یحی معاذ (رازی ) گفت : طاعت ، گنجینه ای از گنجینه های خداست ، که کلید آن ، دعاست و زبانه های کلید، لقمه حلال .
از سخنان بزرگان در ((اخلاص )) سهل (بن عبدالله ؟) گفت : اخلاص آن است که سکون و حرکات بنده ، ویژه خدا باشد. دیگری گفت : اخلاص از هر چه بر نفس سخت ترست . چه ، او را از آن ، بهره ای نیست . و دیگری گفت : اخلاص در عمل ، آنست که آدمی ، پاداش کار خویش در دو جهان نخواهد. و (حارث ؟) محاسبی گفت : اخلاص ، بندگان را از کار خدا بیرون ساختن است . و دیگری گفت : اخلاص ، دوام مراقبت و فراموش کردن همه لذت هاست . و جنید گفت : اخلاص ، پاک ساختن کردارست از تیرگی ها.
حکیمی گفت : آدمی زادگان ، چه بینوایند! اگر آنچنان که از نیازمندی می ترسند، از آتش می ترسیدند. از هر دو نجات می یافتند. و چنان که به دنیا علاقه می ورزند، به بهشت اشتیاق می ورزیدند، هر دو را در می یافتند. و چنان که به ظاهر از بندگان خدا می ترسند، در باطن ، از خدا می ترسیدند، در هر دو دنیا نیکبخت می شدند.
سلیم بن قیس گوید: به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کردم. من از سلمان و مقداد و اباذر چیزی از تفسیر قرآن هم احادیثی از پیغمبر (ص) شنیدهام که با آنچه در نزد مردم است مخالفست و باز از شما میشنوم چیزی که آنچه را شنیدهام تصدیق میکند، و در دست مردم مطالبی از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر میبینم که شما با آنها مخالفید و همه را باطل میدانید، آیا عقیده دارید مردم عمدا بر رسول خدا دروغ میبندند و قرآن را به رأی خود تفسیر میکنند؟ سلیم گوید: حضرت به من توجه کرد و فرمود، سؤالی کردی اکنون پاسخش را بفهم.
همانا نزد مردم حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه و در زمان پیغمبر(ص) مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آنکه میان مردم بسخرانی ایستاد و فرمود: (((ای مردم همانا دروغ بندان بر من زیاد شدهاند هر که عمدا بمن دروغ بندد باید جای نشستن خود را دوزخ داند.))) سپس بعد از او هم بر او دروغ بستند همانا حدیث از چهار طریقی که پنجمی ندارد بشما میرسد.
اول شخص منافقی که تظاهر به ایمان میکند و اسلام ساختگی دارد عمدا دروغ بستن به پیغمبر پروا ندارد و آن را گناه نمیشمارد، اگر مردم بدانند که او منافق و دروغگوست از او نمیپذیرند و تصدیقش نمیکنند لیکن مردم میگویند این شخص همدم پیغمبر بوده و او را دیده و از او شنیده است مردم از او اخذ کنند و از حالش آگهی ندارند در صورتی که خداوند پیغمبرش را از حال منافقین خبر داده و ایشان را توصیف نموده و فرموده است (۳ سوره ۶۳) (((چون ایشان را بینی از ظاهرشان خوشت آید و اگر سخن گویند بگفتارشان گوش دهی ))) منافقین پس از پیغمبر زنده ماندند و به رهبران گمراهی و کسانیکه با باطل و دروغ و تهمت مردم را بدوزخ خوانند پیوستند و آنها پستهای حساسشان دادند و بر گردن مردمشان سوار کردند و بوسیله آنها دنیا را بدست آوردند زیرا مردم همراه زمامداران و دنبال میروند مگر آنرا که خدا نگهدارد این بود یکی از چهار نفر.
دوم کسی که چیزی از پیغمبر (ص) شنیده و آن را درست نفهمیده و به غلط رفته ولی قصد دروغ نداشته آن حدیث در دست او است. به آن معتقد است و عمل میکند و بدیگران میرساند و میگوید من این را از رسول خدا (ص) شنیدم. اگر مسلمین بدانند که او به غلط رفته نمیپذیرندش و اگر هم خودش بداند اشتباه کرده و آن را رها میکند.
سوم شخصی که چیزی از پیغمبر (ص) شنیده که به آن امر میفرمود سپس پیغمبر از آن نهی فرموده و او آگاه نگشته یا نهی چیزی را از پیغمبر شنیده و سپس آن حضرت به آن امر فرموده و او اطلاع نیافته پس او منسوخ را حفظ کرده و ناسخ را حفظ نکرده اگر او بداند منسوخ است ترکش کند و اگر مسلمین هنگامی که از او میشنوند بدانند منسوخ است ترکش کنند.
ادامه نوشتار »
احمد بن سلیمان قمّی کوفی گوید:
از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: پاره ای از پیامبران به عطش گرفتار می آمدند تا از تشنگی می مردند، و عدّه ای از آنان به برهنگی دچار می گشتند تا از برهنگی می مردند، و گروهی دیگر به امراض و بیماری مبتلا می شدند تا هلاک و تلف می گشتند، و پاره ای دیگر نزد قوم خود آمده ، آنان را به اطاعت خدا فرمان می دادند و بسوی توحید الهی دعوت می نمودند و با این حال قوت یک شب نداشتند که سدّ جوعی کنند (یا اینکه قومشان آنان را یک شب مهلت نمی دادند) و دست از آنان بر نمی داشتند که سخن آنها تمام شود و گوش به ندایشان نمی دادند تا اینکه دست به کشتار آنها می زدند. و راستی که خدای متعال بندگان خود را باندازه قدر و منزلتی که نزد او دارند مورد ابتلاء و امتحان قرار می دهد.
*********************
سماعه بن مهران گوید:
از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: آن کسی که خداوند در قرآن در باره او فرموده : ((در کتاب ، اسماعیل را بیاد آر که صادق الوعد و پیامبر و رسول بود)) (پیامبری بود که ) خداوند قومش را بر وی مسلّط کرد که صورت او را خراشیدند و پوست از سرش کندند، سپس خداوند فرشته ای را نزد او فرستاد و باو گفت : پروردگار عالمیان بتو سلام می رساند و می فرماید:
من آنچه را که قوم تو بر سرت آوردند دیدم ، بنا بر این هر چه دلت می خواهد از من بخواه ، عرض کرد: ای پروردگار عالمیان من به حسین بن علیّ بن ابی طالب تأ سّی می کنم و می خواهم چون او گرفتار آیم . امام صادق (ع) فرمود: و این شخص اسماعیل بن ابراهیم علیهما السّلام نبود (بلکه پیامبر دیگری بود بنام اسماعیل صادق الوعد).
___________________________
وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا سوره مریم آیه ۵۴
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن زیرا که او درستوعده و فرستادهاى پیامبر بود
حکمت ۳۵۶
قدرت خداوند در روزی رسانی
(اعتقادی) و درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسیدند اگر در خانه مردی را به رویش بندند، روزی او از کجا خواهد آمد فرمود)
از آن جایی که مرگ او میآید
****************
حکمت ۳۵۷
روش تسلیت گفتن
(اخلاق اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: (مردمی را در مرگ یکی از خویشاوندانشان چنین تسلیت گفت) مردن از شما آغاز نشده، و به شما نیز پایان نخواهد یافت. این دوست شما به سفر میرفت، اکنون پندارید که به یکی از سفرها، رفته، اگر او باز نگردد، شما به سوی او خواهید رفت.
****************
حکمت ۳۵۸
مسؤولیّت نعمتها
(اخلاقی، اقتصادی) و درود خدا بر او، فرمود: ای مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه کیفر، ترسان بنگرد. زیرا کسی که رفاه و گشایش را زمینه گرفتار شدن خویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ایمن میپندارد، و آن کس که تنگدستی را آزمایش الهی نداند پاداشی را که امیدی به آن بود از دست خواهد داد.
****************
حکمت ۳۵۹
راه خودسازی
(اخلاقی، تربیتی) و درود خدا بر او، فرمود: ای اسیران آرزوها، بس کنید زیرا صاحبان مقامات دنیا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افکند، ای مردم کار تربیت خود را خود بر عهده گیرید، و نفس را از عادتهایی که به آن حرص دارد باز گردانید.
****************
حکمت ۳۶۰
ضرورت پرهیز از بدگمانی
(اخلاق اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد، گمان بد ببری، چرا که برای آن برداشت نیکویی میتوان داشت.
پیامبر (ص): راستی خدا به زور فرمانبرداری نشود و مغلوب نافرمانی هم نیست و از سرپرستی بنده ها دست نکشیده ولی او است توانائی بخش هر چه بنده ها را بر آن توانا کرده و او است مالک هر ملکی که بدانها داده، راستی اگر همه بنده ها پیوسته در طاعت خدا باشند مانعی و جلوگیری ندارد و اگر گرد نافرمانی گردند و خدا خواهد میان آنها و نافرمانی حائل شود تواند کرد و چنین نیست که هر که تواند میان تو و کردار تو حایل شود و این کار را نکرد و او کار خود را انجام داد او باشد که وی را در آن کار در آورده باشد (زیرا قدرت بر منع مایه اسناد فعل نشود).
*******************
پیامبر (ص): هنگامی که پسرش ابراهیم جان میداد: اگر نبود که در گذشته پیش فرستاده به جا مانده است و آخر به اول میرسد ما بر تو غمنده بودیم ای ابراهیم، سپس چشمش اشکین شد و پیامبر (ص) (ص) دیده اشک میریزد و دل غمنده میشود و ما نگوئیم جز آنچه پسند خدا است و راستی که ای ابراهیم ماها به تو غمناکیم.
*********************
پیامبر (ص): زیبائی در زبانست.
********************
پیامبر (ص): دانش را از مردم نربایند ولی دانشمندان ربوده شوند تا گاهی که دانشمندی نماند و مردم سروران نادانی بگیرند، فتوی خواهند و آنان ندانسته فتوی دهند و گمراه باشند و گمراه کنند.
*******************
پیامبر (ص): بهترین جهاد امتم انتظار فرج است.
**********************
پیامبر (ص): مردانه گی ما خاندان گذشت از کسی است که به ما ستم کند، و عطا بخشی به آن که از ما دریغ کند.
امام صادق (ع) فرمود که اعتماد بسیار بر برادر و دوست خود مکن که رازهای خود را باو بسپاری که در وقتیکه او از تو بر گردد چاره نتوانی کرد.
از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که : محبت بیست ساله خویشاوندیست و علم اهلش را با یکدیگر بیشتر جمع میکند و ربط میدهد از پدران و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که : چون دوستی داشته باشی و حکومتی بهم رساند و ده یک از آنچه بیشتر با تو دوستی میکرد بکند دوست بدی نیست از برای تو.
از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که : دوستی با دوستان خود هموار مکن و خود را پرمده بایشان بلکه روزی دشمن تو شوند، دشمنی را با دشمنان خود هموار بکن شاید که روزی دوست تو شوند.
از حضرت امام موسی علیه السلام منقول است که : بهترین عیش دنیا فراخی خانه وبسیاری دوستانست ، و حضرت لقمان علیه السلام پسر خود را گفت که با صد کس مصاحبت بکن و با یک کس دشمنی مکن و راضی باش که غلام نیکان باشی و راضی مشو که فرزند بدان باشی .
از حضرت صادق علیه السلام منقول است که : پنج چیز است که درهر که نباشد زندگی بر او گوارا نیست ، صحت بدن و امنیت و توانگری و قناعت و مونس موافق .
در حدیث دیگر فرمود هر که را پند دهنده از دلش و زجر کننده ازنفسش و مصاحبی که او را براه خیر بدارد، نباشد شیطان بر گردنش سوار میشود.
در حدیث دیگر فرمود که قطع آشنائی از دوستان پدر خود مکن که روشنی احوالت بتاریکی مبدل میشود، فرمود که هر که محبت خود را بغیر محلش بگذارد خود متعرض قطع محبت شده است .
ادامه نوشتار »
درحدیث منقول است که : حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در وقت فوت وصیت نمود به حضرت امام حسن علیه السلام که برادری کن با برادران از برای خدا، دوست دار صالحان را برای صلاحشان .
*******************
از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که : هر که برادر مؤ منی برای خدا بگیرد خانه در بهشت یافته باشد.
*******************
از حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم منقول است که : کسی بعد از اسلام فایده نیافته است که بهتر باشد از برادری که از برای خدا گرفته باشد.
*******************
در حدیث دیگر منقول است که : شخصی بحضرت امام محمد باقر علیه السلام عرض کرد که بسیار است که اندوهگین میشوم بی سببی بحدی که اهل و یاران من اثر آنرا از روی من مشاهده میکنند، فرمود که حق تعالی مؤ منان را از طینت بهشت آفریده و از نسیم رحمت خود در ایشان جاری گردانیده ، پس به این سبب مؤ منان برادر پدری و مادری یکدیگرند پس چون به روح یکی از مؤ منان اندوهی رسد مؤ منان دیگر برای اندوه او محزون میشوند.
ادامه نوشتار »
از دیوان منسوب به امیرالمؤمنین : من به تجربه دریافته ام که صبر، عاقبتی پسندیده دارد. دلتنگ نباش ! و ابراز ناتوانی مکن ! که در این صورت ، پیروزی در میان ناتوانی و دلتنگی نابود می شود.
کشکول شیخ بهایی