سخنان مشاهیر وبزرگان

بدون نظر »

از سخنان افلاطون : گشاده روى تو، یکى از ناموس هاى تست . آن را جز به کسى که امین توست نبخش !
نیز از سخنان اوست : مردم را نگه دار! تا خدا تو را نگه دارد..
**************************
از سخنان سقراط: همه محبت خویش را یکباره بر دوستت ظاهر مساز! زیرا اگر دگرگونى در آن بیند، به تو دشمنى کند.
*******************
از سخنان فیثاغورث : اگر مى خواهى که آسوده زندگى کنى ، راضى باش که تو را به نادانى متهم دارند، به جاى آن که به خردمندى بستایند.

حکایت حجاج وبادیه نشین

بدون نظر »

((حجاج ))، بادیه نشینى را دید و او را گفت : در دستت چیست ؟ گفت : عصایم است که براى تعیین وقت نماز، آن را به زمین مى نشانم . و بدان با دشمنانم مى ستیزم . چهار پایم را با آن مى رانم . در سفر با آن نیرو مى گیرم . در راه رفتن ، بدان تکیه مى کنم ، تا گامهایم را فراخ ‌تر بردارم . با آن ، از نهر مى پرم ، تا سپر افتادنم باشد. عباى خویش را بدان مى آویزم ، و مرا از سرما و گرما، نگه مى دارد. با آن ، آن چه را که از من دور است ، به سوى خود مى کشم . سفره و ابزار دیگر را به آن مى آویزم . با آن مى آویزم . با آن ، کک هاى گزنده را مى رانم . نبرد به جاى نیزه به کارش مى گیرم . و در مبارزه به منزله شمشیرم است . آن را از پدرم به ارث برده ام ، و پس از من ، به پسرم به ارث مى رسد. با آن ، برگ درختان را براى گوسفندانم مى ریزم و در موارد دیگر نیز آن را به کار مى گیرم . حجاج مبهوت شد و به راه خود رفت .

متن کامل داستان شیخ صنعان از منطق الطیر عطار

۱۷ نظر »

شیخ صنعان پیرعهد خویش بود
در کمال از هرچه گویم بیش بود
شیخ بود او در حرم پنجاه سال
با مرید چارصد صاحب کمال
هر مریدی کان او بود ای عجب
می‌نیاسود از ریاضت روز و شب
هم عمل هم علم با هم یار داشت
هم عیان کشف هم اسرار داشت
قرب پنجه حج بجای آورده بود
عمره عمری بود تا می‌کرده بود
خود صلوه وصوم بی‌حد داشت او
هیچ سنت را فرو نگذاشت او
پیشوایانی که در عشق آمدند
پیش او از خویش بی‌خویش آمدند
ادامه نوشتار »

شیخ صنعان ودختر ترسا

بدون نظر »

شیخ صنعان پیر صاحب کمال و پیشواری مردم زمان خویش بودو قریب پنجاه سال در کعبه اقامت داشت. هر کس به جمع ارادت او در می‌آمد از ریاضت و عبادت نمی‌آسود. شیخ خود نیز هیچ سّنتی را فرو نمی ‌گذاشت و نماز و روزه بیحد بجا می ‌آورد. پنجاه بار حج کرده بود.
شیخ چندین شب در خواب دید که گذارش به روم افتاده و در برابر بتی سجده می ‌کند. از این خواب آشفته گشت و دانست که راه دشواری در پیش دارد که جان بدر بردن از آن آسان نیست. اندیشید که اگر بهنگام در این بیراهه قدم نهد راه تاریک بر وی روشن گردد و اگر سستی کند همیشه در عقوبت و شکنجه خواهد ماند. آخر الامر به رفتن مصمم گشت و مطلب را با مریدان در میان گذاشت و گفت باید زودتر قدم در راه بنهم و عزم سفر روم کنم تا تعبیر خوابم معلوم گردد. یاران در سفر با وی همراه گشتند و به خذاک روم قدم گذاشتند و همه جا سیر می‌کردند تا ناگهان در ایوانی دختر ترسائی در نهایت زیبایی دیدند
ادامه نوشتار »

امثال وحکم

بدون نظر »

این کلمات ، شایستگى آن را دارند که با نور، بر سیماى حور نوشته شوند:
آن که وجود خویش را گرامى مى دارد. مال خویش را خوار مى سازد.
آن که در سرزمین هموار مى خرامد، از لغزش بر کنار است .
آن که بنده خداست ، آزاد است .
آن که اندک احسانى به تو کند، همواره سپاسگذار باش
کسى که اندیشه کند، به آرزویش مى رسد.
خشم گرفتن ، به خوارى عذر خواهى نمى ارزد.
هیچ چیز دانش را همانند سپردن آن به کسانى که شایسته آنند، نگه نمى دارد
. چه بسیار بخشش ها که خطاست ! و چه عنایت ها که جنایت است !
اگر شمشیر نباشد، ستم فزونى گیرد.
((راستى )) اگر آن به تصویر در آید، به صورت شیرى است و دروغ اگر تصویر شود، همانند روباه است
کشکول شیخ بهایی

امثال وحکم

بدون نظر »

توبه : گناه را نابود مى کند.
بینوایى : زیرک را از دلیل باز مى دارد.
کامل : انسان با کمال ، انسانى است که به لغزش هاى خود آگاه باشد.
مرض : زندان تن .
غم : زندان روح .
آنچه بدان شاد شوند: در نبودنش ‍ غمگین شوند.
گریز بهنگام : پیروزى .
صائب ترین راى انسان : آن که از امیال او به دور است

شعری از سنایی

بدون نظر »

طرب اى عاشقان خوشرفتار!

طلب اى نیکوان شیرینکار!

در جهان شاهدى و ما فارغ

در قدح باده اى و ما هوشیار

بر سردست ، عشقبازانند

ملک الموت گشته در منقار

اى هواهاى تو خدا انگیز!

وى خدایان تو خدا آزار!

ره ، رها کرده اى ، از آنى گم

عز ندانسته اى ، از آنى خوار

علم کز تو ترانه بستاند

جهل از آن علم به بود صد بار

ده بود آن ، نه دل ، که اندروى

گاو و خر باشد و ضایع و عقار

کى درآید فرشته ؟ تا نکنى

سگ ز در دور و صورت از دیوار

خود، کلاه و سرت حجاب رهند

خود میفزا بر آن کله ، دستار

افسرى کان نه دین نهد بر سر

خواهش افسر شمار! و خواه افسار

اى سنایى ! از آن سگان بگریز!

گوشه اى گیر ازین جهان ، هموار

هان و هان ! تا تو را چو خود نکند

مشتى ابلیس دیده طرار

تر مزاجى ، مگرد در سقلاب !

خشک مغزى ، مپوى در تاتار!

گر سنایى زیار ناهمدم

گله اى کرد از و شگفت مدار

آب رابین ! که چون همى نالد

هر دم از همنشین ناهموار

نصیحت لقمان به فرزندش

بدون نظر »

لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم همنشین را از روى بصیرت انتخاب کن. اگر دیدى گروهى خداى عزوجل را یاد می کنند با ایشان بنشین که اگر تو عالم باشى علمت سودت بخشد و اگر جاهل باشى ترا بیاموزند و شاید خدا بر آنها سایه رحمت اندازد و ترا هم فرا گیرد. و چون دیدى گروهى به یاد خدا نیستند با آنها منشین زیرا اگر تو عالم باشى علمت سودت ندهد و اگر جاهل باشى نادان ترت کنند و شاید خدا بر سرشان کیفرى آرد و ترا هم فرا گیرد
اصول کافی جلد ۱ باب همنشینی باعلما

سفارشی از پیامبر اکرم (ص) به امیر المومنین

بدون نظر »

ای علی مبادا بی ‏لنگ به حمام بروی زیرا هر که برهنه به حمام در آید ملعونست هم آنکه بر او بنگرد و هم آنکه بر او بنگرند.

ای علی انگشتر بانگشت سبابه و میانه مکن زیرا قوم لوط باین دو انگشتر میکردند انگشت خرد را برهنه مگذار.

ای علی به راستی خدا را خوش آید از بنده‏ اش گاهی که بگوید: پروردگارا مرا بیامرز زیرا گناهان را جز تو نیامرزد خدا میفرماید، فرشته‏ هایم این بنده من دانسته که جز من گناهان را نیامرزد، گواه باشید که من او را آمرزیدم.

ای علی از دروغ بپرهیز زیرا دروغ رو سیاهی آرد و سپس نزد خدا کذاب نوشته شود و به راستی که راستی رو سفیدی آورد و نزد خدا راستگو نوشته شود و بدان که راستی مبارک است و دروغ شوم است.

ای علی از غیبت و سخن چینی بر حذر باش زیرا غیبت روزه را بشکند و سخن چینی مایه شکنجه در گور است.
ای علی بخدا سوگند دروغ مخور و بدون لزوم سوگند راست هم یاد مکن و خدا را در معرض سوگند خویش میاور زیرا خدا بکسی که به نامش سوگند دروغ بخورد رحم نکند و رعایت او را ننماید
. ای علی غم روزی فردا مخور زیرا روزی هر فردائی میرسد.

ای علی از لجبازی بپرهیز که آغازش نادانی و انجامش پشیمانی است.
ادامه نوشتار »

آزار دهندگان مومن در قیامت

۱ نظر »

مفضل بن عمر گوید: که حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون روز قیامت شود یک منادى نـدا کـنـد: کـجایند روگردانان از دوستان من ؟ پس دسته اى که صورت آنها گوشت ندارد بـرخـیـزنـد، پـس گـفـتـه شـود: اینهایند آنکسانى که مؤ منین را آزردند، و با آنان دشمنى کردند، و عناد ورزیدند، و آنها را در دینشان با درشتى سرزنش کردند، سپس فرمان شود که آنان را بدوزخ برند.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۲