آذر 27
امـام صـادق عـلیـه السـلام فـرمود: هر که درباره مؤ منى بگوید آنچه دو چشمش دیده و دو گـوشـش شـنـیـده پس او از کسانى است که خداى عزوجل درباره آنها فرموده : همانا آنانکه دوست دارند فراوان (یافاش ) شود فحشاء درباره آنان که ایمان آورده اند، ایشان را است عذابى دردناک ، (سوره نور آیه ۱۸)
شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گـویـد: مـقـصـود ایـن اسـت کـه مـورد آیـه تـنـهـا بـهـتـان نـیـسـت بـلکـه شامل حقى هم که دیده و شنیده است میشود.
آذر 27
حـضـرت صـادق (عـلیـه السـلام ) فـرمـود: کـه رسـول خـدا صلى الله و آله و سلم غیب در (نابودى ) دین مرد مسلمان زودتر کارگر شود از بیمارى خوره در درون او.
فـرمـود: و نـیز آن حضرت صلى الله علیه و آله فرموده است : نشستن در مسجد به انتظار نـمـاز عـبـادت اسـت تـا حـدثـى از او سـرزنـد عـرض شـد: اى رسول خدا حدص چیست ؟ فرمود: غیبت کردن است .
ادامه نوشتار »
آذر 25
از امام زین العابدین بن حسین (ع )
چون به بلایى دچار شدى ؛ براى آن صبر کن ! صبرى همچون صبر دور اندیشانه بزرگواران . از گرفتارى هاى خود به مردم شکایت مبر! چه ، شکایت پروردگار مهربان خود را به مردم نا مهربان برده اى .
آذر 25
تا بود اسباب جوانى به تن
روى چو گل باشد و تن ، چون سمن
تازه بود مجلس یاران به تو
جلوه کند صفّ سواران به تو
شیفتگان ، دیده به رویت نهند
رخت هوس بر سر کویت نهند
ناز کنى ، ناز کشندت به جهان
دل طلبى ، نیز دهندت روان
نوبت پیرى چو زند کوس درد
دل شود از خوشدلى و عیش ، فرد
موى سفید از اجل آرد پیام
پشت خم از مرگ رساند سلام
خشک شود عمده بازو چو کلک
سست شود مهره گردن چو سلک
کند شود باد هوا را سنان
میل ز معشوقه بتابد عنان
آذر 25
زود، چو شمعت فتد از سر کلاه
چند کنى موى سفیدت سیاه ؟
موى سیه گر به صد افسوس کنى
قد که دو تا کشت ، به آن چون کنى ؟
وه ! که مرا بر چهل افزود پنج
وز پى آن ، قافیه گردید رنج
من که دو مویم ز سپهر اثیر
پیش حریفیان ، نه جوانم ، نه پیر
نام نکردند جوانان به من
من نکنم نیز به پیران سخن
آن که در این مرتبه داند مرا
هیچ نداند که چه خواند مرا
آذر 25
:
دولت اگر دولت جمشیدى است
موى سفید، آیت نومیدى است .
صبح برآمد چو سوى مست خواب
کز سر دیوار گذشت آفتاب
رفت جوانىّ و تغافل به سر
جاى دریغست ، دریغى بخور!
گمشده هر که چو یوسف بود
گم شدنش ، جاى تاءسف بود
فارغى از قدر جوانى که چیست
تا نشوى پیر، ندانى که چیست
گرچه جوانى همه چون آتشست
پیرى تلخست و جوانى خوشست
شاهد باغست درخت جوان
پیر شود، برکندش باغبان
شاخ تر از بهر گل نوبرست
هیزم خشک از پى خاکسترست
اشعار
برچسبها: پیری, وصف
آذر 25
زنى بادیه نشین ، بر کنار گور پدر ایستاد و گفت : اى پدر! عوض نبودن ترا از خداوند خواهم خواست و در سوگ تو از پیامبر خدا(ص ) پیروى مى کنم . سپس گفت : پروردگارا! بنده تو، تهیدست است ، و بى نیاز از آن چه که در دست بندگان تست و مستمند بدانچه در اختیار تست ، بر تو وارد شد. اى بخشنده ! تو، تنها پروردگارى هستى که آرزومندان به درگاهش فرود مى آیند و نیازمندان از فضل او بى نیاز مى شوند و گناهکاران در وسعت رحمت او آرام مى گیرند. پروردگارا! مهمانخانه رحمت تو، محلّ پذیرایى مهمانان تست و بهشت تو، جایگاه آسایش آنانست . سپس بگریست و به راه خود رفت
آذر 24
حـضـرت صادق (ع ) فرمود: امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: باکى نیست بر تو که با شخص خردمند همنشین شوى اگر چه کرم (جوانمردى و جود و بخشش ) او را نپسندى (و از ایـن ناحیه نفعى از او نبرى ) ولى از خرد او منتفع شو، و از اخلاق بدش بپرهیز، و هیچگاه هـم نشینى با شخص کریم را از دست مده اگر چه از خرد او سودى نبرى ولى با خرد خود از کرم او سود ببر، و بگریز هر چه مى توانى از هم نشینى با شخص پست و بى خرد.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه رفاقت و هم نشینى با او لازم است روایت ۱
*********************************************
ابـو عـدیـس گـویـد: حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اینست که صالح نام ابـوعدیس بوده ) پیروى کن از کسیکه تو را مى گریاند و اندرزت مى دهد، و پیروى مکن از آنکه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئید و بدانید.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه رفاقت و هم نشینى با او لازم است روایت ۲
*****************************************
ادامه نوشتار »
آذر 24
مـحـمـد بـن مـسلم گوید: حضرت باقر (ع ) فرمود: با هر که آمیزش دارى اگر توانى دست عطایت را بسر آنها کشى و بآنها خیرى برسانى بکن .
اصول کافی جلد ۴ باب خوش سلوکی با مردم روایت ۱
***************************
ابـى الربـیـع شـامـى گـویـد: وارد شدم بر حضرت صادق (ع ) دیدم که اطاق پر از جـمـعـیـت اسـت از خـراسـانـى و شامى و سایر بلاد و من جائى که بنشینم نیافتم ، حضرت صـادق (ع ) تـکـیـه کـرده بـود پـس روى دو پـا نـشـسـت و فـرمـود: اى شـیـعـه آل محمد آگاه باشید که از ما نیست آنکس که هنگام خشم نتواند خوددارى کند، و (از ما نیست ) کـسیکه با هم نشین خود خوش رفتارى نکند، و با هم خوى خود خوش خلقى نکند، و با رفیق خـود رفـاقـت نـکـنـد، و بـا هـمـسایه خود خوش همسایگى نکند، و با هم خوراک خود مراعات خـوراک نـکـنـد، اى شـیـعـه آل مـحـمـد تـا بـتـوانـیـد از خـدا بـپـرهـیـزیـد و لا حول و لا قوه الا بالله
اصول کافی جلد ۴ باب خوش سلوکی با مردم روایت ۲
***************************
ادامه نوشتار »
آذر 22
مردى نزد امام حسین (ع) آمد و از او خواهشى کرد در پاسخ او فرمود:به درستی سؤال خوب نیست مگر براى پرداخت غرامت سنگین، یا بینوائى خاکنشین، یا تعهد مالى مهم. آن مرد گفت من جز براى یکى از اینها نیامدم و دستور داد صد اشرفى به او دادند.