پیامبر (ص ) فرمود: برادرت را چه ستمگر باشد، و چه ستمدیده ، یاری کن ! پرسیدند: ستمگر را چگونه یاری کنند؟ فرمود: او را از ستم بازدار!
نیز فرمود: از مرگ ، زیاد یاد کنید.
و نیز: سستی در کار، نشانه کمی شناخت در آن کار است .
کشکول شیخ بهایی
اصمعی می رفت در راهی سوار
دید کناسی شده مشغول کار
نفس را می گفت : ای نفس نفیس !
کردمت آزاد از کاری خسیس
هم ترا دایم گرامی داشتم
هم برای نیکنامی داشتم
اصمعی گفتش که : باری ، این مگو!
این سخن با وی ای مسکین مگو!
چون تو هستی در نجاست کارگر
هین ! چه باشد در جهان زین خوارتر؟
گفت : آن کاو خلق را خدمت کند
کار من صد ره ازو بهتر بود.
کشکول شیخ بهایی
………………………….
اصمعی = اسم خاص نام و نسب : عبدالملک بن قریب بن علی بن اصمع باهلی . منسوب به جد خود که اصمع نام داشت ، و بکسر اول غلط است و سمعانی نیز اصمعی را انتساب به جد دانسته است
کناس = رفتگر زباله کش خاکروبه
از سخنان عارف ربانی – خواجه عبدالله انصاری -: فریاد از معرفت رسمی ، و حکمت تجربتی و محبت عاریتی و عبادت عادتی !
صدف وار، باید زبان در کشیدن
که وقتی که حاجت بود، در چکانی .
*********************
زنان دام های شیطان اند.
نظربازی زنای چشم است .
صدقه بر خویشان هم صدقه است و هم بخشش .
ایمان دو بخش دارد: نیمی شکر است و نیمی بردبارى .
امام صادق (ع) فرمود:
یکدرهم از ربا پیش خدا بزرگتر است از سی بار زنا با محرمانی چون خاله و عمه .
**************
– علی بن سری گوید:
از امام صادق (ع) شنیدم میفرمود خدای عز و جل روزی مؤمنان را از جایی که گمان ندارند مقرر کرده برای آنکه چون بنده ای وسیله روزی خود را نداند بسیار دعا می کند.
امام صادق (ص) فرمود:
عیسى بن مریم دنبال حاجتى میرفت و سه تن اصحابش همراهش بودند بسه خشت طلا گذشت که بر سر راه بودند عیسى بهمراهانش فرمود اینها مردم را میکشند و گذشت یکى از آنها به بهانه کارى برگشت و دیگرى و دیگرى هم باین بهانه برگشتند و هر سه بر سر خشتهاى طلا بهم رسیدند دو تن آنها بسومى گفتند برو خوراکى براى ما بخر رفت خوراکى خرید و در آن زهر ریخت تا آن دو را بکشد و شریک او نباشند در طلاها آن دو هم با هم سازش کرده بودند که چون بر گردد او را بکشند و طلاها را بخود اختصاص دهند چون در رسید این دو برخاستند او را کشتند و آن خوراک زهر آلود را خوردند و مردند چون عیسى (ع) برگشت هر سه را گرد طلاها مرده یافت و به اجازه خدا آنها را زنده کرد و فرمود نگفتم اینها مردم را میکشند.
امام صادق (ص) فرمود:
در حالی که موسی بن عمران با پروردگار خود عز و جل راز می گفت مردی را در سایه عرش خدا نگریست عرض کرد پروردگارا این کیست که در سایه عرش تو است ؟ فرمود اینست که به پدر و مادر خوشکردار بوده و سخن چینی نکرده است .
در اواخر کتاب ((من لا یحضره الفقه )) حسن بن محبوب ، از ((هیثم بن واقد)) نقل کرده است که از امام صادق (ع ) شنیدم که فرمود: آن کس را که خدا از خواری گناه ، به شرف پرهیزگاری رساند، بی مال او را بی نیاز کرده و بی دودمان ، او را عزت بخشیده و بی همدم ، انسش داده است و آن که از خدای عزوجل بترسد، پروردگار هر چیز را از او می ترساند و آن که از خدا نترسد خداوند، او را از هر چیز می ترساند و آنکه به کمترین روزی از خدا خشنود باشد، پروردگار به کمترین عمل از او خشنود شود. و آن که در طلب روزی حلال شرمساری نبرد، سبکبار شود و خانواده اش نعمت یابند و آن که بدنیا پرهیزگاری کند، خدا حکمت در دلش پایدار کند و زبانش را بدان گشاید و چشم او را بر دنیا و دردها و درمان های آن بگشاید. و او را به سلامت ، از دنیا به بهشت برد
***********************************
از کتاب ((من لا یحضره الفقه )): امام صادق (ع ) فرمود. یاری خدا بر مؤمن همین بس ، که دشمن خود را به معصیت پروردگار مشغول می بیند.
کشکول شیخ بهایی
ابن طیار بر حضرت صادق بعضى از سخنرانی هاى پدرش علیهماالسلام را عرضه کرد تا به جمله اى از آن رسید فرمود: بایست و ساکت باش. سپس فرمود: در اموریکه با آن مواجه می شوید و حکمش را نمی دانید وظیفه اى جز باز ایستادن و درنگ کردن و ارجاع دادن آنرا به ائمه هدى (ع) ندارید، تا ایشان شما را بر اعتدال (راه راست ) وادارند و گمراهى را از شما بردارند و حق را بشما بفهمانند خدایتعالى فرموده (۴۲ سوره ۱۶) اگر نمی دانید از اهل قرآن بپرسید.
اصول کافی جلد ۱باب متفرقات روایت ۱۰
امام صادق علیه السلام می فرمود: همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول اینکه پروردگار خود را بشناسى. دوم اینکه بدانی با تو چه کرده (به خلقت موزون و حکیمانه ات و نعمت عقل و حواس و ارسال رسل و انزال کتب پی ببرى) سوم اینکه بدانی او از تو چه خواسته است، چهارم اینکه بدانی چه چیز ترا از دینت خارج کند (گناهان و موجبات شرک و ارتداد را بشناسى).
اصول کافی جلد ۱ باب متفرقات روایت ۱۱
عبدالله بن سلیمان گوید مردی از اهل بصره که نامش عثمان اعمی بود به امام باقر علیه السلام عرض کرد: حسن بصری عقیده دارد کسانیکه علم را کتمان کنند گند شکمشان اهل دوزخ را اذیت کند. امام فرمود: بنابراین مؤمن آل فرعون هلاک شده است! (در صورتیکه قرآن او را به کتمان ایمان ستاید) از زمان بعثت نوح علم پنهان بوده است. حسن بصری به هر راهی که خواهد برود. بخدا علم جز در این خاندان یافت نشود.
اصول کافی جلد ۱باب متفرقات