جعفربن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) و او از پدر بزرگوارش روایت فرموده که گفت رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: حسب (شرف خانوادگی ) مرد دین او است ، و مردانگیش خرد و عقل او است ، و شرفش زیبائی او است ، (یعنی زیبائی به شرف است ) و بزرگواریش پرهیزکاری و تقوای او است
معاویه بن عمار گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام ) که می فرمود: در وصیتی که پیغمبر (صلی الله علیه وآله ) به علی (علیه السلام ) فرمود این بود که فرمود: من تو را درباره خویش به چند چیز سفارش کنم که آنها را از من یاد داشت کن ، و دنبال این سخن نیز فرمود: خدایا (در حفظ آن ) یاریش کن :
اول – راستگوئی ، مبادا هرگز دروغی از دهانت بیرون آید؛
دوم – ورع و پارسائی ، مبادا بر خیانتی دلیر گردی (و خیانتی از تو سر زند).
سوم – ترس از خدای عزوجل بدان سان که گویا او را ببینی .
چهارم – بسیار از ترس خدا گریستن که به هر اشک ریختنی هزار خانه در بهشت برایت ساخته شود.
پنجم – نثار کردن مال و جان خود را برای دین و مذهبت .
ششم – پیروی از سنت و روش من در نماز و روزه و صدقه
ادامه نوشتار »
میسر گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام ) شرفیاب شدم حضرت فرمود: حال یاران و هم مسلکان تو(یعنى شیعیان ) چگونه است ؟ عرض کردم ؟ قربانت ما در پیش مردم (یعنى اهل سنت و جماعت ) از یهود و نصارى و مجوس و مشرکان بدتریم ! گوید: حضرت در آنوقت (که من این سخن را گفتم ) تکیه کرده بود پس برخاست و نشست و فرمود: چه گفتى ؟ گفتم : به خدا ما در نزد مردم از یهود و نصارى و مجوس و مشرکان بدتریم ! فرمود: هان ! به خدا سوگند نرود از شما دو نفر نه والله بلکه یک نفر هم از شما به دوزخ نرود، به خدا سوگند شمائید کسانیکه خداى عزوجل (درباره تان ) فرموده : (و گویند چیست که نمى بینیم مردانى را که آنها را از بدان مى شمردیم ، ما آنها را به مسخره گرفته بودیم یا دیدگان از دیدنشان خیره گشته ، این درست مناقشه و ستیزه دوزخیان است* ) (سوره ص آیه ۶۱ – ۶۲) سپس فرمود: آنان شما را در دوزخ مى جویند ولى یک تن از شما را در آنجا نیابند. ))
_______________________
* = وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: مردی بود که کارش فروختن روغن زیتون بود و محبت شدیدی نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) داشت ، رسم این مرد چنان بود که هرگاه می خواست سراغ کارش برود، تا نمی رفت و رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) را نمیدید به دنبال آن کار نمی رفت ، و این جریان معروف شده بود و (همه می دانستند از اینرو) هر گاه (از دور) می آمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) سر خود را بالا می آورد تا آن مرد او را ببیند (و به دنبال کار خود برود).
روزی طبق معمول به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) آمد و حضرت نیز سر خود را بالا آورد تا آنمرد او را دیده و برفت ، ولی طولی نکشید که باز گشت ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) که دید آن مرد چنین کرد با دست خود اشاره کرد که بنشین ، آن مرد پیش آنحضرت نشست ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) بدو فرمود: امروز کاری کردی که روزهای پیش چنین نمی کردی ؟ عرض کرد: ای رسول خدا سوگند بدانکه تو را به راستی به نبوت بر انگیخته یاد تو چنان دلم را فرا گرفت (و هوای دیدارت چنان بسرم افتاد) که نتوانستم دنبال کارم بروم و بناچار بنزدت بازگشتم ، حضرت در حق آنمرد دعا کرد و با خوشروئی با او سخن گفت .
ادامه نوشتار »
در هر چه مى کنم نظر از چشم عبرتی
در وى مشرح است زتوحید صد دلیل
بگذر تو از دلیل و به مدلول راه بر!
او را از او شناس ! نه از بحث و قال و قیل
**************************
ما را خواهی ، جمله حدیث ما کن :
خوبا ما کن ! زدیگران خو واکن !
ما زیبائیم ، یاد ما زیبا کن !
با ما، تو دو دل مباش ، دل یکتا کن !
************************
دل ، از نظر تو جاودانی گردد
غم ، یا الم تو شادمانی گردد.
گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک
آتش ، همه آب زندگانی گردد.
***********************
اى نه دله ده دله ! هر ده یله کن !
صراف وجود باش و خود را چله کن !
یک صبح ، یه اخلاص بیا بر در دوست
گر کام تو برنیارد، آن گه گله کن !
_______________
دوبیت اول به صورت زیر نیز آمده است
ای یک دله صد دله دل یک دله کن
صراف وجود باش وخود را یله کن یا مهر دگران را زدل خود یله کن
نویسنده
____________________
کشکول شیخ بهایی
ناموری گفته است : بنده بزرگوار، ( نیست )مگر این که یکی از دو صفت را داشته باشد. یا مردم را از چشم بیفکند و در دنیا، جز آفریدگار نبیند. و بداند که جز او، هیچکس نمی تواند او را سودی یا زیانی برساند و یا مردم را از دل بیفکند و به هر حال که مردم او را بینند، باک ندارد.
************************
زاهدی گفته است : دنیا را به چشم اهانت بنگرید! چه ، گوارنده ترین چیزی که شما را دهد، آسان ترین چیزیست که به زبان شما انجامد.
**************************
بزرگی گفته است : شایسته آنست که از جهت لغزش دوستت ، هفتاد عذر بیاوری و اگر دلت بدان آرام نگرفت . به دل بگو: چه سخت هستی برادرت هفتاد عذر آورد، و عذرش نپذیرفتی ؟ پس ، تو نکوهشگری ، نه او.
کشکول شیخ بهایی
رابعه عدویه را گفتند: چه هنگام بنده از خدا خشنودست ؟ گفت : هرگاه خوشی او در سختی ، همچون خوشی او در نعمت باشد. و روزی او را گفتند: اشتیاق تو به بهشت چگونه است ؟ گفت : همسایه بیش از خانه . و از سخنان اوست : هر شایسته ای که از من سر زند، آن را ناچیز شمردم .
از سفیان ثوری روایت شده است ، که گفت : از امام صادق (ع ) شنیدم که می گفت ! سلامتی چنان کمیاب است که نمی دانی کجایش بیابی . و اگر در چیزی یافت شود، شاید که در ((گمنامی )) باشد. و اگر گمنامی نیافتی ، شاید در ((تنهایی ))باشد. – هر چند که تنهایی همانند گمنامی نیست – و اگر در تنهایی نبود، شاید که در ((سکوت )) باشد. – گرچه سکوت ، چون تنهایی نیست – و اگر در سکوت یافت نشد، شاید که در سخنان پیشینیان نیکوکار یافت شود. و نیکبخت آن که در وجود خود، تنهایی را بیابد.
کشکول شیخ بهایی
از سخنان حکیمان : نیکوترین کار، آنست که : به مال خود، پاس آبروی خویش بداری . و چون با فروتر از خویش نشینی ، پاس آبروی خویش بدار! و به نیک ، یا بد، پند از برادر خویش دریغ مدار! و از بیقدران بپرهیز! تا شکوهت پایدار ماند و آن که به ناچیزی ، به خشم آید، به ناچیزی خرسند شود.
پاسخ به نادان ، خاموشی ست .
فرومایه را فروتنی مکن ! که فرمانبری نخواهد کرد.
کشکول شیخ بهایی
حکمت ۲۰۶
ره آورد حلم و بردباری
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: نخستین پاداش بردبار از بردباری اش آن است که مردم در برابر نادان، پشتیبان او خواهند بود.
حکمت ۲۰۷
ارزش همانند شدن با خوبان
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: اگر بردبار نیستی ، خود را به بردباری بنمای ، زیرا اندک است کسی است که خود را همانند مردمی کند و از جمله آنان به حساب نیاید.
حکمت ۲۰۸
مراحل خودسازی
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی که از خود حساب کشد، سود می برد، و آن که از خود غفلت کند زیان می بیند، و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد، و کسی که عبرت آموزد آگاهی یابد، و آن که آگاهی یابد می فهمد، و آن که
بفهمد دانش آموخته است
حکمت ۲۰۹
خبر از ظهور حضرت مهدی علیه السّلام
(اعتقادی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: دنیا پس از سرکشی ، به ما روی می کند، چونان شتر مادّه بد خو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس این آیه را خواند) «و اراده کردیم که بر مستضعفین زمین، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومتها گردانیم»
حکمت ۲۱۰
الگوهای پرهیزکاری
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: از خدا بترسید، ترسیدن انسان وارسته ای که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده، و در بهره بردن از فرصتها کوشیده،و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده، و در دنیای زودگذر، و پایان زندگی و عاقبت کار، بدرستی اندیشیده است