جملاتی ناب از پیامبر اسلام (ص)

بدون نظر »

فرمود: رشک آورترین دوستانم از امتم نزد من مردیست سبکبار بهره‏ مند از نماز که در نهان خوب پروردگارش را بپرستد، و در میان مردم گمنام باشد، و روزیش به اندازه گذرانست و بر آن شکیبا بماند، و بمیرد ارثش اندک باشد و گریه‏ کنانش اندک.
******************
فرمود: به مؤمن رنج و دردی نرسد و نه غمی گرچه ملال خاطری باشد جز اینکه خداوند بدان گناهانش را جبران کند.
******************
فرمود: هر که هر چه خواهد بخورد و هر چه خواهد بپوشد و هر چه خواهد سوار شود خدا به او نظر لطف نکند تا به مرگ اندر شود یا آن را وانهد و توبه کند.
******************
فرمود: مؤمن بمانند یک خوشه گندم باشد که یک بار به خاک افتد و یک بار برپا ایستد و کافر چون درختی سخت پیوسته بر پا است و شعور ندارد (که سر بحق فرود آورد).
******************
از وی پرسش شد کدام مردم در دنیا در بلای سخت‏تر باشند؟ در پاسخ فرمود: پیمبران و سپس شبیه‏ تران به حق و پسپس، مؤمن هم به اندازه ایمانش بلا میکشد و خوش کرداریش. هر که ایمانش درست و کردارش خوبست بلایش سخت است و هر که ایمانش پست و کردارش سست است بلایش اندک است.
******************

کلماتی گهر بار از پیامبر اکرم (ص)

بدون نظر »

هنگامی که پسرش ابراهیم جان میداد فرمود : اگر نبود که آن چه در گذشته پیش فرستاده به جا مانده است و آخر به اول میرسد ما بردر مرگ تو غمگین بودیم ای ابراهیم، سپس چشمش اشکین شد و فرمود (ص) دیده اشک میریزد و دل غمگین می‏شود و ما چیزی جز سخن خدا پسندانه نگوییم و راستی که ای ابراهیم ماها برای از دست دادنت غمگینیم .
************
فرمود: زیبائی در زبانست.
******************
فرمود: دانش را از مردم نربایند ولی دانشمندان ربوده شوند تا گاهی که دانشمندی نماند و مردم سروران نادانی بگیرند، فتوی خواهند و آنان ندانسته فتوی دهند و گمراه باشند و گمراه کنند.
*****************
فرمود: بهترین جهاد امتم انتظار فرج است.
******************
فرمود: مردانگی ما خاندان گذشت از کسی است که به ما ستم کند، و عطا بخشی ب‏ه آن که از ما دریغ کند.
تحف العقول

کلماتی گهر بار از حضرت زهرا (س)

بدون نظر »

همواره به روی پای مادر بیفت که بهشت زیر پای مادران است
*********************
خیر و صلاح زنان در آن است که نه آن ها مردان نا محرم را ببینند نه مردان نا محرم آنها را ببینند
*********************
از دنیای شما سه چیز برای من دوست داشتنی است تلاوت قران نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا
*******************

روایتی از حضرت زهرا در آداب قبل از خواب

بدون نظر »

محدّث فیض در (خلاصه الاذکار) نقل کرده از حضرت زهرا علیهاالسّلام روایت است کـه حـضرت رَسُول صلی الله علیه وآله وسلّم بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پـهـن کـرده بـودم ومـی خواستم بخوابم ، فرمود: ای فاطمه ! مخواب مگر بعد از آنکه چهار عمل به جا آوری : ختم قرآن کنی ، وپیغمبران را شفیعان خود گردانی ، ومؤ منین را از خـود خـشـنـود گـردانـی ، وحـج وعـمـره بـکـنـی . ایـن را فـرمـود وداخـل نـمـاز شـد، مـن تـوقـف کـردم تـا نـمـاز خـود را تـمـام کـرد، گـفـتـم : یـا رسـول الله صـلی الله علیه وآله وسلّم ! امر فرمودی به چهار چیزی که من قدرت ندارم در این وقت آنها را به جا آورم ؛ آن حضرت تبسّم کرد وفرمود: هرگاه بخوانی قُلْ هُوَ الله را سـه مـرتـبـه ، پـس گـویـا خـتـم قـرآن کـردی وهـرگـاه صـلوات بفرستی بر من وبر پیغمبران پیش از من ، ما شفیعان توخواهیم بود در روز قیامت وهرگاه استغفار کنی از برای مـؤ مـنـین ، پس تمامی ایشان از توخشنود شوند، وهرگاه بگوئی سبْحانَ الله وَالْحَمْدُ لله وَلا اِله اِلاالله وَالله اَکْبَرُ پس گویا حج وعمره کرده ای .
منتهی الامال

گوشه نشینی

بدون نظر »

غروان قرشی را گفتند: چرا با دوستانت ننشینی ؟ گفت : آرامش دل خویش ‍ را نزد کسی می یابم ، که حاجت من نزد اوست .
********************************
فضیل چون شب فرا می رسید، ابراز شادمانی می کرد و می گفت : اینک ! با پروردگار خویش خلوتی دارم و چون روز می شد، به سبب ناخوش ‍ داشتن مردم ، استرجاع می کرد.
********************************
مردی به نزد مالک دینار رفت و او را نشسته دید و سگی خوابیده و سر بر زانوانش نهاده . خواست سگ را براند. مالک گفت : او را به حال خود بگذار! که نه تو را زیان دارد و نه آسیب رساند و از همنشین بد نیز بهترست .
********************************
گوشه نشینی را گفتند: چرا گوشه نشینی گزیده ای ؟ گفت : بیم از آن داشتم که دینم بدزدند – و در این معنی اشاره دارد به سرقت طبع و گرفتن صفت های زشت از همنشینان بد –

گوشه ای از حالات پارسایان

بدون نظر »

عارفی گفت : در روز عرفه ، آنگاه که مردم به دعا مشغول بودند، فضیل را دیدم ، که همچون زن فرزند مرده می گریست . چون غروب آفتاب فرا رسید، دست به ریش گرفت و سر خویش به آسمان برداشته و گفت : وای بر تو! هر چند هم که آمرزیده شوی . و آنگاه با مردم ، از سرزمین عرفه بیرون رفت .

زاهدی را پرسیدند: سبب انزوای تو چیست ؟ گفت : انس به خدا.

سفیان بن عیینه گفت : ابراهیم ادهم را به کوه های شام دیدم و او را گفتم : ای ابراهیم ! چرا خراسان را ترک گفته ای ؟ گفت : در جایی جز اینجا زندگی گوارا ندارم که دین خویش بر گرفته و از قله ای به قله ای می گریزم .

امید

بدون نظر »

بزرگی گفته است : امید، رفیقی مونس است . اگر سرانجامی نیز نداشته باشد، ترا سرگرم می دارد.

بهترین زینت

بدون نظر »

زاهدی به روز عید، با جامه های ژنده بیرون آمد. او را گفتند: به روزی چنین ، با جامه ای چنین بیرون آیی ؟! در حالی که مردم ، خویش را زینت داده اند. گفت : پروردگار را هیچ زینتی همچون طاعت وی نیست .

معنی استغفار

بدون نظر »

در نهج البلاغه آمده است که حضرت علی (ع ) به گوینده ای که در حضورش ‍ استغفار می کرد، گفت : مادرت به عزایت نشیند! آیا می دانی که استغفار، چیست ؟ استغفار، مرتبه علیین است . و نامی ست که بر شش معنی اطلاق شود. نخستین آن پشیمانی بر گذشته است و دومین ، قصد قطعی ، بر ترک بازگشت به آن . و سومین ، آن که حقوق دیگران را به آنان بدهد، تا فارغ و بی پی آمد، به حضور پروردگار رسد. چهارمین ، آن که ترک واجب به عمد را جبران کند. پنجم آن که گوشتی که به حرام بر تن دارد، به اندوه ، آب کند تا پوست بر استخوان بچسبد و بار دیگر بر آن ، گوشت نو روید. و ششمین ، آن که جسم را طعم طاعت بچشاند چنان که آن را مزه گناه چشنانده است . در آن صورت است که گویند: خدایا! از تو آمرزش ‍ می خواهم .
کشکول شیخ بهایی

که دست کرم به ز بازوی زور

بدون نظر »

حکیمی را پرسیدند از سخاوت و شجاعت کدام بهتر است گفت آن که را سخاوتست به شجاعت حاجت نیست
نماند حاتم طایی،ولیک تا ابد
بماند نام بلندش به نیکویی مشهور
زکوه مال بدر کن که فضله رز را
چو باغبان بزند بیشتر دهد انگور
نبشته است بر گور بهرام گور
که دست کرم به ز بازوی زور
گلستان سعدی