امام پنجم میفرمود:
براستی برای خدای تبارک و تعالی فرشتگانی است موکل به روزه داران که هر روز ماه رمضان تا پایانش برای آنها آمرزش جویند و هنگام افطار روزه روزه داران را ندا زنند که مژده گیرید بندگان خدا اندکی گرسنه شدید و به زودی بسیار سیر شوید مبارک باشید و مبارک کنید تا شب آخر ماه رمضان به آنها ندا کنند مژده گیرید بندگان خدا بتحقیق خدا گناهان شما را آمرزید و توبه شما را پذیرفت نظر کنید که در آینده چگونه خواهید بود.
امام صادق فرمود:
پس از مرگ اجری دنبال کسی نرود جر از سه عمل
صدقه جاریه
روش هدایتی که نهاده و پس از مرگش بدان عمل شود
فرزند صالحی که برایش آمرزش خواهد.
امیر المؤمنین (ع) فرمود:
شیوه فقها و حکما این بود که در نگارشات خود به هم سه چیز مینوشتند و چهارمی نداشت .
۱- هر که هم خود را آخرتش کند خدا هم دنیایش را کفایت کند.
۲- هر که درونش را اصلاح کند خدا برونش را اصلاح کند.
۳- هر که میان خود و خدا را اصلاح کند خدا میان او و خلق را اصلاح نماید.
حکمت ۳۲۱
قاطعیّت رهبری در مشورت
(سیاسی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: (عبد اللّه بن عباس در مسئله ای نظر داد که امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است که رأی خود را به من بگویی، و من باید پیرامون آن بیندیشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی.«»
حکمت ۳۲۲
ضرورت تقویت روحیّه مردم پس از جنگ
(سیاسی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: (وقتی امام از جنگ صفّین باز میگشت به محلّه شبامیان«» رسید، آواز گریه زنان بر کشتگان جنگ را شنید، ناگاه حرب بن شرحبیل شبامی بزرگ قبیله شبامیان خدمت امام رسید به او فرمود) آیا آن گونه که میشنوم، زنان شما بر شما چیره شده اند چرا آنان را از گریه و زاری باز نمیدارید (حرب پیاده و امام سوار بر اسب میرفتند، به او فرمود) باز گرد، که پیاده رفتن رییس قبیله ای چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار و زبونی مؤمن است.
حکمت ۳۲۳
علل انحراف خوارج
(سیاسی، اعتقادی) و درود خدا بر او، فرمود: (در جنگ نهروان هنگامی که از کنار کشتگان خوارج میگذشت فرمود) بدا به حال شما آن که شما را فریب داد به شما زیان رساند. (پرسیدند چه کسی آنان را فریفت، ای امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود) شیطان گمراه کننده، و نفسی که به بدی فرمان میدهد، آنان را با آرزوها مغرور ساخت، و راه گناه را بر ایشان آماده کرد، و به آنان وعده پیروزی داد، و سرانجام به آتش جهنّم گرفتارشان کرد.
حکمت ۳۲۴
خداترس در خلوتگاه ها
(اعتقادی، اخلاقی، تربیتی) و درود خدا بر او، فرمود: از نافرمانی خدا در خلوتها بپرهیزید، زیرا همان که گواه است، داوری کند.
حکمت ۳۲۵
اندوه عزای محمد بن ابی بکر
(سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: (آنگاه که خبر کشته شدن محمد بن ابی بکر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر شهادت او، به اندازه شادی شامیان است، جز آن که از آنان یک دشمن، و از ما یک دوست کم شد.
که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست
گواهی دهم کاین سخنها ز اوست
تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
علی را چنین گفت و دیگر همین
کزیشان قوی شد به هر گونه دین
نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم بستهٔ یکدگر راست راه
منم بندهٔ اهل بیت نبی
ستایندهٔ خاک و پای وصی
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج ازو تندباد
چو هفتاد کشتی برو ساخته
همه بادبانها برافراخته
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با علی
همان اهل بیت نبی و ولی
ادامه نوشتار »
شب نوزدهم ماه مبارک رمضان
کشتی عالم ایجاد به موج خطر است
چرخ را توطئه ای باز مگر زیر سر است
کوفه از نقشه شوم دگری باخبر است
دل شب جانب مسجد شبحی رهسپر است
تیغ در جامه نهان جانب مسجد پوید
گام گاهش سخن از فاجعه ای می گوید
شرر از فاجعه برق نگاهش ریزد
تیره گی از دل تاریک و سیاهش ریزد
خشم دادار ز تصمیم گناهش ریزد
آسمان خون بنگر بر سر راهش ریزد
با شتاب از همه جا روی به مسجد آرد
نقشه ریختن خون علی را دارد
ادامه نوشتار »
کس را چه زور و زهره که وصف علی کند
جبار در مناقب او گفته هل اتی
زورآزمای قلعهٔ خیبر که بند او
در یکدگر شکست به بازوی لافتی
مردی که در مصاف، زره پیش بسته بود
تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا
شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود
جانبخش در نماز و جهانسوز در وغا
دیباچهٔ مروت و سلطان معرفت
لشکر کش فتوت و سردار اتقیا
فردا که هرکسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی
مدح حضرت علی (ع)
سعدی
وغا =وغا. [ وَ ] (ع اِ) کارزار. (مهذب الاسماء). کارزار و جنگ . (ناظم الاطباء). جنگ و شور و غوغا و به کسر واو خطاست
اسیری چند را به نزد حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم آوردند از کافران پس یکی از ایشان را پیش آوردند که گردن بزنند، در آن حضرت جبرئیل نازل شد و گفت یا محمد این اسیر را که میخواهی گردنش را بزنی به مردم طعام میخورانید و مهمان داری میکرد و خرجهایی که در میان قبیله واقع میشد میداد و بارهای گران اهل خود را بر دوش خود بر میداشت ، پس حضرت به آن اسیر فرمودند که حقتعالی چنین وحی فرستاده است ومن ترا آزاد کردم از کشتن به این خصلتها آن اسیر گفت که پروردگار تو این خصلتها را دوست میدارد؟ فرمود که بلی اسیر گفت شهادت میدهم به وحدانیت خدا وبه پیغمبری تو به حق آن خداوندی که ترا براستی فرستاده است ، که هرگز از مال خود کسی را برنگردانیده ام .
حلیه المتقین
حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در بیماری به دیدن صعصعه بن صوحان که از بزرگان اصحاب آن حضرت بود تشریف آوردند، پس فرمودند که به اینکه من به عیادت تو آمدم فخر مکن بر قوم خود واگر ایشان را در امری بینی خود را از آن امر به کنار بگیر که آدمی بی نیازنیست از قوم وقبیله خود و بایشان محتاج است ، اگر یاری ایشان نکنی یاری از ایشان منع کرده و یاریهای بسیار ایشان را از خود رد گردانیده پس اگر ایشان را در حال خوبی ببینی یاری ایشان بکن ، برای آن امر و اگر در بلائی باشند، ایشان را وامگذار و باید که یاری کردن شما یکدیگر را در طاعت خدا باشد، به درستیکه همیشه با رفاهیت و نعمت خواهید بود اگر یاری یکدیگر بکنید، در طاعت خدا وباز ایستید از معصیت خدا.
در حدیث معتبر منقول است که : از حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم پرسیدند که آیا در مال حقی بغیر زکوه هست ، فرمود که بلی نیکی و احسان کردن به خویشانی که با تو بدی کنند، و احسان کردن به همسایه مسلمان به درستیکه ایمان به من ندارد کسی که شب سیر میخوابد و همسایه مسلمانش گرسنه است .
در چند حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که : تا چهل خانه از هر طرف همسایه اند.
***************************
در حدیث دیگر فرمود که از جمله حقوق مال حق ماعون است که حقتعالی وعید جهنم فرموده است برای کسیکه منع آن نماید و آن قرضی است که به همسایه دهد، یا نیکی که به ایشان کند، یا ضروریات خانه که به ایشان عاریه دهد، راوی عرض کرد که ما همسایگان داریم که اگر چیزی به ایشان به عاریه بدهیم میشکنند، ضایع میکنند در اینصورت بر ما گناهی هست اگر به ایشان ندهیم ؟ فرمود که هر گاه چنین باشد گناهی بر شما نیست اگر به ایشان ندهید
.***************************
در حدیث دیگر فرمود که حلال نیست منع کردن نمک و آتش از همسایگان .
***************************
از حضرت رسول منقول است که : هر که ماعون را منع نماید از همسایگان حقتعالی منع کند از او خیر واحسان خود را و او را بخود واگذارد، وای بر حال او.
***********************
در حدیث معتبر از حضرت صادق منقول است که : منع مکنید قرض دادن خمیر و نان را و طلبیدن آتش را که این امور باعث زیادتی روز میشود، بر اهل خانه با آنکه از جمله مکارم اخلاق است .
*******************
از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که : زینهار که متعرض حقوق مشوید که بر خود لازم کنید و آنچه از خرجها که بر قبیله واقع میشود بدهید و مضایقه مکنید، و اگر از قبیله شما کسی شما را تکلیفی کند که ضررش بر شما زیاده از نفعی باشد که به او میرسد قبول مکنید.
حلیه المتقین