کلماتی که خدا به واسطه آن توبه آدم را پذیرفت

بدون نظر »

ابن عباس گوید:
پرسیدم از پیغمبر کلماتی را که آدم دریافت از پروردگار خود و توبه او را پذیرفت فرمود بحق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین جز آنکه توبه ام بپذیری و توبه اش را پذیرفت .

تقدیر خدا از جعفر ابن ابی طالب

بدون نظر »

امام پنجم فرمود:
خدا به رسولش وحی کرد که من از جعفر بن ابی طالب چهار موضوع را تقدیر میکنم پیغمبر (ص) او را خواست و به او خبر داد عرضکرد اگر خدا به تو خبر نداده بود من هم اظهار نمیکردم
من هرگز می ننوشیدم زیرا می دانستم که اگر بنوشم عقلم میرود
هرگز دروغ نگفتم زیرا دروغ نقص مردانگی است
زنا نکردم زیرا ترسیدم که با من همان عمل بشود
هرگز بتی نپرستیدم زیرا دانستم که زیان و سودی ندارد
گفت پیغمبر دست بر شانه اش زد و فرمود بر خدا حق است که به تو دو پر دهد تا در بهشت پرواز کنی .

حجاب فاطمه علیهاالسّلام در برابر مرد نابینا

بدون نظر »

سـیـد فـضل اللّه راوندی در (نَوادر) روایت کرده از امیرالمؤ منین علیه السّلام که شخص ‍ نـابـیـنـائی اذن خـواسـت از حـضـرت فـاطـمـه عـلیـهـاالسـّلام کـه داخـل خـانه شود، فاطمه علیهاالسّلام خود را از اومستور کرد، پیغمبر خدا صلی اللّه علیه وآله وسـلّم بـه فـاطـمـه عـلیـهـاالسـّلام فـرمـود: بـه چـه سـبـب خـود را مـسـتـور کـردی وحال آنکه این مرد نابینا ترا نمی بیند؟ عرض کرد: اگر اومرا نمی بیند من اورا می بینم ، اگـر در پـرده نـباشم استشمام رایحه می نماید. پس حضرت فرمود: شهادت می دهم که توپاره تن من می باشی .
ونـیـز روایت کرده که روزی حضرت رسول صلی اللّه علیه وآله وسلم از اصحاب خود از حقیقت زن سؤ ال فرمود، اصحاب گفتند که زن عورت است ؛ فرمود در چه حالی زن به خدا نـزدیـکـتـر اسـت ؟ اصـحـاب جـواب نـتوانستند، چون فاطمه علیهاالسّلام این مطلب را شنید عـرض کرد که نزدیکترین حالات زن به خدا آن است که ملازم خانه خود باشد وبیرون از خانه نشود. حضرت فرمود: فاطمه پاره تن من است
منتهی الامال

آیه وَلَسـَوْفَ یـُعـْطیکَ ربُّکَ فَتَرْضی

بدون نظر »

ثـَعـْلَبـی از حـضـرت صـادق عـلیـه السـّلام روایـت کـرده اسـت کـه روزی حـضـرت رسـول صـلی اللّه علیه وآله وسلّم به خانه فاطمه علیهاالسّلام درآمد فاطمه را دید که جامه پوشیده از جُلهای شتر وبه دستهای خود آسیا می گردانید ودر آن حالت فرزند خود را شیر می داد، چون حضرت اورا بر آن حالت مشاهده کرد آب از دیده های مبارکش ‍ روان شد وفـرمـود: ای دخـتـر گـرامـی ! تـلخـی های دنیا را امروز بچش برای حلاوت های آخرت . پس فاطمه علیهاالسّلام گفت : یا رسول اللّه ! حمد می کنم خدا را بر نعمتهای اووشکر می کنم خدا را بر کرامتهای او؛ پس حق تعالی این آیه را فرستاد:
(وَلَسـَوْفَ یـُعـْطیکَ ربُّکَ فَتَرْضی )؛یعنی حق تعالی در قیامت آن قدر به تو خواهد داد که راضی شوی

اوّل همسایه را باید رسید وآخر خود را

بدون نظر »

وابـن بـابـویـه بـه سـنـد مـعـتبر از حضرت امام حسن علیه السّلام روایت کرده است که آن حـضـرت فـرمـود کـه در شـب جـمـعـه مـادرم فـاطـمـه عـلیـهـاالسـّلام در مـحراب خود ایستاده ومشغول بندگی حق تعالی گردید وپیوسته در رکوع وسجود وقیام ودعا بود وتا صبح طـالع شـد شنیدم که پیوسته دعا می کرد از برای مؤ منین ومؤ منات وایشان را نام می برد ودعا برای ایشان بسیار می کرد واز برای خود دعائی نمی کرد، پس گفتم : ای مادر! چرا از بـرای خـود دعـا نـکـردی چـنـانکه از برای دیگران کردی ؟ فرمود: یا بُنَىَّ! الْجارُ ثُمَّ الدّار؛ ای پسرجان من ! اوّل همسایه را باید رسید وآخر خود را.
منتهی الامال

فضیلت قناعت

بدون نظر »

مشت زنی را حکایت کنند که از دهر مخالف به فغان آمده و حلق فراخ از دست تنگ به جان رسیده شکایت پیش پدر برده و اجازت خواست که عزم سفر دارم مگر به قوّت بازو دامن کامی فرا چنگ آرم.
پدر گفت ای پسر خیال محال از سر بدر کن و پای قناعت در دامن سلامت کش که بزرگان گفته‌اند
دولت نه به کوشیدنست چاره کم جوشیدنست
اگر بهر سر موئیت صد خرد باشد
خرد به کار نیاید چو بخت بد باشد
پسر گفت : ای پدر فوائد سفر بسیار است از نزهت خاطر و جرّ منافع و دیدن عجائب و شنیدن غرائب و تفرج بلدان و مجاورت خلاّن و تحصیل جاه و ادب و مزید مال و مکتسب و معرفت یاران و تجربت روزگاران چنان که سالکان طریقت گفته‌اند.
ادامه نوشتار »

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

بدون نظر »

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد
رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود

کهن سخت که بر سنگ صلابت راند
نتواند که لطافت نکند با داود
سعدی

مدارای دشمن به از کارزار( سعدی )

بدون نظر »

همی تا برآید به تدبیر کار
مدارای دشمن به از کارزار

چو نتوان عدو را به قوت شکست
به نعمت بباید در فتنه بست

گر اندیشه باشد ز خصمت گزند
به تعویذ احسان زبانش ببند

عدو را بجای خسک در بریز
که احسان کند کند، دندان تیز

چو دستی نشاید گزیدن، ببوس
که با غالبان چاره زرق است و لوس
ادامه نوشتار »

مذمت سخن چینی

بدون نظر »

سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم زده نشوی.

میان دو کس جنگ چون آتشست
سخن چین بدبخت هیزم کشست

میان دو تن آتش افروختن
نه عقلست و خود در میان سوختن

پیش دیوار آنچه گویی هوش دار
تا نباشد در پس دیوار گوش
سعدی
**********************
به یک سال در جادویی ارمنی
میان دو شخص افکند دشمنی

سخن چین بدبخت در یکنفس
خلاف افکند در میان دو کس
سعدی
*************
ازان همنشین تا توانی گریز( سعدی )

سخن بزرگان

بدون نظر »

گرامی ترین همنشینی ، همنشینی با کسی ست که دعوی ریاست ندارد، و پایگاه آن را دارد.
و بدترین همنشینی ، همنشینی با کسی است که دعوی ریاست دارد و پایگاه آن را ندارد نرمخویی را رها کردن ، بخشی از دیوانگی ست
کسی را که پیش از شناختن تو، در حقت کوتاهی کرد، نکوهش مکن !
کسی که گفتارش پذیرفته نیست ، سوگندش پذیرفته نیست و کسی که بسیار سوگند خورد، باور مدار!
جفای نزدیکان ، دردناک تر از زدن بیگانگان است نرمی ، رشوه ایست برای کسی که رشوه نپذیرد
بخشنده مالباخته را دردناکتر از نکوهش کسی نیست که به روزگار توانگری ، او را می ستوده است
خواری ، آنست که کسی مال دیگری را بخواهد، که تصرف آن را با خطر همراهست
آن که با دشمن نرمی کند، دوستان از او بترسند آن که میان دو کس فتنه انگیزد، به گاه آشتی ، هلاکش به دست آن هاست
دو چیز پایان نپذیرد: رنج ها و نیازمندی ها
سخن چین ، با موچین ، سخن از از دیگری می کشد
رشوه پنهانی ، سحرانگیزست
آنکه با فروتر از خود بستیزد، شکوه خویش از میان برد آنکه با فراتر از خویش بستیزد شکست خورد، و آن که با همانند خویش بستیزد، پشیمانی خورد
کشکول شیخ بهایی