على بن عیسى در حدیث مرفوعى (که سند را به معصوم رسانده ) روایت کند که موسى (علیه السلام ) با خدا مناجات کرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:
اى موسى آرزویت در دنیا دراز نشود که به خاطر آن دلت سخت گردد، و شخص سخت دل از من بدور است .
اى موسى آنطور باش که من در تو خوشحالم (که چنان باشى ) چونکه خوشحالى من آن است که فرمانبردارى شوم و نافرمانى نشوم ، پس دلت را با ترس بکش ، کهنه جامه باش و زنده دل ، در زمین گمنام باش و در آسمان معروف ، خانه نشین باش و چراغ در شب ، در پیشگاه من فرمانبردار و فروتن باش چون فرمانبردارى شکیبایان ، از بسیارى گناه بدرگاه من فریاد کن چون فریاد گنهکار گریزان از دشمن ، در دفع دشمن از من یارى بجوى که به راستى من یاور و مددکار خوبى هستم .
**********************
اى موسى همانا من خدایم که بر فراز بندگانم و بندگان زیر دست منند و همگى در برابرم کوچک و درمانده اند، و از خودت نیز بر خویشتن نگران باش (چون بسیار شود که انسانى از خود گول خورد) و فرزند خود را نیز بر موضوع دینت امین مدان مگر اینکه فرزند تو نیز مانند خوبان را دوست بدارد.
**********************
ادامه نوشتار »
معاذ بن جبل گفت : پیامبر را گفتم : مرا به کارى آگاه کن که به بهشتم برد! و از آتش دوزخ دور دارد. رسول (ص ) گفت : از کار بزرگى سؤ ال کردى . اما بر کسى که آن را انجام دهد دشوار نیست . خدا را بندگى کن ! و هیچ چیز را انباز او قرار مده ! و نماز به پا دار! و زکاه بده ! و در ماه رمضان روزه بگیر و حج خانه خدا را به جاى آر! پس آنگاه گفت : خواهى ترا به درهاى خیر هدایت کنم ؟ گفتم : آرى اى فرستاده خداوند! گفت : روزه همچمون سپرى است و صدقه آتش خطاکارى ها را خاموش مى کند. همچنانکه آب ، آتش را فرو مى نشاند. نماز انسان در دل شب ، شعار نیکوکارانست . سپس این آیه را برخواند: ((تتجافى جنوبهم عن المضاجع …)) سپس گفت : خواهى تو را به اساس هر کار و ستون استوار و نقطه اوج آن آگاه کنم ؟ گفتم : آرى اى فرستاده پروردگار! گفت : پایه آن اسلام است و ستون استوار آن نماز و نقطه اوج آن جهاد در راه خدا است سپس گفت : خواهى تو را به اساس کلى آن را آگاه کنم گفتم آرى اى فرستاده خدا گفت : این را در اختیار خود بگیر و به زبانش اشاره کرد. گفتم : آیا ما را به آنچه گوییم باز خواست کنند؟ گفت : اى معاذ! مادرت به عزایت بنشید! جز اینست که مردمى که به رو، یا دماغ در آتش افتد، درو شده زبانهاى خود بوده اند.
کشکول شیخ بهایی
حضرت موسى علیه السلام ، مشغول مناجات و راز و نیاز با خداوند، عرض کرد:
بارالها! آیا تو از من دور هستى که من تو را با صداى بلند بخوانم ؛ و یا نزدیکى ، تا با تو آرام و پنهانى سخن بگویم ؟!
خداوند عزوجل فرمود: من همنشین کسى هستم که مرا یاد کند.
حضرت موسى علیه السلام عرض کرد: من در حالتهاى قرار مى گیرم که به یاد تو هستم ولى شرم مى کنم تو را یاد کنم . (نام تو را ببرم )
خداوند فرمود: اى موسى ! مرا در همه حالتها یاد کن . (نام مرا همیشه بر زبان بیاور).
به نام خدایی که جان آفرید
سخن گفتن اندر زبان آفرید
خداوند بخشندهٔ دستگیر
کریم خطا بخش پوزش پذیر
عزیزی که هر کز درش سر بتافت
به هر در که شد هیچ عزت نیافت
سر پادشاهان گردن فراز
به درگاه او بر زمین نیاز
نه گردن کشان را بگیرد بفور
نه عذرآوران را براند بجور
ادامه نوشتار »