ابوحمزه ثمالی گوید:
امام سجاد علیه السلام فرمود:
حق خدای اکبر، بر تو این است که :
او را عبادت کنی و چیزی را شریک او قرار ندهی ، پس اگر تو با اخلاص ، این عمل را به جای آوری ، خداوند بر خود چنین قرار داده که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.
حق جان تو، بر خودت این است که :
آن را در طاعت خداوند به کارگیری .
حق زبان ، گرامی داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خیر و ترک یاوه گویی که فایده ای در آن نباشد. و نیکی با مردم و خوش گفتاری با آنان است .
حق گوش ، منزه داشتن آن از غیبت ، و آنچه که نباید بشنوی حق چشم ، این است که آن را از محرمات فروبندی . و نگاه کردن با آن را وسیله عبرت قراری دهی .
حق دستت ، این است که آن را به سوی چیزی که بر تو حلال نیست ، نگشایی .
حق پایت ، این است که به سوی محرمات راه نسپاری ، چرا که با این پاها بر صراط می ایستی .
پس بنگر، تا تو را نلغزاند تا در دوزخ افتی .
و حق شکم ، آن است که آن را ظرفی برای حرام نسازی ، و بیشتر از حد سیری نخوری
پیامبر (ص)فرمود: دانش آموزید زیرا آموختنش حسنه است و مدارست آن تسبیح، است
و کاوش از آن جهاد و یاد دادنش به کسی که آن را نمیداند صدقه است، و بخشش
به اهلش تقرب به خدا است، زیرا که آن وسیله دانستن حلال و حرام است و طالب
خود را به راه بهشت میکشاند و از هراس تنهائی میرهاند در غربت هم صحبت است و رهنمای بر امور نهان است و سلاح در برابر دشمنان و زیور برای دوستان، خداوند به خاطر آن مردمی را برآورد تا آنجا که آنان را پیشوایان کار خوب کند و از آنان پیروی شود، به کارهای آنان در نگرند و از آثارشان برگیرند و فرشتگان شیفته دوستی آنان گردند زیرا دانش زندگی دلها و روشنی دیده ها است از کوری ، و نیروی تنها است از سستی ، و خدا دارنده آن را بمقام دوستان برساند، و همنشینی نیکان را در دنیا و آخرت باو ببخشد
تحف العقول
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود: جان خود را بمطالب شگفت حکمت استراحت دهید زیرا جان هم چون تن خسته شود.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت ۱
**********************
رسول خدا(ص) فرمود: چه خوب وزیریست علم براى ایمان، چه خوب وزیرى است خویشتندارى براى علم، چه خوب وزیرى است ملایمت براى خویشتندارى، چه خوب وزیریست بردبارى براى ملایمت.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت۳
****************************
امام صادق (ع) فرمود: کسی که چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند خدا او را روز قیامت عالم و فقیه مبعوث کند.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت۷
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود: اى دانشجو همانا دانش امتیازات بسیارى دارد (اگر به انسان کاملى تشبیه شود) سرش تواضع است، چشمش بی رشکى، گوشش فهمیدن، زبانش راست گفتن حافظه اش کنجکاوى، دلش حسن نیت، خردش شناختن اشیاء و امور، دستش رحمت، پایش دیدار علماء همتش سلامت، حکمتش پرهیزگارى قرارگاهش رستگارى، جلودارش عافیت و مرکبش وفا، اسلحه اش نرم زبانى، شمشیرش رضا، کمانش مدارا، لشکرش گفتگوى با علماء، ثروتش ادب، پسندازش دورى از گناه، توشه اش نیکى، آشامیدنش سازگارى، رهبرش هدایت، رفیقش دوستى نیکان.
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت۲
حکمت ۱۹۱
مشکلات دنیا
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: همانا انسان در دنیا تخته نشان تیرهای مرگ، و ثروتی است دستخوش تاراج مصیبتها: با هر جرعه نوشیدنی ، گلو رفتنی ، و در هر لقمه ای ، گلوگیر شدنی است، و بنده نعمتی به دست نیاورد جز آن که نعمتی از دست بدهد، و روزی به عمرش افزوده نمی گردد جز با کم شدن روزی دیگر پس ما یاران مرگیم، و جانهای ما هدف نابودی ها، پس چگونه به ماندن جاودانه امیدوار باشیم. در حالی که گذشت شب و روز بنایی را بالا نبرده جز آن که آن را ویران کرده، و به اطراف پراکند
*********************
حکمت ۱۹۲
پرهیز از زراندوزی
(اخلاقی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: ای فرزند آدم، آنچه را که بیش از نیاز خود فراهم کنی ، برای دیگران اندوخته ای .
********************
حکمت ۱۹۳
راه به کار گرفتن قلب
(اخلاقی ، علمی ، تربیتی ) و درود خدا بر او، فرمود: دلها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دلها را آنگاه به کار وادارید که خواهشی دارند و روی آوردنی ، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری کور می گردد.
*****************
حکمت ۱۹۴
ضرورت پرهیز از خشم و انتقام
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: چون خشم گیرم، کی آن را فرو نشانم در آن زمان که قدرت انتقام ندارم، که به من بگویند. «اگر صبر کنی بهتر است» یا آنگاه که قدرت انتقام دارم که به من بگویند: «اگر عفو کنی خوب است».
*********************
حکمت ۱۹۵
پرهیز از بخل ورزی
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: (در سر راه از کنار مزبله ای عبور می کرد.) این همان است که بخیلان به آن بخل می ورزند (و در روایت دیگری نقل شد که) این چیزی است که دیروز بر سر آن رقابت می کردید
حارث همدانی از امیرالمؤمنین (ع ) روایت کرد که پیامبر(ص ) گفت : ای علی ! هر بنده ای را ظاهری و باطنی ست . آن کس که باطن خویش نیک سازد، پروردگار، ظاهر او به صلاح آورد و آن که باطن خویش به فساد کشد، خداوند، ظاهرش تباه کند. و نیز هرکس را در آسمان ، آوازه ایست . که اگر آن را نیک سازد، خداوند، آوازه او در زمین نیک سازد. و پرسیده شد که : ((آوازه )) چیست ؟ فرمود: ذکر
حکایات تاریخی ، پادشاهان
از کتاب ((المستظهری )) تالیف غزالی :
عبدالله بن ابراهیم بن عبدالله خراسانی ، حکایت کرد که : سالی که هارون الرشید به حج رفته بود، من نیز با پدرم به حج بودیم . و بناگاه ، هارون را دیدم که برهنه سر و برهنه پا، دست ها بر آسمان برده ، بر ریگ های سوزان ایستاده ، می لرزد و می گرید و می گوید: پروردگارا! تو، تویی ! و من ، منم ! منم با گناهان بسیار. و تویی با بخشایش بسیار. مرا ببخش !
و من ، به پدرم گفتم : جبار زمین را ببین ! که چگونه در پیشگاه جبار آسمان به تضرع آمده است ؟!
و نیز از اوست : مردی ((ابوذر)) را دشنام گفت . و ابوذر او را گفت : ای فلان ! میان من و تو بهشت گردنه ایست که اگر از آن بگذرم ، به سخن تو اعتنایی ندارم و اگر نتوانم گذشت ، ((مستوجب این و بیش از اینم !))
کشکول شیخ بهایی
عمربن عبدالعزیز را گفتند: آغاز توبه تو چه بود؟ گفت : قصد کردم تا غلامی را بزنم و او مرا گفت : ای عمر! از شبی اندیشه کن ! که فردایش روز قیامت است
حکمت ۱۸۶
آینده سخت ستمکاران
(اخلاقی ، سیاسی ) و درود خدا بر او، فرمود: آغاز کننده ستم، در قیامت انگشت به دندان می گزد.
حکمت ۱۸۷
ضرورت یاد قیامت
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: کوچ کردن نزدیک است
حکمت ۱۸۸
ضرورت حق گرایی
(اخلاقی ، اعتقادی ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس که با حق در آویزد نابود می گردد.
حکمت ۱۸۹
ارزش صبر و خطر بی تابی
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: کسی را که شکیبایی نجات ندهد، بی تابی او را هلاک گرداند.
حکمت ۱۹۰
معیار امامت
(اعتقادی ، معنوی ) و درود خدا بر او، فرمود: شگفتا آیا معیار خلافت، صحابی پیامبر بودن است امّا صحابی بودن و خویشاوندی ملاک نیست.
(از امام شعری در همین مسئله نقل شد که به ابا بکر فرمود) اگر ادّعا می کنی با شورای مسلمین به خلافت رسیدی ، چه شورایی بود که رأی دهندگان حضور نداشتند و اگر خویشاوندی را حجّت می آوری ، دیگران از تو به پیامبر نزدیکتر و سزاوارترند«».
حکیمی فرزندانش را گفت : با هیچ کس دشمنی مورزید! حتی اگر گمان کنید که به شما زیانی نرساند و از دوستی کسی نپرهیزید حتی اگر گمان کنید که به شما سودی نرساند، که شما نمی دانید که چه وقت باید از دشمنی دشمن هراسید، و چه هنگام باید به دوستی دوستی امید داشت .
**************************
مهلب را پرسیدند: دور اندیشی چیست ؟ گفت : اندوه خوردن تا به فرصت مناسب رسیدن .
و گفته اند: تا پوشیده ای آشکار نشود، گمان ها بر وی فراهم نیایند.