حکیمی را گفتند: چیزی برتر از طلا دیدی ؟ گفت : بلى ! قناعت و ناظر به این معنی است سخن حکیمی دیگر که گفت : بى نیازی از چیزی ، بهتر از بى نیازی با آن چیزاست .
کشکول شیخ بهایی
مردی ((اسخنیس )) حکیم را دشنام داد. و او از پاسخ آن خودداری کرد. حکیم را گفتند: چرا پاسخ نگویی ؟ گفت : از ستیزی که در آن ، پیروز شرورتر از شکست خورده است ، وارد نشوم .
****************
دیوجانس حکیم را گفتند: ترا خانه ای هست که در آن بیاسایی ؟ گفت : از آن رو خانه خواهند، که در آن بیاسایند. و من ، آنجا که آسایم ، خانه منست
********************
به روزگار دیوجانس ، نقاشی ، حرفه خویش رها کرد و به پزشکی پرداخت و دیو جانس او را گفت : آفرین بر تو! چون دیدی که خطای در صورتگری ، به چشم می آید، به طب روی آوردی که خطای آن زیر خاک پنهان می شود.
*************************
دیوجانس مرد پرخور چاقی را دید و او را گفت : بر تن تو جامه ایست که بافته دندان های تست .
کشکول شیخ بهایی
حکیمی گفته است : مثل یاران پادشاه ، مثل کسانی ست که بر کوهی بالا می روند و آن که بیش بالا رود، به نابودی نزدیک ترست .
********************
حکیمی را پرسیدند: روز خویش را چگونه آغاز کردی ؟ گفت در حالی آغاز کردم ، که دنیا مایه اندوهم بود و آخرت موجب کوششم .
********************
صوفی یی را پرسیدند: حرفه شما چیست ؟ گفت : به خدا گمان نیک داشتن و به مردم ، گمان بد.
********************
حکیمی گفت : اگر از شیری به سلامت رستی ، در شکار آن طمع مکن ! به نزد آن کسی که دشمن تست مرو! و اگر رفتی ، سلام گوی !
********************
حکیمی گفت : اگر خواهی وفای کسی را بدانی ، اشتیاقش را به برادرانش بنگر! و شوقش را به میهنش و گریه اش را بر گذاشته اش .
********************
یکی از حکیمان گفته است : همچنان که مگس بر جراحت نشیند و آن را بگزد، و از جاهای سالم دوری کند، مردم بدکار، عیوب دیگران را پی گیرند و آن را یاد کنند. و خوبی هایشان را از نظر دور دارند.
********************
ارسطو به اسکندر نوشت : رعیت اگر توانائی گفتن داشته باشد، توانایی عمل کردن به آن نیز دارد. بنابراین ، بکوش ! تا نگوید، که از اجرای آن در امان باشی .
********************
اسکندر را پرسیدند: از آن ها که به دست آورده ای ، کدام یک بیشتر ترا شادمان کرد؟ گفت : قدرت بر این که احسان دیگران را به وجه احسن پاسخ گویم .
********************
سولون را پرسیدند: چه چیز بر انسان دشوارتر است ؟ گفت : خویشتن داری از گفت سخنی که او را سودی ندارد.
کشکول شیخ بهایی
آن که بر تو دگرگون شود، بر او دگرگون مشو!
با ستمگر همنشینی مکن ! اگر دوست گرامی تو باشد.
نیکی تو بر دوستت آنست که در مجالس او را احترام کنی .
آسان ترین تجارت ، خریدن است و دشوارترین آن ، فروختن .
نیازمند، نادانست . زیرا گمان می کند، که حاجت روا نخواهد شد، و غمگین می شود
دل را چون غم فرا گیرد، اراده ندارد.
اندوهناکی ، دشمن فهم است و این دو در یک معدن گرد نیایند.
چاره همسایه بد و دوست بد، آنست که فرزندانشان را گرامی بداری ، تا از بدی پدرانشان ایمن باشی .
آن را که به امیدی نزد تو آید، رد مکن ! چنان که تو نیز چون به امیدی روی ، دوست نداری که محروم شوی .
آن که ستمگر را یاری کند، خدا او را خوار می کند.
کشکول شیخ بهایی
۱- پیامبر (ص) فرمود: چهارند که در هر که باشند در نور اعظم خدا است
آنکه عصمت کارش شهادت بیگانگی خدا و رسالت من است و آنکه چون مصیبتی بدو رسد گوید إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ و آنکه چون خوبی به او رسد گوید الحمد للَّه و آنکه چون به خطا افتد گوید استغفر اللَّه و اتوب الیه.
***********************
۲- پیامبر (ص) فرمود: بهر که چهار چیز دادند از چهار دیگرش دریغ نکنند هر که آمرزشجوئی داده شد از آمرزش دریغ نشود، و به هر که شکر داده شد از فزونی نعمت دریغ نشود، و به هر که توبه داده شد از پذیرش دریغ نشود، و به هر که دعا داده شد از اجابت دریغ نشود.
**************
۳- پیامبر (ص) فرمود: دانش گنجینه ها است و کلیدهایش پرسش است بپرسید خدایتان رحمت کناد زیرا چهار کس أجر و مزد دارند، پرسش کن و سخنگو و شنونده و دوستدارشان.
******************
۴- پیامبر (ص) فرمود: از دانشمندان بپرسید و با حکماء مخاطبه کنید و با فقراء همنشین شوید.
*********************
۵- پیامبر (ص) فرمود: فضل علم نزد من از فضل عبادت محبوبتر است، و برترین دین شما ورع است.
**********************
۶- پیامبر (ص) فرمود: هر که ندانسته به مردم فتوی دهد فرشته های آسمان و زمین لعنتش کنند.
********************
۴۳- پیامبر (ص) فرمود: راستی بلای بزرگتر را پاداش بزرگتریست هر گاه خدا بنده ای را دوست دارد بلایش دهد هر که از دل خشنود است نزد خدا خشنودی دارد و هر که خشمگین است از آتش خشم است.
حکمت ۳۷۱
ارزشهای والای اخلاقی
(اخلاقی، معنوی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: هیچ شرافتی برتر از اسلام، و هیچ عزّتی گرامی تر از تقوا، و هیچ سنگری نیکوتر از پارسایی، و هیچ شفاعت کنندهای کار سازتر از توبه، و هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت، و هیچ مالی در فقر زدایی، از بین برنده تر از رضایت دادن به روزی نیست. و کسی که به اندازه کفایت زندگی از دنیا بردارد به آسایش دست یابد، و آسوده خاطر گردد، در حالی که دنیا پرستی کلید دشواری، و مرکب رنج و گرفتاری است، و حرص ورزی و خود بزرگ بینی و حسادت، عامل بی پروایی در گناهان است، و بدی، جامع تمام عیبها است.
حکمت ۳۷۲
********************
عوامل استحکام دین و دنیا
(علمی، اخلاقی، اقتصادی) و درود خدا بر او، فرمود: (به جابر بن عبد اللَّه انصاری فرمود) ای جابر استواری دین و دنیا به چهار چیز است: عالمی که به علم خود عمل کند، و جاهلی که از آموختن سرباز نزند، و بخشنده ای که در بخشش بخل نورزد، و فقیری که آخرت خود را به دنیا نفروشد. پس هر گاه عالم علم خود را تباه کند، نادان به آموختن روی نیاورد، هر گاه بی نیاز در بخشش بخل ورزد، تهیدست آخرت خویش را به دنیا فروشد. ای جابر کسی که نعمتهای فراوان خدا به او روی کرد، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد، خداوند نعمتها را بر او جاودانه سازد، و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمتها را نپردازد، خداوند، آن را به زوال و نابودی کشاند.
********************
حکمت ۳۷۳
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
(اخلاقی، اجتماعی، سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: (ابن جریر طبری در تاریخ خود از عبد الرحمن بن ابی لیلی فقیه نقل کرد، که برای مبارزه با حجّاج به کمک ابن اشعث برخاست،«» برای تشویق مردم گفت من از علی علیه السّلام «که خداوند درجاتش را در میان صالحان بالا برد، و ثواب شهیدان و صدّیقان به او عطا فرماید» در حالی که با شامیان رو برو شدیم شنیدم که فرمود) ای مؤمنان» هر کس تجاوزی را بنگرد، و شاهد دعوت به منکری باشد، و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگی سالم داشته است، و هر کس با زبان آن را انکار کند پاداش آن داده خواهد شد، و از اوّلی برتر است، و آن کس که با شمشیر به انکار بر خیزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او را رستگاری را یافته و نور یقین در دلش تابیده.
***********************
حکمت ۳۷۴
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
(اخلاقی، اجتماعی، سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: (و همانند حکمت گذشته، سخن دیگری از امام نقل شد) گروهی، منکر را با دست و زبان و قلب انکار میکنند، آنان تمامی خصلتهای نیکو را در خود گرد آورده اند. گروهی دیگر، منکر را با زبان و قلب انکار کرده، امّا دست به کاری نمیبرند، پس چنین کسی دو خصلت از خصلتهای نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است. و بعضی منکر را تنها با قلب انکار کرده، و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند، پس دو خصلت را که شریفتر است تباه ساخته اند و یک خصلت را به دست آورده اند. و بعضی دیگر منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته اند که چنین کسی از آنان، مرده ای میان زندگان است«».
و تمام کارهای نیکو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطرهای«» بر دریای موّاج و پهناور است، و همانا امر به معروف و نهی از منکر، نه اجلی را نزدیک میکنند، و نه از مقدار روزی میکاهند، و از همه اینها برتر، سخن حق در پیش روی حاکمی ستمکار است.
****************************
حکمت ۳۷۵
مراحل شکست در مبارزه
(سیاسی، نظامی، اخلاقی) و درود خدا بر او، فرمود: (از ابی جحیفه«» نقل شد، گفت از امیر مؤمنان شنیدم که فرمود علیهم السّلام) اوّلین مرحله از جهاد که در آن باز میمانید، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آنگاه جهاد با قلبهایتان میباشد، پس کسی که با قلب، معروفی را ستایش نکند، و منکری را انکار نکند، قلبش واژگون گشته، بالای آن پایین، و پایین قلب او بالا قرار خواهد گرفت.
از سخنان بزرگان :
آن که رغبتش بر توست ، یاری تو بر او واجب آید.
آن که بهره ثروتش را از خود دریغ دارد، آن را در اختیار داماداش می گذارد.
بخشش ، دشمنان را دوست می کند و بخل ، بغض فرزندان را بر می انگیزد.
کشکول شیخ بهایی
از دیوان منسوب به امام علی (ع ):
دو حال وجود دارد: سختی و آسایش . و نعمت و رنج همواره بر یکدیگر مباهات می کنند. اگر روزگار، جوانمرد ادیب ماهر را خیانت کند، او خیانت نمی ورزد. اگر رنجی به من برسد، همانند سنگ سخت ، بردبار می مانم . چه ، دانم که نعمت و محنت هیچیک پایدار نمی مانند.
کشکول شیخ بهایی
گفته اند: ((هوی )) و ((شهوت )) با آن که در علت معلول و اتحاد در دلالت و مدلول ، یکی اند. در عین حال ، متفاوت اند. چه ((هوی )) ویژه رای ها و اعتقادهاست و ((شهوت )) به درک لذت ها اختصاص دارد. و ((شهوت )) از پی آمدهای ((هوی )) است و شهوت ، خاص تر است و ((هوی )) گمراه تر و آن ، عام ترست .
کشکول شیخ بهایی
با پیروی از پیامبران و اولیای گذشته و نیکان ، انسان در می یابد، که هیچیک از آنان ، در طول عمر، از گرفتاریهای پیاپی، بر کنار نبوده اند. و در این مورد، خویش را در ردیف آنان میگذارد و تو را به مرتبه ای آگاه میکند، که بالاترین مراتب است .
حسین بن علی(ع ) را پرسیدند: چه کسی به ارزش ، برترین مردم است ؟ گفت : آن که نیندیشد که دنیا در دست کیست .
یکی از بزرگان گفته است : این مرگ ، نعمت هر صاحب نعمتی را تیره میدارد. پس ، نعمتی طلب کنید! که مرگی با خود نداشته باشد.
امام حسن (ع ) فرمود: مرگ ، دنیا را رسوا ساخت . که نگذاشت هیچ خردمندی به شادکامی روزگار بگذارند.