امام پنجم محمد بن على باقر فرمود:
از رسول خدا (ص) پرسیدند از بهترین بندگان خدا، فرمود آنهایند که چون خوش رفتارى کنند خرم گردند و چون بد کردارى کنند آمرزش جویند و چون عطا در یابند شکر گزارند و چون گرفتار شوند شکیبا باشند و چون خشم گیرند درگذرند.
حکمت ۱۰۴
۱- وصف زاهدان
(اخلاقی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: (از نوف بکّالی «» نقل شده، که در یکی از شبها، امام علی علیه السّلام را دیدم برای عبادت از بستر برخاست، نگاهی به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابی یا بیدار گفتم: بیدارم. فرمود: ای نوف خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمی هستند که زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر،«» و قرآن را پوشش زیرین،«» و دعا را لباس روئین خود قرار دادند، و با روش عیسای مسیح با دنیا بر خورد کردند.
۲- ارزش سحرخیزی
ای نوف همانا داوود پیامبر (که درود خدا بر او باد) در چنین ساعتی از شب بر می خاست، و می گفت: «این ساعتی است که دعای هر بندهای به اجابت می رسد، جز با باج گیران، جاسوسان، شبگردان و نیروهای انتظامی حکومت ستمگر، یا نوازنده طنبور و طبل».
ادامه نوشتار »
حکمت ۱۱۱
عشق تحمّل ناشدنى امام على علیه السّلام
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (پس از بازگشت از جنگ صفّین، یکى از یاران دوست داشتنى امام، سهل بن حنیف از دنیا رفت.) اگر کوهى مرا دوست بدارد، در هم فرو می ریزد. (یعنى مصیبتها، به سرعت به سراغ او آید، که این سرنوشت در انتظار پرهیزکاران و برگزیدگان خداست، همانند آن در حکمت ۱۱۲ آمده است)
حکمت ۱۱۲
مشکلات شیعه بودن
(اعتقادى، سیاسى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس ما اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را دوست بدارد، پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد. (یعنى آماده انواع محرومیّتها باشد)
«این کلمات را به معانى دیگرى تفسیر می کنند که اینجا جاى ذکر آن نیست»
ادامه نوشتار »
اگر عالمى در دنیا پرهیزگار نباشد، عذاب مردم روزگار خویش است . آن که براى مردن آماده نباشد، مرگ او، مرگ ناگهانى ست ، هر چند که سالى بسترى باشد.
******************************
دیگرى گفته است : در این روزگار، آن که جویاى دانشمندى باشد، که به دانش خویش عمل کند، بى دانشمندى خواهد ماند و آن که در طلب طعامى بى شائبه باشد، بى طعمام مى ماند و کسى که دوستى بى عیب طلب کند، بى دوست خواهد بود.
***************************
حکیمى را گفتند: چگونه است که سنگینى گران جانان سنگین تر از باریست که بر دوش کشند گفت : از آن رو که بار گران ، سنگینى جسم و جانست و گرانى گران جانان ، سنگینى روح
کشکول شیخ بهایی
ربیع بن خیثم را گفتند: هیچ ندیدیم که کسى را غیبت کنى . گفت : (از خویش خوشنود نیستم ، تا به نکوهش دیگران بپردازم . سپس خواند:
بر خویشتن مى گریم ، بر دیگرى نمى گریم . آنچنان به خویش مشغولم ، که به دیگران نمى پردازم
********************************
ابن عباس که – خدا از او خشنود باد -! گفت : بنده ، آنگاه به خدا نزدیکترست که اگر چیزى خواهد، از ((او)) خواهد و آنگاه ، از او دورتر است که اگر چیزى خواهد، از ((ایشان )) خواهد.
*************************
ادامه نوشتار »
اومیروس گفته است : خوى بد خود را متهم بدار! که اگر به خواست هاى دنیایى خود برسد، همچون هیزم است براى آتش و آبست براى ماهى و اگر آن را از خواسته هایش بازبدارى و میان آن و خواسته هایش فاصله بیفتد، خاموش مى شود. همچنان که آتش در اثر نبودن هیزم خاموش مى شود و همچنان که بى آبى ، ماهى را هلاک مى کند.
همچنان که مردمک چشم ، به هنگام درد، یا ناراحتى دیگر، از نور خورشید بى نصیب مى ماند، چشم بصیرت نیز با آسیب پذیرى از هوس و پیروى از شهوات و آمیزش با مردم دنیا از ادراک نورهاى قدسى محروم مى ماند و از ذوق لذتهاى انسى محجوب
کشکول شیخ بهایی
على (ع) فرمود:
در پنج وقت دعا را غنیمت شمارید وقت قرائت قرآن ، نزد اذان ، نزد آمدن باران ، نزد برخورد دو صف بقصد شهادت و هنگام دعاى مظلوم که پرده اى تا عرش فاصله ندارد.
محمدبن جعفر عقبى در حدیثى مرفوع روایت کرده که امیرمؤ منان (علیه السلام ) خطبه اى ایراد فرمود و در آن خدایرا ستایش و ثناء کرد سپس فرمود:
اى گروه مردم آدم (ابوالبشر) فرزند بنده و یا کنیزى به جاى ننهاده و مردم همگى آزاد (خلق شده )اند، ولى خداوند برخى از شما را زیر دست دیگرى قرار داده پس هر که آزمایش و بلاء (و سابقه اى از نظر جهاد اسلام ) داشته و در کار خیر شکیبائى ورزیده نباید بر خداى عزوجل منتى داشته باشد آگاه باشید که اینک چیزى (از اموال ) براى ما فراهم شده و ما در مورد (تقسیم ) آن برابر تقسیم مى کنیم و فرقى میان سیاه پوست و سرخ پوست نگذاریم . مروان رو بطلحه و زبیر کرده گفت : از این سخن مقصودى جز شما دو نفر ندارد، پس امیرمؤ منان (دست بکار تقسیم شد) و به هر یک نفر سه دینار داد، (تا رسید) به مردى از انصار (به او) نیز سه دینار داد، و پس از او غلام به سیاهى آمد حضرت به او نیز سه دینار داد، مرد انصارى گفت : اى امیرمؤ منان این غلامى است که من دیروز او را آزاد کردم به من و او برابر مى دهى ؟ فرمود: من در کتاب خدا نگریستم و ندیدم که فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق برترى و فضیلتى داشته باشند.
(مجلسى (رحمه الله علیه ) گوید: شاید غلام مزبور از بنى اسرائیل بوده چنانچه اغلب اینطور بوده )
امام صادق (علیه السلام ) فرموده که امیرمؤ منان (علیه السلام ) فرمود: همانا روزگارى بر مردم بیاید که شخص گنه پیشه و بد کار را ظریف و زیرک شمارند، و شخص پر رو و بى شرم را به خود نزدیک کرده و مقرب نزد اشخاص واقع گردد، و شخص با انصاف را ناتوان شمرند! بدان حضرت گفتند: اى امیرمؤ منان در چه زمان این جریان پیش آید؟ فرمود: هرگاه امانت را غنیمتى دانند (و بصاحبش نپردازند) و زکات را غرامت (تاوان و زیان ) دانند، و عبادت را وسیله اى براى گردن فرازى و برترى بر مردم گیرند، وصله رحم (یا دستگیرى از مستمندان ) را وسیله براى منت گذارى قرار دهند (و به اینکار بر مردم یا بر برخویشان و مستمندان منت گذارند)؟ عرض کردند:اى امیرمؤ منان این جریان چه وقت خواهد بود؟ فرمود: آنوقتى که زنان (برمردان ) تسلط یابند، و کنیزکانرا (بر کارها) تسلط دهند، و کودکان را فرمانروائى دهند
ابوحمزه ثمالى گوید: حضرت على بن الحسین (علیه السلام ) مى فرمود: به راستى محبوبترین شما در نزدخداى عزوجل آنکسى است که کردارش بهتر باشد، و همانا بزرگترین شما در پیشگاه خدا از نظر کردار آنکسى است که رغبت و اشتیاقش بدانچه نزد خدا است بزرگتر باشد (مجلسى (رحمه الله علیه ) گوید: یعنى نشانه زیادى شوق به حق زیادى عمل و کردار است ) و آنکسى بهتر از عذاب خدا نجات یابد که ترسش از خدا بیشتر و بهتر باشد، و همانا نزدیکترین شما به خدا کسى است که خلقش نیکوتر باشد، و پسندیده ترین افراد شما در نزد خدا کسى است که بر عیال (و نانخوران ) خود فراختر گیرد، (و بهتر بزندگى آنها توسعه دهد) و گرامى ترین شما در پیشگاه خدا پرهیزکارترین شما از خدا است