مرگ علما

بدون نظر »

امام صادق علیه السلام فرمود: مرگ هیچ کس نزد شیطان محبوب‏تر از مرگ عالم نیست
اصول کافی جلد ۱ باب مردن علما روایت ۱
*********************************
مام صادق علیه السلام فرمود چون مؤمن عالمی بمیرد، رخنه ‏ای در اسلام افتد که چیزی آن را نبندند
ادامه نوشتار »

على بن ابراهیم بن هاشم قمى

بدون نظر »

ولادت
ابو الحسن ، على بن ابراهیم بن هاشم قمى ، از روات بزرگ شیعه در قرن سوم هجرى است .
او از یاران امام حسن عسکرى علیه السلام و از مشایخ معتبر ثقه الاسلام کلینى به شمار مى آید.
دوران کودکى
على در آغوش گرم خانواده اى مؤمن و علاقه مند به خاندان عصمت و طهارت به دنیا آمد. پدر او از راویان بزرگ شیعه است .
وى از همان دوران کودکى در محضر پدر شروع به فراگیرى معارف محمد و آل محمد صلوات الله علیهم کرد و از بسیارى از روات و مشایخ شیعه روایت شنید و خود نیز یکى از روات معتبر و سرشناس شهر قم شد.
پدر
شیخ عباس قمى در کتاب الکنى و الالقاب درباره مقام و منزلت ابراهیم بن هاشم پدر على بن ابراهیم مى فرماید: ((وى از برجسته ترین و بزرگ ترین شخصیت هاى روایى شهر قم مى باشد. او اولین کسى بود که روایات اهل کوفه را در شهر قم رواج داد و در حقیقت او شیخ قم و چهره سرشناس آنان مى باشد)).
ادامه نوشتار »

پند یاز امام موسی ابن جعفر (ع)

بدون نظر »

هارون الرشید به ابو الحسین موسى بن جعفر (ع ) نوشت که : مرا پند بده و مختصر بگو! و آن حضرت به او نوشت : تو هیچ چیزى را نمى بینى که پندى در آن نباشد.
کشکول شیخ بهایی

حکایاتی از بزرگان

بدون نظر »

یکى از حکیمان گفته :
در شادى و غم ، احوال خویش را بر نکوهش گر و بیوفا آشکار مکن !. که ترحّم دوستان تلخست ؛
همچنان که سرزنش دشمنان
******************************
جنید را پس مرگ به خواب دیدند و او را پرسیدند که : پروردگارت با تو چه کرد؟ گفت آن اشارت پرید و عبارات نابود شد و دانش ها از یاد رفت و آن رسم ها به کهنگى گرایید و جز چند رکعت نمازى که در شب خواندم ، سودمند نیافتاد!

سخنی از امام حسین (ع)

بدون نظر »

مردى نزد امام حسین (ع) آمد و از او خواهشى کرد در پاسخ او فرمود:به درستی سؤال خوب نیست مگر براى پرداخت غرامت سنگین، یا بینوائى خاک‏نشین، یا تعهد مالى مهم. آن مرد گفت من جز براى یکى از اینها نیامدم و دستور داد صد اشرفى به او دادند.

زیارت امام حسین علیه السلام از راه دور

بدون نظر »

سدیر گوید:
امام صادق علیه السلام به من فرمود:
اى سدیر! هر روز به زیارت قبر امام حسین علیه السلام مى روى ؟
گفتم : نه ، فدایت شوم .
فرمود: چه جفایى مى کنى ! آیا در هر ماه زیارت مى کنى ؟
گفتم : نه
فرمود: در هر سال یک بار به زیارت مى روى ؟
گفتم : به همین طور است .
فرمود: اى سدیر! چقدر نسبت به امام حسین علیه السلام روى گردان و بى اعتنا هستید؟!
آیا نمى دانى که خداى تعالى را هزار هزار فرشته گرد آلود و موى پریشان است که بر حسین علیه السلام مى گریند. و پیوسته زیارت مى کنند و خسته نمى شوند؟
چه مى شود که تو هفته اى پنج بار و یا هر روز به زیارت امام حسین علیه السلام بروى ؟
گفتم : فدایت شوم میان من و قبر او فرسخها فاصله است .
فرمود: بر بام خانه برو، و به جانب راست و چپ بنگر، و سپس سر خود را به سوى آسمان کن . و پس از آن به سوى قبر آن حضرت توجه کن و بگو:
السلام علیک یا ابا عبد الله ، السلام علیک و رحمه الله و برکاته
در این صورت ، این عمل ، براى تو یک زیارت محسوب خواهد شد. و هر زیارتى ثواب یک حج و یک عمره دارد.
پس از آن من ، در هر ماه ، گاهى بیست بار این کار را انجام مى دادم

سخن عارفان و پارسایان

بدون نظر »

یحى معاذ بارها مى گفت : اى عالمان ! کاخ ‌هاى شما قیصرى است و خانه هایتان خسروى و مرکب هایتان قارونى و ظرف هایتان فرعونى و خویهایتان نمرودى و سفرهایتان جاهلى و مذهبهایتان پادشاهى . پس راه و روش محمدى کو؟
مؤلف به مناسبت ، گفته سنایى را یاد مى کند:
دین فروشى کنى ، که تا سازى
بارگى نقره خنک و زرین زرگند
گویى از بهر حرمت علمست
اینهمه طمطراق و خنگ و سمند
علم ازین ترهات مستغنى ست
تو برو در بروت خویش بخند
کشکول شیخ بهایی

آرایش لشگر امام حسین (ع) در روز عاشورا

بدون نظر »

چون شب عاشورا به پایان رسید و سپیده روز دهم محرّم دمید حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام نماز بگزاشت پس از آن به تَعْبیه صفوف لشکر خود پرداخت و به روایتى فرمود که تمام شماها در این روز کشته خواهید شد و جز علىّ بن الحسین علیه السّلام کس زنده نخواهد ماند. و مجموع لشکر آن حضرت سى دو نفر سوار و چهل تن پیاده بودند و به روایت دیگر هشتاد و دو پیاده ، و به روایتى که از جناب امام محمّد باقر علیه السّلام وارد شده چهل و پنج سوار و صد تن پیاده بودند و سبط ابن الجوزى در (تذکره ) نیز همین عدد را اختیار کرده (*) و مجموع لشکر پسر سعد شش هزار تن و موافق بعضى مَقاتل بیست هزار؛ و بیست و دو هزار و به روایتى سى هزار نفر وارد شده است و کلمات ارباب سِیر و مقاتل در عدد سپاه آن حضرت و عسکر عمر سعد اختلاف بسیار دارد. پس حضرت صفوف لشکر را به این طرز آراست زهیر بن قین را در میمنه بازداشت ، و حبیب بن مظاهر را در میسره اصحاب خود گماشت و رایت جنگ را به برادرش عبّاس عطا فرمود و موافق بعض کلمات بیست تن با زُهیر در میمنه و بیست تن با حبیب در میسره بازداشت و خود با سایر سپاه در قلب جا کرد و خِیام محترم را از پس پشت انداختند و امر فرمود که هیزم و نى هائى را که اندوخته بودند در خندقى که اطراف خِیام کنده بودند ریختند و آتش در آنها افروختند براى آنکه آن کافران را مانعى باشد از آنکه به خِیام محترم بریزند. و از آن سوى نیز عمر سعد لشکر خود را مرتّب ساخت (**) میمنه سپاه را به عمرو بن الحجّاج سپرد و شمر ملعون ذى الجوشن را در میسره جاى داد و عروه بن قیس را بر سواران گماشت وشَبث بن رِبعى را با رجّاله بازداشت ، و رایت جنگ را با غلام خود در ید گذاشت .
____________________________
پی نوشت

*- (تذکره الخواص ) ص ۲۲۶.
**- بعضى از اهل اطلاع گفته اند: بدان که آنچه تحقیق شده آن است که موقف حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام در روز عاشورا رو به نقطه مشرق بوده و موقف عمر بن سعد-لعنه اللّه – رو به مغرب و (شفیّه ) همین جایى است که فعلاً میّه ) مى گویند،هنگامى که آب فرات طغیان مى کند مردم از آنجا سوار طرّاده مى شوند مى روند به کوفه و بودن شفیّه حکمیّه به دلیل قصه ضحاک بن عبداللّه مشرقى است که از میان قوم فرار کرد تا رسید به شفیّه که تقریباً نیم فرسخ است از شهر کربلا تا به آنجا ؛ و امّا آنکه موقف عمر بن سعد مواجه مغرب بود به دلیل آنکه میمنه او فرات واقع مى شود و عمرو بن حجّاج موکّل بر فرات در میمنه بوده ؛ و در عبارت طبرى است که گفته : ثُمَ اِنَّ عَمرو بنَ حجّاج حَمَلَ عَلى الحسین علیه السّلام فى مَیمَنَهِ عُمَر بن سَعد.انتهى .
شنیدم از فاضل کامل و مطلع خبیر ماهر جناب آقاى سیّد عبدالحسین کلیدار به بقعه مبارکه حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام که مى فرمود (نواویس ) تا نزدیک پل سفید بوده که قبرستان بابل بود و مرده ها را در میان خم مى گذاشتند و دفن مى کردند و فعلاً در آن خمها که پیدا شده خاکى بوده در آتش که مى ریختند بوى گندى از آن ساطع مى شد و کربلا شهرى بوده مقابل (نواویس ) و دو نهر یکى علقمى بوده و یکى نهر نینوا ؛ و نهر علقمى الا ن آثارش هست از طرف عون مى آمده و در سابق که عربانه ها از راه عون به کربلا مى آمد از دل آن نهر مى گذشت و الان آثارش هست تا نزدیک شهر کربلا نزدیک کوره پزى ها که آثارش منطمس مى شود لکن به خط مستقیم اگر کسى بیاید مى رسد به مقام حضرت صادق علیه السّلام و از نزدیک غاضریه و آن نهر از پشت سر قبر مبارک حضرت ابوالفضل علیه السّلام مى گذشته و آن حضرت بر مسنّاه آن شهید کشته . واللّه العالم (شیخ عبّاس قمى ).
منتهی الامال

احوال یاران امام حسین در شب عاشورا

بدون نظر »

روایت شده که در آن شب سى و دو نفر از لشکر عُمر بد اَخْتَر به عسکر آن حضرت ملحق شدند و سعادت ملازمت آن حضرت را اختیار کردند و در هنگام سحر آن امام مطهّر براى تهیّه سفر آخرت فرمود که نوره براى آن حضرت ساختند در ظرفى که مُشک در آن بسیار بود و در خیمه مخصوصى در آمده مشغول نوره کشیدن شدند و در آن وقت بُریْر بن خضیر همدانى و عبدالرّحمن بن عَبْدَربه انصارى بر در خیمه محترمه ایستاده بودند منتظر بودند که چون آن سرور فارغ شود ایشان نوره بکشند بُریر در آن وقت با عبدالرّحمن مضاحکه و مطایبه مى نمود، عبد الرّحمن گفت : اى بُریر! این هنگام ، هنگام مطایبه نیست . بُریر گفت : قوم من مى دانند که من هرگز در جوانى و پیرى مایل به لهو و لعب نبوده ام و در این حالت شادى مى کنم به سبب آنکه مى دانم که شهید خواهم شد و بعد از شهادت حوریان بهشت را در بر خواهم کشید و به نعیم آخرت متنعّم خواهم گردید
منتهی الامال

شب عاشورا ۴

بدون نظر »

روایت شده که حضرت امام حسین علیه السّلام در آن شب (شب عاشورا ) فرمود که خیمه هاى حرم رامتصل به یکدیگر بر پا کردند و بر دور آنها خندقى حفر کردند و از هیزم پر نمودند که جنگ ازیک طرف باشد و حضرت على اکبر علیه السّلام را با سى سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب با نهایت خوف و بیم آوردند، پس اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید که آخر توشه شما است و وضو بسازید و غسل کنید و جامه هاى خود بشوئید که کفنهاى شما خواهد بود، و تمام آن شب را به عبادت و دعا و تلاوت و تضرّع و مناجات به سر آوردند و صداى تلاوت و عبادت از عسکر سعادت اثر آن نوریده خَیرالبشر بلند بود.(*)
فَباتُوا وَلَهُمْ دَوِىُّ کَدَوِىِّ النَحْلِ ما بَیْنَ راکِعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائمٍ و قاعِدٍ.
شعر :
وَ باتُوا فَمِنْهُمْ ذاکِرٌ وَ مُسَبِّحٌ
وَ داعٍ وَ مِنْهُمْ رُکَّعٌ وَ سُجُودٌ
___________________________________
پی نوشت
*-(جلاء العیون ) علامه مجلسى ص ۶۵۱.
منتهی الامال