عارفی را گفتند: چگونه ای ؟ گفت : يابم ، آن چه نخواهم و آن چه خواهم ، نيابم .
***********************************
از ديوان منسوب به امير المومنين (ع ):
شيرينی دنيا، زهرآگين است . هان ، شيرينی زهر آگين مخور! خواه در گشايش باش ! و خواه در سختی ، زمانه از اين هر دو گروه می برد. هر كاری چون به كمال رسد، زوال آن آغاز شود. در انتظار زوال باش ! آنگاه ، كه گفتند: كامل شد.
*******************************************
عارفی ، مراد خويش را گفت : مرا وصيتی فرا گير كن ! گفت : سفارش ‍ پروردگار را به همه پيشينيان و واپسينيان به تو گويم ، كه فرمود: ((ولقد وصيناالذين اوتوالكتاب من قبلكم و اياكم ان اتقو الله )) و بی ترديد كه پروردگار به صلاح بنده آگاه ترست و بخشايش و مهربانی او، به بنده بيش ‍ از ديگرانست . بنابراين ، اگر در دنيا، خصلتی برای بنده بهتر و جامع تر و گرانقدرتر از ((نيكی )) بود، سزاوار بود كه آن را ياد كند و بندگان را بدان سفارش كند. پس چون به ((نيكی )) اكتفا كرد، پيداست كه همه نصايح و راهنمايی ها و آگاهی ها و استقامت و خير، در آن ، جمعست .
***************************************************
عارفی گفت : دنيا را بهر سه چيز خواهند: بی نيازی و شرف و آسايش . اما، آن كه زهد ورزد، به عزت رسد، و آن كه قناعت پيشه كند، بی نياز شود و آن كه سعی خويش كم كند، استراحت يابد.
**********************************************************
از سخنان بزرگانست : بردباری تو بر فروتر از خود، عيب خواری ترا نزد زبردستان می پوشاند.
کشکول شیخ بهایی