امام صادق (علیه السلام ) فرمود روزى پیامبر شادان بنزد اصحاب خود آمد و از شادى مى خندید مردم عرض کردند: خدایت بخنداند و بر شادیت بیفزاید؟ (و با این سخن به کنایه سبب شادى او را جویا شدند) رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: هیچ روز و شبى نیست جز آنکه تحفه اى از جانب خدا به من رسد، و همانا پروردگار من امروز تحفه اى به من داد که مانند آنرا تاکنون به من نداده بود: جبرئیل به نزدم آمد و از جانب پروردگارم به من سلام رساند و گفت : اى محمد خداى عزوجل از میان قبیله بنى هاشم هفت نفر را برگزید که نه مانند آنها را در گذشتگان آفرید و نه در آیندگان مانندشانرا خواهد آفرید:
تو اى رسول خدا که آقاى پیمبرانى ، و على بن ابى طالب وصى تو که آقاى اوصیاء است ، و حسن و حسین دو سبط تو که آقاى سبط هایند، و حمزه عمویت که آقاى شهیدان است ، و جعفر عموزاده ات که پرواز کند در بهشت با فرشتگان به هر جا که خواهد، و از شما خاندان است حضرت قائم که عیسى بن مریم پشت سرش نماز گزارد در آن هنگام که خداوند عیسى را به زمین فرود آورد، و او از نژاد على و فاطمه و از فرزندان حسین (علیه السلام ) مى باشد.
مردى از رفقاى احمد بن حسن میثمى گوید: من پاسخى را که امام صادق (علیه السلام ) به نامه مردى از اصحاب خود نوشته بود خواندم که متن آن این بود: (اما بعد من تو را به ترس از خدا سفارش مى کنم زیرا که به راستى خداوند ضمانت کرده براى کسیکه از او ترس داشته باشد که وضع او را از آنچه خوش ندارد بدانچه دوست دارد تغییر دهد، و از جائى که گمان ندارد روزیش دهد، مبادا از کسانى باشى که بر بندگان خدا از کیفر گناهانشان مى ترسد، ولى از کیفر گناه خویش خاطرى آسوده دارد زیرا که خداى عزوجل در مورد بهشتش گول نمى خورد (که کسى بتواند با نیرنگ به بهشت رود) و کسى جز به وسیله فرمانبرداریش بثوابى که نزد او است نرسد انشاءالله .
سرکشى آفت شجاعت است، تفاخر آفت شرافت است، منت آفت سماحت (بخشش- جوانمردی) است، خود پسندى آفت جمال است، دروغ آفت سخن است فراموشى آفت دانش است، سفاهت آفت بردبارى است، اسراف آفت بخشش است، هوس آفت دین است.
******************************
وقتى شما را دعوت کردند بپذیرید.
******************************
نیک کردار باش و از کار بد بپرهیز ببین میل دارى دیگران در باره تو چه بگویند همان طور رفتار کن و از آنچه نمی خواهى در باره تو بگویند برکنار باش.
******************************
آفت دین سه چیز است: داناى بد کار و پیشواى ستم کار و مجتهد نادان.
******************************
آفت دانش فراموشی است و دانشى که بنا اهل سپارى تلف مى شود.
******************************
مانند بندگان غذا میخورم و مانند آنها بر زمین مى نشینم.
******************************
با زنان در باره دخترانشان شور کنید.
******************************
نشان منافق سه چیز است، سخن بدروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید.
******************************
خداوند از گناه قاتل مؤمن نمیگذرد و توبه او را نمى پذیرد.
******************************
خداوند عمل بدعتگذار را نمى پذیرد تا از بدعت خویش دست بردارد.
******************************
اگر میخواهید پیش خداوند منزلتى بلند یابید خشونت را به بردبارى و محرومیت را به عطا تلافى کنید.
ای علی مبادا بی لنگ بحمام بروی زیرا هر که برهنه بحمام در آید ملعونست هم آنکه بر او بنگرد و هم آنکه بر او بنگرند.
************************
ای علی انگشتر بانگشت سبابه و میانه مکن زیرا قوم لوط باین دو انگشتر میکردند انگشت خرد را برهنه مگذار.
************************
ای علی راستی خدا را خوش آید از بنده اش گاهی که بگوید: پروردگارا مرا بیامرز زیرا گناهان را جز تو نیامرزد خدا میفرماید، فرشته هایم این بنده من دانسته که جز من گناهان را نیامرزد، گواه باشید که من او را آمرزیدم.
************************
ای علی از دروغ بپرهیز زیرا دروغ رو سیاهی آرد و سپس نزد خدا کذاب نوشته شود و راستی که راستی رو سفیدی آورد و نزد خدا راستگو نوشته شود و بدان که راستی مبارک است و دروغ شوم است.
************************
ای علی از غیبت و سخن چینی بر حذر باش زیرا غیبت روزه را بشکند و سخن چینی مایه شکنجه در گور است. ای علی به خدا سوگند دروغ مخور و بدون لزوم سوگند راست هم یاد مکن و خدا را در معرض سوگند خویش میاور زیرا خدا بکسی که بنامش سوگند دروغ بخورد رحم نکند و رعایت او را ننماید. ای علی غم روزی فردا مخور زیرا روزی هر فردائی میرسد.
************************************************
ای علی از لجبازی بپرهیز که آغازش نادانی و انجامش پشیمانیست.
************************
ای علی مسواک کردن را باش زیرا مسواک کردن پاکی دهان و رضای پروردگار و روشنی دیده است و خلال کردن تو را محبوب فرشته ها سازد زیرا فرشته ها از گند دهان کسی که پس از خوردن خلال نکند در آزارند.
************************
ای علی خشم مکن و چون بخشم شدی بنشین و در نیروی پروردگار بر بنده ها بیندیش و بر بردباری او از آنان و چون بتو گفته شود از خدا بپرهیز خشمت را بدور افکن و به بردباری برگرد.
************************
ای علی هر آنچه بر خود خرج کنی قصد خدا کن تا نزد خدا برای تو ذخیره گردد.
************************
ای علی با خانواده و با همسایه ها و هر که معاشرت و گفتگو کنی خوش خلق باش تا نزد خدا بلند پایه نوشته شوی .
************************
ای علی هر چه برای خود نخواهی برای دیگری مخواه و هر چه برای خود میخواهی برای برادرت هم بخواه تا در حکم خود عادل باشی و در عدل خود دادگر باشی پیش اهل آسمانها محبوب گردی در دل اهل زمین جای دوستان را بگیری
تحف العقول
عبد الرحمن بن سمره گوید:
عرض کردم یا رسول اللّه مرا به نجات رهبرى کن فرمود اى پسر سمره گاهى که هواها مختلف و رأ یها متفرق شد ملازم على بن ابى طالب باش که او امام است و خلیفه بر شما است بس از من او است فاروق که تشخیص دهد میان حق و باطل هر که از او پرسد پاسخ گوید و هر که ره جوید رهش نماید هر که حق نزد او طلبد بیابد و هر که هدایت پیش او جوید بر خورد هر که بدو پناهد آسوده اش سازد و هر که باو متمسک شود نجاتش دهد هر که باو اقتداء کند رهبریش کند اى پسر سمره سالم ماند هر که تسلیم او گردد و دوستش دارد نابود است هر بر او رد کند و دشمنش دارد اى پسر سمره براستى على از منست و روحش از روح منست و گلش از گل من ، او برادر من و من برادر اویم او شوهر دختر من فاطمه بهترین زنان جهانیانست از اولین تا آخرین دو پسرش امام امت منند و دو سید جوانان اهل بهشت که حسن و حسین باشند با نه امام از فرزندان حسین که نهم آنها قائم آنها است در امتم و پر کند زمین را از عدل و داد چنانچه پرشده از ظلم و بیداد
امیر المؤمنین یک روز در بالاى منبر کوفه فرمود:
منم سید اوصیاء، وصى سید انبیاء منم امام مسلمانان و پیشواى متقیان و ولى مؤمنان و شوهر سیده زنان جهانیان منم که انگشتر بدست راست کنم و پیشانى بخاک نهم منم که دو هجرت کردم و دو بیعت نمودم منم صاحب بدر و حنین و زننده با دو تیغ و جنگنده بر دو اسب منم وارث علم اولین و حجت خدا بر جهانیان پس از پیغمبران و محمد بن عبد اللّه خاتم انبیاء، دوستدارانم مرحومند و دشمنانم ملعون بسیار بود که دوستم رسول خدا (ص) میفرمود اى على دوستى تو تقواست و ایمان دشمنى با تو کفر است و نفاق منم بیت حکمت و توئى کلیدش دروغگو است آنکه گمان برد مرا دوست دارد و دشمن تو است
پیغمبر فرمود:
به راستى خداوند تبارک و تعالى مرا برگزید و اختیار کرد و رسول گردانید و سید کتابها بمن نازل کرد و عرض کردم سیدا معبودا تو موسى را بفرعون فرستادى و از تو خواست که برادرش هرون را با او همراه کنى و زیرش باشد و بازویش قوى دارد و گفتار او را تصدیق کند من هم سیدا معبودا از تو خواهش دارم از خاندانم وزیرى برایم مقرر دارى که بازویم را باو قوى دارى خدا على (ع) را وزیر و برادرش ساخت و او را دلدار کرد و هیبت او را بدل دشمنش انداخت و او اول کس است که بمن ایمان آورد و مرا تصدیق کرد و اول کس است که همراهم یگانه پرستى کرد من او را از خدا خواستم و او را بمن عطا کرد او سید اوصیا است و رسیدن باو سعادت و مرگ در طاعتش شهادتست نامش در تورات مقرون نام من است و زنش صدیقه کبرى دختر منست و دو پسرش دو آقاى اهل بهشتند و دو پسر منند و او و آنها و امامان پس از آنها حجتهاى خداوند بر خلقش پس از پیغمبران و آنان دریاى علمند در امتم هر که پیروى آنها کند نجات یافته از دوزخ و هر که به آنها اقتدا کند رهبرده بصراط مستقیم ، نبخشیده است خداى عز و جل دوستى آنها را ببنده اى جز آنکه او را در بهشت درآورده است .
امام صادق فرمود:
شهرت بعبادت مایه بدگمانیست پدرم از پدرش از جدش بمن باز گفت که رسول خدا (ص) فرمود عابدترین مردم کسى است که همان واجبات را بجا آورد
سخى ترین مردم کسى است که زکاه مالش را بدهد
زاهدترین مردم کسى است که از حرام برکنار شود
با تقواترین مردم کسى است که در سود و زیان خود حق گوید
عاقلترین مردم آنکه بپسندد براى مردم آنچه براى خود پسندد و بد دارد براى مردم آنچه براى خود بد دارد
زیرکتر مردم آنکه بیشتر یاد مرگ باشد
رشک آورتر مردم آنکه زیر خاک است و از کیفر آسوده و امید ثواب دارد،
غافلتر مردم آنکه از دیگرگونى جهان پند بپذیرد
معتبرترین مردم آنکه بدنیا اعتبارى ننهد،
داناترین مردم آنکه دانش مردم را با دانش خود جمع کند
شجاع ترین مردم آنکه بر هواى خود غالب آید
پربهاترین مردم دانشمندتر آنها و کم بهاتر مردم کم دانش تر آنها
کم لذت تر مردم حسود است و کم راحت تر مردم بخیل
بخیلتر مردم آنکه بخل ورزد بدان چه خدا بر او واجب کرده
سزاوارتر مردم بحق داناتر مردم است بدان
کم حرمت ترین مردم فاسق است
کم وفا ترین مردم ملوکند
کم دوستترین مردم ملک است
درویش ترین کس طمعکار،
توانگرترین مردم کسى که اسیر آز نیست
برترین مردم در ایمان خوش خلق ترین آنها است گرامی ترین کس با تقواتر مردم است
با قدرترین آنان کسى که پیرامون کار بى معنى نگردد
پارساترین مردم کسى که مباحثه را وانهد گرچه حق با او باشد
نامردتر مردم دروغگو است و بدبخت تر مردم ملوکند و دشمن تر مردم متکبر است
مجاهدتر کس آنکه گناهان را ترک کند
فرزانه تر مردم آنکه از جهال بگریزد
سعادتمندتر کس آنکه با مردم گرامى بیامیزد
خردمندتر مردم کسى که بیشتر مدارا کند و سزاوارتر مردم بتهمت آنکه همنشین متهم باشد
سرکش تر مردم آنکه جز قاتل خود را بکشد و جز ضارب خود را بزند (یعنى انتقام از جز شخص جانى بگیرد)
سزاوارتر مردم بگذشت آنکه تواناتر است بر کیفر، سزاوارتر مردم بگناه نابخرد بدگو است
خوارتر مردم آنکه بمردم اهانت کند و با حزم تر مردم آنکه خشم خود بیشتر فرو خورد
صالحتر مردم خیراندیشتر آنهاست نسبت بمردم بهتر مردم آنکه بمردم سود رساند.
حمران گوید: روزى در محضر امام صادق (علیه السلام ) سخن از خلفاى ناحق و وضع بدى که شیعه در نزدآنان دارند به میان آمد.
حضرت فرمود: هنگامى من با ابو جعفر منصور بجایى مى رفتیم ، و او در میان موکب خلافت بر اسبى سوار بود و از جلو و از پشت سرش گروهى سوار و من نیز در کنار او بر الاغى سوار بودم منصور به من گفت : اى ابا عبدالله کار (خلافت بسود ما) انجام شد (و ما بخلافت رسیدیم ) و اکنون شایسته است که تو نیز به این نیروئى که خدا بما داده و درب عزتى که به روى ما گشوده خوشحال باشى ، و به مردم نگوئى که تو از ما و از همه خاندانت بکار خلافت شایسته تر هستى تا ما را به شدت عمل نسبت به خودت و نسبت به مردم وادار کنى ؟
حضرت فرماید: من بدو گفتم : هر که این سخن را از من براى تو نقل کرده دروغ گفته ، گفت : آیا بر این سخنى که مى گوئى قسم مى خورى ؟ فرمود: بدو گفتم : مردم افسونگرند یعنى مى خواهند دل تو را با من بد کنند – تو نباید سخن آنها را در گوش خود بگیرى زیرا که ما بتو نیازمندتریم از تو به ماها گفت : یادت هست که روزى من از تو پرسیدم : آیا ما به سلطلنت خواهیم رسید؟ و تو گفتى : آرى زمانى دراز و پهناور و سخت ، و همچنان در کار خود مهلت دارید و در دنیاى خود فراخمند زندگى کنید تا وقتى که خون حرامى را از ما در ماه حرام و در شهر حرامى بریزید…
ادامه نوشتار »
محمد بن سلیمان از پدرش روایت کند که گفت : روزى در محضر امام صادق (علیه السلام ) بودم که ابوبصیرنفس زنان وارد شد و چون در جاى خود قرار گرفت حضرت صادق (علیه السلام ) رو به او کرده فرمود: اى ابا محمد این نفس زدنت از چیست ؟
ابوبصیر: قربانت اى فرزند رسول خدا سالمند شده ام و استخوانم باریک گشته و مرگم نزدیک شده در صورتیکه نمى دانم وضعم در آخرت چگونه است ؟
امام (علیه السلام ): اى ابا محمد تو هم چنین مى گوئى ؟
ابوبصیر: چرا چنین نگویم ؟ قربانت گردم .
امام (علیه السلام ): اى ابا محمد مگر نمى دانى که خداى تعالى جوانان شما را گرامى داشته و از پیران شما حیا دارد؟
ابوبصیر: قربانت چگونه جوانانرا گرامى دارد و از پیران حیا کند؟!
امام (علیه السلام ): خدا جوانانرا گرامى داشته از اینکه عذابشان کند و از پیران حیا کند که از آنها حساب بکشد.
ابوبصیر: قربانت آیا این مقام ویژه ما (شیعیان ) است یا براى عموم اهل توحید و یکتا پرستانست ؟
امام (علیه السلام ): نه به خدا مخصوص شما است نه همه مردم .
ادامه نوشتار »