حکمتی از بطلیموس

بدون نظر »

بطلمیوس گفته است : خردمندى را سزاوار است که چون اندیشه اش در غیر طاعت خدا به درازا انجامد، از پروردگار خویش شرم دارد. و
نیز گفت خدا (بنده را) به هنگام گشایش ، نعمت بخشش ارزانى دارد و در سختى ، نعمت آزمون و ثواب .

حکایاتی از سعدی در فضیلت قناعت

بدون نظر »

خواهنده مغربی در صف بزّازان حلب میگفت: ای خداوندان نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسم سؤال از جهان برخاستی

اى قناعت ! توانگرم گردان

که ورای تو هیچ نعمت نیست

****************************
دو امیر زاده در مصر بودند یکی علم آموخت و دیگر مال اندوخت عاقبه الاَمر آن یکی علاّمه عصر گشت و این یکی عزیز مصر شد پس این توانگر به چشم حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مسکنت بمانده است. گفت ای برادر شکر نعمت باری عزّ اسمه همچنان افزونتر است بر من که میراث پیغمبران یافتم یعنی علم و ترا میراث فرعون و هامان رسید یعنی ملک مصر.

کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
****************************
درویشی را شنیدم که در آتش فاقه میسوخت و رقعه بر خرقه همی‌دوخت و تسکین خاطر مسکین را همی‌گفت

به نان قناعت کنیم و جامه دلق
که بار محنت خود به که بار منت خلق

کسی گفتش : چه نشینی که فلان درین شهر طبعی کریم دارد و کرمی عمیم ، میان به خدمت آزادگان بسته و بر در دلها نشسته . اگر بر صورت حال تو چنانکه هست وقوف یابد پاس خاطر عزیزان داشتن منت دارد و غنیمت شمارد. گفت خاموش که در پسی مردن به که حاجت پیش کسی بردن

همه رقعه دوختن به و الزام کنج صبر
کز بهر جامه رقعه بر خواجگان نبشت

حقا که با عقوبت دوزخ برابر است
رفتن به پایمردی همسایه در بهشت

گلستان سعدی باب فضیلت قناعت حکایات ۱تا ۳

حکمت هایی از افلاطون

بدون نظر »

از سخنان افلاطون :
پادشاه ، ترا به خدمت نمی گیرد، مگر آن که افزونی اندر تو احساس ‍ می کند و تو را به جای انبری به کار می گیرد، تا آتشی را که به انگشت نمی توان برداشت ، بردارد. پس ، در موردی که ترا به کار می گیرد، به قدر آن افزونی بکوش !.
و نیز گفته است : آن که در مقام خرسندی ، تو را به صفتی بستاید، که در تو نیست ، به هنگام ناخرسندی ، به صفتی نکوهش کند، که در تو نیست .

خواندن قران

بدون نظر »

در ((کافی )) به طریق حسن از امام صادق (ع ) نقل شده است که فرمود: قرآن ، عهدنامه خداست با خلق و سزاوار است که مسلمان به عهدنامه اش ‍ بنگرد. و در هر روز، پنجاه آیه از آن را بخواند و نیز از زین العابدین (ع ) روایت شده است که گفت : آیه های قرآن ، خزائن اند. هر خزینه ای که گشوده می شود، شایسته است که در آن بنگری .
کشکول شیخ بهایی

یک نصیحت از حضرت حق به موسی (ع)

بدون نظر »

خدا بر موس ی که – بر پیامبر ما و او درود باد! – وح ی کرد که : ا ی موس ی با جامه کهنه و دل تازه باش ! بر زمینیان ناشناس باش ! و در آسمان شناسا!

حسب شرف ومردانگی از نگاه پیامبر (ص)

بدون نظر »

جعفربن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) و او از پدر بزرگوارش ‍ روایت فرموده که گفت رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: حسب (شرف خانوادگی ) مرد دین او است ، و مردانگیش خرد و عقل او است ، و شرفش زیبائی او است ، (یعنی زیبائی به شرف است ) و بزرگواریش ‍ پرهیزکاری و تقوای او است

سفارش پیامبر (ص) به حضرت علی (ع)

بدون نظر »

معاویه بن عمار گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام ) که می فرمود: در وصیتی که پیغمبر (صلی الله علیه وآله ) به علی (علیه السلام ) فرمود این بود که فرمود: من تو را درباره خویش به چند چیز سفارش کنم که آنها را از من یاد داشت کن ، و دنبال این سخن نیز فرمود: خدایا (در حفظ آن ) یاریش کن :
اول – راستگوئی ، مبادا هرگز دروغی از دهانت بیرون آید؛
دوم – ورع و پارسائی ، مبادا بر خیانتی دلیر گردی (و خیانتی از تو سر زند).
سوم – ترس از خدای عزوجل بدان سان که گویا او را ببینی .
چهارم – بسیار از ترس خدا گریستن که به هر اشک ریختنی هزار خانه در بهشت برایت ساخته شود.
پنجم – نثار کردن مال و جان خود را برای دین و مذهبت .
ششم – پیروی از سنت و روش من در نماز و روزه و صدقه
ادامه نوشتار »

چند بیت ناب

بدون نظر »

در هر چه مى کنم نظر از چشم عبرتی
در وى مشرح است زتوحید صد دلیل
بگذر تو از دلیل و به مدلول راه بر!
او را از او شناس ! نه از بحث و قال و قیل
**************************
ما را خواهی ، جمله حدیث ما کن :
خوبا ما کن ! زدیگران خو واکن !
ما زیبائیم ، یاد ما زیبا کن !
با ما، تو دو دل مباش ، دل یکتا کن !
************************
دل ، از نظر تو جاودانی گردد
غم ، یا الم تو شادمانی گردد.
گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک
آتش ، همه آب زندگانی گردد.
***********************
اى نه دله ده دله ! هر ده یله کن !
صراف وجود باش و خود را چله کن !
یک صبح ، یه اخلاص بیا بر در دوست
گر کام تو برنیارد، آن گه گله کن !
_______________
دوبیت اول به صورت زیر نیز آمده است
ای یک دله صد دله دل یک دله کن
صراف وجود باش وخود را یله کن یا مهر دگران را زدل خود یله کن
نویسنده
____________________
کشکول شیخ بهایی

سخن حکیمان

بدون نظر »

ناموری گفته است : بنده بزرگوار، ( نیست )مگر این که یکی از دو صفت را داشته باشد. یا مردم را از چشم بیفکند و در دنیا، جز آفریدگار نبیند. و بداند که جز او، هیچکس نمی تواند او را سودی یا زیانی برساند و یا مردم را از دل بیفکند و به هر حال که مردم او را بینند، باک ندارد.
************************
زاهدی گفته است : دنیا را به چشم اهانت بنگرید! چه ، گوارنده ترین چیزی که شما را دهد، آسان ترین چیزیست که به زبان شما انجامد.
**************************
بزرگی گفته است : شایسته آنست که از جهت لغزش دوستت ، هفتاد عذر بیاوری و اگر دلت بدان آرام نگرفت . به دل بگو: چه سخت هستی برادرت هفتاد عذر آورد، و عذرش نپذیرفتی ؟ پس ، تو نکوهشگری ، نه او.
کشکول شیخ بهایی

خوشنودی خدا از دید گاه عارفان

بدون نظر »

رابعه عدویه را گفتند: چه هنگام بنده از خدا خشنودست ؟ گفت : هرگاه خوشی او در سختی ، همچون خوشی او در نعمت باشد. و روزی او را گفتند: اشتیاق تو به بهشت چگونه است ؟ گفت : همسایه بیش از خانه . و از سخنان اوست : هر شایسته ای که از من سر زند، آن را ناچیز شمردم .