زنى بادیه نشین ، بر کنار گور پدر ایستاد و گفت : اى پدر! عوض نبودن ترا از خداوند خواهم خواست و در سوگ تو از پیامبر خدا(ص ) پیروى مى کنم . سپس گفت : پروردگارا! بنده تو، تهیدست است ، و بى نیاز از آن چه که در دست بندگان تست و مستمند بدانچه در اختیار تست ، بر تو وارد شد. اى بخشنده ! تو، تنها پروردگارى هستى که آرزومندان به درگاهش فرود مى آیند و نیازمندان از فضل او بى نیاز مى شوند و گناهکاران در وسعت رحمت او آرام مى گیرند. پروردگارا! مهمانخانه رحمت تو، محلّ پذیرایى مهمانان تست و بهشت تو، جایگاه آسایش آنانست . سپس بگریست و به راه خود رفت
حـضـرت صادق (ع ) فرمود: امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: باکى نیست بر تو که با شخص خردمند همنشین شوى اگر چه کرم (جوانمردى و جود و بخشش ) او را نپسندى (و از ایـن ناحیه نفعى از او نبرى ) ولى از خرد او منتفع شو، و از اخلاق بدش بپرهیز، و هیچگاه هـم نشینى با شخص کریم را از دست مده اگر چه از خرد او سودى نبرى ولى با خرد خود از کرم او سود ببر، و بگریز هر چه مى توانى از هم نشینى با شخص پست و بى خرد.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه رفاقت و هم نشینى با او لازم است روایت ۱
*********************************************
ابـو عـدیـس گـویـد: حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اینست که صالح نام ابـوعدیس بوده ) پیروى کن از کسیکه تو را مى گریاند و اندرزت مى دهد، و پیروى مکن از آنکه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئید و بدانید.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه رفاقت و هم نشینى با او لازم است روایت ۲
*****************************************
ادامه نوشتار »
مـحـمـد بـن مـسلم گوید: حضرت باقر (ع ) فرمود: با هر که آمیزش دارى اگر توانى دست عطایت را بسر آنها کشى و بآنها خیرى برسانى بکن .
اصول کافی جلد ۴ باب خوش سلوکی با مردم روایت ۱
***************************
ابـى الربـیـع شـامـى گـویـد: وارد شدم بر حضرت صادق (ع ) دیدم که اطاق پر از جـمـعـیـت اسـت از خـراسـانـى و شامى و سایر بلاد و من جائى که بنشینم نیافتم ، حضرت صـادق (ع ) تـکـیـه کـرده بـود پـس روى دو پـا نـشـسـت و فـرمـود: اى شـیـعـه آل محمد آگاه باشید که از ما نیست آنکس که هنگام خشم نتواند خوددارى کند، و (از ما نیست ) کـسیکه با هم نشین خود خوش رفتارى نکند، و با هم خوى خود خوش خلقى نکند، و با رفیق خـود رفـاقـت نـکـنـد، و بـا هـمـسایه خود خوش همسایگى نکند، و با هم خوراک خود مراعات خـوراک نـکـنـد، اى شـیـعـه آل مـحـمـد تـا بـتـوانـیـد از خـدا بـپـرهـیـزیـد و لا حول و لا قوه الا بالله
اصول کافی جلد ۴ باب خوش سلوکی با مردم روایت ۲
***************************
ادامه نوشتار »
مردى نزد امام حسین (ع) آمد و از او خواهشى کرد در پاسخ او فرمود:به درستی سؤال خوب نیست مگر براى پرداخت غرامت سنگین، یا بینوائى خاکنشین، یا تعهد مالى مهم. آن مرد گفت من جز براى یکى از اینها نیامدم و دستور داد صد اشرفى به او دادند.
امیر المؤمنین (ع) فرمود:
همه خوبی ها در سه خصلت جمع است نظر و خاموشى و سخن
هر نظرى که عبرت خیز نباشد سهو است
هر خاموشى که اندیشه در آن نیست غفلت است
هر سخنى که در ذکر خدا نیست لغو است
خوشا بکسى که نظرش عبرت و خاموشیش فکرت و سخنش ذکر است بر خطاى خود میگیرید و مردم از شرش آسوده اند.
رسول خدا(ص) فرمود: کسیکه در راهی رود که در آن دانشی جوید خدا او را به راهی سوی بهشت برد، همانا، فرشتگان با خرسندی بالهای خویش به راه دانشجو فرو نهند و اهل زمین و آسمان تا برسد به ماهیان دریا برای دانشجو آمرزش طلبند و برتری عالم بر عابد مانند برتری ماه شب چهارده است بر ستارگان دیگر و علما وارث پیامبرانند زیرا پیامبران پول طلا و نقره به جای نگذارند بلکه دانش بجای گذارند، هر که از دانش ایشان برگیرد بهره فراوانی گرفته است.
*********************
امام باقر علیه السلام فرمود: آنکه از شما شیعیان به دیگری علم آموزد مزد او به مقدار مزد دانشجو است با قدری بیشتر پس از دانشمندان دانش آموزید و آنرا به برادران دینی خود بیاموزید چنانچه دانشمندان به شما آموخته اند.
*********************
ابو بصیر گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرمود: کسی که به دیگری چیزی آموزد برای اوست مثل پاداش کسی که به آن عمل کند. عرض کردم: اگر باز به دیگری آموزد همین پاداش برای او هست؟ فرمود: اگر به همه مردم بیاموزد همان ثواب درباره او جاری است، گفتم: اگر چه معلم بمیرد فرمود: اگر چه بمیرد.
*********************
حضرت باقر علیه السلام فرمود: هرکه به مردم دری از هدایت آموزد مثل پاداش ایشان دارد بدون اینکه از پاداش آنها چیزی کم شود و کسی که به مردم دری از گمراهی آموزد مثل گناه ایشان دارد بدون اینکه از گناه آنها چیزی کم شود.
*********************
امام چهارم علیه الس لام فرمود: اگر مردم بدانند در طلب علم چه فایده ایست آن را می طلبند اگر چه با ریختن خون دل و فرو رفتن در گردابها باشد. خداوند تبارک و تعالی به دانیال وحی فرمود که: منفورترین بندگان من نزد من نادانی است که حق علما را سبک شمرد و پیروی ایشان نکند و محبوبترین بندگانم پرهیزکاری است که طالب ثواب بزرگ و ملازم علماء و پیرو خویشتن داران و پذیرنده حکما باشد.
*********************
حفص گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: هر که برای خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و بدیگران بیاموزد در مقامهای بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت برای خدا، عمل کرد برای خدا، تعلیم داد برای خدا.
اصول کافی جلد ۱ باب ثواب دانشمند و دانشجو روایات ۱تا ۶
امیر مؤمنان علیه السلام می فرمود: پس از رسول خدا (ص) مردم به سه جانب روی آورند: ۱- به عالمی که رهبری خدایی داشت و خدا او را به آنچه می دانست از علم دیگران بی نیاز ساخته بود (قطعا این عالم خود آن حضرت بود و آن مردم سلمان و مقداد و ابوذر و امثال آنها) ۲- به نادانی که مدعی علم بود و علم نداشت، به آنچه در دست داشت مغرور بود، دنیا او را فریفته بود و او دیگران را. ۳- به دانش آموزی که دانش خود را از عالمی که در راه هدایت خدا و نجات گام برداشته پس آنکه ادعا کرد هلاکت شد و آنکه دروغ بست نا امید گشت.
**********************
امام صادق علیه السلام فرمود: مردم سه دسته اند دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب (که هر لحظه آبش به جانبی برد مانند مردمی که چون تعمق دینی ندارند هر روز به کیشی گروند و دنبال صدایی برآیند).
********************
و آن حضرت به أبی حمزه فرمود: یا دانشمند باش و دانشجو و یا دوستدار دانشمندان و چهارمی (یعنی دشمن اهل علم) مباش که بسبب دشمنی آنها هلاک شوی .
********************
و فرمود: مردم به سه دسته شوند: دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب، ما دانشمندانیم و شیعیان ما دانشجویان و مردم دیگر خاشاک روی آب.
*****************
اصول کافی جلد ۱ باب انواع مردم روایات ۱تا ۴
پارسایى مى گفت : اگر گرده نان حلالى مى یافتم ، مى سوزندام و مى سائیدم و گردش مى کردم ، تا بیماران را بدان ، درمان کنم .
**************************
جنید به ((شیخ علىّ بن سهل اسفهانى )) نوشت : از پیرت – عبداللّه محمدبن یوسف البناء – بپرس : بر کار او چه چیز غالب است . على بن سهل پرسید و عبداللّه پاسخ داد: خدا.
*****************************
از سخنان سمنون محب : آغاز پیوند بنده به خدا، دورى اوست از نفسش و آغاز دورى بنده از خدا، پیوستن اوست به نفسش
کشکول شیخ بهایی
((نیشابورى ))، ذیل آیه ((الیوم نختم على افواهم و تکلمناایدیهم )) (امروز است که بر دهان آنان مهر خموشى مى نهیم و دستهایشان ، با ما سخن گویند- سوره ۳۶ – آیه ۶۵) گویند: در برخى اخبار صحیح آمده است که در روز قیامت ، اعضاى بدن آدمى ، علیه او شهادت مى دهند. در این هنگام ، مویى از چشم به حرکت مى آید و اجازه مى گیرد تا شهادت دهد پس ، پروردگار مى گوید: اى موى چشمش ! سخن بگو! و بر بنده ام گواه باش ! و او شهادت مى دهد بر این که از خوف (پروردگار) گریسته است . پس ، او را مى بخشد و منادى از سوى پروردگار ندا مى دهد که این آدمى ، آزاد شده پروردگارست به شهادت مویش !
از ((ابن اسیر)) احوال مردى را پرسیدند که چون قرآن بر او خوانند بیهوش شود گفت میان ما و او پیمان ! که او بر دیوار بیشانند و تمامى قرآن از آغاز تا انجام را بر او فرو خوانند. اگر فرو افتد، چنانست که او دعوى مى کنند.