نه به گفتار خویش . از پروردگار به قدر نزدیکی خود به او شرم دار! و به اندازه توانائیش از او بیم دار!
**********************************
از سخنان عیسی که – بر پیامبر ما و او درود باد! – آن که گناهی کوچک ورزد، با آن که گناهی بزرگ ورزد، برابرند، پرسیدند، چگونه چنین است ؟ گفت : جراءت ، یکی ست و آن که از دزدی ذرت نگذرد، از دزدی مروارید نیز نگذرد.