گفتاری در مورد عقل

بدون نظر »

پیغمبر فرمود: خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است و خدا پیغمبر و رسول را جز براى تکمیل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را کامل نکند مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه پیغمبر در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدین بالاتر است و تا بنده‏اى واجبات را به عقل خود در نیابد آنها رإ؛ انجام نداده است همه عابدان در فضیلت عبادتشان بپاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند که درباره ایشان فرموده: تنها صاحبان خرد اندرز مى‏گیرند
اصول کافی جلد ۱ کتاب عقل وجهل

لباس فاخر پوشیدن

دیدگاه‌ها برای لباس فاخر پوشیدن بسته هستند

بدانکه موافق احادیث معتبره بسیار زینت کردن و جامه هاى پاکیزه و فاخر پوشیدن هرگاه از حلال بهم رسد و مناسب حال او باشد سنت است و موجب خوشنودى پروردگار است و اگر ازحلال بهم نرسد بهر چه میسرشود باید قناعت نماید. وتحصیل زیادتیهاى لباس رامانع عبادت الهى نگرداند واگر حقتعالى روزى را براو فراخ گرداند، درخور آن بخورد و بپوشد وصرف نماید وبه برادران مؤ من بدهد.
و اگر روزى بر او تنگ شود قناعت نماید و بحرام و شبهه خود را آلوده نکند،

*******************
در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول استکه هرگاه خدا نعمتى به بنده خود کرامت فرماید و اثر آن نعمت بر او ظاهر شود او را دوست خدامینامند ویاد کننده نعمت پروردگار خواهد بود. و اگر براو ظاهر نشود او را دشمن خدا مینامند و تکذیب کننده نعمت پرودگار خواهد بود.
و در حدیث دیگر از آنحضرت منقول است که هرگاه حق تعالى نعمتى ببنده کرامت فرماید دوست میدارد که اثرآن نعمت را براو ببیند.
***********************
از حضرت امیرالمؤ منین صلوات الله علیه منقول است که از براى برادر مؤ من خود زینت کنید چنانچه براى بیگانه زینت کنید که خواهید شما را به خوش ترین هیئتى بیند.
وبسند معتبر منقول است که حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام در تابستان بر روى حصیر مى نشستند و در زمستان بر روى پلاس و در خانه جامه هاى گنده میپوشیدند و چون بیرون میآمدند براى مردم زینت میکردند.
************************
واز حضرت صادق علیه السلام منقول است که حقتعالى زینت و اظهار نعمت را دوست میدارد و ترک زینت و اظهار بدحالى را دشمن میدارد و دوست میدارد که اثر نعمت را در بنده خود ببیند باینکه جامه خود را پاکیزه کند و خودرا خوشبو دارد، وخانه را نیکو دارد و ساحتهاى خانه را بِروبَد حتى آنکه چراع پیش از فرو رفتن آفتاب روشن کردن فقر را زایل میکند و روزى را زیاد میکند.
****************************
واز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که حقتعالى جمعى را خلق کرده است که براى شفقت برایشان دنیا را تنگ کرده است و برایشان محبت دنیا را از ایشان برداشته است پس بسوى آخرت که حقتعالى ایشان رابسوى آن خوانده راغب گردیده اند و بر تنگى معاش و مکروهات دنیا صبر میکنند و مشتاقند بآنچه نزد خدا است از کرامت ابدى و جان خود را در رضاى خدا درباخته اند و آخر کار ایشان شهادت است پس چون بنشاءه آخرت روند حق تعالى از ایشان خوشنود باشد و میدانند که مرگ راهیست که همه را در پیش است پس توشه براى آخرت خود اندوخته اند و طلا و نقره جمع نکرده اند وجامه هاى گنده مى پوشند و بقوت ضرورى قناعت مینمایند وزیادتیها را در راه خدا میدهند که توشه آخرت ایشان باشد و از براى رضاى خدا با نیکان دوستى میکنند و از براى خدا با بدان دشمنى مى نمایند، ایشانند چراغهاى راه هدایت وایشانند متنعم
بنعیم آخرت
حلیه المتقین
مطالب مشابه
رنگ برخی از لباس های اهلبیت علیهم السلام
بهترین رنگها ی لباس
دربیان جامه هائیکه حرام است پوشیدن آنها
درفضیلت تجمل و زینت کردن
درپوشیدن پنبه و کتان و پشم

اندرز ابوذر

بدون نظر »

اندرز ابوذر، توشه راه
ابوذر در کنار کعبه بپا خاست و گفت :
من جندب بن سکن هستم مردم گرد او آمدند و او گفت : هنگامى که براى شما سفرى پیش مى آید، با خود توشه اى بر مى دارد. پس براى سفر روز قیامت ، توشه اى برگیرید.
آیا در این سفر، به چیزى نیاز ندارید؟
گفتند: ما را راهنمایى کن .
جناب ابوذر فرمود:
در یک روز گرم ، به یاد روز حشر، روزه بگیرید و براى کارهاى سخت
و براى تاریکى و وحشت قبر، در تاریکى شب ، دو رکعت نماز بگذارید.
توشه این راه ، کلمه خیرى است که بیان مى کنى ، و کلمه شرى است که از گفتنش خود را باز مى دارى .
یا صدقه اى که به مسکینى محتاج بخشى ، تا از مشکلات آن روز دشوار (قیامت ) نجات یابى . اى بشر محتاج !!
دنیا را در دو درهم خلاصه کن .
یک درهم ، براى خانواده ات نگاه دار. و درهم دیگر را براى آخرتت پیش ‍ فرست . و بدان که ، درهم سوم ، تنها برایت زیان دارد، نه سود و هیچگاه به آن نیاز پیدا نخواهى کرد.
دنیا را در دو کلمه خلاصه کن یک کلمه ، براى طلب حلال و کلمه دیگر، براى آخرت . و کلمه سوم ، زیان دارد و سود ندارد. و به آن نیاز نخواهى یافت .
جناب ابوذر، سپس چنین افزود:
حسرت روزى که به آن نرسیده ام ، مرا کشت .

چند روایت در مورد اعمال نیک

بدون نظر »

امام باقر از پدرش علیهما السلام روایت کرده که فرمود:
فرشته موکّل بر هر بنده اى ، کردار او را در نامه عملش مى نویسد، پس شما در آغاز و پایان هر روز عمل خوبى انجام دهید که فرشتگان بنویسند تا خطاهاى میان آن دو بر شما بخشوده گردد
**********************
عبد اللّه بن ابراهیم گوید:
امام صادق (ع) از طریق پدرش از پدران بزرگوارش علیهم السّلام روایت کرده که رسول خدا (ص) فرمود: چهار چیز از ذخائر نیکیهاست : پنهان داشتن حاجت ، و نیاز، و پنهان داشتن صدقه ، و پنهان داشتن بیمارى ، و پنهان داشتن مصیبت و گرفتارى
**********************

ابو حمزه ثمالى گوید:
امام زین العابدین علىّ بن الحسین بن علىّ علیهم السّلام فرمود: هر کس ‍ مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند از میوه هاى بهشتى به او بخوراند. و هر کس مؤمن تشنه اى را سیراب کند خداوند از شراب بکر و سر بمهر بهشتى سیرابش نماید، و هر کس مؤمنى را بپوشاند خداوند از لباسهاى سبز بهشتى باو بپوشاند، و تا آن زمان که تار و پودى از آن لباس به تن اوست پیوسته تحت ضمان و مراقبت خدا خواهد بود.

سفارش پیامبر به امیر المومنین (ع)

بدون نظر »

اى على یکى از نشانه‏ هاى یقین است که کسیرا بخشم خدا خشنود نسازى، و بدان چه خدایت داده است کسیرا نستائى، و بدانچه‏ ات نمیدهد دیگرى را نکوهش نکنى زیرا آز آزمندى روزى رسان نیست و بد خواهى کسى جلوگیرش نباشد. راستى خدا بحکمت خود نشاط و شادى را در یقین نهاده و هم و غم را در شک و خشم.

اى على راستش فقرى سخت‏تر از نادانى نیست، و مالى بهره‏ ده ‏تر از خردمندى. تنها بودنى هراسناکتر از خودبینى نیست، و همدستى خوشتر از مشورت کردن، هیچ خردمندى چون اندیشه کردن نیست و هیچ خانوادگى چون خوشرفتارى و هیچ عبادتى چون تفکر.
ادامه نوشتار »

حکایاتى از عارفان و بزرگان علم و دین

بدون نظر »

زاهدى گفته است : نماز سى ساله خود را که در صف نخست نمازگزاران ، به جا آورده بودم ، به ناچار، به قضا برگرداندم . از آن روى ، که روزى به سببى درنگ کردم و در صف نخست ، جایى نیافتم . پس در صف دوم ایستادم . اما خود را بدین سبب ، از دیگران شرمسار دیدم ، و پیشى گرفتم و به صف نخست آمدم و از آنگاه دانستم که همه نمازهایم ، آلوده به ریا و آکنده از لذت توجه مردم به من بوده است و این که ببینند که من ، از پیشگامان کارهاى نیک بوده ام
کشکول شیخ بهایی حلد ۱

سفارشی از پیامبر اسلام

بدون نظر »

شخصى محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شد و از ایشان درخواست نمود تا به او توصیه اى بنمایند.
حضرت این گونه توصیه فرمودند:
– من به تو سفارش مى کنم براى خدا شریک قرار ندهى ، اگر چه در آتش ‍ بسوزى و شکنجه ببینى !
پدر و مادرت را نیز اذیت مکن و به آنان نیکى کن ، زنده باشند یا مرده . اگر دستور دهند که از خانواده و زندگیت دست بردارى چنین کن ! و این نشانه ایمان است . آنچه که اضافه دارى در اختیار برادر دینى ات بگذار!
در برخورد با برادر مسلمانت گشاده رو باش !
به مردم اهانت مکن و باران رحمتت را بر آنان ببار!
هر کدام از مسلمانان را دیدار کردى سلام برسان !
مردم را به سوى اسلام دعوت کن !
بدان که هر کارگشایى تو ثواب بنده آزاد کردن را دارد، بنده اى که از فرزندان یعقوب است .
بدان که شراب و تمام مست کننده ها حرامند.

بد خلقی وفشار قبر

بدون نظر »

به رسول خدا صلى الله علیه و آله خبر دادند که سعد بن معاذ فوت کرده . پیغمبر صلى الله علیه و آله با اصحابشان از جاى برخاسته ، حرکت کردند. با دستور حضرت – در حالى که خود نظارت مى فرمودند – سعد را غسل دادند.
پس از انجام مراسم غسل و کفن ، او را در تابوت گذاشته و براى دفن حرکت دادند.
در تشییع جنازه او، پیغمبر صلى الله علیه و آله پابرهنه و بدون عبا حرکت مى کرد. گاهى طرف چپ و گاهى طرف راست تابوت را مى گرفت ، تا نزدیکى قبر سعد رسیدند. حضرت خود داخل قبر شدند و او را در لحد گذاشتند و دستور دادند سنگ و آجر و وسایل دیگر را بیاورند! سپس با دست مبارک خود، لحد را ساختند و خاک بر او ریختند و در آن خللى دیدند آنرا بر طرف کردند و پس از آن فرمودند:
– من مى دانم این قبر به زودى کهنه و فرسوده خواهد شد، لکن خداوند دوست دارد هر کارى که بنده اش انجام مى دهد محکم باشد.
در این هنگام ، مادر سعد کنار قبر آمد و گفت :
– سعد! بهشت بر تو گوارا باد!
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
– مادر سعد! ساکت باش ! با این جزم و یقین از جانب خداوند حرف نزن ! اکنون سعد گرفتار فشار قبر است و از این امر آزرده مى باشد.
ادامه نوشتار »

رعایت نوبت

بدون نظر »

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله در حال استراحت بود، فرزندشان امام حسن علیه السلام آب خواست ، حضرت نیز قدرى شیر دوشید و کاسه شیر را به دست وى داد، در این حال ، حسین علیه السلام از جاى خود بلند شد تا شیر را بگیرد، اما رسول خدا صلى الله علیه و آله شیر را به حسن علیه السلام داد.
حضرت فاطمه علیهاالسلام که این منظره را تماشا مى کرد عرض کرد:
– یا رسول الله ! گویا حسن را بیشتر دوست دارى ؟
پاسخ دادند:
– چنین نیست ، علت دفاع من از حسن علیه السلام حق تقدم اوست ، زیرا زودتر آب خواسته بود. باید نوبت را مراعات نمود