عمرو بن جمیع گوید:
امام صادق (ع) به من فرمود: هر کس براى فراگیرى فقه و قرآن و تفسیر نزد ما آید راهش دهید، و هر کس براى فاش ساختن عیب و سرّى که خداوند مستورش داشته نزد ما آید مانعش شوید و از ورود وى جلوگیرى کنید. مردى از میان آن قوم عرض کرد: قربانت ، اجازه مى دهید حال خود را براى شما بازگو کنم ؟ فرمود: اگر خواهى بگو. گفت : به خدا سوگند دیر زمانى است که من مبتلا به گناهى هستم و هر چه مى خواهم از آن دست بردارم و توبه کنم نمى توانم ! حضرت باو فرمود: اگر واقعاً راست بگوئى خداوند تو را دوست مى دارد، و از آن رو توفیق توبه بتو نمى دهد و اسباب بازگشت از گناه را برایت فراهم نمى کند که پیوسته این خوف در دلت باشد و از وى در بیم و هراس باشى .
ابو حمزه ثمالى از امام زین العابدین (ع) روایت کند که رسول خدا (ص) فرمود:
هیچ گامى نزد خدا از این دو گام محبوبتر نیست : گامى که یک مؤمن در راه خدا بردارد و صف جهاد را محکم کند، و گامى که یک مؤمن در راه پیوند با خویشاوندى که یا او قطع رابطه کرده بردارد.
و هیچ جرعه اى نزد خدا از دو جرعه محبوبتر نیست : جرعه خشمى که مؤمنى با حلم و بردبارى فرو برد، و جرعه رنج و مصیبتى که مؤمنى با صبر و استقامت بکام کشد. و هیچ قطره اى نزد خدا از دو قطره محبوبتر نیست : قطره خونى که در راه (خشنودى ) خدا ریخته شود، و قطره اشکى که در تاریکى و دل شب از بیم خدا بر رخسارى بغلطد.
******************************
ربعىّ بن عبد اللّه و فضیل بن یسار گویند:
امام صادق (ع) فرمود: به دلت بنگر، اگر رفیقت را دوست نداشت حتماً یکى از شما خلافى کرده است .
******************************
عمرو افرق و حذیفه بن منصور گویند:
امام صادق (ع) فرمود:
صدقه اى که خدا دوست دارد برقرارى صلح است میان مردمى که بهم پشت کرده و اختلاف و دشمنى نموده اند، و برقرارى الفت است میان کسانى که از هم دورى جسته اند.
اى على در تورات است که چهار تا در کنار چهارند: هر که بدنیا آزمند شود بر خداوند خشمناک گردد؛ هر که از مصیبت وارده بنالد از خدایش نالیده است، هر که نزد توانگرى رود براى او زبونى کند دو سوم دینش بر باد رفته است و هر کس از این امت بدوزخ رود کسى باشد که آیات خدا را بمسخره و بازیچه گرفته
*******************************
چهار در کنارشان چهار است هر که پادشاه شد خود رأى شود، هر که مشورت نکند پشیمان گردد، بدستى که بدهى بهمان بستانى، نیازمندى مرگ اکبر است، باو عرض شد نیازمندى بزر و سیم؟ فرمود نیازمندى از دین.
*******************************
اى على چهارند که بیهوده اند: خوردن سر سیرى، چراغ برابر ماه، کشت در شورهزار، احسان بنااهل.
*******************************
اى على چهارند که زودتر کیفر گیرند: مردیکه باو خوبى کنى و بعوض خوبى تو بدى کند. مردیکه باو ستم نکنى و او بتو ستم کند، مردیکه با او پیمان بستى، و نیت تو وفا با او است و نیت او بیوفائى است، و مردیکه با او صله رحم کنى و او قطع رحم کند.
*******************************
اى على چهارند که در هر که باشند اسلامش کامل است: راستى، شکرگزارى، شرم، و خوش رفتارى. اى على کم حاجت خواستن از مردم همان بی نیازى موجود است، و پر حاجت خواستن از مردم خوارى و همان فقر موجود است.
تحف العقول
اى على: سه تا از مکارم اخلاق است: پیوند کن باکسى که از تو بریده، بدهى بآن که از تو دریغ کرده، و بگذرى از آنکه بتو ستم کرده.
***************************
اى على: سه چیز نجات بخشنده تو است: زبانت را نگهدارى، و بر گناهت بزارى، و در خانه ات بیارامى.
***************************
اى على: سرور هر کردارى سه اند: از طرف خود بمردم حق بدهى، براى خدا با برادرت برابر شوى، و خدا را در هر حال بیاد دارى.
***************************
اى على: سه چیز از آرایش خدایند: مردی که براى خدا از برادر مؤمنش دیدن کند که زائر خدا است، و بر خدا است زائر خود را گرامى دارد، و هر چه خواهد باو دهد. مردیکه نماز بخواند و در تعقیب بماند تا نماز دیگر او مهمان خدا است و بر خدا است که مهمانش را گرامى دارد. آنکه بحج یا عمره رود که وارد، بر خدا است و خدا را باید که وارد خود را گرامى دارد.
***************************
اى على: سه تا باشند که مزد دنیا و آخرت دارند: حج ندارى را ببرد، صدقه بلا را بگرداند، و صله رحم عمر را بیفزاید. اى على سه چیز در هر که نباشد هیچ کارش راست نیاید: پارسائى که از نافرمانى خدا عز و جلش در کشد. دانشى که از نادانى بیخردیش برهاند. و خردی که بدان با مردم سازگارى کند.
***************************
اى على سه کس در روز رستاخیز زیر سایه عرشند: مردی که براى برادرش بخواهد آنچه را براى خود خواهد، و مردی که بکارى رسد و در آن گامى پیش و پس ننهد تا بداند که آن کار پسند یا ناپسند خدا است، و مردی که از برادر خود عیبى نگیرد تا آن را در خود درمان کند، زیرا هر عیب خود را را درمان کند عیب دیگرش فاش شود، و مرد را بس است که همان بخود پردازد.
******************************
اى على هر دیده در روز رستاخیز گریان است مگر سه دیده، دیدهاى که در راه خدا بىخواب مانده، دیدهاى که از حرام خود بر هم نهفته، و دیدهاى که از ترس خدا اشک ریخته. اى على خوشا بر آن چهرهاى که خدایش بنگرد بر گناهى که جز خدا مطلع نیست گریانست.
******************************
اى على سه تا هلاک کننده اند و سه تا نجات بخش: اما آن هلاک کننده ها هواى نفس است که دنبال شود، و بخلى که پیروى گردد، و خود پسندى مرد است، و اما نجات بخشها دادگرى در خشنودى و خشم است، و میانه روى در توانگرى و نیازمندى، و ترس در نهان و عیان که گویا او را مینگرى و اگر تو او را ننگرى او تو را بنگرد.
******************************
اى على در سه چیز دروغ نیکو است: فریب کارى در جنگ، و نوید بهمسرت، و اصلاح میان مردم.
******************************
اى على در سه چیز راستى زشت است سخن چینى، و خبر دادن بمردى از زنش، و مردى را در دعوى نیکوکارى تکذیب کردن.
******************************
اى على سه چیز از ابواب نیکى باشند: سخاوتمندى دل، شیرین سخنى، شکیبائى بر آزار.
تحف العقول
ابراهیم پسر ادهم بوستان بانى مى کرد. روزى مردى سپاهى به نزد او آمد و میوه خواست . اما ابراهیم از دادن آن خوددارى کرد. پس سپاهى با تازیانه به سرش نواخت . ابراهیم ، سرش را نزدیک تر آورد، و گفت سرى را که همواره به نافرمانى خدا برداشته مى شده است ، بزن ! مرد سپاهى او را شناخت و به عذر خواهى در ایستاد آنگاه ، ابراهیم ، او را گفت : سرى را که شایسته عذر خواستن بود، در بلخ رها کردم .
**********************
مردى ((سهل )) (بن عبدالله شوشترى ؟) را گفت : خواهم که در مصاحبت تو باشم . سهل گفت : چون یکى از ما دو تن بمیرد، آن دیگرى با که همنشین خواهد بود؟ پس ، هم اکنون ، با او باشد.
******************************
فضیل را گفتند: فرزندت گوید: دوست دارم در جایى باشم که مردم را ببینم و مردم مرا نبینند. فضیل گریست و گفت : اى واى بر فرزندم ! چرا سخنش را تمام نکرد؟ که : ((نه آنها را ببینم و نه مرا ببینند.))
کشکول شیخ بهایی
اى على یکى از نشانه هاى یقین است که کسیرا بخشم خدا خشنود نسازى، و بدان چه خدایت داده است کسیرا نستائى، و بدان چه ات نمیدهد دیگرى را نکوهش نکنى زیرا آز آزمندى روزى رسان نیست و بد خواهى کسى جلوگیرش نباشد.به راستى خدا بحکمت خود نشاط و شادى را در یقین نهاده و هم و غم را در شک و خشم.
اى على به راستی فقرى سختتر از نادانى نیست، و مالى بهره ده تر از خردمندى. تنها بودنى هراسناکتر از خودبینى نیست، و همدستى خوشتر از مشورت کردن، هیچ خردمندى چون اندیشه کردن نیست و هیچ خانوادگى چون خوشرفتارى و هیچ عبادتى چون تفکر.
اى على: آفت حدیث دروغ است، و آفت دانش فراموشى، و آفت عبادت سستى، و آفت بخشش منت بار کردن، و آفت دلبرى ستم، و آفت زیبائى بخود بالیدن، و آفت خانواده فخریه نمودن. اى على: راستى را باش و از دهانت هرگز دروغى نپرد و هرگز بر خیانتى دلیرى مکن، و ترس از خدا را باش تا گوئى او را بینى، و مال و جانت را نثار دینت کن، اخلاق خوش را باش و بکارشان بند، از اخلاق بد بگریز و کناره کن. اى على: محبوبترین کردار نزد خداوندگار سه است، هر که آنچه را خدا بر او واجب کرده انجام دهد از عابدترین مردم است و هر که از آنچه خدا حرام کرده پارسا باشد پارساترین مردم است، و هر که بدان چه خدایش روزى کرده بسازد از توانگرترین مردم است.
تحف العقول
ابن عباس که – خدا از او خشنود باد -! گفت : بنده ، آنگاه به خدا نزدیکترست که اگر چیزى خواهد، از ((او)) خواهد و آنگاه ، از او دورتر است که اگر چیزى خواهد، از ((ایشان )) خواهد.
*******************************
یکى از ناموران گفته است : آن که در علم خویش بیفزاید و به زهد خویش نیفزاید، به دورى خویش از خدا افزوده است .
***************************
جنید گفته است : روزى به نزد یکى از بزرگان طریقت رفتم و او را به نوشتن مشغول دیدم . او را گفتم : تا کى چنین مى نویسى ؟ پس کى به عمل مى پردازى ؟ و او گفت : اى ابوالقاسم ! آیا این ، عمل نیست ؟ و خاموش ماند؟ و ندانستم که در پاسخ چه گویم .
کشکول شیخ بهایی
یک روز رسول خدا (ص) بیکى از اصحابش فرمود:
اى بنده خدا دوست در در راه خدا و دشمنى کن در راه خدا مهر ورز در راه خدا و خصومت کن در راه خدا که بولایت خدا نرسى جز بدان و نیابد مردى مزه ایمان را هر چه هم نماز و روزه اش بسیار باشد تا چنین باشد و بتحقیق گردیده است بیشتر برادرى مردم در این روزگار شما در راه دنیا است ، بر سر آن با هم دوستى کنند و بر سرا آن باهم دشمنى ورزند و این نزد خدا براى آنها هیچ فایده ندارد ب آن حضرت گفت چطور بدانم که در راه خداى عز و جل دوستى و دشمنى کردم دوست خدا کیست تا پا او دوستى کنم و دشمنش کیست تا دشمن او باشم رسول خدا (ص) اشاره بعلى (ع) کرد و فرمود این مرد را مى بینى ؟ عرضکرد آرى فرمود دوست او دوست خداست او را دوست دار دشمن او دشمن خداست او را دشمن دار، دوستش را دوست دار گرچه کشنده پدرت باشد و دشمنش را دشمن دار گرچه پدر یا فرزندت باشد.
امام پنجم محمد بن على باقر فرمود:
از رسول خدا (ص) پرسیدند از بهترین بندگان خدا، فرمود آنهایند که چون خوش رفتارى کنند خرم گردند و چون بد کردارى کنند آمرزش جویند و چون عطا در یابند شکر گزارند و چون گرفتار شوند شکیبا باشند و چون خشم گیرند درگذرند.
حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) فرمود:امیر المؤ منین (علیه السلام ) اصحاب خود را بدین نحو سفارش مى کرد که مى فرمود:
شما را به ترس از خدا و پرهیزکارى سفارش مى کنم زیرا پرهیزکارى است که مورد رشک جوینده امیدوار و مورد اعتماد گریزان پناه جو است ، و پرهیزکارى را جامه درونى و باطنى خود قرار دهید و از روى اخلاص یاد خدا کنید تا بوسیله آن بهترین زندگى را دریابید و بدان راه نجات را به پیمائید بنگرید بدنیا نگریستن پارسائى که از آن جدا گردد، زیرا دنیا جاى گزین خود را از جاى برکند و خوشگذران آسوده دل را داغدار کند، آنچه که از دنیا رفته است امیدى به بازگشت آن نیست ، و آینده آن نیز روشن نیست که انتظارش را برند، به آسایش آن بلا و گرفتارى و به بقایش فنا و نیستى بسته است ، خوشیش آمیخته به اندوه و بقاى در آن مخلوط بناتوانى و سستى است ، دنیا چون بستانى است که چراگاهش خرم و سرسبز است و نظر بیننده را بخود جلب کند، نوشیدنیش گوارا و خاکش خوشبو است ، از ریشه هایش آب چکد و شاخه هایش نمناک باشد تا چون این گیاه زمانش فرا رسد (و بثمر رسد) و بندهاى آن محکم گردد بادى بوزد که برگها را برکند و بندها را از هم بگسلد پس چنان گردد که خدا فرموده : (خشک گردد و بادها پراکنده اش سازد، و خدا بر هر چیز تواناست ). (سوره کهف آیه ۴۵) بنگرید در دنیا که چیزهاى جالب براى شما بسیار دارد ولى کمتر چیزى از آن بشما سود دهد.
روضه کافی روایت ۳