بهلول نشسته بود و کودکان او را می آزردند و او می گفت : ((لا حول و لا قوه الا بالله )) و تکرار می کرد. چون آزردن او به دراز کشید، برخاست و با عصای خویش به آنان حمله برد و می گفت : به سردار سپاه حمله می برم و باکی ندارم که بمانم ، یا کشته شوم .
کودکان ، از ترس ، به روی هم می افتادند. بهلول گفت : سپاه شکست خورد. امیرالمؤمنین گفته بود: در جنگ پشت نکنیم و از پی گریخته نرویم و مجروح را نیازاریم .
ثمامه بن اشرس گفت : از سوی هارون الرشید، به تیمارستان گسیل شدم ، تا نارسایی های آنجا را بهبود بخشم . در میان دیوانگان ، جوانی زیباروی دیدم که به نظر می آید، دیوانه نیست . با او سخنی گفتم . و او گفت ای ثمامه ! تو می گویی : بنده باید پیوسته باید شکر نعمت خداوندی بگوید. و چون به گرفتاری دچار شود، شکیبایی ورزد. گفتم : چنین است . دیوانه گفت : اگر تو مست بودی و خوابیدی و غلام تو برخاست و ترا ناخواسته آزرد. بگو ببینم که این نعمتی است که باید آنرا سپاس گویی ، یا بلیه ای است که باید بر آن شکیبا باشی ؟. ثمامه گفت : شگفت زده ماندم و ندانستم که چه گویم ؟. جوان سپس گفت : پرسش دیگر. گفتم : بگو! گفت آن که به خواب رود، چه وقت لذت خواب را دریابد؟ اگر گویی : پس از بیدار شدن ، آن معدوم است . و لذتی ندارد. اگر گویی : پیش از خواب . آن نیز چنین است و اگر گویی : در حال خواب . در آن هنگام ، شعور درک لذت را نداشته است . ثمامه گفت : مبهوت ماندم . و پاسخی نداشتم .
آنگاه گفت : پرسش دیگر. گفتم : چیست ؟ گفت : هر گروهی ((نذیری )) دارد، پس ، پیامبر سگان کیست ؟ گفتم : ندانم . آنگاه گفت : اینک ! پاسخ پرسش ها: اما پاسخ پرسش نخستین سه گونه است . یا نعمتی ست و می تواند آن را سپاس گوید. یا گرفتاری ست و می تواند بر آن بردبار باشد. و یا گرفتاری ست و باید از آن دوری کرد، تا گرفتار ننگ آن نشد. و اما پاسخ پرسش دومین : مورد مزبور محال است . زیرا خواب درد است و با وجود درد، لذتی متصور نیست . و اما پرسش سوم : آنگاه جوان سنگی از آستین بیرون آورد و گفت : ترساننده اش اینست و سنگ را به سوی من انداخت . اما سنگ به خطا رفت . آنگاه گفت : ای سگ حقیر! ((نذیر)) ترا از دست داد. ثمامه گفت : دانستم که او نیز عقل خویش از دست داده است ، بازگشتم و پس از آن ، دیوانه ای را ندیدم .
حکمت ۳۵۱
امیدواری در سختی ها
(معنوی) و درود خدا بر او، فرمود: چون سختیها به نهایت رسد، گشایش پدید آید، و آن هنگام که حلقه های بلا تنگ گردد آسایش فرا رسد.
حکمت ۳۵۲
اعتدال در پرداخت به امور خانواده
(اخلاق اجتماعی، خانوادگی) و درود خدا بر او، فرمود: (به برخی از یاران خود فرمود) بیشترین اوقات زندگی را به زن و فرزندت اختصاص مده، زیرا اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند خدا آنها را تباه نخواهد کرد، و اگر دشمنان خدایند، چرا غم دشمنان خدا را میخوری
حکمت ۳۵۳
بزرگترین عیب
(اخلاقی) و درود خدا بر او، فرمود: بزرگترین عیب آن که چیزی را که در خود داری، بر دیگران عیب بشماری
حکمت ۳۵۴
روش تبریک گفتن در تولّد فرزند
(اجتماعی، اخلاقی) و درود خدا بر او، فرمود: (در حضور امام، شخصی با این عبارت، تولّد نوزادی را تبریک گفت «قدم دلاوری یکّه سوار مبارک باد»«» چنین مگو بلکه بگو: خدای بخشنده را شکرگزار، و نوزاد بخشیده بر تو مبارک، امید که بزرگ شود و از نیکوکاریاش بهرمند گردی
حکمت ۳۵۵
پرهیز از تجمّل گرایی
(اقتصادی، سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: (وقتی یکی از کارگزاران امام خانه با شکوهی ساخت به او فرمود) سکّه های طلا و نقره سر بر آورده خود را آشکار ساختند، همانا ساختمان مجلّل بی نیازی و ثروتمندی تو را میرساند.
روایت شده است که : پیامبر (ص ) به دیدار جوانی که به احتضار افتاده بود، رفت . و او را گفت : خود را چگونه می بینی ؟ گفت : به خدا امیدوارم و بر گناهان خویش می ترسم . پیامبر (ص ) فرمود: این دو چیز در قلب کسی بدین حال نمی گنجد. مگر آن که خدا او را به امیدش می رساند و از آن چه بیم دارد، ایمنش می دارد.
کشکول شیخ بهایی
فلسفه ، کلمه ایست یونانی به معنی : دوستداری دانش و ((فیلسوف ))، در اصل ((فیلاسوف )) است به معنی : دوستدار دانش . فیلا دوستدار و سوف : دانش .
کشکول شیخ بهایی
قطب ، در ((شرح شهاب )) گفته است : روایت شده است که پروردگار، دعای دو گروه از مردم را مستجاب می دارد. چه مؤمن باشند و چه کافر. یکی دعای مظلومانست و دیگری دعای درماندگان . و بدین سبب است که خدای تعالی فرمود: ((أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ )) (یعنی : آیا آن کیست که دعای بیچارگان را به اجابت می رساند؟)
پیامبر (ص ) فرمود: دعای مظلوم مستجاب است و اگر گفته شود: مگر خدا نفرمود: ((وَمَا دُعَاء الْکَافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ )) (یعنی : و کافران جز به حرمان و ضلالت دعوت نمی کنند) پس چگونه دعایشان مستجاب می شود؟ گوییم : این آیه ، به دعای کافران در دوزخ بر می گردد و در آنجا، نه اشک سود دهد و نه دعا پذیرفته شود. و خبری که ما آوردیم ، مربوط به دنیاست
کشکول شیخ بهایی
_______________
أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ سوره نمل آیه ۶۲
وَمَا دُعَاء الْکَافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ سوره غافر آِیه ۵۰
حکیمی گفته است : عاقل را سزاوار است که بداند که خیری در مردم نیست . و نیز بداند که از آن ناگزیرست . و اگر این بداند، چندان که مقتضی ست با آنان در آمیزد.
***************
مردی ، حکیمی را دشنام داد. حکیم تغافل کرد. مرد گفت : منظور من تویی و حکیم گفت : و چنین است که از تو چشم پوشیدم .
***************
و گفته اند: زبان عاقل در پس دل اوست و دل نادان ، در پس زبانش .
***************
حکیمی گفته است : صبر دو گونه است : صبر آن چه ناخوش آیند است و صبر بر آن چه که دوست داشتنی ست . اما، شدیدتر از این دو، صبر نفوس است .
کشکول شیخ بهایی
امام علی (ع ) فرمود: چهار خوی ، از نادانی ست
خشم گرفتن بر آن که خاطرت از او خشنود نیست
همنشینی با کسی که همتای او نیستی
ابراز نیازمندی نزد کسی که ترا بی نیاز نمی سازد
سخن بیهوده گفتن .
کشکول شیخ بهایی
فرمود: هر که شام و بام کند و سه چیز را دارا باشد نعمت دنیا بر او تمام است هر که در بام و شامش تندرست باشد و آسوده خاطر و خوراک یک روز را دارد، و اگر چهارمین نعمت را داشته باشد نعمت دنیا و آن سرا را دارد و آن ایمانست.
*****************
فرمود: رحم کنید بر عزیزی که خوار شده و توانگری که ندار شده و دانشمندی که گرفتار نادان است.
**********************
فرمود: در دو صفت بیشتر مردم فریب خورده باشند تندرستی و آسودگی (یعنی به آنها توجه ندارند)
***************************
فرمود: دلها در بند دوستی آن کسند که نیکی به آنها کرده و دشمنی آن که بدی بدانها کرده است
************************
فرمود: ما گروه پیمبران مأموریم که با مردم به اندازه خردشان سخن کنیم.
********************
فرمود: ملعونست کسی که رنج خود بر مردم اندازد.
************************
فرمود: عبادت هفت جزء است و برتر همه کسب حلال است.
تحف العقول
حکمت ۳۴۶
مشکلات درخواست کردن
(اخلاقی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: آبروی تو چون یخی جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب میکند، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو میریزی.
حکمت ۳۴۷
جایگاه ستایش
(اخلاقی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی، و کمتر از آن، درماندگی یا حسادت است.
حکمت ۳۴۸
سختترین گناه
(اخلاقی) و درود خدا بر او، فرمود: سخت ترین گناه، آن که گناهکار آن را کوچک بشمارد.
حکمت ۳۴۹
الگوی انسان کامل
(اخلاقی، معنوی) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که در عیب خود بنگرد از عیب جویی دیگران باز ماند، و کسی که به روزی خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد، و کسی که شمشیر ستم بر کشد با آن کشته شود، و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد، و هر کس خود را در گردابهای بلا افکند غرق گردد، و هر کس به جاهای بد نام قدم گذاشت متّهم گردید. و کسی که زیاد سخن میگوید زیاد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم و حیاء او اندک است، و آن که شرم او اندک، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود، و کسی که پرهیزکاری او اندک است دلش مرده، و آن که دلش مرده باشد. در آتش جهنّم سقوط خواهد کرد. و آن کس که زشتی های مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد سپس همان زشتیها را مرتکب شود، پس او احمق واقعی است. قناعت، مالی است که پایان نیابد، و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزی خشنود است، و هر کس بداند که گفتار او نیز از اعمال او به حساب میآید جز به ضرورت سخن نگوید.
حکمت ۳۵۰
روانشناسی مردان ستمکار
(سیاسی، اجتماعی، اخلاقی) و درود خدا بر او، فرمود: مردم ستمکار را سه نشان است: با سرکشی به ما فوق خود ستم روا دارد، و به زیردستان خود با زور و چیرگی ستم میکند، و ستمکاران را یاری میدهد