دی 09
رسول خدا (ص ) فرمود: همانا پروردگار من مرا بآسمان بـالا بـرد، و از پـس پرده حجاب به من وحى کرد آنچه کرد، و بى واسطه با من سخن گفت تا آنکه به من فرمود: اى محمد هر که دوستى از من خوار کند به جنگ با من کمین کرده ، و آنکه با من جنگ کند با او بجنگم ، گفتم : پروردگارا این دوست تو کیست ؟ من دانستم که هر که با تو بجنگد تو با او بجنگى ؟ بمن فرمود: او آن کسى است که من براى تو و وصیت و فرزندانت بولایت و دوستى از او پیمان گرفته ام .
توضیح :
مجلسى (ره ) گوید: مقصود از حجاب و پرده همان حجاب معنوى است که امکان بنده خداو ممکن بـودن اوسـت کـه مـانـع از درک حـقـیـقت ربوبیت است ، و بعضى گفته اند: مقصود از حجاب فرشته است ، مقصود از (((مشافهه )))بدون وساطت فرشته است .
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۱۰
دی 09
حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فرمود: چون پیغمبر (ص ) را بآسمان بردند عرض کرد: پـروردگـارا حـال مؤ من نزد تو چگونه است ؟ فرمود: اى محمد هر که بدوستى از من اهانت کند آشکارا به جنگ من آمده و من بیارى دوستانم از هر چیزى شتابانترم ، و من در هر کارى که انـجـام دهـم آن انـدازه تـردید ندارم که در باره وفات مؤ من تردید دارم ، او از مرگ بدش آیـد، و مـن ناراحت کردن او را خوش ندارم ، و براستى برخى از بندگان مؤ من من هستند که جـز تـوانـگـرى آنـان را اصـلاح نـکـنـد (و حـالشـان را نـیـکـو نـسـازد) و اگـر بحال دیگرى او را در آورم نابود و هلاک گردد، و برخى از بندگان مؤ من من هستند که جز نـدارى و فـقـر آنـان را اصـلاح نـکـنـد، و اگـر او را بـحـال دیـگـرى بگردانم هر آینه هلاک گردد، و هیچیک از بندگانم بمن تقرب نجوید با عـمـلیـکـه نـزد مـن محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب کرده ام ، و بدرستیکه بوسیله نماز نـافـله بـمـن تـقـرب جـوید تا آنجا که من دوستش دارم ، و چون دوستش دارم آنگاه گوش او شـوم که بدان بشنود، و چشمش شوم که بدان ببیند، و زبانش گردم که بدان بگوید، و دسـتش شوم که بدان برگیرد، اگر بخواندم اجابتش کنم ، و اگر خواهشى از من کند باو بدهم .
اصول کافی جلد ۴ اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۸
ادامه نوشتار »
دی 09
حـمـاد بـن بـشـیـر گـویـد: شـنـیـدم از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام کـه فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـوده خـداى عـزوجـل فـرماید: هر که بدوستى از من اهانت کند به تحقیق بـراى جـنگ با من کمین کرده است ، و هیچ بنده به چیزى بمن تقرب نجوید که نزد من محبوب تر از آنچه بر او واجب کرده ام باشد، و همانا او بوسیله نماز نافله به من نزدیک شود تا آنجا که من او را دوست بدارم ، و هنگامى که او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى کـه بـا آن میشنود و چشم او گردم همان چشمى که با آن ببیند، و زبانش شوم همان زبانى کـه بـا آن سـخن گوید، و دست او گردم ، همان دستى که با آن بگیرد، اگر مرا بخواند اجابتش کنم ، و اگر از من خواهشى کند به او بدهم ، و من در کاری که انجام دهم هیچگاه تردید نداشته ام مانند تردیدی که در مرگ مؤ من دارم ، (زیرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش کردن او را.
اصول کافی جلد ۴ اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه مسلمانان را آزار کند و خوارشان شمارد روایت ۷
دی 07
آنکه با تو در دوستى مى زند با وى ره دوستى گیر که این گونه دوستى پایدارتر است.
صدقه را از خویشتن آغاز کن اگر چیزى فزون آمد بکسان خود ده اگر از کسان تو چیزى فزون آمد بخویشان ده و اگر از خویشان نیز چیزى فزون آمد به دیگران ده و همچنین صدقه را از عیال خویش آغاز کن.
خدا روزى بنده مؤمن خویش را از جایى که انتظار ندارد میرساند.
صدقه را از آنچه خداوند آغاز کرده است آغاز کنید.
شما را مژده میدهم و شما بدیگران مژده دهید که هر کس شهادت دهد که خدائى جز خداى یگانه نیست و بدان معتقد باشد وارد بهشت مى شود.
منفورترین چیزهاى حلال در پیش خدا طلاق است.
منفورترین مردم پیش خدا آن کس است که ایمان آورد و سپس کافر شود.
منفورترین مردان در پیش خدا مرد لجوج و ستیزه جوست.
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران.
ناتوان را پیش من آرید زیرا شما به برکت ناتوانان خود روزى مى خورید و یارى مى شوید.
دی 04
شیخ کلینى از حضرت صادق (ع) روایت کرده که حضرت امیرالمؤ منین (ع) را درد چشمى عارض شد حضرت رسول صلى الله علیه و آله به عیادت آن حضرت تشریف برد او را دید که صیحه و فریاد مى کشد، فرمود که آیا این صیحه جزع و بیتابى است یا از شدت درد است ؟ امیرالمؤ منین (ع) عرض کرد یا رسول الله من هنوز دردى نکشیده ام که سخت تر از این درد باشد. فرمود یا على چون ملک الموت براى گرفتن روح کافر نازل شود سیخى از آتش را با خود بیاورد و با آن سیخ روح او را بیرون کشد پس صیحه کشد! حضرت امیرالمؤ منین چون این را شنید برخاست و نشست و گفت : یا رسول الله دوباره حدیث را بر من بخوان سپس گفت آیا از امت شما کسى به این نحو قبض روح مى شود؟ فرمود بلى حاکمى که جور کند و کسى که مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد و کسى که شهادت دروغ دهد
دی 04
ابوبصیر گوید: روزى رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) نشسته بود که امیرمؤ منان على (علیه السلام ) از راه رسید رسول خدا (صلى الله علیه و آله )به او فرمود: همانا در تو نمونه ها و شباهتهائى از عیسى بن مریم موجود است ، و اگر ترس این نبود که طوائفى از امت من درباره تو بگویند آنچه را نصارى درباره عیسى بن مریم گفتند (که او را خدا دانستند) همانا سخنى در فضیلت تو مى گفتم که به هیچ دسته اى از مردم بر نخورى (و بر آنها نگذرى ) جز آنکه خاک زیر پایت را براى برکت بردارند، (از این سخن رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) آن دو مرد عرب و هم چنین مغیره بن شعبه و چند تن از قریش به خشم آمده گفتند: براى عموزاده اش مانندى پیدا نکرد که بدان مثل زند جز عیسى بن مریم .
ادامه نوشتار »
آذر 29
امام صادق (ع) فرمود:
مردى خدمت رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد یا رسول اللّه من
مشتاق جهادم و در آن نشاط دارم فرمود در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوى زنده اى و نزد خدا روزى خورى و اگر بمیرى اجرت با خداست و اگر برگردى از گناهان بیرون شدى چون روزى که مادرت تو را زاده است گفت یا رسول اللّه من پدر و مادر پیرى دارم که معتقدند با من انس دارند و رفتن مرا خوش ندارند، رسول خدا (ص) فرمود با پدر و مادرت باش بدان که جانم بدست او است انس آنها بتو یک شبانه روز بهتر است از جهاد یک سال
آذر 29
رسول خدا (ص) فرمود:
در روز قیامت بنده اى گام بر ندارد تا از چهار چیز پرسش شود از عمرش که در چه گذرانده و از جوانى اش که در چه بسر رسانده و از مالش که از کجا آورده و از دوستى ما خانواده .
آذر 29
رسول خدا (ص) فرمود:
جبرئیل از طرف خداى جلیل جل جلاله نزد من آمد و گفت اى محمد خداى جل جلاله بتو سلام میرساند و میفرماید برادرت على را مژده بده که هر که دوستش دارد من عذابش نکنم و هر که دشمنش دارد ترحم نکنم
آذر 29
رسول خدا فرمود:
هر مؤمنى بمیرد و یک ورق از او بماند که دانشى بر آن باشد ورقه روز قیامت میان او و دوزخ پرده شود و خداى تبارک و تعالى بهر حرفى که در آن نوشته است شهرى او دهد که هفت برابر دنیا باشد مؤمنى نباشد که یک ساعت نزد عالمى نشیند جز آنکه پروردگارش عز و جل ندا کند نزد حبیبم نشستى بعزت و جلالم سوگند تو را با او ساکن بهشت کنم و و باک ندارم .