پادشاه روم به عبدالملك بن مروان نامه نوشت و او را تهديد كرد و سوگند بسيار خورد كه صد هزار تن از دريا و صد هزار كس از خشكى به سويش ‍ بفرستد و عبدالملك قصد كرد تا او را پاسخى قاطع بنويسد. از اين رو، به حجاج نوشت ، تا نامه اى به ((محمدبن حنفيه )) بنويسد و در آن ، او را تهديد كند و از كشتن بترساند، و پاسخ او را براى بفرستد. پس حجاج نامه اى به محمدبن حنفيه نوشت و او پاسخ داد كه : پروردگار را در هر روز سيصد و شصت نظر بر بندگان است و من اميد دارم تا به من نگاهى بنگرد كه تو را از من باز دارد. آنگاه ، حجاج آن رابه عبدالملك فرستاد و عبدالملك به پادشاه روم نوشت و پادشاه روم گفت : اين (كلام ) از او نيست و جز از خاندان نبوت صادر نشده است .