پندهای کوتاه از امیر مؤمنان (ع)

بدون نظر »

از کتاب ((غررالحکم )) از سخنان امیرالمؤمنین (ع ): دوست نیز انسانی ست . تنها، کسی غیر از تست .
زن ، فتنه است فتنه تر آن که انسان از او ناگزیرست .
شرکت در مال ، آشفتگی انگیزد و شرکت در رای ، به درستی انجامد.
آن چه سبب می شود، که ناتوان به مقصود رسد، همانست که توانا را از مطلوب باز می دارد.
خدمتگر تو، چون خدا را نافرمانی کرد، او را بزن ! و چون تو را نافرمان شد، ببخش !
از هر چیز، تازه اش را برگزین ! و از دوستان ، کهنه ترینشان را.
کار نیک را با از یاد بردنش زنده سازید! که منت نهادن ، آن را تباه سازد.
نیت خالی از تباهی ، بر عاملان آن ، دشوارتر از کوشش طولانی ست .
چون موی سیاهت به سپیدی گراید، خوشی های جوانیت می میرد.
کشکول شیخ بهایی

امید به بخشش خدا

بدون نظر »

یحیی معاذ رازی در مناجات خویش گفت : پروردگارا! با همه گناهکاریم ، دور نیست ، که امید من به بخشش تو، بر درستی عملم غالب آید. چه ، در کارهایم به بی ریائی خویش اعتماد داشته ام . و چگونه نترسم ؟ که به تباهی شناخته شده ام و در گناهان خویش همواره به عفو تو تکیه کرده ام و چگونه نبخشی ؟ که به بخشش موصوفی .
با کندن ریشه بدی ها از سینه خویش ، ریشه بدی ها را از سینه دیگران بکن !
کشکول شیخ بهایی

حسابرسی کریم

بدون نظر »

بادیه نشینی را گفتند: فرداى قیامت پروردگار، به حسابت رسیدگی مى کند. گفت : ای فلان ! مرا شاد کردی . زیرا چون کریم به حساب رسیدگی کند، بخشندگی کند

سخن عرفا

بدون نظر »

حکایت شده است که : عارفی ، پارچه ای بافت و در بافت آن دقت به کار داشت . چون آن را فروخت ، به علت عیب هایی که داشت ، به او باز گرداندند و او گریست . اما مشتری گفت : ای فلان ، مگری ! که بدان راضیم . و او گفت : گریه من از این نیست . بلکه از آن می گریم که در بافت آن ، کوشش بسیار کردم و به سبب عیب های پنهانی ، به من باز گردانده شد. و از آن می ترسم تا عملی که چهل سال در آن کوشیده ام نپذیرند.

قصار الحکم نج البلاغه ۳۶۶ تا ۳۷۰

بدون نظر »

حکمت ۳۶۶
هماهنگى علم و عمل
(عملى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: علم و عمل پیوندى نزدیک دارند.

و کسى که دانست باید به آن عمل کند، چرا که علم، عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد می ماند و گر نه کوچ می ‏کند.
حکمت ۳۶۷
روش برخورد با دنیا
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: اى مردم، کالاى دنیای حرام چون برگ‏هاى خشکیده وبا خیز است، پس از چراگاه آن دورى کنید، که دل کندن از آن لذّت بخش‏تر از اطمینان داشتن به آن است، و به قدر ضرورت از دنیا برداشتن بهتر از جمع آورى سرمایه فراوان است. آن کس که از دنیا زیاد برداشت به فقر محکوم است، و آن کس که خود را از آن بی ‏نیاز انگاشت در آسایش است، و آن کس که زیور دنیا دیدگانش را خیره سازد دچار کور دلى گردد، و آن کس که به دنیاى حرام عشق ورزید، درونش پر از اندوه شد، و غم و اندوه‏ها در خانه دلش رقصان گشت، که از سویی سرگرمش سازند، و از سویی دیگر رهایش نمایند، تا آنجا که گلویش را گرفته در گوشه‏ ای بمیرد، رگ‏هاى حیات او قطع شده، و نابود ساختن او بر خدا آسان، و به گور انداختن او به دست دوستان است. امّا مؤمن با چشم عبرت به دنیا می ‏نگرد، و از دنیا به اندازه ضرورت برمی ‏دارد، و سخن دنیا را از روى دشمنى می ‏شنود، چرا که تا گویند سرمایه دار شد، گویند تهیدست گردید، و تا در زندگى شاد می ‏شوند، با فرا رسیدن مرگ غمگین می ‏گردند، و این اندوه چیزى نیست که روز پریشانی و نومیدی هنوز نیامده است.
حکمت ۳۶۸
فلسفه کیفر و پاداش
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: همانا خداوند پاداش را بر اطاعت، و کیفر را بر نافرمانی قرار داد، تا بندگان را از عذابش برهاند، و به سوى بهشت کشاند.
حکمت ۳۶۹
خبر از مسخ ارزش‏ها
(اجتماعى، تاریخى سیاسى) و درود خدا بر او، فرمود: روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، امّا از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می ‏باشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکاری ‏اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه‏ ها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه‏ اى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم که از لغزش غفلت‏ها در گذرد.
حکمت ۳۷۰
هدفدارى انسان و ضرورت تقوا

(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: (نقل کردند که امام علیه السّلام کمتر بر منبرى می ‏نشست که پیش از سخن این عبارت را نگوید:) اى مردم از خدا بترسید، هیچ کس بیهوده آفریده نشد تا به بازی پردازد، و او را به حال خود وانگذاشته‏ اند تا خود را سرگرم کارهای بی ارزش نماید، و دنیایى که در دیده‏ ها زیباست، جایگزین آخرتى نشود که آن را زشت می ‏انگارند، و مغرورى که در دنیا به بالاترین مقام رسیده،
چون کسى نیست که در آخرت به کمترین نصیبى رسیده است.

حکمت های نهج البلاغه ۳۳۶۰ تا ۳۶۵

بدون نظر »

حکمت ۳۶۱
روش خواستن از خدا
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: هر گاه از خداى سبحان درخواستى دارى، ابتدا بر پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زیرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکى را برآورد و دیگرى را باز دارد.
حکمت ۳۶۲
ضرورت پرهیز از جدال و درگیرى
(اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس که از آبروی خود بیمناک است از جدال بپرهیزد.
حکمت ۳۶۳
نشانه بی ‏خردى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: شتاب پیش از توانایی بر کار، و سستى پس از به دست آوردن فرصت از بی خردى است.
حکمت ۳۶۴
جایگاه پرسیدن
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: از آنچه پدید نیامده نپرس، که آنچه پدید آمده برای سرگرمى تو کافى است.
حکمت ۳۶۵
ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: اندیشه، آیینه ‏اى شفّاف و عبرت از حوادث، بیم دهنده ‏اى خیر اندیش است، و تو را در ادب کردن نفس همان بس که از آنچه انجام دادنش را براى دیگران نمی ‏پسندى بپرهیزی .

سیره بزرگان (ابا میسره )

بدون نظر »

کسی گفت : ابامیسره عابد را دیدم که از فرط عبادت ، دنده هایش ‍ بیرون زده بود. او را گفتم : – خدا رحمت همه گیر خود را شامل تو گرداناد! – خشمناک شده و گفت : مگر نشانه ای نومیدی دیده ای ؟ که ان رحمه الله قریب من المحسنین ** و به خدا! که سخن او مرا گریاند. عاقل را سزوار است که به احوال پیامبران و ابدال و اولیاء و جهد آنان در طاعات و صرف عمرشان در عبادات که شبانروز سستی نمی پذیرد، بنگرد. آیا آنان را به خدا گمان نیکو نیست ؟ چرا! به خدا! که آنان به گسترش رحمت خداوندی آگاهند و نسبت به بخشش او گمان نیکو دارند. اما، بدان ! که آن بی جهد و کوشش ، آرزوی محض و غرور است . پس ، در عبادت و طاعت بکوشید تا امید به رحمت او شما را حاصل شود که نیکوترین بضاعت است .
کشکول شیخ بهایی
_______________________
** سوره اعراف آیه ۵۶
إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ
که رحمت‏ خدا به نیکوکاران نزدیک است

تفاوت امید وآرزو

بدون نظر »

از سخنان غزالی در تفاوت امید و آرزو: امید اصل و پایه دارد و آرزو، اصل و پایه ای ندارد. مثلا کسی که بکارد و بکوشد و خرمن کند، سپس بگوید امیدوارم که محصول من ، از هر قفیز، فلان مقدار باشد. این ، امید است . و دیگری ، نه بکارد و نه روزی کار کند. می رود و می خوابد و سالی به غفلت می گذراند، و چون وقت خرمن رسید، گوید امیدوارم که محصول من یکصد قفیز باشد. باید گفت : این از کجا؟ و این ، آرزوست که اصل و پایه ای ندارد.
نظیر این است که بنده ای ، در عبادت خدا بکوشد و دست از گناه بردارد، آنگاه بگوید: امیدوارم که خداوند، این اندک از من بپذیرد. و ناتمام مرا کامل سازد و به ثواب برساند. این نیز امید است . اما، اگر غفلت کند و ترک طاعت کند و گناه بورزد و نسبت به خشم خدا و رضایت و وعد و وعید او بی اعتنا باشد، و آنگاه بگوید: از خدا امید بهشت و رستن از دوزخ دارم . این نیز آرزوست که هیچ بهره ای ندارد و آن را خوش بینی جاهلانه نامیم .
کشکول شیخ بهایی

__________________________
قفیز واحد اندازه گیری که در نواحی مختلف مقدار ان متفاوت است تقریبا معادل ۱۵۰۰متر

سخن عارفان

بدون نظر »

عارفی گفت : آن که حرام ، یا ((شبهه ناک )) خورد، از درگاه حق رانده است . مگر نمی بینی که(جنب) از ورود به خانه او ممنوع است و آن که وضو ندارد، از دست زدن به کتاب حق منع شده است . با آن که جنابت و بی وضویی ، دو اثر مباح اند. پس ، آن که به حرام ، و نجاست شهوات آلوده شده است ، چگونه خواهد بود؟ که به ناچار از ساخت قرب حق مطرودست و از ساحت کبریایی او محروم و حق ورود به حرم او را ندارد.
کشکول شیخ بهایی

سخن بزرگان

بدون نظر »

یکی از بزرگان گفته است : از نشانه هایی که پروردگار ازبنده ای روی بر تافته است ، آنست که او را به کارهایی مشغول سازد که نه دنیاش را مفید افتد و نه دینش را.
***********
حکیمی فرزندان را گفت : ای فرزندان ! با هیچ کس دشمنی مکنید! حتی اگر از او گمان زیان دیدن داشته باشید و از دوستی هیچ کس نپرهیزید! حتی اگر گمان کنید که به شما سودی نرساند. زیرا، ندانید که چه هنگام باید از دشمنی دشمن ترسید و چه وقت به دوستی دوست امید داشت .
کشکول شیخ بهایی