سخن حکما

بدون نظر »

کسی از حکیمی پرسید: بدی دلخواه کدامست ؟ و او گفت : ثروتمندی .
********************
حکیمی گفت : شگفتی نادان از دانا بیشتر است تا شگفتی نادان از دانا.
*********************************
حکیمی به هنگام مرگ ، به حسرت بود. او را گفتند: ترا چه می شود؟ گفت : چه می اندیشید؟درباره کسی که سفری طولانی و بی توشه در پیش دارد و بی همدمی در گور خواهد ماند، و به داوری عدل می رود و حجتی ندارد
******************************
عبدالله بن مبارک بر مردی گذشت که میان زباله دانی و مقبره ای ایستاده بود. او را گفت : میان دو گنج از گنجهای دنیا ایستاده ای . گنج اموال ، و گنج مردان.

روایتی از پیامبر (ص)

بدون نظر »

در حدیث ، از پیامبر (ص ) آمده است که : در شگفتم از کسی که به ترس ‍ بیماری ، از غذا می پرهیزد و چگونه از ترس دوزخ از گناه نمی پرهیزد؟!

سه پند از امام صادق (ع)

بدون نظر »

سفیان ثورى به محضر امام صادق (ص ) آمد و گفت : اى فرزند پیامبر(ص )! مرا بیاموز! از آن چه پروردگارت به تو آموخته است . امام (ع ) فرمود: چون رودروى گناه واقع شدى ، طلب بخشایش کن ! و چون نعمت خداوندى بر تو ظاهر شد، سپاس گوى ! و چون غم به تو روى آورد، لاحول و لا قوه الا بالله گوى ! سفیان بیرون آمده ، مى گفت : سه پند و چگونه پندى
کشکول شیخ بهایی

عقوبت خدا

بدون نظر »

یکی از دانشمندان بنی اسرائیل در دعای خویش می گفت : چه بسیار که ترا نافرمانی کردم و مرا عقوبت نکردی ! و پروردگار، به پیامبر آن روزگار وحی کرد که به بنده من بگو: چه بسیار تو را عقوبت کردم و ندانستی . آیا شیرینی راز و نیاز با خویش را از تو نستاندم ؟

حکمت های نهج البلاغه ۱۷۶تا ۱۸۰

بدون نظر »

حکمت ۱۷۶
ابزار ریاست (بردباری فراوان)
(اخلاقی ، مدیریّتی ) و درود خدا بر او، فرمود: بردباری و تحمّل سختی ‏ها، ابزار ریاست است.
حکمت ۱۷۷
روش برخورد با بدان
(اخلاق اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار آزار ده
حکمت ۱۷۸
روش نابود کردن بدی ‏ها
(اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: بدی را از سینه دیگران، با کندن آن از سینه خود، ریشه کن نما
حکمت ۱۷۹
لجاجت و سستی اراده
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: لجاجت تدبیر را سست می ‏کند.
حکمت ۱۸۰
طمع ورزی و بردگی
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: طمع ورزی ، بردگی همیشگی است.

نکاتی ازسخنان امیرالمومنین (ع )

بدون نظر »

از سخنان امیرالمومنین (ع )
: آن که حریص بر مال دنیا را با بخل به آن ، به هم درآمیخته است ، به دو پایه از پستی و فرومایگی در آمیخته است
آن که به پنهانی ، متعهد دانش خویش نباشد، آن دانش به آشکارا آبرویش ‍ ببرد
کسی که جز از خدا شرف بجوید، شرف ، او را هلاک سازد.
آن که با درخواست از تو، آبروی خویش پاس ندارد، تو از رد خواهش او، آبروی خویش پاس دار!
ثروت خویش جز در راه نیک به کار مگیر! و نیکوکاری خود جز در راه نیک مردان به کار مبر!
آن چه که پاسخش تو را خوش نیاید، مگوی !
در هیچ محفلی با لجوج ستیزه مکن ! مباد که در بدی به تو تواناتر باشد، تا نیکی تو بر او!
کشکول شیخ بهایی

پندی از پیامبر(ص) خطاب به ابوذر(رضی الله)

بدون نظر »

از سفارش های رسول اکرم (ص ): به ابوذر که : – خدا از او خشنود باد! – بر عمرت بیش از مال خویش بخیل باش !: ای ابوذر! چیزی را که بهره ای از آن نداری ، رها کن و بر آن چه که به تو مربوط نیست ، سخن مگوی ! همچنان که دارایی خویش را در خزانه محفوظ می داری ، زبان خویش ‍ نگه دار!
کشکول شیخ بهایی

کم گفتن وکم خوردن پندی از سقراط

بدون نظر »

سقراط حکیم ، کم می خورد و جامه خشن می پوشید. یکی از فیلسوفان روزگارش به او نوشت : اعتقاد تو اینست که رحم آوردن بر هر ذی روحی واجب است و تو خود، ذی روح هستی و به رها کردن غذای کم و جامه خشن بر خویش ترحم نمی ورزی . و سقراط در پاسخ وی نوشت : مرا به پوشیدن جامه خشن سرزنش کرده ای و گاه ، انسان به زشت علاقه می ورزد و زیبا را رها می سازد و نیز به کمی غذا نکوهیده ای . اما، من ، چندان می خورم ، که زنده بمانم و تو زندگی می کنی ، تا بخوری .
پس فیلسوف به او نوشت : انگیزه کم خوری تو را دانستم . انگیزه کم گوئیت چیست ؟ و اگر در خوردن بر خود سخت می گیری ، چرا در گفتن امساک می کنی ؟ و سقراط به پاسخ نوشت : آن چه را که ناگزیر از ترک آنی ، پرداختن به آن ، بیهوده است . و پروردگار، ترا دو گوش و یک زبان آفریده است ، تا دو برابر آن چه می گویی ، بشنوی . و نه آن که بیش از آن چه می شنوی ، بگویی .

خواهش از صاحبان قدرت

بدون نظر »

از ((شیخ الطایفه )) در کتاب ((تهذیب )) در اوایل کتاب ((مکاسب )) به روایت حسن یا صحیح از ((حسن بن محبوب )) از ((جریر)) نقل کرده است که از امام صادق (ع ) شنیدم که می فرمود: از خدا بترسید و نفس ‍ خود را به پرهیزگاری بمیرانید و آن را با اطمینان به خدا تقویت کنید و با تکیه به بی نیازی حق ، از بردن نیاز خود به صاحبان قدرت ، بپرهیزید!
و بدان ! که آن کس که نزد صاحبان قدرت ، یا کسی که مخالف دین اوست ، به چشم داشت مال دنیا فروتنی کند، پروردگار، او را به ورطه در اندازد و بر او خشم گیرد، کار او به وی بازگذارد و اگر به چیزی از دنیا دست یابد، برکت از وی ببرد. و از دنیا وی ، آن چه در حج و آزادی بردگان و نیکوکاری صرف کند، بی پاداش ماند.
ادامه نوشتار »

نادان ترین نادانها از نظر جالینوس

بدون نظر »

چون جالینوس در گذشت ، در جیب او نامه ای یافتند که در آن نوشته ای بود: نادان ترین نادانان ، آن است که شکمش را به آن چه که یابد، پر کند. آن چه می خوری ، به جسمت می پیوندد و آن چه به صدقه می دهی به روحت . و آن چه از پس می گذاری ، از آن دیگریست . نیکوکار زنده است هر چند که به جهان دیگر برود و بدکار مرده ایست ، هر چند که به دنیا بماند قناعت حجاب بینوایی است . و شکیبایی کارها را سامان می دهد# اندیشه درست ، کارهای کوچک را بزرگ می کند و برای فرزندان آدم چیزی را بهتر از توکل بر خدا ندیدم .