حکمت ۱۳۱
و درود خدا بر او، فرمود: (شنید مردی دنیا را نکوهش می کند.) (اخلاقی ، اجتماعی )
۱- توبیخ نکوهش کننده دنیا:
ای نکوهش کننده دنیا، که خود به غرور دنیا مغروری و با باطلهای آن فریب خوردی خود فریفته دنیایی و آن را نکوهش می کنی آیا تو در دنیا جرمی مرتکب شدها ی یا دنیا به تو جرم کرده است کی دنیا تو را سرگردان کرد و در چه زمانی تو را فریب داد آیا با گورهای پدرانت که پوسیده اند (تو را فریب داد) یا آرامگاه مادرانت که در زیر خاک آرمیده اند آیا با دو دست خویش بیماران را درمان کرده ای و آنان را پرستاری کرده و در بسترشان خوابانده ای درخواست شفای آنان را کرده، و از طبیبان داروی آنها را تقاضا کرده ای در آن صبحگاهان که داروی تو به حال آنان سودی نداشت، و گریه تو فایده ای نکرد، و ترس تو آنان را سودی نرساند، و آنچه می خواستی به دست نیاوردی ، و با نیروی خود نتوانستی مرگ را از آنان دور کنی . دنیا برای تو حال آنان را مثال زد، و با گورهایشان، گور، خودت را به رخ تو کشید.
ادامه نوشتار »
حکمت ۱۲۱
ارزیابی عمل ها
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی که لذّتش می رود و کیفر آن می ماند، و عملی که رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است
ادامه نوشتار »
اى مردم ! شما یادگار گذشتگان اید و باز مانده پیشینیان . که نیرو و توانائى شان بیش از شما بود. چنان که بنیان هاى استوار را در هم مى شکستند در عین حال ، خداى توانا بر آنان پیروزى یافت آن چنان ، که قبیله نیرومند آنان ، از هر گونه پشتیبانى از آنان ، در ماندند و فدیه نیز از آنان پذیرفته نشد.
اکنون ، شما پیش از آن که به چنگال مرگ گرفتار آیید و از سرانجام خویش غافل مانید، براى آینده خویش ، زاد و توشه اى گرد آورید! زیرا، قلم قدرت آن چه را که باید بشود، نگاشته است .
کشکول شیخ بهایی
عثمان – بن عفان – غلامى را با کیسه زری به نزد ابوذر، رضی الله عنه فرستاد و به غلامى گفت : اگر از تو بپذیرد، آزادى . و چون غلام با کیسه به نزد ابوذر آمد و اصرار کرد و نپذیرفت ، به او گفت : آن را بپذیر! که آزادى من ، در این است . و ابوذر گفت : و بندگى من !
از سخنان ارسطو: اگر خواهى بدانى که آدمى تواند تا شهوات خویش در اختیار گیرد، بنگر! که تا چه اندازه تواند که زبان خویش نگه دارد. و نیز گفت روح در جسم نیست ، بلکه جسم در روح است . چه ، روح از بدن وسیع تر است .
کشکول شیخ بهایی
از سخنان رمزآمیز حکیمان است که : زمین ، هیچ گاه بى بهار نیست . و معناى آن این است که کسب کمال ، در هر زمان میسر است . چه به هنگام جوانى و چه میانسالى و چه پیرى . و دست شستن از فضیلت آموزى ، هیچگاه سزوار نیست ، و چه نیکو گفت ، آن که گفت :
هنگام بهار است . اى رفیق ! دلم را درمان کن ! و دستم را از جام باده تهى مگذار! بلبل مى خواند و مى گوید: بهوش باشید! که عمر مى گذرد و گذشته ، باز نمى آید.
********************
مردى گفت : سخت ترین چیزها آن ست که انسان به چیزى دست یابد، که نمى خواهد. حکیمى سخن او شنید و گفت : سخت تر از آن ، آن ست که به آن چه مى خواهد، دست نیابد.
از امام صادق (ع ) نقل شده است که پیامبر(ص ) فرمود! نگریستن به سیماى دانشمند، عبادت است . سپس گفت : و او دانشمندی است که چون به او بنگرى ، ترا به یاد آخرت اندازد. و اگر خلاف این باشد، نگریستن به او، فتنه است .
نیز از پیامبر(ص ) نقل شده است که فرمود: دانشمندان ، تا آنگاه که با پادشاهان آمیزش نکرده اند، امینان پیامبرانند در میان مردم ، و اگر با آنان آمیزش کردند و به کار دنیا پرداختند، به پیامبران خیانت ورزیده اند. و از این رو، از آنان بپرهیزید.
ادامه نوشتار »
هرگاه دانشمندى همنشینى سلطان پیشه کند، بدان که دزدى بیش نیست و زنهار که ترا نفریبد! به این که گوید: رد ستمى مى کند، یا دفاع از مظلومى . که همانا این ، فریب شیطان است ، که دانشمندان بدکار، آن را نردبان خویش ساخته اند.
**************
حکیمى گفت : هر گاه به دانشى دست یاقتى ، نور علم را به تیرگى گناهان ، خاموش مساز! که در آن روز که دانشمندان به نور دانش خویش راه مى سپرند، تو در تاریکى مى مانى و از پیامبر (ص ) است که فرمود: خیانت مرد در علم ، بدتر از خیانت او در مال است
کشکول شیخ بهایی
یکى از اصحاب گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که مردى آبله دار جنب شده بود او را غسل دادند و مرد، فرمود: او را کشتند! چرا نپرسیدند، همانا دواى نفهمى پرسش است.
اصول کافی جلد ۱ باب عالم ومذاکره با او.
*************
حضرت صادق به حمران راجع به سؤالی که کرده بود فرمود: همانا مردم هلاک شدند چون نپرسیدند.
اصول کافی جلد ۱ باب عالم ومذاکره با او.
*************
ادامه نوشتار »
موسى بن جعفر علیهم االسلام فرمود: گفتگوى با عالم در خاکروبه بهتر از گفتگوى با جاهل است روى تشکها.
اصول کافی جلد ۱ باب همنشینی با علما
*******************************
رسول خدا فرمود: حواریین به عیسى علیه السلام گفتند یا روح الله با که بنشینیم فرمود: با کسیکه دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند.
اصول کافی جلد ۱ باب همنشینی با علما
*******************************
ادامه نوشتار »