مذاکره پیامبر (ص) در مورد دانش

بدون نظر »

پیامبر (ص)فرمود: دانش آموزید زیرا آموختنش حسنه است و مدارست آن تسبیح، است
و کاوش از آن جهاد و یاد دادنش به کسی که آن را نمیداند صدقه است، و بخشش
به اهلش تقرب به خدا است، زیرا که آن وسیله دانستن حلال و حرام است و طالب
خود را به راه بهشت میکشاند و از هراس تنهائی میرهاند در غربت هم صحبت است و رهنمای بر امور نهان است و سلاح در برابر دشمنان و زیور برای دوستان، خداوند به خاطر آن مردمی را برآورد تا آنجا که آنان را پیشوایان کار خوب کند و از آنان پیروی شود، به کارهای آنان در نگرند و از آثارشان برگیرند و فرشتگان شیفته دوستی آنان گردند زیرا دانش زندگی دلها و روشنی دیده‏ ها است از کوری ، و نیروی تنها است از سستی ، و خدا دارنده آن را بمقام دوستان برساند، و همنشینی نیکان را در دنیا و آخرت باو ببخشد
تحف العقول

گفتگوی شمعون ابن لاوی با پیامبر اسلام (ص)قسمت آخر

بدون نظر »

رسول خدا (ص)، ای شمعون به درستی تو دشمنانی داری که با تو بجنگند تا دینت را ببرند و اینان جن باشند و انس اما از انس مردمی باشند که از آخرت نصیبی ندارند و بدان چه نزد خداست رغبتی ندارند همانا همّ آنها اینست که مردم را بکارشان سرزنش کنند و از آنان خرده گیرند، و خود را سرزنش نکنند و از کردار خود بر حذر نباشند، اگر بینند خوبی بر تو حسد برند و گویند خودنما است، و اگر نگرند بدی گویند خیری در او نیست. و اما دشمنان تو از جن شیطان و لشکر اویند و هر گاه نزد تو آید و گویند پسرت مرد بگو همانا هر زنده آفریده شده تا بمیرد پاره تنم ببهشت در آمد راستی که مرا شاد میکند. و هر گاه نزد تو آید و گوید مالت از دست رفت بگو سپاس خدا را که داد و گرفت و زکاه را از من ساقط کرد و زکاتی بر من نیست.
ادامه نوشتار »

چند روایت در مورد دانش

بدون نظر »

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود: جان خود را بمطالب شگفت حکمت استراحت دهید زیرا جان هم چون تن خسته شود.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت ۱
**********************
رسول خدا(ص) فرمود: چه خوب وزیریست علم براى ایمان، چه خوب وزیرى است خویشتندارى براى علم، چه خوب وزیرى است ملایمت براى خویشتندارى، چه خوب وزیریست بردبارى براى ملایمت.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت۳
****************************
امام صادق (ع) فرمود: کسی که چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند خدا او را روز قیامت عالم و فقیه مبعوث کند.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت۷

اجزای دانش

بدون نظر »

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود: اى دانشجو همانا دانش امتیازات بسیارى دارد (اگر به انسان کاملى تشبیه شود) سرش تواضع است، چشمش بی رشکى، گوشش فهمیدن، زبانش راست گفتن حافظه‏ اش کنجکاوى، دلش حسن نیت، خردش شناختن اشیاء و امور، دستش رحمت، پایش دیدار علماء همتش سلامت، حکمتش پرهیزگارى قرارگاهش رستگارى، جلودارش عافیت و مرکبش وفا، اسلحه‏ اش نرم زبانى، شمشیرش رضا، کمانش مدارا، لشکرش گفتگوى با علماء، ثروتش ادب، پسندازش دورى از گناه، توشه‏ اش نیکى، آشامیدنش سازگارى، رهبرش هدایت، رفیقش دوستى نیکان.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت۲

حکابتی از دیار رفتگان

بدون نظر »

ابوبکر راشدی ، محمد توسی را به خواب دید که گفت : به ابوسعد صفار مؤ دب بگو: بر آن بودیم که از عشق باز نگردیم . به جان دوستی سوگند! که بازگشتید و ما نگشتیم . گفت چون بیدار شدم ، به نزد ابوسعد رفتم و به او گفتم . گفت : هر جمعه به زیارتش می رفتم و این جمعه نرفتم .

حکمت های نهج البلاغه ۱۹۱ تا ۱۹۵

بدون نظر »

حکمت ۱۹۱
مشکلات دنیا
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: همانا انسان در دنیا تخته نشان تیرهای مرگ، و ثروتی است دستخوش تاراج مصیبت‏ها: با هر جرعه نوشیدنی ، گلو رفتنی ، و در هر لقمه ‏ای ، گلوگیر شدنی است، و بنده نعمتی به دست نیاورد جز آن که نعمتی از دست بدهد، و روزی به عمرش افزوده نمی ‏گردد جز با کم شدن روزی دیگر پس ما یاران مرگیم، و جان‏های ما هدف نابودی ‏ها، پس چگونه به ماندن جاودانه امیدوار باشیم. در حالی که گذشت شب و روز بنایی را بالا نبرده جز آن که آن را ویران کرده، و به اطراف پراکند
*********************
حکمت ۱۹۲
پرهیز از زراندوزی
(اخلاقی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: ای فرزند آدم، آنچه را که بیش از نیاز خود فراهم کنی ، برای دیگران اندوخته‏ ای .
********************
حکمت ۱۹۳
راه به کار گرفتن قلب
(اخلاقی ، علمی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: دل‏ها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دل‏ها را آنگاه به کار وادارید که خواهشی دارند و روی آوردنی ، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری کور می ‏گردد.
*****************
حکمت ۱۹۴
ضرورت پرهیز از خشم و انتقام
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: چون خشم گیرم، کی آن را فرو نشانم در آن زمان که قدرت انتقام ندارم، که به من بگویند. «اگر صبر کنی بهتر است» یا آنگاه که قدرت انتقام دارم که به من بگویند: «اگر عفو کنی خوب است».
*********************
حکمت ۱۹۵
پرهیز از بخل ورزی
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: (در سر راه از کنار مزبله ‏ای عبور می ‏کرد.) این همان است که بخیلان به آن بخل می ‏ورزند (و در روایت دیگری نقل شد که) این چیزی است که دیروز بر سر آن رقابت می ‏کردید

روایتی از پیامبر (ص) در مورد ظاهر وباطن

بدون نظر »

حارث همدانی از امیرالمؤمنین (ع ) روایت کرد که پیامبر(ص ) گفت : ای علی ! هر بنده ای را ظاهری و باطنی ست . آن کس که باطن خویش نیک سازد، پروردگار، ظاهر او به صلاح آورد و آن که باطن خویش به فساد کشد، خداوند، ظاهرش تباه کند. و نیز هرکس را در آسمان ، آوازه ایست . که اگر آن را نیک سازد، خداوند، آوازه او در زمین نیک سازد. و پرسیده شد که : ((آوازه )) چیست ؟ فرمود: ذکر

ارسطو

بدون نظر »

ارسطو: ارسطو، پیشوای مشهور و معلم اول و حکیم مطلق است که در نخستین سال از پادشاهی اردشیر متولد شد و چون به هفده سالگی رسید، پدرش او را برای آموختن دانش ، به افلاطون سپرد. و او، بیست و چند سالی نزد استاد پایید و او را از این روی ((معلم اول )) گفته اند، که واضع منطق است . و آن را از ((قوه )) به ((فعل )) آورد. و از این حیث ، کار او، شبیه به کار واضعان ((نحو)) و ((عروض )) است . زیرا نسبت ((منطق )) با((معانی ))، همچون نسبت ((نحو)) است به ((سخن )) و ((عروض )) به ((شعر)). سپس گفت : کتاب های ارسطو در طبیعیات و الهیات و اخلاق معروف است و شرح های بسیاری بر آن ها نوشته اند. و ما، در توضیح شیوه او، ((شرح تامسطیوس )) را که پیشرو متاخران است و رئیس آنان ((بو علی سینا)) برگزیده است ، انتخاب کرده ایم .
ادامه نوشتار »

نامه یعقوب (ع) به یوسف (ع)

بدون نظر »

متن نامه ((یقوب )) به ((یوسف ))، پس از آن که برادر کوچکش را به اتهام دزدی باز داشته بود، به نقل از ((کشاف )):
از یعقوب – اسرائیل بن اسحاق ذبیح الله بن ابراهیم خلیل الله – به عزیز مصر: اما بعد، ما، دودمانی هستیم که به بلاها آزموده شده ایم پدر بزرگم را دست و پای بستند و به آتش افکندند، تا بسوزد که پروردگار او را رهایی داد، و آتش بر او سرد شد. و پدرم را کارد بر گردن نهادند تا بکشند که خدا او را فدیه داد. و اما، من . فرزندی داشتم که گرامی ترین فرزندم بود. و برادرانش او را با خویش به صحرا بردند و پیراهن آغشته به خونی را برایم آوردند و گفتند که او را گرگ خورده است . که از گریستن ، بینایی از چشمم رفت . و فرزند دیگری داشتم ، که برادر مادری آن پسر بود. که بدو آرامش داشتم . برادرانش او را نیز بردند و باز گشتند و گفتند که دزدی کرده است و تو او را بدان سبب به زندان کرده ای . من ، فرزند دودمانی هستم که دزدی نمی کنیم و دزد و دزد به دنیا نمی آییم . اگر او را باز دهی ، باز داده ای ، و گرنه ترا نفرینی کنم که هفت پشتت را فرا گیرد. والسلام .
در کشاف آمده است که : چون یوسف نامه خواند، بی اختیار شد و گریست و در پاسخ نوشت :
شکیبا باش ! چنان که بودند، تا پیروز شوی ، چنان که شدند.
کشکول شیخ بهایی

ستمگر زمین وجبار آسمان

بدون نظر »

حکایات تاریخی ، پادشاهان
از کتاب ((المستظهری )) تالیف غزالی :
عبدالله بن ابراهیم بن عبدالله خراسانی ، حکایت کرد که : سالی که هارون الرشید به حج رفته بود، من نیز با پدرم به حج بودیم . و بناگاه ، هارون را دیدم که برهنه سر و برهنه پا، دست ها بر آسمان برده ، بر ریگ های سوزان ایستاده ، می لرزد و می گرید و می گوید: پروردگارا! تو، تویی ! و من ، منم ! منم با گناهان بسیار. و تویی با بخشایش بسیار. مرا ببخش !
و من ، به پدرم گفتم : جبار زمین را ببین ! که چگونه در پیشگاه جبار آسمان به تضرع آمده است ؟!
و نیز از اوست : مردی ((ابوذر)) را دشنام گفت . و ابوذر او را گفت : ای فلان ! میان من و تو بهشت گردنه ایست که اگر از آن بگذرم ، به سخن تو اعتنایی ندارم و اگر نتوانم گذشت ، ((مستوجب این و بیش از اینم !))
کشکول شیخ بهایی