شام عاشورا

بدون نظر »

چه از میدان گردون چتر خورشید
نگون چون رایت عبّاس گردید
بتول دوّمین اُمّ المَصائب
چه خود را دید بی سالار و صاحب
بر ایتام برادر مادری كرد
بَنات النَّعش را جمع آوری كرد
شفا بخش مریضان شاه بیمار
غم قتل پدر بودش پرستار
شدندی داغداران پیمبر
درون خیمه سوزیده ز اخگر
به پا شد از جفا و جور امّت
قیامت بر شفیعان دست امّت
شبی بگذشت بر آل پیمبر
كه زهرا بود در جنّت مُكدّر
شبی بگذشت بر ختم رسولان
كه از تصویر آن عقل است حیران
ز جمّال و حكایتهای جمّال
زبانِ صد چُه من ببریده و لال
ز انگشت و ز انگشتر كه بودش
بود دُور از ادب گفت و شنودش
منتهی الامال

سر مطهر امام حسین (ع) در خانه خولی

دیدگاه‌ها برای سر مطهر امام حسین (ع) در خانه خولی بسته هستند

عمر بن سعد چون از كار شهادت امام حسین علیه السّلام پرداخت نخستین سر مبارك آن حضرت را به خَوْلی (به فتح خاء و سكون واو و آخره یاء) بن یزید و حُمَیْد بن مُسلم سپرد و در همان روز عاشورا ایشان را به نزد عبیداللّه بن زیاد روانه كرد. خولی آن سر مطهّر را برداشت و به تعجیل تمام شب خود را به كوفه رسانید، و چون شب بود و ملاقات ابن زیاد ممكن نمی گشت لاجرم به خانه رفت .
طبری و شیخ ابن نما روایت كرده اند از (نَوار) زوجه خولی كه گفت : آن ملعون سر آن حضرت را در خانه آورد و در زیر اجّانه جای بداد و روی به رختخواب نهاد. من از او پرسیدم چه خبر داری بگو، گفت مداخل یك دهر پیدا كردم سر حسین را آوردم ، گفتم : وای بر تو! مردمان طلا و نقره می آورند تو سر حسین فرزند پیغمبر را، به خدا قسم كه سر من تو در یك بالین جمع نخواهد شد. این بگفتم و از رختخواب بیرون جستم و رفتم در نزد آن اجّانه كه سر مطهّر در زیر آن بود نشستم ، پس ‍ سوگند به خدا كه پیوسته می دیدم نوری مثل عمود از آنجا تا به آسمان سر كشیده ، و مرغان سفید همی دیدم كه در اطراف آن سر طَیَران می كردند تا آنكه صبح شد و آن سر مطهّر را خولی به نزد ابن زیاد برد
منتهی الامال

گریه بر امام حسین (ع)

بدون نظر »

ریان بن شبیب گوید:
روز اول ماه محرم خدمت حضرت رضا رسیدم به من فرمود ای پسر شبیب روزه ای ؟ گفتم نه فرمود این روزیست كه زكریا به درگاه پروردگارش دعا كرد و گفت پروردگارا به من ببخش از پیش خود نژاد پاكی زیرا تو شنوای دعائی خدا برایش اجابت كرد و به فرشتگان دستور داد ندا كردند زكریا را كه در محراب ایستاده بود كه خدا تو را به یحیی بشارت میدهد هر كه این روز را روزه بدارد و سپس دعا بدرگاه خدا كند خدا مستجاب كند چنان كه برای زكریا مستجاب كرد سپس گفت ای پسر شبیب به راستی محرم همان ماهی است كه اهل جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را بخاطر احترامش در آن حرام می دانستند و این امت حرمت این ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پیغمبرش را در این ماه ذریه او را كشتند و زنانش را اسیر كردند و بنه اش را غارت كردند خدا هرگز این گناه آنها را نیامرزد ای پسر شبیب اگر برای چیزی گریه خواهی كرد برای حسین (ع) گریه كن كه چون گوسفند سرش را بریدند و هجده كس از خاندانش با او كشته شد كه روی زمین مانندی نداشتند و آسمان های هفت گانه و زمین برای كشتن او گریستند و چهار هزار فرشته برای یاریش به زمین آمدند و دیدند كشته شده و بر سر قبرش ژولیده و خاك آلود باشند تا قائم (ع) ظهور كند و یاریش كند و شعار آنها یا لثارات الحسین است ای پسر شبیب پدرم از پدرش از جدش برایم باز گفت كه چون جدم حسین (ع) كشته شد آسمان خون و خاك سرخ بارید ای پسر شبیب اگر بر حسین گریه كنی تا اشگت بر گونه هایت روان شود خدا هر گناهی كردی از خرد و درشت و كم و بیش بیامرزد. ای پسر شبیب اگر خواهی خدا را بر خوری و گناهی نداشته باشی حسین را زیارت كن ای پسر شبیب اگر خواهی در غرفه های ساخته بهشت با پیغمبر ساكن شوی بر قاتلان حسین لعن كن ای پسر شبیب اگر خواهی ثواب شهیدان با حسین را دریابی هر وقت بیادش افتادی بگو كاش با آنها بودم و به فوز عظیمی می رسیدم ای پسر شبیب اگر خواهی با ما در درجات بلند بهشت باشی برای حزن ما محزون باش و و برای شادی ما شاد باش و ملازم ولایت ما باش و اگر مردی سنگی را دوست دارد با آن خدا روز قیامت محشورش ‍ كند.

میلادیه امام حسین (ع)

بدون نظر »

جهان گردیده دریای کرامت
شب جشن است یا صبح قیامت
تو گویی ملک نامحدود هستی
چراغانی است از نور امامت
ملک، جن، آدمی بستند امشب
سراسر بر نماز شکر قامت
بهشت وحی، آباد حسین است
مبارک باد، میلاد حسین است
عروج کل هستی تا حسین است
محمد گرم شادی با حسین است
تمام آرزوهای محمد
تمام هستی زهرا حسین است
نماز شکر خلقت، شادمانی
دعای آفرینش، یا حسین است
محمد در بغل آیینه دارد
علی قرآن به روی سینه دارد
سلام الله بر قدر و جلالش
خدا را چشم بر ماه جمالش
پر جبریل می‌سوزد به برقی
کند گر قصد معراج کمالش
زمان تا حشر با مهرش هم آغوش
قیامت هم بود صبح وصالش
لبش سرچشمة نوش محمد
عروجش بر سر دوش محمد
لبش با دوست در راز و نیاز است
ولای او قبولی نماز است
میان انبیا تا صبح محشر
محمد زین ولادت سر فراز است
ز کوی او همه درهای رحمت
به روی انس و جان پیوسته باز است
قیامت، در قیامت بندة اوست
شفاعت لاله زار خندة اوست
به شعبان المعظّم ماه دادند
بشر را رهبری آگاه دادند
به جسم آفرینش جان تازه
به چشم دل چراغ راه دادند
به ثارالله، ثارالله دیگر
به وجه‌الله، وجه‌الله دادند
محمد نقش لبخندت مبارک
علی میلاد فرزندت مبارک
دل عالم گرفتار حسین است
محمد محو دیدار حسین است
به بازار محبت صحنه صحنه
دوصد یوسف خریدار حسین است
خدا با دست قدرت تا قیامت
علم گیرو علمدار حسین است
دو عالم سایه‌ای از پرچم اوست
محرّم نه، زمان ماه غم اوست
تو خون در جسم توحید آفریدی
تو بانگ ارجعی از حق شنیدی
تو قرآن را ز نوک نیزه خواندی
تو مقتل را به مهد ناز دیدی
تو عزّت را، شرف را، روح دادی
تو ذلّت را سر از پیکر بریدی
تو وقتی بر شهادت خنده کردی
تمام انبیا را زنده کردی
شهادت بوسه زد بر پیکر تو
ولادت یافت خون از حنجر تو
چهل منزل به دنبال خدا رفت
به نوک نیزة دشمن سر تو
به حلق تشنه‌ات، قرآن هماره
خورد آب حیات از ساغر تو
شهادت می‌دهم نزد خدایت
تو خون دادی، خدا شد خونبهایت
تو خود احیا گر اسلام نابی
درون تیرگی‌ها آفتابی
تو در رگ‌های قرآن خون پاکی
تو بر گلزار سبز وحی آبی
تو در هر فصل ایمان را بهاری
تو در هر نسل روح انقلابی
تو با هر زخم فریاد خدایی
تو روی نیزه هم یاد خدایی
شهادت خطّ سرخ خامة ماست
خط تو، مشی تو، برنامة ماست
پس از هیهات منّا الذّلة تو
کفن پیراهن و خون جامة ماست
هزار و نهصد و پنجاه زخمت
به موج خون زیارتنامة ماست
تو حجّی، تو صلاتی، تو زکاتی
تو اسلام محمد را حیاتی
خوشا آنانکه در خون پا فشردند
به عشقت از دل و جان سر سپردند
به دین زندة ما مرده آن است
که گوید کشتگان عشق مردند
همیشه میوه‌های نخل میثم
ز خون عاشقانت آب خوردند
ویَبقی وجه ربّک دولت تو است
تمام آفرینش ملت تو است

حاج غلامرضا سازگار نخل میثم

گوشوارگان عرش

بدون نظر »

رسول خدا (ص) فرمود:
روز قيامت عرش پروردگار جهانيان را بهر زينتى زيور كنند و دو منبر نور آورند كه طول هر كدام صد ميل است و يكى را بر راست عرش نهند و يكى را بر چپ عرش و حسن و حسين را بياورند و حسن بر يكى برآيد و حسين بر ديگرى پروردگار تبارك و تعالى عرش خود را به آنها بيارايد چنانچه زن به دو گوشواره زيور بندد.

سخنی از امام حسین (ع)

بدون نظر »

مردى نزد امام حسین (ع) آمد و از او خواهشى كرد در پاسخ او فرمود:به درستی سؤال خوب نيست مگر براى پرداخت غرامت سنگين، يا بينوائى خاك‏نشين، يا تعهد مالى مهم. آن مرد گفت من جز براى يكى از اينها نيامدم و دستور داد صد اشرفى به او دادند.

زيارت امام حسين عليه السلام از راه دور

بدون نظر »

سدير گويد:
امام صادق عليه السلام به من فرمود:
اى سدير! هر روز به زيارت قبر امام حسين عليه السلام مى روى ؟
گفتم : نه ، فدايت شوم .
فرمود: چه جفايى مى كنى ! آيا در هر ماه زيارت مى كنى ؟
گفتم : نه
فرمود: در هر سال يك بار به زيارت مى روى ؟
گفتم : به همين طور است .
فرمود: اى سدير! چقدر نسبت به امام حسين عليه السلام روى گردان و بى اعتنا هستيد؟!
آيا نمى دانى كه خداى تعالى را هزار هزار فرشته گرد آلود و موى پريشان است كه بر حسين عليه السلام مى گريند. و پيوسته زيارت مى كنند و خسته نمى شوند؟
چه مى شود كه تو هفته اى پنج بار و يا هر روز به زيارت امام حسين عليه السلام بروى ؟
گفتم : فدايت شوم ميان من و قبر او فرسخها فاصله است .
فرمود: بر بام خانه برو، و به جانب راست و چپ بنگر، و سپس سر خود را به سوى آسمان كن . و پس از آن به سوى قبر آن حضرت توجه كن و بگو:
السلام عليك يا ابا عبد الله ، السلام عليك و رحمة الله و بركاته
در اين صورت ، اين عمل ، براى تو يك زيارت محسوب خواهد شد. و هر زيارتى ثواب يك حج و يك عمره دارد.
پس از آن من ، در هر ماه ، گاهى بيست بار اين كار را انجام مى دادم

آرایش لشگر امام حسین (ع) در روز عاشورا

بدون نظر »

چون شب عاشورا به پايان رسيد و سپيده روز دهم محرّم دميد حضرت سيّدالشّهداء عليه السّلام نماز بگزاشت پس از آن به تَعْبيه صفوف لشكر خود پرداخت و به روايتى فرمود كه تمام شماها در اين روز كشته خواهيد شد و جز علىّ بن الحسين عليه السّلام كس زنده نخواهد ماند. و مجموع لشكر آن حضرت سى دو نفر سوار و چهل تن پياده بودند و به روايت ديگر هشتاد و دو پياده ، و به روايتى كه از جناب امام محمّد باقر عليه السّلام وارد شده چهل و پنج سوار و صد تن پياده بودند و سبط ابن الجوزى در (تذكره ) نيز همين عدد را اختيار كرده (*) و مجموع لشكر پسر سعد شش هزار تن و موافق بعضى مَقاتل بيست هزار؛ و بيست و دو هزار و به روايتى سى هزار نفر وارد شده است و كلمات ارباب سِير و مقاتل در عدد سپاه آن حضرت و عسكر عمر سعد اختلاف بسيار دارد. پس حضرت صفوف لشكر را به اين طرز آراست زهير بن قين را در ميمنه بازداشت ، و حبيب بن مظاهر را در ميسره اصحاب خود گماشت و رايت جنگ را به برادرش عبّاس عطا فرمود و موافق بعض كلمات بيست تن با زُهير در ميمنه و بيست تن با حبيب در ميسره بازداشت و خود با ساير سپاه در قلب جا كرد و خِيام محترم را از پس پشت انداختند و امر فرمود كه هيزم و نى هائى را كه اندوخته بودند در خندقى كه اطراف خِيام كنده بودند ريختند و آتش در آنها افروختند براى آنكه آن كافران را مانعى باشد از آنكه به خِيام محترم بريزند. و از آن سوى نيز عمر سعد لشكر خود را مرتّب ساخت (**) ميمنه سپاه را به عمرو بن الحجّاج سپرد و شمر ملعون ذى الجوشن را در ميسره جاى داد و عروة بن قيس را بر سواران گماشت وشَبث بن رِبعى را با رجّاله بازداشت ، و رايت جنگ را با غلام خود در يد گذاشت .
____________________________
پی نوشت

*- (تذكرة الخواص ) ص 226.
**- بعضى از اهل اطلاع گفته اند: بدان كه آنچه تحقيق شده آن است كه موقف حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام در روز عاشورا رو به نقطه مشرق بوده و موقف عمر بن سعد-لعنه اللّه – رو به مغرب و (شفيّه ) همين جايى است كه فعلاً ميّه ) مى گويند،هنگامى كه آب فرات طغيان مى كند مردم از آنجا سوار طرّاده مى شوند مى روند به كوفه و بودن شفيّه حكميّه به دليل قصه ضحاك بن عبداللّه مشرقى است كه از ميان قوم فرار كرد تا رسيد به شفيّه كه تقريباً نيم فرسخ است از شهر كربلا تا به آنجا ؛ و امّا آنكه موقف عمر بن سعد مواجه مغرب بود به دليل آنكه ميمنه او فرات واقع مى شود و عمرو بن حجّاج موكّل بر فرات در ميمنه بوده ؛ و در عبارت طبرى است كه گفته : ثُمَ اِنَّ عَمرو بنَ حجّاج حَمَلَ عَلى الحسين عليه السّلام فى مَيمَنَةِ عُمَر بن سَعد.انتهى .
شنيدم از فاضل كامل و مطلع خبير ماهر جناب آقاى سيّد عبدالحسين كليدار به بقعه مباركه حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام كه مى فرمود (نواويس ) تا نزديك پل سفيد بوده كه قبرستان بابل بود و مرده ها را در ميان خم مى گذاشتند و دفن مى كردند و فعلاً در آن خمها كه پيدا شده خاكى بوده در آتش كه مى ريختند بوى گندى از آن ساطع مى شد و كربلا شهرى بوده مقابل (نواويس ) و دو نهر يكى علقمى بوده و يكى نهر نينوا ؛ و نهر علقمى الا ن آثارش هست از طرف عون مى آمده و در سابق كه عربانه ها از راه عون به كربلا مى آمد از دل آن نهر مى گذشت و الان آثارش هست تا نزديك شهر كربلا نزديك كوره پزى ها كه آثارش منطمس مى شود لكن به خط مستقيم اگر كسى بيايد مى رسد به مقام حضرت صادق عليه السّلام و از نزديك غاضريه و آن نهر از پشت سر قبر مبارك حضرت ابوالفضل عليه السّلام مى گذشته و آن حضرت بر مسنّاة آن شهيد كشته . واللّه العالم (شيخ عبّاس قمى ).
منتهی الامال

احوال یاران امام حسین در شب عاشورا

بدون نظر »

روايت شده كه در آن شب سى و دو نفر از لشكر عُمر بد اَخْتَر به عسكر آن حضرت ملحق شدند و سعادت ملازمت آن حضرت را اختيار كردند و در هنگام سحر آن امام مطهّر براى تهيّه سفر آخرت فرمود كه نوره براى آن حضرت ساختند در ظرفى كه مُشك در آن بسيار بود و در خيمه مخصوصى در آمده مشغول نوره كشيدن شدند و در آن وقت بُريْر بن خضير همدانى و عبدالرّحمن بن عَبْدَربه انصارى بر در خيمه محترمه ايستاده بودند منتظر بودند كه چون آن سرور فارغ شود ايشان نوره بكشند بُرير در آن وقت با عبدالرّحمن مضاحكه و مطايبه مى نمود، عبد الرّحمن گفت : اى بُرير! اين هنگام ، هنگام مطايبه نيست . بُرير گفت : قوم من مى دانند كه من هرگز در جوانى و پيرى مايل به لهو و لعب نبوده ام و در اين حالت شادى مى كنم به سبب آنكه مى دانم كه شهيد خواهم شد و بعد از شهادت حوريان بهشت را در بر خواهم كشيد و به نعيم آخرت متنعّم خواهم گرديد
منتهی الامال

شب عاشورا 4

بدون نظر »

روايت شده كه حضرت امام حسين عليه السّلام در آن شب (شب عاشورا ) فرمود كه خيمه هاى حرم رامتصل به يكديگر بر پا كردند و بر دور آنها خندقى حفر كردند و از هيزم پر نمودند كه جنگ ازيك طرف باشد و حضرت على اكبر عليه السّلام را با سى سوار و بيست پياده فرستاد كه چند مشك آب با نهايت خوف و بيم آوردند، پس اهل بيت و اصحاب خود را فرمود كه از اين آب بياشاميد كه آخر توشه شما است و وضو بسازيد و غسل كنيد و جامه هاى خود بشوئيد كه كفنهاى شما خواهد بود، و تمام آن شب را به عبادت و دعا و تلاوت و تضرّع و مناجات به سر آوردند و صداى تلاوت و عبادت از عسكر سعادت اثر آن نوريده خَيرالبشر بلند بود.(*)
فَباتُوا وَلَهُمْ دَوِىُّ كَدَوِىِّ النَحْلِ ما بَيْنَ راكِعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائمٍ و قاعِدٍ.
شعر :
وَ باتُوا فَمِنْهُمْ ذاكِرٌ وَ مُسَبِّحٌ
وَ داعٍ وَ مِنْهُمْ رُكَّعٌ وَ سُجُودٌ
___________________________________
پی نوشت
*-(جلاء العيون ) علامه مجلسى ص 651.
منتهی الامال