اندرز ابوذر

بدون نظر »

اندرز ابوذر، توشه راه
ابوذر در کنار کعبه بپا خاست و گفت :
من جندب بن سکن هستم مردم گرد او آمدند و او گفت : هنگامى که براى شما سفرى پیش مى آید، با خود توشه اى بر مى دارد. پس براى سفر روز قیامت ، توشه اى برگیرید.
آیا در این سفر، به چیزى نیاز ندارید؟
گفتند: ما را راهنمایى کن .
جناب ابوذر فرمود:
در یک روز گرم ، به یاد روز حشر، روزه بگیرید و براى کارهاى سخت
و براى تاریکى و وحشت قبر، در تاریکى شب ، دو رکعت نماز بگذارید.
توشه این راه ، کلمه خیرى است که بیان مى کنى ، و کلمه شرى است که از گفتنش خود را باز مى دارى .
یا صدقه اى که به مسکینى محتاج بخشى ، تا از مشکلات آن روز دشوار (قیامت ) نجات یابى . اى بشر محتاج !!
دنیا را در دو درهم خلاصه کن .
یک درهم ، براى خانواده ات نگاه دار. و درهم دیگر را براى آخرتت پیش ‍ فرست . و بدان که ، درهم سوم ، تنها برایت زیان دارد، نه سود و هیچگاه به آن نیاز پیدا نخواهى کرد.
دنیا را در دو کلمه خلاصه کن یک کلمه ، براى طلب حلال و کلمه دیگر، براى آخرت . و کلمه سوم ، زیان دارد و سود ندارد. و به آن نیاز نخواهى یافت .
جناب ابوذر، سپس چنین افزود:
حسرت روزى که به آن نرسیده ام ، مرا کشت .

گفتاری در مورد فضیلت اهلبیت علیهما السلام

بدون نظر »

محمّد بن مسلم گوید:
به امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام عرض کردم : ما پاره اى از مخالفین شما را مى بینیم که در عبادت کوشا و داراى خشوع فراوانى هستند، آیا اینها براى ایشان سودى دارد؟ فرمود: اى محمّد همانا مثل ما اهل بیت با شما مردم مثل آن خاندان در بنى اسرائیل است که کسى از آنها نبود که چهل شب در عبادت بکوشد جز اینکه وقتى دعا مى کرد مستجاب مى شد.
یک بار مردى از آنان مدّت چهل شب بعبادت پرداخت و بعد دعا کرد امّا مستجاب نشد، نزد عیسى بن مریم علیه السّلام رفته و از آنچه بر او گذشته بود گلایه کرد و از آن حضرت التماس دعا نمود. عیسى (ع) وضو ساخت و نماز گزارد و دعا کرد. خداوند به او وحى فرستاد که اى عیسى این بنده ام از غیر آن بابى که باید نزد من آیند نزد من آمده ، او مرا خوانده در حالى که در نبوّت و پیغمبر بودن تو در شکّ است بنا بر این اگر باندازه اى مرا بخواند که گردنش قطع و بندهایش از هم بگسلد من دعایش را مستجاب نخواهم کرد. عیسى (ع) به وى رو کرده فرمود:
پروردگارت را مى خوانى و در دل خود به پیامبرش شک دارى ؟ گفت : اى روح و کلمه خدا، به خدا سوگند همین طور است که مى فرمائى ، از خداوند بخواه که این شک را از دل من بزداید. عیسى (ع) براى وى دعا کرد و خداوند از وى پذیرفت ، و او در حدّ سایر افراد خاندان خویش قرار گرفت . ما خاندان نیز این چنین هستیم ، خداوند عمل بنده اى را که در باره ما شک دارد قبول نمى فرماید.