عبد اللّه بن عبّاس گوید:
چون زمان رحلت رسول خدا (ص) فرا رسید گروهی که عمر بن خطّاب نیز در میان آنان بود در خانه حضور داشتند، رسول خدا (ص) فرمود: بیائید نامه ای برای شما بنویسم تا هرگز پس از آن گمراه نشوید. عمر گفت : چیزی نیاورید که درد بر او غلبه کرده ، و قرآن نزد شما هست ، و کتاب خدا ما را کافی است . میان اهل خانه اختلاف افتاد و به مخاصمه پرداختند، عدّه ای می گفتند برخیزید (کاغذ بیاورید) تا رسول خدا برایتان بنویسد، و عدّه ای دیگر سخن عمر را می گفتند. چون سر و صدا بلند شد و اختلاف بالا گرفت رسول خدا (ص) فرمود: از نزد من برخیزید (و مرا تنها بگذارید).
عبید اللّه بن عبد اللّه بن عتبه گوید: ابن عبّاس همیشه می گفت : تمام مصیبت ها از همان وقتی آغاز شد که با اختلاف و شلوغ کاری خود مانع از آن شدند که رسول خدا (ص) آن نوشته را بر ایمان بنویسد.
شیخ ابوالقاسم جُنَید بغدادی، صوفی مشهور معروف به سید الطایفه، پدرش محمد بن جنید قوایری بغدادی بود.
شیخ ابوالقاسم، در زمانی که صوفیان در نیمه دوم قرن سوم بیشتر در بغداد زندگی میکردند، او از معروفترین آنها و از مشایخ صوفیان بود و سری سقطی دایی او بود. اصلیت او از نهاوند در ایران است ولی در بغداد زندگی میکرد. او زاهدی عابد و عارفی واصل بود و چون زیاد اهل سفر نبود مریدان و شاگردان از جاهای دیگر به دیدار او به بغداد میآمدند. پس از اواسط قرن سوم که ارتباط اهل سلوک با هم بیشتر شد تعالیم جنید بغدادی و ابوبکر شبلی به شهرهای دیگر نفوذ کرد و چون جنید تقریباً در راس صوفیه قرار دارد بسیاری از صوفیان بعد از او طریقه خود را منسوب به او میدانند.
ادامه نوشتار »
ولادت
شیخ ابو جعفر، احمد بن محمد بن خالد بن عبد الرحمن بن محمد بن علی برقی ، از راویان حدیث و از فقهای بزرگ شیعه و از یاران ائمه علیهم السلام به شمار می آید.
احمد در روستای ((برق رود)) از توابع شهر قم به دنیا آمد.
او اصالتاً از کوفه است . جد بزرگ او محمد بن علی از یاران زید بن علی بن الحسین علیهماالسلام بود که در برابر حکومت ظلم و ستم بنی امیه قیام کرده و در زندان یوسف بن عمر به شهادت رسید.
خالد، پدر بزرگ احمد در حالی که کودکی خردسال بود همراه پدرش عبد الرحمن بن محمد از کوفه آواره شدند و به شهر قم پناه آوردند.
شهر قم در آن زمان پناهگاه شیعیان محمد و آل محمد صلوات اللّه علیهم بود و بسیاری از روات بزرگ شیعه در این شهر زندگی می کردند.
ادامه نوشتار »
شهر زیبای مدینه شده آبستن صد فتنه و بیداد که تا حشر به گردون رود از حنجره اهل ولا ناله و فریاد که در ازمنه دهر ندارد کسی این حق کشی و ظلم و ستم یاد
شرافت ز میان رفته قرار از دل و جان رفته گل آرزوی ملت اسلام به تاراج خزان رفته محمد که بود جان گرامی جهان ها ز جهان رفته
مدینه شده خاموش فضا گشته سیه پوش عجیب است که بعد از دو مه و نیم غدیر نبوی گشته فراموش در فتنه
شده باز و سقیفه شده آغاز، عدالت ز جفا خانه نشین گشته، بیدادگری سر به در آورده، مولای دو عالم شده بی یاور و در خانه در بسته گرفته ز الم زانوی غم در بر و بر غربت اسلام کشد از دل پر غصه خود آه که آتش زده با شعله فریاد درون ارض و سما را
**************
ادامه نوشتار »
سلام ای ذکر خاص حق ثنایت
درود ای گفته احمد من فدایت
تو فرقانی تو یاسینی تو طاها تو
تو زهرایی تو زهرایی تو زهرا
تو حبل محکم حبل المتینی
امید رحمه للعالمینی
تو بسم الله سماواتت کتابند
تو خورشیدی و عالم آفتابند
جنان یک ذره از دامان باغت
جهان یک شعله از نور چراغت
ملک موج لطیفی از نگاهت
فلک گرد حقیر از گرد راهت
حیات عشق از خون حسینت
بلندی خاکبوس زینبینت
شرافت مستمند صبح خیزت
حیا تصویری از ظلّ کنیزت
نیایش سائل بیت گلینت
دعا را سجده بر خاک زمینت
مزار مخفی ات مخفی است در دل
سبک مغزان تو را خوانند در گل
**************
ادامه نوشتار »
آتش زدن بـــه خانـــه ی مــولا بهانـــه بـود
مقصــود خصم کشتن بانوی خانـــه بـود
************
از آن به باب وحی لگد زد عــدو کـــه دید
جـان علی بــه پشت در آستانــه بـــــود
************
بــــا آنهمــه سفـــارش پیغمبـــر خــــدا
پـاداش دوستــــی علی تازیانــــه بـود ؟
************
آنکس که داد نسبت هذیان به مصطفی
از کینه اش به صورت زهرا نشانه بـــود
************
در حیرتـم چگونـــه به زهـــرا مغیره زد
کز جـــای تازیانــــه ی او خون روانــــه بود
************
ضرب غلاف وتیغ به دستش مدال بست
آن بانویـــی که عصمت حَیّ یگانـــه بود
************
حـــق دارد ار کننـده ی خیبـــر زپــــا فتـــد
زهرا پس از رســول بر او استوانه بــود
************
( میثم ) قسم به فاطمه تا بود فاطمـه
بار غـــــم امــــام زمانش به شانه بــود
************
(غلامرضا سازگار(میثم))
محمد بن قیس گفت :
شیوه پیغمبر بود که چون از سفری باز میگشت اول بفاطمه وارد میشد و مدید مدتی نزد او میماند، بسفری رفت و فاطمه در غیاب او دو دست بند نقره و گلوبند و دو گوشواره و پرده دری ساخت که پذیرائی پدر و شوهرش باشد چون رسول خدا (ص) برگشت و داخل خانه فاطمه (ع) شد یارانش در خانه ماندند و ندانستند بمانند یا بروند چون بسیار مکث میکرد از خانه فاطمه رسول خدا فورا بیرون آمد و خشم در روی او عیان بود و نزد منبر نشست و فاطمه حس کرد که این عمل رسول خدا (ص) بخاطر دستبند و گلوبند و گوشواره ها و پرده است آنها را از خود برآورد و پرده را از در کند و نزد رسول خدا (ص) فرستاده خود گفت بگو دخترت بتو سلام میرساند و خواهش دارد اینها را در راه خدا صرف کنید چون فرستاده نزد رسول خدا (ص) آمد فرمود چنین کرد سه بار فرمود پدرش قربانش دنیا از محمد و آل محمد نیست ، اگر دنیا پیش خدا باندازه بال پشه ای ارزش داشت شربتی از آب آن بکافری نمیداد سپس برخاست و نزد فاطمه (ع) رفت
ابن عباس گوید:
روزی رسول خدا (ص) دست علی بن ابی طالب را گرفت و بیرون شد و میفرمود ای معشر انصار ای معشر بنی هاشم ای معشر فرزندان عبد المطلب منم محمد منم رسول خدا هلا من از گل رحمت شده بهمراه چهار کس از خاندانم آفریده شدم خودم و علی و حمزه و جعفر یکی گفت یا رسول اللّه اینها روز قیامت با تو سوار باشند؟ فرمود مادرت بعزایت نشیند در آن روز کسی سوار نباشد جز چهار تن من و علی و فاطمه و صالح پیغمبر خدا من بر براق سوارم و فاطمه دخترم بر ناقه عضباء من و صالح بر آن اشتری که پی شد و علی بر یکی از ناقه های بهشت که مهارش یاقوتست و بر او دو حله سبز باشد و میان بهشت و دوزخ بایستد و در آن روز مردم از عرق تن مهار شده اند بادی از طرف عرش بوزد و عرق آنها را خشک کند فرشتگان مقرب و صدیقان گویند این ملکی است مقرب یا پیغمبری است مرسل منادی از طرف عرش ندا کند ولی او علی بن ابی طالب برادر رسول خداست در دنیا و آخرت
ولادت
وی از یاران امام حسن عسکری علیه السلام می باشد و از چهره های سرشناس یاران ائمه علیهم السلام و راویان حدیث به شمار می آید.
او را می توان از بزرگان قرن سوم هجری برشمرد.
سخنان علما
نجاشی درباره او می فرماید:
((محمد بن حسن بن فروخ صفار یکی از چهره های درخشان شیعه در شهر قم بوده ، وی شخصیتی مورد اطمینان و دارای ارزشی والا است . روایات او بر بسیاری از روایات ترجیح داده می شود. او تألیفات فراوانی نیز دارد.))
شیخ طوسی در کتاب فهرست می فرماید:
((محمد بن حسن صفار اهل قم می باشد. وی تألیفات فراوانی دارد و نامه هایی نیز به امام حسن عسکری علیه السلام فرستاده است که آن نامه ها و جواب آنها موجودند و در اختیار می باشند.))
ادامه نوشتار »
شـیـخ شـهـیـد رحمه اللّه در مزار (دروس ) فرموده که مستحب است زیارت حضرت فاطمه دخـتـر رسـول خـدا صـلی اللّه عـلیـه وآله وسـلّم وزوجـه امـیـرالمـؤ مـنـیـن ومـادر حـسن وحسین علیهماالسّلام . وروایت شده که آن مخدّره فرمود خبر داد مرا پدر بزرگوارم که هرکه بر اووبـر مـن سـه روز سـلام کـند حق تعالی بهشت را بر اوواجب گرداند. گفتند به حضرت فـاطـمـه عـلیـهـاالسـّلام کـه آیا در حیات شما؟ فرمود بلی ، و همچنین است بعد از ممات ما. وهـرگـاه زائر خـواسـت آن حـضـرت را زیـارت کـند در سه موضع زیارت کند: در خانه آن حـضـرت ودر روضـه ودر بـقـیـع . ولادت آن حـضـرت واقـع شـد پـنـج سـال بـعـد از مـبـعـث ، وبه رحمت خدا واصل شد بعد از پدر بزرگوار خود قریب به صد روز انتهی .
ادامه نوشتار »