ناموری گفته است : بنده بزرگوار، ( نیست )مگر این که یکی از دو صفت را داشته باشد. یا مردم را از چشم بیفکند و در دنیا، جز آفریدگار نبیند. و بداند که جز او، هیچکس نمی تواند او را سودی یا زیانی برساند و یا مردم را از دل بیفکند و به هر حال که مردم او را بینند، باک ندارد.
************************
زاهدی گفته است : دنیا را به چشم اهانت بنگرید! چه ، گوارنده ترین چیزی که شما را دهد، آسان ترین چیزیست که به زبان شما انجامد.
**************************
بزرگی گفته است : شایسته آنست که از جهت لغزش دوستت ، هفتاد عذر بیاوری و اگر دلت بدان آرام نگرفت . به دل بگو: چه سخت هستی برادرت هفتاد عذر آورد، و عذرش نپذیرفتی ؟ پس ، تو نکوهشگری ، نه او.
کشکول شیخ بهایی
رابعه عدویه را گفتند: چه هنگام بنده از خدا خشنودست ؟ گفت : هرگاه خوشی او در سختی ، همچون خوشی او در نعمت باشد. و روزی او را گفتند: اشتیاق تو به بهشت چگونه است ؟ گفت : همسایه بیش از خانه . و از سخنان اوست : هر شایسته ای که از من سر زند، آن را ناچیز شمردم .
از سفیان ثوری روایت شده است ، که گفت : از امام صادق (ع ) شنیدم که می گفت ! سلامتی چنان کمیاب است که نمی دانی کجایش بیابی . و اگر در چیزی یافت شود، شاید که در ((گمنامی )) باشد. و اگر گمنامی نیافتی ، شاید در ((تنهایی ))باشد. – هر چند که تنهایی همانند گمنامی نیست – و اگر در تنهایی نبود، شاید که در ((سکوت )) باشد. – گرچه سکوت ، چون تنهایی نیست – و اگر در سکوت یافت نشد، شاید که در سخنان پیشینیان نیکوکار یافت شود. و نیکبخت آن که در وجود خود، تنهایی را بیابد.
کشکول شیخ بهایی
از سخنان حکیمان : نیکوترین کار، آنست که : به مال خود، پاس آبروی خویش بداری . و چون با فروتر از خویش نشینی ، پاس آبروی خویش بدار! و به نیک ، یا بد، پند از برادر خویش دریغ مدار! و از بیقدران بپرهیز! تا شکوهت پایدار ماند و آن که به ناچیزی ، به خشم آید، به ناچیزی خرسند شود.
پاسخ به نادان ، خاموشی ست .
فرومایه را فروتنی مکن ! که فرمانبری نخواهد کرد.
کشکول شیخ بهایی
حکمت ۲۰۶
ره آورد حلم و بردباری
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: نخستین پاداش بردبار از بردباری اش آن است که مردم در برابر نادان، پشتیبان او خواهند بود.
حکمت ۲۰۷
ارزش همانند شدن با خوبان
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: اگر بردبار نیستی ، خود را به بردباری بنمای ، زیرا اندک است کسی است که خود را همانند مردمی کند و از جمله آنان به حساب نیاید.
حکمت ۲۰۸
مراحل خودسازی
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی که از خود حساب کشد، سود می برد، و آن که از خود غفلت کند زیان می بیند، و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد، و کسی که عبرت آموزد آگاهی یابد، و آن که آگاهی یابد می فهمد، و آن که
بفهمد دانش آموخته است
حکمت ۲۰۹
خبر از ظهور حضرت مهدی علیه السّلام
(اعتقادی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: دنیا پس از سرکشی ، به ما روی می کند، چونان شتر مادّه بد خو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس این آیه را خواند) «و اراده کردیم که بر مستضعفین زمین، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومتها گردانیم»
حکمت ۲۱۰
الگوهای پرهیزکاری
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: از خدا بترسید، ترسیدن انسان وارسته ای که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده، و در بهره بردن از فرصتها کوشیده،و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده، و در دنیای زودگذر، و پایان زندگی و عاقبت کار، بدرستی اندیشیده است
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام راجع به آیه (۱۸ سوره ۳۹) کسانیکه
گفتارها را می شنوند و از بهترش پیروی می کنند پرسید حضرت فرمود: او
مردی است که حدیثی را شنود سپس آن را چنانکه شنیده بی کم و زیاد باز
گوید.
اصول کافی جلد ۱ باب روایت کتب و توسل به آنها و حدیث و فضیلت نوشتن
روایت ۱
********************
محمد بن مسلم گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من از شما حدیث
می شنوم و در آن کم و زیاد می کنم. فرمود: اگر مقصودت بیان معانی آن
باشد عیب ندارد: (اگر مقصودت شرح و توضیح باشد بنحوی که معنی را
تغییر ندهد عیب ندارد).
اصول کافی جلد ۱ باب روایت کتب و توسل به آنها و حدیث و فضیلت نوشتن
روایت ۲
********************
ابن فرقد گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم سخنی از شما می شنوم می
خواهم الفاظی که شنیدم روایت کنم به خاطرم نمی آید. فرمود: عمدا
فراموش می کنی گفتم: نه فرمود: مقصودت معانی کلام من است گفتم بلی
، فرمود: عیب ندارد.
اصول کافی جلد ۱ باب روایت کتب و توسل به آنها و حدیث و فضیلت نوشتن
روایت ۳
********************
ابو بصیر گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: حدیثی را از شما
بشنوم و از پدرتان روایت کنم یا از پدرتان بشنوم و از شما روایت کنم چطور
است؟ فرمود: فرقی ندارد جز اینکه اگر اینکه از پدرم روایت کنی دوستتر
دارم. و آنحضرت. بجمیل فرمود: آنچه از من می شنوی از پدرم روایت
کن.
اصول کافی جلد ۱ باب روایت کتب و توسل به آنها و حدیث و فضیلت نوشتن
روایت ۴
********************
داستان این که شیخ مفید فاطمه (ع ) را به خواب دید، که دو فرزند خود ((حسن )) و ((حسین )) را به نزد او آورد و گفت : به دو فرزند من دانش بیاموز! و روز دیگر ((فاطمه )) – دختر ((الناصر)) – فرزندان خویش ((رضی )) و ((مرتضی )) را آورد و گفت : این دو را علم بیاموز! مشهور است
***********************.
سید مرتضی که – روحش قدسی باد! – لاغر اندام بود و به کودکی ، با برادرش – سید رضی نزد ((ابن نباته )) – صاحب خطب – درس می خواند.
***********************.
سید مرتضی که – روحش قدسی باد! – به شاگردانش ماهیانه می داد و دانش های بسیاری را تدریس می کرد. در یکی از سال ها، قحطی شدیدی به مردم روی آورد و مردی یهودی برای به دست آوردن غذای روزانه حیله ای اندیشید. چنین که روزی به مجلس درس سید آمد و از او اجازه خواست ، تا نزدش نجوم بخواند. سید نیز او را اجازه داد و دستور داد، تا جیره او را روزانه دهند. مرد، چندی نزد او درس خواند و به دست او اسلام آورد
***********************.
ابن براج بیست ، یا سی سال سمت داوری ((طرابلس )) را عهده دار بود. ((شیخ جعفر توسی )) آنگاه که نزد ((سید مرتضی )) درس می خواند، دوازده دینار ماهانه داشت . و ((ابن براج )) ماهانه هشت دینار دریافت می کرد.
***********************.
روزی ((شیخ مفید)) به مجلس درس سید آمد. سید برخاست و شیخ را به جای خویش نشاند و خود روبروی او نشست شیخ ، اشارت کرد تا سید در حضور وی به تدریس بپردازد، چه ، از فصاحت گفتار او به شگفت می آمد. سید، روستایی را وقف کرده بود که درآمد آن ، صرف کاغذ فقیهان می شد
.کشکول شیخ بهایی
حکمت ۲۰۱
امدادهای الهی و حفظ انسان
(اعتقادی ، معنوی ) و درود خدا بر او، فرمود: با هر انسانی دو فرشته است که او را حفظ می کنند، و چون تقدیر الهی فرا رسد، تنهایش می گذارند، که همانا زمان عمر انسان، سپری نگهدارنده است.
*********************************
حکمت ۲۰۲
واقع نگری در مسائل سیاسی
(سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: (طلحه و زبیر خدمت امام آمدند و گفتند با تو بیعت کردیم که ما در حکومت شریک تو باشیم، فرمود) نه هرگز بلکه شما در نیرو بخشیدن، و یاری خواستن شرکت دارید، و دو یاورید به هنگام ناتوانی و درماندگی در سختی ها.
*********************************
حکمت ۲۰۳
یاد مرگ و پرهیزکاری
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: ای مردم از خدایی بترسید که اگر سخنی گویید می شنود، و اگر پنهان دارید می داند، و برای مرگی آماده باشید، که اگر از آن فرار کنید شما را می یابد، و اگر بر جای خود بمانید شما را می گیرد، و اگر فراموشش کنید شما را از یاد نبرد.
*********************************
حکمت ۲۰۴
بی توجّهی به سپاسگذاری مردم
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: ناسپاسی مردم تو را از کار نیکو باز ندارد، زیرا هستند کسانی ، بی آن که از تو سودی برند تو را می ستایند، چه بسا ستایش اندک آنان برای تو، سودمندتر از ناسپاسی ناسپاسان باشد. (و خداوند نیکوکاران را دوست دارد)
*********************************
حکمت ۲۰۵
گنجایش نامحدود ظرف علم
(علمی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پر می شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی ، وسعتش بیشتر می شود.
مردی به پیامبر (ص) گفت به من سفارشی کن که خدا سودم بخشد بدان
فرمود: بیشتر یاد مرگ کن تا تو را از دنیا برهاند
به شکر اندر باش که نعمتت بیفزاید،
و هر چه توانی دعا کن که ندانی کی برایت به اجابت رسد،
مبادا تجاوز کنی که خدا حکم فرمود هر که مورد تجاوز شود خدایش یاری دهد،
فرمود: آیا مردم همانا تجاوز و ستم شما بر خود شما است،
مبادا نیرنگ ببازی که خدا حکم فرمود نیرنگ بد جز بر اهلش نچرخد.
تحف العقول
منصور عباسی به امام صادق (ع ) نوشت : چرا چون دیگران نزد ما نیایی ؟. و امام (ع ) در پاسخش نوشت : از دنیا چیزی نداریم که از تو بر آن بیمناک باشیم . و تو نیز بهره ای از آخرت نداری که بدان امید داریم . تو را سعادتی نیست ، تا بدان تهنیت گوئیم و مصیبتی نیست که تعزیت گوییم . منصور به او نوشت : با ما بنشین ! تا پند گویی . و امام (ع ) نوشت : آن که دنیا خواهد، تو را پند نگوید و آن که آخرت خواهد، با تو ننشیند.