خطبه ۱۲ نهج البلاغه

بدون نظر »

چون خداوند در جنگ جمل پیروزش گردانید، یکی از یاران گفتش ای کاش برادرم ، فلان ، می بود و می دید که چسان خداوند تو را بر دشمنانت پیروز ساخته است . علی (ع ) از او پرسید:آیا برادرت هوادار ما بود گفت : آری . علی (ع ) گفت :

پس همراه ما بوده است . ما در این سپاه خود مردمی را دیدیم که هنوز در صلب مردان و زهدان زنان هستند. روزگار آنها را چون خونی که بناگاه از بینی گشاده گردد، بیرون آورد و دین به آنها نیرو گیرد
نهج البلاغه خطبه ۱۲

نکوهش پیروان شیطان

بدون نظر »

شیطان را ملاک کار خود قرار دادند و شیطان نیز آنان را شریک خود ساخت . پس ، در سینه هایشان ، تخم گذاشت و جوجه برآورد و بر روى دامنشان جنبیدن گرفت و به راه افتاد، از راه چشمانشان مى نگریست و از زبانشان سخن مى گفت ، به راه خطایشان افکند و هر نکوهیدگى و زشتى را در دیده شان بیاراست و در اعمالشان شریک شد؛ و سخن باطل خود بر زبان ایشان نهاد.
نهج البلاغه خطبه ۷

موعظه ای از حضرت علی (ع)

بدون نظر »

در تاریکى ، راه خود را به هدایت ما یافتید و بر قله عزّت و سرورى فرا رفتید و از شب سیاه گمراهى به سپیده دم هدایت رسیدید. کر باد، گوشى که بانگ بلند حق را نشنود؛ که آنکه بانگ بلند را نشنود، آواز نرم چگونه او را بیاگاهاند. هر چه استوارتر باد، آن دل که پیوسته از خوف خدا لرزان است . من همواره در انتظار غدر و مکر شما مى بودم و در چهره شما نشانه هاى فریب خوردگان را مى دیدم . شما در پس پرده دین جاى کرده بودید و پرده دین بود که شما را از من مستور مى داشت ؛ ولى صدق نیت من پرده از چهره شما برافکند و قیافه واقعى شما را به من بنمود. براى هدایت شما بر روى جاده حق ایستادم ، در حالى که ، بیراهه هاى ضلالت در هر سو کشیده شده بود و شما سرگردان و گم گشته به هر راهى گام مى نهادید. تشنه بودید و، هر چه زمین را مى کندید به نم آبى نمى رسیدید. امروز این زبان بسته را گویا کرده ام ، باشد که حقایق را به شما بگوید. در پرتگاه غفلت سرنگون شود، اندیشه کسى که به خلاف من ره مى سپرد، که من از آن روز که حق را دیده ام ، در آن تردید نکرده ام . اگر موسى (ع ) مى ترسید، بر جان خود نمى ترسید، بلکه از چیرگى نادانان و گمراهان مى ترسید.
امروز از ما و شما یکى بر راه حق ایستاده و یکى بر باطل . آنکه به یافتن آب اطمینان دارد، هرگز، از تشنگى هلاک نمى شود.
خطبه های نهج البلاغه خطبه۴

خطبه ای از حضرت علی (ع) در برگشت از صفین

بدون نظر »

او را سپاس مى گویم و خواستار فزونى نعمت او هستم و بر آستان عزتش سر تسلیم نهاده ام و خواهم که مرا از گناه در امان نگه دارد. از او یارى مى جویم که نیازمند آنم که نیازم برآورد. هر کس را که او راه بنماید، گمراه نگردد و هر کس را که با او دشمنى ورزد، کس زینهار ندهد، هرکس را که تعهد کند، بى چیز نشود که تعهدش از هر چه به سنجش ‍ آید، افزون است و از هر چه اندوختنى است برتر. و شهادت مى دهم که خداوندى جز اللّه ، خداى یکتا نیست . یگانه است و بى هیچ شریکى .
شهادت مى دهم ، شهادتى که خلوصش از بوته آزمایش نیکو برآمده باشد و اعتقاد به آن با صفاى نیت همراه بود. بدان چنگ در مى زنم ، همواره تا آنگاه که ما را زنده مى دارد و مى اندوزیم آن را براى روزهاى هولناکى که در پیش داریم . چنین شهادتى نشان عزم جزم ما در ایمان است و سرلوحه نیکوکارى و خشنودى خداوند است و، سبب دور ساختن شیطان .
ادامه نوشتار »

انفاق در راه خدا

بدون نظر »

خدا را بندگانى است که نعمت خود را ویژه آنها کرده است تا مردم را سود رسانند. اینان تا زمانى که به مردم انفاق مى کنند نعمتهایشان در دستهایشان باقى است و چون نعمت خود را از مردمان دریغ داشتند، خداوند نعمتش را از آنان مى ستاند و به دیگرى مى دهد.
حکمت ۴۱۷ نهج البلاغه

بردباری

بدون نظر »

بردبارى پرده اى است ، پوشنده و عقل ، شمشیرى است برنده . پس ‍ عیبهاى اخلاقت را به بردبارى بپوش و با هواى نفست به نیروى عقلت پیکار نماى
حکمت۴۱۶ نهج البلاغه

کار برای خدا

بدون نظر »

هر که باطن خود را نیکو سازد، خداوند هم ظاهرش را نیکو جلوه دهد. هر که براى دینش کار کند، خداوند کار دنیایش را کفایت کند و هر که رابطه خود را با خدا نیکو گرداند، خداوند، رابطه او را با مردم نیکو گرداند
حکمت ۴۱۵ نهج البلاغه

انجام کار نیک

بدون نظر »

کار نیک را به جاى بیاورید و آن خرد مشمارید، زیرا، کار نیک ، هر چند، در نظر خرد آید، بزرگ باشد و هر چند، اندک نماید، بسیار باشد. نباید یکى از شماها بگوید که فلان در انجام دادن کارهاى نیک سزاوارتر از من است . به خدا سوگند، بسا که چنین شود. زیرا گروهى اهل خیرند و گروهى اهل شر، که هرگاه کار خیر یا کار شر را شما رها کنید، اهل آن به جاى شما به آن پردازند.
حکمت ۴۱۴ نهج البلاغه

حکمت های نهج البلاغه ۷۰ تا ۱۰۰

بدون نظر »

حکمت ۷۰
روانشناسى جاهل
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: نادان را یا تندرو یا کند رو مى‏بینى.
حکمت ۷۱
نشانه کمال عقل
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: چون عقل کامل گردد، سخن اندک شود.
حکمت ۷۲
رابطه دنیا و انسان
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: دنیا بدن‏ها را فرسوده، و آرزوها را تازه مى‏کند، مرگ را نزدیک و خواسته‏ها را دور و دراز مى‏سازد، کسى که به آن دست یافت خسته مى‏شود، و آن که به دنیا نرسید رنج مى‏برد.
حکمت ۷۳
ضرورت خودسازى رهبران و مدیران
(اخلاقى، تربیتى، مدیریّتى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آن که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آن که دیگرى را تعلیم دهد و ادب بیاموزد.
ادامه نوشتار »

حکمت های نهج البلاغه ۴۰ تا ۶۹

بدون نظر »

حکمت ۴۰
راه شناخت عاقل و احمق
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.«»
(این از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، که عاقل زبانش را بدون مشورت و فکر و سنجش رها نمى‏سازد، امّا احمق هر چه بر زبانش آید مى‏گوید بدون فکر و دقّت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى‏گیرد). (حکمت ۴۰ به گونه دیگرى نیز نقل شده)
حکمت ۴۱
راه شناخت عاقل و احمق
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.
حکمت ۴۲
بیمارى و پاک شدن گناهان
(اخلاقى، معنوى) و به یکى از یارانش که بیمار بود فرمود: خدا آنچه را که از آن شکایت دارى (بیمارى) موجب کاستن گناهانت قرار داد، در بیمارى پاداشى نیست امّا گناهان را از بین مى‏برد، و آنها را چونان برگ پاییزى مى‏ریزد، و همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با دست‏ها و قدم‏هاست، و خداى سبحان به خاطر نیّت راست، و درون پاک، هر کس از بندگانش را که بخواهد وارد بهشت خواهد کرد.
مى‏گویم: (راست گفت امام على علیه السّلام «درود خدا بر او باد» که بیمارى پاداشى ندارد، بیمارى از چیزهائى است که استحقاق عوض دارد، و عوض در برابر رفتار خداوند بزرگ است نسبت به بنده خود، در ناملایمات زندگى و بیمارى‏ها و همانند آنها، امّا اجر و پاداش در برابر کارى است که بنده انجام مى‏دهد. پس بین این دو تفاوت است که امام علیه السّلام آن را با علم نافذ و رأى رساى خود، بیان فرمود.
ادامه نوشتار »